eitaa logo
شهید گمنام🇵🇸
9هزار دنبال‌کننده
12.6هزار عکس
6.3هزار ویدیو
105 فایل
ادمین ثبت خاطرات @Mahdis1234 کانال دوم ما مسیر بهشت https://eitaa.com/joinchat/3022192798C43e1b256ae تبلیغات شما پذیرفته میشود https://eitaa.com/joinchat/4173332642Cacf0e5f1fb
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد : ۲۸ شهریور ۱۳۶۱ 🍃حامد نیز مجنونی بود که عشقی منتهی به نور را در خود پرورید وَ گویی اصلا آمده بود تا در خلاصه شود. آری همین است شرط عاشقی است. 🌟شادی ارواح مطهر شـهدا صلوات ‍ 🦋الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ 🦋🦋🦋
همه بدانند ! با اينكه دخترم👱🏻‍♀،با اينكه وجودم سرشار از احساسات لطيف است🥰،با اينكه آرامش بخشي مهم ترين نقشم در جهان هستي🌍 است اما...☝️ نمي خواهم به نام دختر👱🏻‍♀ بودن در جلوه هاي دنيا اسير شوم...😒 نمي خواهم اوج آرزو هايم دنيا باشد😇 و زر و زيورهايش💍👑... نمي خواهم به خاطر دختر👱🏻‍♀ بودنم" شي" بمانم،حتي به نام مذهب...☝️ من يك دخترم😍! با تمام احساسات دخترانه ام👱🏻‍♀...با تمام لطافت هايي كه يك دختر مي تواند داشته باشد.با قلبـ💝ـي كه عاشق💞✅ است ... اما... دختري مبارزم!👊 مرا متهم نكنيد به افراطي بودن✌️،به خشونت،به ناديده گرفتن واقعيتها...😕 كاش اين را بفهميد كه مي توان قلبي سرشار از عشق💖 و روحي لطيف داشت اما در راه ارزش ها جنگيد!✊ زندگی سراسر آزمون📝 است و شهادت مهر قبولی...🥰 اللهم_ارزقنا_از_اینا😊 فاطمی 🧕 🦋🦋🦋
☀️ 🗓امروز ۲۷ شهریور ۱۴۰۱ مصادف‌با سالروز:ولایت شهید محمد صاحب کرم شهید صاحب کرم که متولد ۲۵شهریور سال 61 است در اردیبهشت سال 87 ازدواج کرد و همسرش همان ابتدا می‌دانست که محمد درد مردم برایش دغدغه است و با دیدن اخبار جنگ و ظلم به مسلمانان حالش منقلب می‌شد. محمد سال‌ها بود زمزمه رفتن به سوریه و عراق برای مبارزه با تکفیری‌ها را داشت، در سال 92 برای رفتن مصمم‌تر شد، حمیده مخالفت می‌کرد ولی بالاخره در برابر دوست‌داشتن محمد برای رفتن تسلیم شد و در بهمن 93 او را به سوی جبهه حق بدرقه کرد. همسر شهید می‌گوید: اوایل که من مخالفت می‌کردم سعی نمی‌کرد که با صحبت کردن مرا راضی کند بلکه ترجیح می‌داد که با رفتار کاری کند تا من با قلبم راضی شوم. بعد از رفتنش خانواده همسرش تا زمان شهادت اطلاع نداشتند و خانواده محمد هم بعد از رفتنش متوجه شدند. 🎁 🌟هدیه به روح مطهر شهید صلوات ☘اَللهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَى‌مُحمَّـدٍوآل‌مُحَمَّد☘ 🦋🦋🦋
از شهدا، به جامانده ها هنوز هم شهادت مےدهند اما بہ "اهل درد"نه بے خیال ها فقط دم زدن ازشهـدا افتخار نیست باید زندگےمان،حرفمان،نگاهمان، لقمه هایمان،رفاقتمان هم بوی شـهدا بگیرد. صبحتون شهدایی 🦋🦋🦋
بستن یعنی: دیگر بند این و آن نباشد آن را محکم بزن وخود را وقف نامش 🦋🦋🦋
گر بكنندم به كه چه خواهي ما را وهمه شما را به تمامی های هشت سال 🦋🦋🦋
✊او ایستاد پای امام زمان خویش ... 👌هرگاه دلم از دنیا و آدم هایش میگیرد، بغض هایم را بغل می گیرم😭😔 😔 ‌طبق قرار همیشگی می روم سوی مزار فرمانده. مثل همیشه زائرهای بسیاری دارد . چند قدم مانده به مزار می ایستم و فاتحه ای می خوانم و پاکج می کنم سوی شهید گمنام. پله ها را بالا می روم و اشک هایم به پایین میریزند . از همان موقع که شنیدم شهر با شهادتش زیر و رو شد و دلها منقلب، دل من هم در جاماند. نگاه می کنم به نوشته های مزار. برای بار چندم شهید مدافع حرم محمد مرادی را می خوانم. 🍃دلم می لرزد به یاد آخرین لبخندش که با تابوت قاب شده بود. بغض می کنم برای های فرزندانش. روزی او هم در همین گلزار قدم برداشته و میان شهدا رزق خواسته. روی سنگ جمله ای زیبا سبب شد دلم بلرزد.نوشته بود احساس می کنم عنایت ویژه ای به من دارند. آقا محمد،خوش به حالت.شما که به مراد دلت رسیدی اما ما اسیران بلاتکلیفی به گوشه نگاهی محتاجیم.. 🌸به مناسبت سالروز تاریخ تولد : ٢٧ شهریور ۱٣۵٩ تاریخ شهادت : ۱۰ مرداد ۱٣٩۵ محل شهادت حلب_سوریه مزار شهیداصفهان گلزار شهدای شهرضا 🦋🦋🦋
