eitaa logo
شمیم فقاهت
198 دنبال‌کننده
887 عکس
57 ویدیو
169 فایل
دروس استاد احمد ابراهیمی سال تحصیلی ۰۴_۱۴۰۳ #فقه_معاصر_شخص_اعتباری #تفسیر_سوره_مبارکه_اسراء #مکاسب_محرمه #مکاسـب_بیع #مشاوره_خارج مشاوره درسی وعلمی @Ebrahimi_Ahmad
مشاهده در ایتا
دانلود
@shamim_fegahat باسمه تعالی 🔷 جواب از روایات دال بر جواز بیع صورت چهارم * جواب به روایت جعفر بن حنان ۱. مراد از خیرا لهم در روایت جعفر انفع بودن است لکن در سوال سائل آمده است زمانی که موقوف علیهم احتاجوا یعنی احتیاج داشته باشند. پس نتیجه این روایت شرطیت دو امر با هم برای جواز بیع است اولا باید احتیاج باشد و ثانیا این بیع انفع و سودمند باشد. تفصیل احتیاج در صورت پنجم خواهد آمد. ٢. مراد از خیرا در روایت یک امر تعبدی به انفع بودن نیست بلکه تنها ملاک جواز بیع احتیاج موقوف علیهم است و خیرا که در روایت آمده است ناظر به یک فرض خارجی بوده است که تحقق بیع در فرض خیر و سودمندی واقع شده است ولیکن حضرت نمی خواهند یک امر تعبدی بیان کنند. مثلا حضرت می فرماید اذا اردت البیع و رایته اصلح فبع. ... در این عبارت نمی خواهد خیر بودن را به عنوان یک امر تعبدی بیان کند بلکه مراد بیان انگیزه و داعی است که در فرض خیر واقع می شود. البته این احتمال در روایت مطروح است و کسی قائل نشده است پس احتمال سابق مطرح است که هر دو قید برای جواز بیع شرط است و در صورت پنجم می آید. ٣. خیرا در روایت یک امر تعبدی است علیمراد از خیرا همان رفع حاجت و احتیاج سائل است و ربطی به بحث انفع بودن ندارد. موضوع احتیاج در صورت پنجم می آید. ۴. علامه در مختلف: این روایت در وقف موبد ظهور ندارد زیرا تعبیر ان یرث الله الارض نیامده است و محدود به اقربای پدری و مادری منقطع است. و اعقاب محدود ذکر شده است. مناقشه در جواب فوق ظاهر روایت اعم از وقف منقطع و موبد است زیرا اقتصار و محدود بودن اقربای پدری و مادری در مقام حکایت دال بر اختصاص نیست. زیرا صحیح است در وقف موبد بگوید بر اولادم وقف کردم و این اولاد شامل اولاد اولاد و ... می شود. بعد از شمول روایت نسبت به وقف موبد و منقطع اگر مراد از جواز بیع در وقف منقطع بود باید امام علیه السلام تفصیل می داد. فافهم که ترک استفصال در جایی است که دو احتمال مساوی باشد و حال ظهور روایت در منقطع قوی تر از موبد می باشد. ۵. کیف کان که اشکال ۴ وارد باشد یا نه ولیکن بمجرد چنین روایتی که احتمالات ثلاثه در سه جواب اول گذشت نمی توان از اقتضای وقف که عدم فروش است و روایات دال بر عدم بیع وقفی داریم دست برداشت. خصوصا که ظهور روایت جعفر بجز عبارت مفید قائل دیگری ندارد و فقها از این روایت اعراض نمودند. * همین جواب های مذکور نسبت به روایت حمیری می آید. ۶. بر اساس ظاهر دو روایت ملاک فروش احتیاج بطن موجود است پس بطن موجود باید در ثمن تصرف کند و نیاز نیست بدل مال وقفی را بخرد. این تصرف بزن موجود با قواعد باب وقف و مالکیت بطون متاخره تهافت دارد. مقتضای اینکه عین وقفی مشترک بین تمام بطون موجود و متاخر است این است که با ثمن آن یک بدل خریداری شود. زیرا استحاله دارد که مثمن از جیب کسی خارج شود و ثمن در جیب وی داخل نشود. مثمن ملک تمامی بطون است ول ثمن تنها در ملک بطن موجود وارد می شود و وارد ملک بطن متاخر نمی شود. جواب از استحاله مذکور مثمن آناما قبل از فروش بطن موجود از ملک بطون متاخره خارج می شود و دلیل بر خروج از ملک بطن متاخر ترخیص و اجازه شارع است که بر جواز بیع وقفی صادر شده است. مانند شخصی که کتابی را به دیگری هبه کرده است و واهب در زمان جواز رجوع این کتاب را به دیگری می فروشد از آنجایی که بیع حتما باید در ملک واهب باشد یک آن قبل از بیع، کتاب از ملک هبه گیرنده خارج شده است و به ملک واهب وارد شده است. الحمدلله رب العالمین