eitaa logo
قِــطـعِـۂ اِے اَز بِــھِـشـت🍀
224 دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
509 ویدیو
43 فایل
دِل شِکَسـتِه ی عَــٰاشِق💔 بـَـرای پَــروٰاز🍃 نیٰـازی بِه‍ بٰــال نَدارَد ....💕 .•°{شهید آوینی}°•. تـودعـوت‌شـده‌ےشهــدایے🙃♥️
مشاهده در ایتا
دانلود
moghadam shahadat emam hasan .mp3
6.86M
ان شالله زود ساخته بشه پنجره فولاد حسن ان شا الله 🕌حرم براش بنا کنیم صحن مدینه رو مثل مشهد و کربلا کنیم 🎤کربلایی 🏴شهادت ع @shahidhojajjy
سلام . امشب باید زودتر پارت هارا بزارم . و اینکه خیلی به دعاتون احتیاج دارم . دعا کنید برام چون امتحان ریاضی و عربی دارم . با این حال براتون سه پارت و تایپ کردم. .
رمان بچه مثبت . ریحان: -بابت فوت مادرتون متاسفم... مائده: ممنون عزیزم. افکار ریحان: (آخیش نفسم و با آسودگی بیرون دادم . خداروشکر شرط بندی هنوز پابرجاست .) متین: بفرمایید . میل کنید . _ممنون و شروع به خوردن کردم . ریحان: با دیدن یلدا که داشت بال بال میزد تا زودتر برم پیششون . ابروهامو به معنی نه بالا انداختم که دست شو به نشانه ی خداحافظی بالا اورد . یعنی میخوان برن بعد به گوشی و کیفم اشاره کرد . منم به طور نامحسوس انگشتم و به معنی ۲دقیقه صبر کنید بالا اوردم که بازم خدارو شکر متین و مائده ندیدن . .. ریحان: خب مائده جان خیلی از دیدنت خوشحال شدم . ای کاش میشد بیشتر باهمدیگر اشنا بشیم . . خندید و گفت: _من توی دانشگاه فلسفه میخونم . میام یه سری به متین بزنم پیش تو هم میام انشالله. ریحان: ممنون خوشحال میشم . .....✍ ادامه دارد✍ نویسنده:الف ستاری 🌸💚🌸💚💚🌸 @shahidhojajjy 🌸💚🌸💚💚🌸
رمان بچه مثبت . ریحان: برگشتم سمت متین و گفتم : _بابت همه چیز ممنون . فردا جزوه را براتون میارم. فقط یه لحظه نگاهم کرد و گفت: _ خواهش میکنم . نوش جان . جزوه باشه پیشتون تا چهار شنبه نیاز ندارم. ریحان: از روی صندلی بلند شدم با مائده دست دادم و با متین خداحافظی کردم . بدو بریم که دوستام الان میمیرن از فضولی بعد من حلوا بلد نیستم درست کنم . به افکار خودم لبخند زدم و به طرف یلدا اینا رفتم. 🌹 🌹🌹 _وای ریحان . عجب رویی داری تو . *ریحان حالا دختره کی بود؟ یلدا: چرا هرچی اشاره میکردم نمی اومدی؟ ریحان: برگشتم سمت بچه ها و گفتم : چه خبره . بابا . دختره دختر داییش . یلدا: حتما نامزدشم هست؟!! ریحان: نه بابا . خواهر برادرن چون یه جورایی مامان متین هردو شیر داده. خلاصه هرکس نظرشو اعلام کرد و با خنده به سمت دانشگاه راه افتادیم. . ✍ادامه دارد✍ نویسنده: الف ستاری 🌹🌱🌹🌱🌹🌱 @shahidhojajjy 🌹🌱🌹🌱🌹🌱
رمان بچه مثبت . .ریحان: این کلاس تموم شد ولی دوساعت دیگه با سهرابی کلاس داشتم . امروز کلا حوصله نداشتم . رفتم نشستم زیر یکی از درختای محوطه. .... وای خدا مرگم بده . نیم ساعته کلاسم شروع شده . سریع رفتم تا به کلاس برسم . . دوتا تقه به در زدم و در و باز کردم. _سلام سهرابی با دیدنم پوفی کشید و کتاب توی دستش را تقریبا پرت کرد روی میز . با صدای نسبتا بلندی گفت: _چه سلامی خانوم؟ چه وضع کلاس اومدنه؟ این دفعه چه بهانه ای دارید؟ واقعا اگه به نظرتون انقدر این کلاس مسخره و پیش پا افتاده که ارزش سر وقت اومدن و نداره؟ نیا خانوم. سر کلاس نیا . سر کلاس من اصلا نیا . بفرمایید بیرون . این درسم حذف کنید وگرنه خودم بهتون نمره نمیدم. افکار ریحان: این دیگه چشه؟ چرا پاچه میگیره؟ بی ادب جلوی بقیه سنگ روی یخم کرد . هنوز توی چشماش خیره بودم و هیچ صدایی به غیر از صدای تنفس عصبی سهرابی نمیومد . نتونستم جلوی خودم و بگیرم و گفتم: _ تو اگه استادبودی اینجوری با دانشجوهات برخورد نمیکردی که سر یک ربع تاخیر مجبور به دروغ گفتن بشن. استاد: احترام خودتون و نگه دارید خانوم محترم. ریحان: چطور غرور یک دانشجو را جلوی همکلاسی هاش خورد میکنید؟ معلومه که حذف میکنم . متاسفم برای این سال هایی که شما درس خوندین . چون هنوز اخلاقتون ...... بغض اجازه ادامه صحبت و بهم نداد . و سریع از کلاس زدم بیرون. .. نویسنده:[بازم دعوا] . ✍ادامه دارد✍ نویسنده:الف ستاری . با کاهش ☘🥀☘🥀☘🥀 @shahidhojajjy ☘🥀☘🥀☘🥀
خبر خوب . بالاخره تونستم بنر رمان و آماده کنم .
نه طبقِ مُد دوستتدارم? نه به حکمِ سنت ! همه چیز بنا بر فِطرت است . خوب‌ها ،دوست‌داشتنی‌اند? ... رمان بچه مثبت : درباره ی دختری به اسم ریحانه . دختری که به خاطر شرط بندی تغییر میکنه .... . _ این همون بچه مثبته که میگفتی باید بره متخصص بینایی ؟؟ _تازه فهمیدم که ما باید برای اعتقاداتمون بریم پیش متخصص .... ای کاش زودتر از ارامش نماز باخبر میشدم . اگه میدونستم مداحی چقدر به ادم ارامش میده هیچ وقت رپ گوش نمی دادم ... رمان بچه مثبت: ژانر: اجتماعی . مذهبی . طنز 👇👇 🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹🌱 @shahidhojajjy 🌹🌱🌹🌱🌹🌱🌹🌱 @shahidhojajjy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 بزرگوارترین امام ..‌. این اقــا خودشو نگرفته،ابهت داره♥️ #پیشنهادی🥀 @shahidhojajjy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃🌸✨ ﷽✨ 🌸🍃🌸 ‌مجبور شدم به هر کسی رو بزنم در محضر هر غریبه زانو بزنم تحقیر شدم ، چون که فراموشم شد یک سر به ضامن آهو بزنم @shahidhojajjy
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
05148888 [💔] زنگ بزنینــــ😭
🔶 «حرم امام رضا(ع)» باید بیش از هر چیز، ما را یاد چه چیزی بیندازد؟ ◾️امام رضا(ع) در بین همۀ ائمۀ هدی، صریح‌ترین پیام‌های ولایی را به مردم منتقل کردند و دعوت به امر ولایت را در زمان خلیفۀ مقتدر عباسی؛ هارون الرشید هم انجام می‌دادند. شجاعت و صراحت امام رضا(ع) در دعوت به امر ولایت و امامت فوق‌العاده بود. ◾️سخن صریح امام رضا(ع) به مأمون هم بسیار قابل تأمل است. وقتی مأمون، حضرت را به دارالخلافه آورد، حضرت به او فرمود: «مأمون! با این کاخ و سلطنت و با این تقرّبی که به ظاهر برای من درست کرده‌ای فکر نکن بر عزّت من در جهان اسلام افزوده‌ای! من در مدینه بر مَرکب خود سوار می‌شدم و بر قطعه کاغذی دستوری می‌نوشتم که در شرق و غرب عالم اطاعت می‌شد.» (عیون اخبار الرضا/۲/۱۶۷) ◾️امام رضا(ع) وقتی کمترین فرصت و امکان و کمترین ظرفیت برای آشنایی با مفهوم امامت و ولایت را در میان مردم دیدند، بر روی مفاهیمی مثل نماز و روزه و عبادات و اخلاقیات کار نکردند، بلکه به سراغ اصل ماجرا