اذان به افق تهران🌺 🔰امام حسین (ع) من براي عبرت و پند ديگران شهيد مي‌شوم. 📚بحارالانوار، ج 44، ص280 🌷شهید مدافع حرم حمیدرضا انصاری🌷 🌹 🌹 🌺 🕊 یاد شهدا با ذکر صلوات 🕊 😍✋🏼 ♥️ 🌸 🦋🦋🦋
16.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋شاهکارقرائت من سوره:العنکبوت🦋 :17 :الاستاد:شهیدحسن دانش :منا سعی کنید قران انیس و مونستان باشد ، نه زینت دکورها وطاقچه های منزلتان شود ،بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید. شهید سید مجتبی علمدار شهادت آرزومه🕊💚🌷🖤 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
دل ڪہ هوایـے شود، پرواز است ڪہ آسمانیت مےڪند. و اگر بال خونیـن داشتہ باشے دیگر آسمــان، طعم ڪربلا مےگیرد. دلــ‌ها را راهےڪربلاے جبــ‌هہ‌ها مےڪنیم و دست بر سینہ، 🌷زیارت "شــ‌هــــــداء"🌷 بِسمِ اللّٰہِ الرَّحمٰن الرَّحیم اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَہُ اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَہُ اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللہِ اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـے مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِےّ الوَلِےّ النّاصِحِ اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـے عَبدِ اللہِ، بِاَبـے اَنتُم وَ اُمّے طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنے کُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم... سلام وقتتان ذاکری🥀🙏🏻 التماس دعای فرج و شهادت یا علی مدد 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
۲ ده سال از زندگیمون گذشت هم خونه خریدیم هم ماشین هم به واسطه شغلی که شوهرم داشت دستمون حسابی باز شده بود گاهی اوقات میدیدم که وقتی میخواد بره شرکت حسابی سرحاله و خوشتیپ میکنه اما خودمو راضی میکردم که باید اراسته باشه وگرنه بیرونش میکنن شوهرم وقتی از سرکار میومد وقتی برای من نداشت و همش میگفت خسته م منم میگفتم خب سرکاره میره و زحمت میکشه سعی میکردم بیشتر محبت کنم اما به چشمش نمیومد حس میکردم خیلی براش مهم نیست بود و نبودم اما باز خودمو دلداری میدادم که احمد ذهنش درگیر کاره تا بتونیم بچه دار بشیم چند وقتی گذشت که بهم گفت تو شرکت ترفیع گرفته و حسابی خوشحال بود بهم میگفت حقوقم بیشتر میشه و موقعیتم تو شرکت خیلی بهتر میشه ❌❌
۳ با خوشحالیش منم خوشحال بودم میدونستم زیر دستش ی خانم هم کار میکنه اما میگفتم محاله احمد من کار اشتباهی بکنه اون بهم وفاداره احمد دیگه بیشتر وقتش رو توی شرکت میگذروند و کم میومد خونه وقتی هم میومد فوری میخوابید و خستگی رو بهونه میکرد خیلی اذیت میشدم بهم فشار میومد ولی چی میگفتم؟ تمام این تلاشها بخاطر زندگی من بود ی بار گفتم احمد چند ساله مسافرت نرفتیم اولش گفت میریم و غصه نخور ی دفعه قاطی کرد ظرف شکوند که زن های مردم با شوهرشون میسازن زن من اینجوری میکنه هیچی بهش نگفتم یک هفته باهاش قهر کردم و دیدم انگار براش مهم نیست دوباره رفتم پیشش و باهاش اشتی کردم که حداقل یکم بهم اهمیت بده، ی روز از سرکار اومد و گفت که میخواد سفر کاری بره مشهد هر چی اصرار کردم ❌❌