💔
#دلشڪستھ
کاش مےدانستم چه حسی دارد
سرباز امام زمان بودن و
در راه عمه جانش به شهادت رسیدن
خوشا به سعادتتان
کاش از جام بلورینِ
احلی من العسل
ما هم جرعه ای مےچشیدیم
#شهیدمحمدحسین_دهقان در سوریه جاودانه شد و به ارباب رسید
#طلبه
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
💞 @shahiidsho💞
با نشر مطالب، #شهید شوید😇 که
"زنده نگه داشتن #یاد_شهدا، کمتر از #شهادت نیست"
#انتشارحتماباذکرلینک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
زینب زینب زینب
با این همه قربانی
تنها ، تو نمےمانی...
#مدافعان_حرم
#فدایی
#تڪ_تیرانداز
#آھ... (۳نقطه)
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
بسم الله النور #جنگ_با_دشمنان_خدا قسمت 9⃣ 🔶آغاز یک پایان فاطمیه تمام شده بود اما ذهن من دیگه
بسم الله النور
#جنگ_با_دشمنان_خدا
قسمت 0⃣1⃣
🔶کاروان محرم
تقرییا هفت ماه از فاطمیه گذشته بود ... و من هفت ماه در چنین وضعیتی زندگی کرده بودم ... حتی تمام مدت تعطیلات، جزء معدود طلبه هایی بودم که توی خوابگاه مونده بودم ... .
دیگه حاجی هم هر بار منو می دید به جای تعریف و تشویق، دعوام می کرد ... شده بود مثل پدری که دلش می خواست یک کشیده آبدار به پسرش بزنه ...
حالت ها، توجه و نگرانیش برای من، منو یاد پدرم می انداخت و گاهی دلم شدید براش تنگ می شد ... .
در میان این حال و هوای من، محرم هم از راه رسید ...
از یک طرف به شدت کنجکاو بودم شیعیان رو توی محرم از نزدیک ببینم ...
از طرف دیگه، فکر دیدن قمه زنی از نزدیک و فیلم هایی که دیده بودم به شدت منزجرم می کرد ...
این وسط هم می ترسیدم، شرکت نکردنم در این مراسم، باعث شک بقیه بشه .
بالاخره تصمیم گرفتم اصلا در مراسم محرم شرکت نکنم ...
هر چه باداباد ...
دو شب اول، خودم رو توی کتابخونه و به هوای مطالعه پنهان کردم و زیر چشمی همه رو زیر نظر گرفتم ...
موقعی که برمی گشتن یواشکی چکشون می کردم ...
همه سالم برمی گشتند و کسی زخمی و خونی مالی نبود ... .
روز سوم، چند تا از بچه ها دور هم جمع شده بودند و درباره سخنرانی شب گذشته صحبت می کردند ...
سخنران درباره جریان های فکری و سیاسی حاضر در عاشورا صحبت کرده بود ...
خیلی از دست خودم عصبانی شدم ... می تونستم کلی مطلب درباره عاشورا و امام حسین یاد بگیرم که به خاطر یه فکر احمقانه بر باد رفته بود ...
همون شب، لباس سیاه پوشیدم و راهی حسینیه شدم ...
هر شب یک سخنران و مداح ... با غذای مختصر حسینیه ... بدون خونریزی و قمه زنی ... .
با خیال راحت و آرامش می نشستم و مطالب رو گوش می کردم و تا شب بعد، در مورد موضوع توی منابع شیعه و سنت مطالعه می کردم ...
سوالاتی که برام مطرح می شد و موضوعات جانبی رو می نوشتم تا در اسرع وقت روشون کار کنم ...
بدون توجه به علت کارم اما دیگه سراغ منابع وهابی ها نمی رفتم ....
همه چیز به همین منوال بود تا شب سخنرانی درباره علی اصغر ... اون شب، یک بار دیگه آرامشم طوفانی شد ...
خودم تازه عمو شده بودم ...
هر چی بالا و پایین می کردم و هر دلیلی که میاوردم ...
علی اصغر فقط شش ماهه بود ... فقط شش ماه ....
حتی یک لحظه از فکر علی اصغر و حضرت ابالفضل خارج نمی شدم ...
من هم عمو بودم ...
فقط با دیدن عکس برادرزاده ام توی اینترنت، دلم برای دیدنش پر می کشید ...
این جنایتی بود که با هیچ چیز قابل توجیه نبود ...
اون شب، باز هم برای من شب وحشتناکی بود ... بی رمق گوشه سالن نشسته بودم ...
هر لحظه که می گذشت ... میان ضجه ها و اشک های شیعیان، حس می کردم فرشته مرگ داره جونم رو از تک تک سلول هام بیرون می کشه ...
این اولین احساس مشترک من با اونها بود ... .
اون شب، من جان می دادم ...
دیگران گریه می کردند ...
.
.
⏮ ادامه دارد...
به قلم زیبای #شهید_مدافع_حرم_سیدطاهاایمانی
💕 @aah3noghte💕
#انتشارداستان_بدون_ذکر_لینک_کانال_ممنوع
💔
#دلشڪستھ
اربعینےها سلام
زیارت قبول
سرِتان سلامت
شما حرف هایتان را زیر قبه با ارباب گفتید
بگذارید کمی هم ما #جامانده های قافله عشق با #حسین ع درد و دل کنیم...
سلام برتوای اباعبدالله
راست مےگویند زائرانت که باید ازتوتشکرکرد...
راست مےگویند که نباید الطاف تورانادیده گرفت...
یادم آمد به #جاماندنم از لیست زوار امسال اربعینت
وحالا میخواهم از تو #تشکر کنم...
ممنونتم ارباب که باحذف نامم از زوارت ، دلم را بیشتر شکستی...
ازتوممنونم که با دل شکستنم ، اسباب تقربم به خودت را بیشترفراهم کردی...
ازتوممنونم که با تقربم به تو اشکم بیشتر از قبل بر دیدگانم جاری شد...
از تو سپاسگذارم از بس که پا به پای زوارت با رادیو اربعین دویدم که مبادا از آنان جابمانم...
از تو ممنونم که به واسطه عدم حضورم درکربلا، چشم از رخ بین الحرمینت در قاب سیما برنداشتم...
اگر امسال جا نمےماندم شاید اینقدر تو را صدا نمیکردم...
شاید اینقدر حسرت و غبطه به خوبانت نمیخوردم...
شاید به بدےهایم آگاه تر نمیشدم...
حسین جان 💔
همین که با حذفم از لیست زوارت، غرور مرا شکستی یعنی مراصدا زدی و مرا خواهانی...
#ارباب_از_تو_ممنونم
#آھ_ارباب
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
💞 @shahiidsho💞
💔
حال مرا دید و ...
کمی
آهسته تر رفت
با من مدارا کردنش را
دوست دارم
#شهید_محمد_عبدی
#آھ...
💕 @aah3noghte💕