رفتند و به اصلی‌ترین مفهوم دینی یعنی ولایت و امامت پرداختند. نمونۀ برجستۀ آن حدیث سلسلة الذهب است. ◾️البته دلیل این ترجیح هم در کلامی از حضرت کاملا معلوم است آنجا که می‌فرمایند: «نماز بدون امامت تمام نیست، زکات و روزه و حج و جهاد بدون امامت تمام نیست. و اساسا تمام احکام با امامت تمام می‌شود و بدون امامت همۀ اینها ناقص است؛ (کافی/۱/۱۹۷) ◾️حرم امام رضا(ع) باید بیش از هر چیز ما را به یاد امر ولایت بیاندازد و زیارت حضرت برای ما یادآور اصل امامت باشد، در حرم امام رضا(ع) باید بیش از هرچیز برای فرج دعا کنیم تا قدردان زحمات امام رضا(ع) باشیم. علیرضا پناهیان - ۳۰صفر ۹۴🥀 @shahidhojajjy
🌹🌹🌹 دعای خروج از ماه صفر فراموش نشه؛همه را دعا کنید بسم الله الرحمن الرحیم یا سَیّدُ یا سَیّدُ یا صَمَدُ یا مَنْ لَهُ الْمُسْتَنَدُ اِجْعَلْ لی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً مَمّا اَنا فیهِ وَاکْفِنی فِیهِ وَ اَعُوذُ بِکَ بِسْمِ اللهِ التّامّاتِ یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ یا رَحْمنُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا خالِقُ یا رازِقُ یا بارِیُ یا اَوَّلُ یا آخِرُ یا ظاهِرُ یا باطِنُ یا مالِکُ یا قادِرُ یا واهِبُ یا وَهّابُ یا تَوّابُ یا حَکیمُ یا سَمیعُ یا بَصیرُ یا غَفورُ یا رَحیمُ یا غافِرُ یا شَکُورُ یا عالِمُ یا عادِلُ یا کَریمُ یا رَحیمُ یا وَدودُ یا غَفورُ یا رَؤفُ یا وِتْرُ یا مُغیثُ یا مُجیبُ یا حَبیبُ یا مُنیبُ یا رَقیبُ یا مَعیدُ یا حافِظُ یا قابِضُ یا حَیُّ یا مُعینُ یا مُبینُ یا جَلیلُ یا جَمیلُ یا کَفیلُ یا وَکیلُ یا دَلیلُ یا حَیُّ یا قَیّومُ یا جَبّارُ یا غَفّارُ یا حَنّانُ یا مَنّانُ یا دَیّانُ یا غُفْرانُ یا بُرْهانُ یا سُبْحانُ یا مُسْتَعانُ یا سُلْطانُ یا اَمینُ یا مُؤمِنُ یا مُتَکَبّ‍ِرُ یا شَکُورُ یا عَزیزُ یا عَلیُّ یا ‍وَفِیُّ یا قَویُّ یا غَنیُّ یا مُحِقُّ یا اَمینُ. (آمین یا رب العالمين) التماس دعا 🌹🌹🌹 خواستم اولین نفرى باشم که، ربیع الاول رو بهتون تبريک ميگم*آخه حضرت محمد(ص) گفتند هرکس پایان صفر را مژده دهد بهشت بر او واجب است.🌷🌷🌷🌷❤❤❤ @shahidhojajjy
رمان بچه مثبت . ریحان: درو محکم بستم و اومدم بیرون . چشمام شروع به باریدن کردن . به سمت در دانشگاه دویدم . تقصیر خودمه . کاش اصلا نمی رفتم. حداقل یک غیبت خورده بودم بهتر از این گند به بار اومده بود . گوشیم مرتب زنگ میخورد . دیگه خیلی اعصبانی شدم پرتش کردم وسط خیابون . بعدشم جنازش و جمع کردم ریختم توی کیفم . رسیدم خونه و سریع رفتم توی اتاقم و با مشت افتادم به جون خرس پشمی کنار اتاقم ...👊🤜🤛 . انقدر زدمش که به نفس نفس افتادم و افسوس خوردم که چرا سهرابی جای این خرس نبود تا لهش کنم. ** سر میز نشسته بودم و سوسن کباب شامی های خوشمزه اش و گذاشت روی میز . از دانشگاه به بعد هیچی نخورده بودم . دو سه تا لقمه بیشتر نخورده بودم که بابا رسید و نشست روی صندلی کناری من . مثل همیشه جواب سلامم و با تکون دادن سرش داد . بابا برای خودش لقمه ای گرفت . غذا را خورده بودم و بیشتر میلم نمی کشید . اومدم از روی صندلی پاشم که بابا گفت: _بشین ریحانه با تعجب نشستم ( خیلی کم بابا به اسم صدام میکنه) و گفتم: ریحان: بله؟ با من کاری دارین؟ ✍ادامه دارد✍ نویسنده: الف ستاری ‌. @shahidhojajjy
