eitaa logo
کانال شاخه طوبی
15.5هزار دنبال‌کننده
5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
61 فایل
اولین کانال نشر آثار حضرت علامه حسن زاده آملی و شاگردان ایشان در ایتا و تلگرام
مشاهده در ایتا
دانلود
إلهی، حسن را با عروس اقلیدس چه کار، با عروس قرآنش بدار! فراز ۵۴۰ @shakhehtoba
کانال شاخه طوبی
نامه‌ها بر نامه‌ها ۱۷ قسمت ۸ پس زن و مرد هم اگر زوج‌اند، به خاطر اینکه فرزند پیدا می‌کنند، زوج می‌ش
نامه‌ها بر نامه‌ها ۱۷ قسمت ۹ [گفت:] چطور مادر؟! گفت: آن موقعی که این خردسال بود و کودک بود و تو کودک بودی هر دوی شما را من دیده‌ام! چون مادرشان هم در ایام ولادت فرزندانش خیلی پرشیر بود. و در زن.های عرب هم رسم بود؛ که اگر زنی شیر نداشت بچه‌اش را می‌آورد پیش یک زنی که شیرده بود (پیش همسایه‌) آن مادر برایش شیردهی می‌کرد. حالا الان شیر خشک می‌دهند، چیزهای دیگر می‌دهند، آن موقع این کار را می‌کردند. گفت که؛ آن موقعی که ایشان به دنیا آمد برای من بچه‌هایی از همسایه‌ها که شیر نداشتند می‌آوردند شیر بدهم. وقتی بچه را می‌آوردند من بغل می‌گذاشتم، حاتم خودش دست می‌آورد پستان من را می‌گرفت به دهان آن بچه می‌داد! اما وقتی تو بچه بودی بچه‌ای می‌آوردند، نه تنها یک پستان را مال تو می‌دادم (آن را نه) یکی دیگر را هم می‌گرفتی که آن بچه نخورد! تو نمی‌توانی بذول بشوی. من غصه‌ام این هست که آن مهمان‌خانه تعطیل بشود. و شد! دیگر بعد از حاتم همه چیز از بین رفت! غرض؛ آن حاتمی که (اسمش حاتم نبود، اسمش الان یادم نیست) از بس که بخشنده بود معروف شد به حاتم! اما گفتند؛ خديجه‌ی کبری از حاتم طایی بخشنده‌تر است. هم سرمایه‌ی خدیجه بیش از حاتم هست، هم این‌که حاتم بالاخره زندگی را هم داشت، مقداری خرج مهمان‌خانه‌ها می‌کرد. اما قربان حضرت خدیجه! بیشتر از حاتم مال داشت و همه را همینجور یکسره آورد تقدیم کرد، شد فقير! حاتم با بخشش آبروی اجتماعی گرفت، اما خديجه با شوهر کردن به پیغمبر، با آمدن به منزل آقا، با بخشیدن کل اموال در خدمت آقا _که در راه دین خدا خرج کن_ فقیر شد، بی‌آبرو شد در بين طایفه‌اش! تمام طایفه‌ی او آمدند به او گفتند: یا به این يتيم مکه بله نگو، یا اگر بله گفتی همه تو را ترک می‌کنيم، آبروی ما را داری می‌بری! یک يتيم مکه بیاید شوهر دختری از طایفه‌ی ما بشود، که این دختر؛ سرمایه‌دارترین فرد مکه هست؟! آبروی ما را داری می‌بری، آبروی خانوادگی ما، دودمان ما! همه ترک‌اش کردند! فرمود: من این آقا را دوست دارم، می‌روم. بعد تمام اموال را هم یکسره بخشید، دچار شعب ابیطالب شد! دو سال تمام در شعب ابیطالب، همین خديجه گرسنه خورده، و در آخر در همین شعب ابیطالب از دنیا رفت! ای به‌به! این را نباید خدا بهش فاطمه می‌داد؟! حقش نبود؟! گفته‌اند؛ هیچ کسی در اسلام بخشندگی و جودش به جود خدیجه‌ی کبری نرسید! پیامبر اکرم هم به او احترام کرد؛ چکار کنم من این خدیجه را؟! این همه لطف!! سختی‌های زندگی من قبل از بعثت، گرفتاری‌های زندگی بعد از بعثت، تمام فحش‌هایی که به من دادند خدیجه با من شریک است! چه زن خوبی بود، چه بزرگوار بود! این زن به این خوبی، من این خوبی‌هایش را چه‌جوری باید جبران کنم؟! نسبت به من پیغمبر اکرم‌، کسی هست که خدای متعال جبران کرد زحمات خدیجه‌ی کبری را. به پیغمبر در سوره ی ضحی فرمود که؛ تو فقیر بودی، خدای متعال تو را با مال خدیجه سرمایه‌دار کرد، تو را غنی کرد، بی نیاز کرد. این آیه را برای حضرت خدیجه در قرآن آورد، که یک منتی هست بر پیغمبر اکرم. (درست؟) خب! جناب رسول‌الله، ارباب جناب رسول‌الله به حضرت خدیجه هدیه‌اش را داده! یک آیه‌ی قرآن را مربوط به او کرد، به پیغمبرش منت گذاشت؛ وَ اَمَّا السّائِلَ فَلا تَنهَر قبل از این دارد که تو؛ وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ تو را خداوند با مال خديجه غنی کرد. این احترام خدا به خدیجه! حالا پیغمبر چه احترامی می‌کند؟ ایشان چه‌جوری از عهده‌ی خدمات خدیجه بر بیاید؟ پیغمبر آمد اسم دخترش را که زهرا هست فاطمه هست، گذاشته. این دختر را که دیگر در نظام هستی بدیل ندارد! می‌توانست اسم او را به اسم مادرخودش آمنه بگذارد، آمد به احترام حضرت خدیجه، اسم دخترش فاطمه‌ی زهرا را گذاشت فاطمه؛ چون مادر حضرت‌ خدیجه فاطمه بود. این مال تو! تو نیکی می‌کن و در دجله انداز، حالا دجله؛ آن شاعر حتما نزدیک دجله بود یا دجله ضرب‌المثل بود! در هر حال هر کجا می‌خواهی بینداز؛ در بازار انداز، در کوچه انداز، در خانه انداز، در خانواده انداز، در دوست انداز، بین فامیل‌ها بینداز، در بین کفار بینداز! تو نیکی می‌کن، هرکجا دلت می‌خواهد این نیکی را برای رضای خدا بینداز، کار نداشته باش! 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a
انسان دارای دو معاد است در سرح العیون فی شرح العیون، عین ۵۹، ص ۸۶۵ و ۸۶۶ آمده است: از آن عیون تابناک اینکه انسان دارای دو معاد است. به این معنی که انسان در آخرت همان انسانی است که در دنیا می‌باشد، پس همان‌گونه که در دنیا دارای لذّت‌های حسی و لذایذ دیگر عقلی است، وی در آخرت نیز چنین است. آیات قرآنی و اصول برهانی و امّهات عرفانی متفقند بر این که حقیقت، جمع بین معاد روحانی و جسمانی است، چه اینکه حقیقت آنست که شیئیت شیء به صورت آنست و صورت انسان دو تاست: اوّل صورت باطنی یعنی آنچه که به آن شیء بالفعل می‌شود و آن نفس است. دوم صورت ظاهری انسان، و هر دو در آخرت باقی اند، و هویّت و شخصیت وی باقی است. برای اعتلا به این خطابِ فصل به کاملی در علوم الهیه نیازمندی که لباب امر را در این مطلب بلند و مبحث رفیع بر تو تلقین کند تا تو را بفهماند و به فکر اندازد. و حقّ در مقام همانست که صدرالمتألهین در فصل سوم باب یازدهم نفس اسفار به اجمال گفته است که: باب وصول به معرفت معاد جسمانی بسته است مگر بر کسی که منهج ما را سلوک کند و بر طریقه‌ی ما گام بردارد، و آن روش اهل الله و راسخان در علم و ایمان و جمع‌کنندگان بین کشف و برهان است که نور حکمت را از مشکاة نبوت اقتباس می کنند، والله ذو الفضل العظيم. 📗،ج ۱، ص ۱۹۴_۱۹۳، حضرت علامه حسن زاده آملی(ره) 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید 🙏
🌱🌹🌱 فرازهایی از مناجات شعبانیه ۱۱ : 🌱«معبودا عمرم را در در غفلت و بی‌خبری از تو گذراندم و جوانی ام را در مستی و دوری از تو فرسوده کردم .»🌱 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید 🙏💢
۹ : 🌱🌹🌱 ✍️ همه رب می گویند و ذاکرند : 🌱 جسم مرکب از ماده و صورت است و ماده وقتی از صورتی مفارقت کرد ، بلافاصله صورتی دیگر میگیرد ... و ماده بدون صورت نمی شود... و از این طرف « و اَنَّ الی ربکَ المُنتهی » ، رَب است که بین ماده و صورت التیام می دهد. در این آیه شریفه یکی از اسمای الهی که « رب » است بکار برده شده است. 🌱همه رب می‌گویند ، همه در مقام ذکرند ، و این زبان حال و استعداد همه است که همه رب می گویند. هر کسی چه شاعر به ذکر باشد چه نباشد ذاکر است . محال است که کسی یا چیزی ذاکر نباشد. اگر ذاکر نباشد زایل و نابود می شود. 🌱ما که نماز می خوانیم در مقام ذکر خاص و حضوریم ، انشالله. مراقبت داشته باشیم ، کشیک نفس داشته باشیم و هر لحظه خودمان را زیر نظر داشته باشیم تا وجودمان را به ملکوت اعلی اعتلا دهیم. 🌱 همه رب خودشان را صدا میزنند ، مثل امواج دریا که هر موجی آب را صدا میزند ، اگر آب را برداری هیچ موجی نمود ندارد. 📗 ص ۳۰ 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید 🙏💢
🌱🌹🌱 فرازهایی از مناجات شعبانیه ۱۲ : 🌱« الهی بیدار نشدم روزگاری که مغرور کرمت بودم در برابر تو ، و به راهِ غضبت می رفتم .»🌱 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید 🙏💢
کانال شاخه طوبی
نامه‌ها بر نامه‌ها ۱۷ قسمت ۹ [گفت:] چطور مادر؟! گفت: آن موقعی که این خردسال بود و کودک بود و تو کو
نامه‌ها بر نامه‌ها ۱۷ قسمت آخر که در اصل ایزِد است، که ایزد در بیابانت دهد باز کِی می‌دهد ؟ کِی می‌دهد؟ تو چه کار داری؟ کار نداشته باش! نگو که رفتیم کباب کنیم سیخمان سوخته! نه؛ این حرفها را نزن! برای رضای خدا جایی دیدی باید کار کنی، زحمتی بکشی، چیزی را ارائه کنی، بکن. کار نداشته باش! تو با خدا معامله کن! چه می‌شود؟ شاید همانی که تو معامله کردی بلای جان تو هم بشود، بشود؛ کار نداشته باش! کار نداشته باش! درست می‌شود. آن که باید کارساز کار ماست در کار ماست فکر ما، در کار ما آزار ماست! بخواهی خودت، با فکر خودت بگویی کارهای خودم را خودم می‌رسم، خودت را اذیت می‌کنی، گرفتار می‌کنی. بگذار آنکه کارساز کار ماست در کار ماست هرچه او کند، او درست می‌شود. حضرت خدیجه (س) نتیجه‌ی زحماتش را گرفته، در شعب ابیطالب بی‌آبرویی‌ها هیچ‌کس دیگر به او سر نمی‌زند تمام فامیل‌ها او را دست گرفتند! سال تا سال اسم خدیجه را نمی‌بردند! یک خانم تک و تنها راه افتاد آمد خانه پیامبر، پیامبر هم که یک یتیم مکه شبانه‌روز دارد سنگ می‌خورد! یک دوتا عموی دلسوز دارد به نام ابوطالب و به نام حمزه و پدر را هم که از دست داد، مادر هم که در دوران پنج سالگی در بین راه مدینه و مکه آن هم در بیابان از دست داده است، هم آقا یتیم است هم خانم هر دو یتیم‌اند، کی عزیزشان است؟ و کی آقایشان است؟ خدایشان. کار نداشته باش! شده زهرا، زهرا را به او دادند، اما فاطمه‌ی زهرایی که او هم مثل اینکه از خانه‌ی غم آمد به دنیا؛ از علیِ غمگین، از خدیجه‌ی غمگین، از مادر غمگین، در خانه‌ی علی، همه همه همه. اینکه حضرت استادمان در الهی‌نامه دارند: الهی هرکسی بسط می‌خواهد به او بده به ما قبض بده هر کسی خوشحالی می‌خواهد به او بده به ما غم بده. چون اینها خیلی برکات می‌آورد. کدام لحظه بود فاطمه سر آسوده داشت، کدام لحظه؟! و در خانه‌ی پدر آن موقع که پدرش به نبوت رسیده بود فقط داشت سنگ حوادث می‌دید! وقتی هم آمد خانه‌ی شوهر، اینجا هم فقط تر و خشک باید ببیند، به خاک سیاهشان نشاندند! به تعبیر آقایان اهل معرفت می‌گویند موت اسود برایشان پیش آمده. اینقدر فحش و ناسزا که یک روز آدم آرام نگیرد، چقدر حرف‌ها؟! تا جایی که فاطمه‌ی کوه صبر و استقامت و بزرگواری، بگوید: علی! مرا شب دفن کن! برای اینکه این‌ها نیایند روی جسد، من تو نماز من حاضر نشوند! تو که اهل صبر هستی چیت شده؟ چی شده؟ چه کار کردند؟! کیا هستند این‌ها؟! خواستند بیایند از او عذرخواهی کنند، حالا حکومتشان را گرفتند، کارشان را کردند. آمدند بر گرده‌ی مردم نشستند! حالا آمدند که از فاطمه عذرخواهی کنند؟! آمدند، فاطمه نپذیرفت. پیغام می‌فرستادند قبول نمی‌کرد. دیدند راهش این است که بروند از راه خود علی وارد شوند. رفتند پیش آقا، گفتند: آقا به فاطمه بگویید ما می‌خواهیم به دیدارش بیاییم عذرخواهی کنیم. حضرت به فاطمه فرمود: فرمود آقا جان! و البیت بیتک ، خانه، خانه‌ی تو است! من اینجا کاره‌ای نیستم که بگویم اجازه نمی‌دهم! خانه، خانه‌ی توست، آقاجان! اما وقتی آمدند به آنها رو نکرد! رو نکرد! رو برگرداند! با آن‌ها محاجه کرد، احتجاج کرد، فرمود: مگر پدرم نگفت هر کسی فاطمه را اذیت کند فاطمه ناراضی بشود، من از او ناراضی‌ام‌؟! گفتند چرا (بله). گفت، نگفت: هر کس من از او ناراضی بشوم، خدا از او ناخشنود است؟! گفتند چرا (بله). گفت: من به شما می‌گویم از شما نارا‌ضی‌ام، راضی نمی‌شوم! گریه کردند از محضر فاطمه در ‌آمدند! بعد او اولی تو سرش می‌زد: ای وای، وای، که فاطمه از ما ناراضی است! سبوحٌ قدوس ربُنا و ربُ الملائکة والروح اما نمی‌دانم بر امیرالمؤمنین چه گذشت، آن لحظه‌ای که آوردند حضرت را در محضر مبارک جناب رسول‌الله دفن کنند، در نهج‌البلاغه دارد؛ خطاب کرد به پیغمبر فرمود که آقا جان! این دختر تو است آوردم در جوار تو دفن‌اش کنم (خطبه‌ی ۲۰۰ یا ۲۰۳ نهج‌البلاغه) آوردم در جوار تو دفن کنم، آقا جان این دختر، در دلش انباشته ‌ی غم است؛ سَتُّنَبِئُکَ إبْنَتُک همین به این زودی آقا جان این دخترت می‌آید به شما خبر می‌دهد، منتهی قبل از این فرمود: آقا جان! بعد از تو خیلی سخت بود؛ چون تنها شده بود. تا تو بودی در سختی‌ها به تو پناه می‌بردیم وقتی شما رفتید دیگر خیلی سخت گذشت! اما فاطمه وقتی آمد حرف نمی‌زند! می‌دانم برای این که می‌خواهد ناراحت‌ات نکند، حرف نمی‌زند. آقا جان! خواهش می‌کنم إستَخبرها اَلْحال وقتی ایشان تشریف آوردند محضر شما مشرف شدند از ایشان خبر بگیرید که حال ما چی شده، خبر بگیرید! وقتی خبر گرفتید به تو می‌گوید که بعد از تو بر ما چه گذشت؟! جوری گذشت که می‌گفت لقد أَمُرُّ علی اللَّئیمِ یَسُبُّنی منِ علی گاهی بر این مردم پَست می‌گذشتم منِ علی را لعنت می‌کردند! 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 @shakhehtoba
دارا بودن جمیع کمالات، لازمه وجود صمدی حق متعال لازمه وجود صمدی این است که جمیع کمالات را داشته باشد، لذا عينِ حيات، عينِ علم، عينِ سمع و بصر است. زیرا هر کجا سلطان وجود قدم نهاد همه لشگریان اسماء با او هستند که عین اویند. و این که گفته شد "هر کجا" نه یعنی در مکان که مکان و زمان راه ندارد، بلکه به تعبیر روایت اصول کافی او مکان را مکان کرده است "أيَّن الأين" و ما از روی ناچاری چون لفظ نداریم حرف از «هر کجا» می‌زنیم. ائمه ( ع) هم به الفاظی که مردم با آنها اُنس دارند حرف می‌زدند: «إنا معاشر الانبياء بُعثنا لتكلّم الناس على قدر عقولهم». مثلاً حضرت فرمود که خداوند حامل عرش است نه یعنی عرش را به دوش گرفته است و نیز قرآن فرمود او ممسک آسمان‌ها و زمین است، نه یعنی با دستش بدانها چسبیده است. پس هر جا وجود قدم نهاد، همه عساکر اسماء و صفات با او هستند ولی این که بر حسب غلبه یک اسمی، روی جهتی ما آن موطن و شخص را به اسم غالب می‌خوانیم، وگرنه این طور نیست که اسماء و حقایق دیگر در آن موطن و شخص نباشد. لذا همه یکپارچه حیات محض و علم محض‌اند. 📗، ج۱، ص ۱۴۴_۱۴۳، حضرت علامه حسن زاده آملی 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a 💢ما را در نشر هر چه بیشتر کانال یاری فرمایید 🙏
اهل قرآن باش گر مقصود تو حاصل نشد گو فلانی ژاژ خای و ریش کاو آساستی دیوان اشعار ص۱۷۸ 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a
17.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیک یا اباعبدالله.... 🌹کانال شاخه طوبی 🌹 👇👇👇 @shakhehtoba https://eitaa.com/joinchat/2841182208C176d11888a