eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
دوم تو همکاری کن، قول می‌دم نجاتت بدم. قول می‌دم موتور برات بخرم. موتور دوست داری؟ ـ آره خیلی دوس دارم. ـ خیلی خوب. موتور برات می‌خرم، مسافرت می‌فرستمت، برات زن می‌گیرم. از اینا خوشت میاد؟ ـ آره خوشم میاد. ـ می‌دونی سرباز فراری هستی، اگه همکاری نکنی دادگاه نظامی‌ می‌شی. پرونده‌ت بره بالا جرمت زیاده، به جرم ضد شاه اعدام می‌شی. بهتره حرف بزنی و همین جا پرونده رو ببندم و خلاص بشی. اصلاً می‌خوای از سربازی معافت کنم؟ قول می‌دم اگه اسم طرف رو بگی، یه نامه بنویسم و از سربازی معافت کنم. یه موتورم برات ‌می‌خرم تا بری دنبال عشقت. نظرت چیه؟ بگو چه کار کنم؟ ـ این نوار سخنرانی رو از کجا آوردی؟ کی بهت داده؟ ـ والا نمی‌دونم. یه غریبه بهم داد. ـ کجا بهت داد؟ ـ توی خیابون! ـ چند سالش بود؟ چه کاره بود؟ خونه‌ش کجاس؟ ـ نمی‌دونم، باید ببینمش. ـ کجا ببینیش؟ ـ توی خیابون بچرخم می‌بینمش. ـ مگه میاد توی خیابون؟ آره می‌آد، یه دوری می‌زنه و زود می‌ره. ـ اگه آزادت کنم، می‌تونی پیداش کنی؟ ـ البته که می‌تونم. از دور هم می‌شناسمش. تند تند به سیگارش پُک می‌زند و با سکوت دودش را توی صورتم می‌پاشد. بعد از جایش بلند می‌شود و چند بار طول سلول تنگ و کم‌نور را طی می‌کند و می‌گوید: «‌کاک سعید بهت اعتماد می‌کنم و فرصت می‌دم تا از این مخمصه خلاص بشی. سر قولم می‌مونم و آزادت می‌کنم تا بری طرف رو پیدا کنی. ولی وای به حالت اگه خطا کنی و سر قولت نمونی.» ـ چشم، پیداش می‌کنم. جفایی دست از سرم برمی‌دارد و از سلول خارج می‌شود. تازه می‌فهمم چه خطای بزرگی کرده‌ام‌. چطور می‌توانم علی صالحی، رحمت‌الله علی‌پور و آیت‌الله ربانی شیرازی را لو بدهم؟ دروس مذهبی و آموزش قرائت قرآن را پیش استادم رحمت‌الله علی‌پور از روحانیون سرشناس سردشت آموخته و در سخنرانی‌ها‌یش شرکت کرده بودم. با پدرش حاج احمد علی‌پور از مبارزان مشهور منطقه ارتباط داشتم. سال‌ها‌ با آن‌ها رفت و آمد داشتم و از وجودشان کسب فیض می‌کردم. چطور می‌توانستم به ساواک معرفی‌شان‌ کنم؟ مدتی است به جرم فرار از سربازی، نیمه‌مخفی زندگی کرده و زیاد آفتابی نمی‌شوم. ولی زمزمۀ قیام و طغیان و انقلاب به گوش می‌رسد. از بچگی کمک خرج خانواده ‌بوده‌ام‌ و با کارگری و آرایشگری و بنّایی و جوشکاری مخارج زندگی دو برادر و سه خواهرم را تأمین کرده و به پدرم کمک کرده‌ام‌. علی صالحی دوست دوران کودکی‌ام دانشجوی دانشسرای ارومیه بود و با مهدی و حمید باکری همکلاس بود. از طریق صالحی با باکری‌ها‌ رفیق شدم و در شرکت اَندای ارومیه مشغول کار بنایی شدم و پارک شهر ارومیه را می‌ساختیم که در تعطیلات تابستان علی صالحی و مهدی و حمید باکری هم آمدند و وردستم کارگری کردند. با وجودی که دانشجو بودند، عارشان نمی‌آمد زیر دستم کارگری کنند. یک شب مهدی باکری به مراسم عروسی فامیلشان‌ دعوتم کرد. عروسی بدون رقص و آواز بود. مردها جدا و زن‌ها‌ جدا از یکدیگر بودند. اولین باری بود که مراسم عروسی را این جوری بی‌رونق می‌دیدم. برایم تعجّب‌آور بود. نه ضبطی و نه مطربی و نه رقص و آوازی. در نوع خودش نوبر بود. سال قبل در کنسرسیوم نفتی شهر بوشهر زیر نظر آلبرت یهودی در منطقۀ عسلویه جوشکاری کرده بودم و حسابی پولدار شده بودم. دستم به دهانم می‌رسید و به سردشت برگشته بودم. خواستم خودم را به رخ علی‌پور بکشانم و فخرفروشی کنم. با سر و وضعی مرتب و تمیز با موهایی بلند و هیپی، شلواری پاچه‌گشاد و کفش‌ها‌ی پاشنه‌بلند به سراغ علی‌پور رفتم. خیلی خوشحال شد و بدون توجه به سر و وضعم، تحویلم گرفت و گفت: «‌به ما بیشتر سر بزن.» جمع سه نفره ما با حضور سعید قادرزاده هر روز صمیمی‌تر و بیشتر شد تا اینکه در یکی از جلسات شبانه، شخصی روحانی به نام آیت‌الله ربانی شیرازی را در منزل علی‌پور دیدم که تازه به سردشت تبعید شده بود. بحث مبارزه و انقلاب داشت سر و شکل جدی‌تری به خود می‌گرفت و در مجالس و محافل بیشتر مطرح می‌شد. رفت و آمدهای علی‌پور به تهران بیشتر شده و دست‌نوشته‌ها‌یی از علما و مراجع با خود می‌آورد و در شهر تقسیم می‌کردیم. علی‌پور برای آیت‌الله ربانی شیرازی احترام زیادی قائل بود و او را در منزل خودش اسکان داده بود. روحانیون دیگری مانند آیت‌الله باریک‌بین و آیت‌الله ابوترابی و آیت‌الله ملکوتی تحت نظر ساواک در سردشت تبعید شده بودند و به منزل علی‌پور رفت و آمد داشتند. یواش‌یواش اعتمادشان به من هم بیشتر شده و دست نوشته‌ها‌ و اطلاعیه‌ها‌یی از امام خمینی به دستشان‌ می‌رسید کپی می‌کردند و در اختیارم قرار می‌دادند تا با صالحی و قادرزاده در مساجد و مدارس پخش کنیم. ... ⬅️ ادامه دارد ....... 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
9.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 تفسیر ۱۲ | پیام شهیدان 🔘 «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» (آیه ۱۷۰ سوره مبارکه آل‌عمران) ۱۳۹۷/۱۲/۰۶ 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
مراسم ولادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) جوانان مسجد حضرت زینب علیهاالسلام هیئت ابناءالحیدر چهارشنبه شب ساعت ۲۱ زیر زمین مسجد حضرت زینب(س) 🌹میزبان حضور گرمتان هستیم🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
: دست امام، انگشت اشاره‌ی امام در همه‌ی پیچ و خمهای زندگی ما را راهنمائی میکند و یکی از قویترین و بهترین مواریث معنوی امام، همین وصیتنامه‌ی اوست. جا دارد در برهه‌های مختلف، مردم، مسئولان گوناگون، جوانها این وصیتنامه را بازخوانی کنند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
: کلمات امام، کلمات واضحی است؛ محکمات و بیّنات است. فرمایشات امام، هنوز در فضا طنین‌افکن است. وصیتنامه امام، میثاق همیشگی امام با امّت است. همه باید این کلمات را درست بفهمیم و بر آن تدبّر کنیم، تا راه امام را اشتباه نکنیم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا