🕊|🌷|🕊
هر کاری این دکترها میکردند
سید به #هوش نمی آمد.
اگر هم می آمد.. یه #یازهرا (سلام الله) می گفت؛ دوباره از هوش می رفت.
کمی آب #زمزم با #تربت به دستم رسیده بود، با هم قاطی کردم مالیدم رو لبهای سید.
چشمهایش را باز کرد وگفت: این چی بود؟
گفتم: #آب... گفت: نه آب نبود،
ولی دیگه این کار را نکن..!
من با مادرم تو کوچه های #مدینه بودیم
تازه اینجا بود که من #راز یازهرا(سلام الله) گفتن هاشو فهمیدم.
#شهید_سید_مجتبی_علمدار
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
#عصرتونمهدوی
نمیدانمـ |تو| کجایی
ولے منـ اینجا…
در انتظارِ تو جان دادهامـ
#یاایهاالعزیز
.
🌸دراین عصر قشنگ
هرچه تقدیر بلند
هرچه لبخند قشنگ
هرچه از لطف خداست
همه تقدیم شما
عصرتون زیبا و دلانگیز
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
خلاصۿ وار بِگویم↷
او جانِـ♥️ ما
ڪِۿ هیچـ{
خودِ مـ♡ ـا بود!
『 #مطهره_امینے 』
『 #عاشقانہ۰شهدا 』
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
هدایت شده از کانال شهید ابراهیم هادی
اذان ابراهیم هادی.mp3
5.58M
اذان شهید ابراهیم هادی
🍃🌹@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
شهادت
بہ خون و تیر و ترڪش
نیست...
آن روز ڪہ خدا را
با همہ چیز
و در همہ چیز دیدیم
شهید شده ایم...
#شهید_محمدتقی_سالخورده
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
#گذرے_بر_سیره_شهیــد
#حق_الناس
✍رضا همرزم ، علی اکبر در سوریه بود.
میگه اکبر علاقه شدیدی به خوردن قهوه داشت ، و کلا جزء عادتاش بود که مرتب میخورد.چند روزی گیر عملیات پاکسازی بودیم ، و گه گداری هم تکفیری ها باهامون درگیر میشدن و تو این مدت علی اکبر بدون قهوه مونده بود.
✍در حین پاکسازی به خونه ای رسیدیم ، که همه وسایل سرو چای و قهوه آماده بود و صاحب خونه وقت نکرده بود جمع کنه.با خوشحالی صدا زدم اکبر بدو بیا اینجا ببین خدا برات جور کرده ، هوا هم خیلی سرد بود.
✍وقتی اومد داخل اتاق ، داشتم یه پتو در می آوردم بندازم رو خودم که شهید با یه حالت خاصی گفت؛آقا رضا ، پتوهای مردم رو دست نزن شاید راضی نباشن ، قهوه شونم بزار ان شاءالله خودشون برمیگردن و کنار هم نوش جون میکنن.من که از شدت سرما داشتم به خودم میلرزیدم مات و مبهوت نگاهش میکردم فقط.من و شما چقدر حق الناس رو رعایت میکنیم؟
#شهید_اکبر_شیرعلی🌷
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
این خـــون
تا قیامٺ جاریست
مـن و شمـا
باید مواظب باشـیم
تا حـرمـتِ
چنین خون هایی نشڪند ...
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
🌸برخورد صحیح
رفتیم ترمینال و سوار اتوبوس شدیم. در شروع حرکت راننده ضبط را روشن کرد. آنچه که پخش می شد آهنگ مبتذل بود. منتظر عکس العمل سید بودم. سید از جای خود بلند شد و پیش راننده رفت. با خودم گفتم حتما برخورد شدیدی با راننده دارد.
اما سید بانرمی و لطافت گفت: اگر نمی خواهی مادرم حضرت زهرا (س) از تو راضی باشد، به گوش دادن نوار ادامه بده اصلا فکر نمی کردم سید چنین حرف سنگینی به راننده بزند. حرف سید چنان در راننده اثر کرد که ضبط را بدون هیچ حرف و شکایتی خاموش کرد. در ادامه سفر راننده چنان با سید دوست شد که هر چیزی را می خواست بخورد اول به سید تعارف می کرد.
شهید سیدمجتبی علمدار
📚کتاب علمدار/صفحه 134
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi
خداوندا بدون نوازشهای تو💫
بدون مهر و محبت تو
بدون عشق تو
میان دستهای زندگی💫
مچالہ میشویم
مهربانیت را از ما نگیر
شبتون پر از آرامش الهی💫
🍃🌹
امروز روز خوبیست
اگر نگاهت به آن بالا باشد
نگرانی ها را دور بریز
و شاد باش
زندگی همین امروز است
شاکرباش بابت این هدیه خداوند
قدربدون وفرصت رو از دست نده
🍃🌹
@ShahidAziz_Ebrahim_Hadi