رمان بچه مثبت . بابا: این استادتون کی بود؟ ریحان: 😳کی؟ بابا: همون که امروز باهمدیگر بحث کردین. ریحان: حدس میزنم دقیقا کوروش دهن لق بهتون گفته. بابا: همه نگران بدون . دوستات و میگم . گوشیتم که جواب نمیدی . درسته خودش برام ماجرا گفت . ریحان: خیلی خب . اسمش و برای چی میخواین؟ بابا: خب معلومه . میخوام یه درس حسابی بدم . ریحان: لازم نکرده پدر من . من از پس کارهای خودم بر میام . بابا: اگه که بر می اومدی مثل بچه ها قهر نمیکردی بیای خونه. ریحانه: خب هرچی شما چرا دخالت میکنید . من اصلا از دخالت خوشم نمیاد بابا: این نظر تو هست نه من . ریحان: با عصبانیت از جام بلند شدم و گفتم: اره حق باشماست تنها چیزی که توی این خونه مهم نیست نظر منه. سریع رفتم سمت اتاقم که مامان با حوله ای که دستش بود جلومو گرفت/ مامان: باز چی شده؟ ریحان: خدایا منو بکش و گفتم و سریع پریدم توی اتاقم .تا به وقتش حال کوروش بگیرم. 🌹🌹🌹 ✍ادامه دارد✍ نویسنده: الف ستاری . @shahidhojajjy
رمان بچه مثبت . _ریحان چرا ندادی بابات یه درسی چیزی به این سهرابی بده؟ ریحان: کوروش...موضوع اینکه نمیخوام پدر و مادرم توی مسائلم دخالت کنن. کوروش: خنگی دیگه ریحان: مرسی واقعا . تشبیه خوبی بود . کوروش: خیلی خب بابا . معذرت میخوام . ریحان: باشه . من کار دارم. کوروش: خب به من چه؟ ریحان: یعنی خداحافظ کوروش: مثل ادم بگو خدانگدارتون . ریحان: درحالی که میرفتم گفتم:(فرشته ها ادم نمی شوند .) *** ریحان: رفتم تا کلاس سهرابی و حذف اضطراری. که متین از راه رسید و خیلی با ادب لزم خواست که چند دقیقه به حرفاش گوش بدم . من مثل یه دختر خوب قبول کردم و باهاش رفتم بیرون ساختمان دانشگاه تا حرفش و بزنه. روی یه نیمکت با بیشترین فاصله نشستیم. متین: .... (یکم میخوام از پارت های بعد بگم : فقط اینکه متین میخواد درباره ی سهرابی با ریحانه خانوم صحبت کنه) ✍ادامه دارد✍ نویسنده: الف ستاری . @shahidhojajjy
نظرات و پیشنهاد ها درباره ی رمان @yazinab1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ چـادری اگر هستم✋ لباس های قشنگ هم دارم😉 غروب جمعه اگر دلم میگیرد💔 شادی ها و دیوونه بازیای دخترونه ام سرجایش است!😁 سر سجاده اگر گریه میکنم!😭 گاهی هم از ته دل میخندم😂 شاید جایم بهشت نباشد!🤔 اما چادر من بهشت من است.😉🙃 @shahidhojajjy
⚠️ یـڪ تلنـ⚠️ـگر اے شهید🕊 همسایہ ات نیستم امّـا☝️ 🌾مهمان خانہ ے مجازی ات📱 ڪہ هستم، 🌾خودت دستم راگرفتہ اے وآورده اے 🌾اینجاڪمڪے ڪن من هم یڪۍ شبیہ توُ شوم😭 @shahidhojajjy
💞اینچــنین رهبر کجا در عالم است 💞خطــبه های او قیامـت میکند 💞نـازم آقــا را که چـون پیر خمین 💞منطقـش تحـکیم وحـدت میـکند @dhahidhojajjy
﷽ هذا یوم الجمعه ... : رفقا حواستون باشه! دارند برای امام عصر علیه‌السلام یارگیری می‌کنند. این فاصله با گریه ی ما کم نشود بارانِ کرم روزیِ عالم‌ نشود پیوند ِ میانِ منتظرها ‌و ظهور جُز با گره ی تلاش محکم نشود ... @shahidhojajjy