#جلسه_شصت
#شروط_متعاقدین
@shamim_fegahat
باسمه تعالی
🔰 بیان دو امر
🔹امر اول:
تعلق عقد فضولی به ذمه
1⃣ نکته اول: عوض چه عین باشد و چه دین
فضول یا بایع است یا مشتری، در هر دو صورت یا بیع فضولی للمالک مع عدم سبق المنع من المالک انجام میدهد یا للمالک مع سبق المنع انجام میدهد یا لنفسه انجام میدهد که این سه قسم ضرب در آن دو قسم میشود شش قسم. هر یک از این شش قسم عوض که فضول بر آن عقد انجام میدهد یا عین است یا دین (ذمه) که میشود دوازده قسم.
در عقد فضولی و صحت آن با اجازه مالک تفاوتی نیست که عوضی که توسط فضول ارائه میشود عین مال فرد دیگر باشد یا ذمه فرد دیگر، و این ذمه نسبت به ثمن باشد یا مثمن
2⃣ نکته دوم: راههای تعیین ذمه
زمانی که مشتری فضول کتابی را میخرد و در مقابل به جای پرداخت پول، ذمه فرد دیگر را متعهد میکند به پرداخت پول، چگونه میتوان فهمید و معین نمود که ذمه چه کسی مشغول شده است؟
دو راه وجود دارد:
راه اول: با اضافه ذمه به نام صاحب ذمه.
راه دوم: با تعیین صاحب ذمه در قصد و ذهن فضول.
اگر مالک اصلی عقد فضولی بر ذمه خودش را اجازه دهد عوض به ملک مالک اصلی داخل خواهد شد، و اگر ردّ نماید علی القاعده باید گفت که عقد فضولی باطل است واقعا و از اساس و چیزی جا به جا نشده و هر عوضی در ملک مالکش باقی است.
سؤال:
اگر مالک اصلی عقد را ردّ نمود فضولی میتواند خودش ذمه ثمنِ در ذمه یا مثمنِ در ذمه را برعهده بگیرد تا معاملهای که انجام داده به نتیجه برسد؟
جواب به سوال:
وقتی مالک اصلی که فضولی ذمه او را متعهد قرار داده بود، معامله را ردّ کند اصل عقد باطل خواهد بود و هر یک از عوض و معوض به حالت قبل از بیع بازمیگردد.
اشکال
وقتی در عقد یکی از عوضین را از مال مالک اصلی قرار داده و بنابوده از ملک مالک اصلی خارج شود، بگوییم از ملک مالک خارج شود اما مردد باشد بین فضول و مشتری.
چرا تردد بین فضولی و مشتری معنا ندارد؟
جواب به اشکال
به این دلیل که اگر صحیح بود عقد برای فضولی واقع شود که دیگر نیاز به این همه بحث از اجازه مالک نبود، بلکه خود فضولِ بایع معامله را با مشتری تمام میکرد.
نعم
بله در یک صورت میتوان عقدی را که فضولی در ذمه غیر منعقد کرده به خود او منتقل نمود البته در ظاهر...
توضیح مطلب این است که اگر فرد فضول در ذمه غیر معاملهای انجام دهد و طرف مقابلِ فضول (مثلا مشتری) قسم بخورد که نمیدانسته او فضولی است و الا با او معامله نمیکرد، در اینجا به جهت این قسم حکم به نفع حالف و علیه فضولی خواهد شد یعنی عقد برای خود فضول محقق شده است در ظاهر و به جهت قسم نه اینکه مقتضای قاعده این باشد که چنین عقدی برای فضول منعقد شود.
🔹صور اربعه
در محل بحث که فضولی ثمن یا مثمن را در ذمه قرار میدهد با توجه به دو نکته چهار صورت ایجاد میشود. آن دو نکته عبارتاند از:
1ـ اصل معامله (بیع و شراء) به چه کسی اضافه و نسبت داده شود.
2ـ ثمن (یا مثمن) کلّی (نه عین خارجی) به چه کسی نسبت داده شود.
👈صورت اول:
فضولی هر دو نکته را به غیر نسبت دهد یعنی بیع را برای غیر (با اضافه به غیر) انجام میدهد (غیر را در ذهن قصد کرده یا در الفاظ عقد نام برده) و کلّی را هم به غیر نسبت میدهد.
این صورت عمان عقد فضولی است فقط بجای عین ذمه قرار گرفته است و احکام عقد فضولی جاری است.
👈صورت دوم:
فرد هر دو نکته را به خودش نسبت میدهد.
در این صورت بیع صحیح است و بحث فضولی هم خارج است.
👈صورت سوم:
فضول بیع را با اضافه به غیر (برای غیر) انجام میدهد و لکن ثمن (یا مثمن) کلی را به خودش نسبت میدهد.
دو احتمال است:
احتمال اول:
این بیع باطل است. زیرا خریدن چیزی برای دیگری با پول یا ذمه خودش باطل است زیرا ثمن از جیب او خارج شده اما مثمن به ملک او وارد نشده است.
احتمال دوم:
با إلغاء و عدم توجه به یکی از دو قید معامله را تصحیح کنیم. در مثال: اشتریت هذا لفلان بدرهم فی ذمتی؛ یا قید لفلان ملغی شود تا هر دو قسمت برای خود فضولی واقع شود مانند صورت دوم، یا قید فی ذمتی را ملغی کنیم تا هر دو قسمت برای غیر محقق شود مانند صورت اول
👈صورت چهارم:
فضول بیع را با اضافه به خود (برای خودش) انجام میدهد و لکن ثمن (یا مثمن) کلّی را به غیر نسبت میدهد
دو احتمال است:
احتمال اول:
بگوییم مثال در صورت چهارم به این نحو است که چیزی برای خود خریده در ذمه غیر این بیع فضولی است که فضول مالک نمیشود و اگر صاحب ذمة اجازه داد بیع برای صاحب ذمه واقع میشود
احتمال دوم:
ممکن است در مثال: اشتریت هذا لنفسی بدرهم فی ذمة فلان؛ با ملغی کردن و عدم توجه به قید "فلان" بگوییم قسمت اول در مثال برای که لنفسی و برای خودش است قرینه است که فی ذمة در آخر هم مقصود ذمه خودش میباشد.
الحمدلله رب العالمین