کانال شهید ابراهیم هادی
💔 #رمان_دلارام_من #قسمت_بیست_هفتم می روم به سمت محوطه شهدای گمنام ، قرار است فردا شهیدی که تازه ا
💔
#رمان_دلارام_من
#قسمت_بیست_و_هشتم
بیشتر گوش تیز میکنم ، صدا از داخل قبر است بیشتر از انچه بترسم کنجکاو شده ام ...!
نگاهی به داخل قبر می اندازم ، مرد جوانی به حالت پیچیده روی خاک ناله می کند و خدا را صدا می زند ...
لباسش رنگ حامد است ! باز هم او! باز هم حامـد!
از سجده بر میخیزد و چهره اش را میبینم ...
می نشینم سر جایم ، زیارت عاشورا را شروع می کند ....
صدایش از گریه گرفته و با سوز می خواند ...
قرآن قبل از اذان همراه است با پایان زیارت برای نماز ، بلند می شوم و تا چشمش به من می افتد هول می شود ...
با همان صدای گرفته می گوید : ببخشید کی شمارو راه داد اینجا ؟؟؟؟؟
-کسی مانعم نشد ... اشکالـے دارد از نظر شما !؟
سرش را تکان می دهد ، جوابی ندارد . جز اینکه بگوید : بله ...یعنی نه اشکال نداره ....
ولی ....
ادامہ دارد ....
نویسنده : خانم فاطمه شکیبا
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
💔
اینها چه دیدند و رفتند
و ما نتونستیم ببینیم و #جاماندیم...
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
💔
به فرمانده گفت: اگه رمز رو اعلام کردی و تو آب نپریدم،
منو هل بده تو آب!
فرمانده گفت: اگر مطمئن نیستی میتونی برگردی...
مهدی جواب داد:
نه!
پای حرف امام ایستاده ام، فقط می ترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه
آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم
الان هم خواهرم رو سپردم به
همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.
والفجر هشت هنگام زدن به دل اروند وحشی ...
فرمانده اعلام کرد... یا زهرا ...
اولین نفری که توی آب پرید، مهدی بود
اولین نفری بود که به شهادت رسید!
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
#غواصشهید_مهدی_ذهبی
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
جزء سرمایههاے یک ملت این است،
که یک عده شهیـد داشته باشد.
همین #شهیـدان هستند
که بازگو کردنِ کار و فکر و گذشتِ اینها
روحیهے دیگران را براے همیشه
شاداب و زنده نگه میدارد.
"استـاد شهیـد مرتضـی مطهـرے"
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاطره فرزند شهید طاهری
کلا عادت کرده بودم به چککردن کانالهای اخبار سوریه،خبر آمد گروهی در سوریه شهید شدند مثل همیشه با کمی نگرانی از کنارش گذشتم،به خودم گفتم الان ۳۴ روز است رفته بعیده به این زودی اتفاقی براش بیفته
بیخیال شدم و نمازم را قامت بستم
بین دو نماز داشتم با خودم فکر میکردم من همه توانم مثل پدر شهید علی منیف اشمر که خبر شهادت فرزندش را از تلویزیون شنید و فقط گفت ربنا تقبل منا هذا القربان عمل کنم؟
تلفنم زنگ خورد،امین که مدت ها بود با من تماس نگرفته بود خیلی سرحال حال و احوال کرد و پرسید:راستی تویی تیر و طایفه تان سعید دارید؟
گفتم چطور؟زنده است؟پدرمه!
با تته پته گفت آره امروز دیدمش پیش نماز بود
گفتم امین! تو توی تعاون هستی مدتهاست به من زنگ نزدی معلومه برای پدرم اتفاقی افتاده،پیچوند اما من پیش خودم گفتم ربنا تقبل منا هذا القربان
فردا صبحش عبدالله زنگ زد و گفت عباس بابات عاشورایی شد!این شاید رسمی ترین خبری بود که بهم دادند و بعد از آن من باید خبر را به همه می رساندم و چه کار سختی بود
فدای دل سوخته ات یا زینب کبری
پ.ن:این فیلم آخرین تصاویر زنده پدرم است همراه با شهید شیخ جابر زهیری
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
#فاطمیه
•
•[به من نگو ڪه به دردت نمی خورم ،زیرا
قبول ڪردن حرف حساب راحت نیست ...!]•
•
#خانومخونهیعلی.....
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
.
<وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى..♥️>
وهماوستكہمۍخنداند
ومۍگريانـــد 🌱
<النجم/۴۳>
.
+مآخداراداریمبہازاےهرآنچہنداریم ؛)
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
••🌱••
وقتیمیگی:
#خدایاسپردمبهتو👆🏻
ـ پساونصداییکهتهدلتمیگه:
ـ نکنهفلاناتفاقبیفته...✨
ـ چیمیگه⁉️
ـ اینکهبتونیجلویاینصداروبگیری
خودشیهپا #جهادههآا ...😉
🍃🌹🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi