eitaa logo
شعر و سبک؛امیر عباسی
5.9هزار دنبال‌کننده
286 عکس
123 ویدیو
11 فایل
🔹 تمامی شعر های این کانال توسط حاج امیر عباسی سروده و بارگذاری میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
تصویر دستنوشته ی شعر بالا 👇
مرثیه ی خروج از شام و زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سوز و نوا می روم از شام بلا می روم به کرببلا می روم از شام بلا می روم در این مصائبی که دیدیم بر ما عجب زاری نمودید خوش میهمانداری نمودید ای شامیان بی مروّت ما می رویم با اشک و ناله جان شما جان سه ساله در میان شهرتان دردانه جامانده در شرار بی کسی پروانه جامانده این مصیبت بر که گویم که در این غربت گوهر ما گوشه ی ویرانه جامانده آن دختر ماتم دیده آن کودک غم کشیده حرف و سخنش چنین بود با رأسِ زِ تن بریده بابا کجا بودی ببینی یاس سپیدت را تو نیلی از ضربه های سخت سیلی بابا کجا بودی ببینی یاست شده از کینه پرپر خیلی شدم شبیه مادر این چهل منزل چها دیدم منِ مضطر یک شبی جا مانده ام از آل پیغمبر نیمه شب زجر لعین من را چو پیدا کرد زد مرا بابا ، چه گویم بر تو ای دلبر 🔴 اشعار این زمزمه در حدود سال ۸۷ سروده شده @sherosabk
شرح شهادت هفهاف بن مهند بصری از اصحاب سیدالشهدا علیه السلام شير مردی رفته از دل تاب او نام هَفْهاف و مُهَنَّدْ بابِ او فارغ از رِجْس و ریا و ننگ بود اهل بصره بود و مرد جنگ بود بود آن آزاد مردِ بی قرین جزوِ یاران امیر المؤمنین در صف صفّین با میرِ اُحُد بود پرچمدار بر قومِ اَزُدْ بعدِ مولا بود با درد و مِحَن یاور دوّم ولیّ حق ، حسن بعد از آن ، با عشقِ شاه عالمین بِن مهنّد شد زِ اصحاب حسین سال شصت و یک در آن دوران ظلم وَندَران گرداب و آن طوفان ظلم از قضا اِبنِ مهند بی نشان داشت در بصره سکونت ، آن زمان جونکه بشنید آن شه ایزد سیاق از مدینه آمده سوی عِراق شد زِ بصره خارج آن یار ولا لیک چون شد واردِ کرببلا بود عصر روز عاشورای عشق پر شراره آتش سودای عشق آن زمان دیگر عُیون،تر گشته بود دخت زهرا بی برادر گشته بود جسم پاک سبط ختم المرسلین بی کفن افتاده بُد روی زمین گشت وارد بر سپاه ابن سعد شد خروشان ، آن دلاور مثل رعد گفت با آن خصم شاه عالمین ای عمر بر گو به من ، اَینَ الحُسین آمدم من تا که غمخواری کنم شهریار عشق را یاری کنم گفت هَفهافا به تأخیر آمدی شهریارت کشته شد دیر آمدی چیره بر مولای انس وجان شدیم عاقبت پیروز این میدان شدیم چونکه هفهاف آن مُحبّ شاه دین دید اوضاع را دگرگون، اینچنین حیدرانه تیغ در دستش گرفت همّت از آن قلب سرمستش گرفت پس رجز خواند و به لشکر حمله کرد همچو شیری گشت مشغول نبرد در نبردی سخت آن نیکو روان کُشت بسیار از گروه کوفیان زادۀ سعد دغا فریاد زد بر سرِ آن کور دلها داد زد او که از رویش ولایت منجلی است در دلش حبّ حسین بن علی است عاشقِ مجنون ، نداند ضابطه ترس با شیعه ندارد رابطه او گرفته از خدا عزّ و شکوه تک به تک با او نجنگید ای گروه لشکر پیروز در صحرای طف حمله ور بر او شوید از هر طرف پانزده تن دور او گرد آمدند ابتدا پِیْ شد از آن بَصْری، سمند بعد از آن از ظلم قوم أشقیا تیغ ها با پیکرش شد آشنا عاقبت او شد به راه حق، شهید بر وصال شاه مظلومان رسید آری آری این بُوَد رسم وفا رسمِ خوش عهدیِ مردان خدا کربلا باشد مکان بندگی می دَمَنْد این جا روان بندگی همره و جامانده اینجا باهَمَنْدْ دلبر و دلداده اینجا باهمند در صف حشر و گَهِ میزانِ حق گاه امر خالقِ صبح و شفق دل ز غیر دوست بگسستن خوش است در حضور دوست بنشستن خوش است 🔴 این شعر در سال ۸۵ سروده شده @sherosabk
تصاویر دستنوشته های شعر بالا 👇
زبانحال امام حسین علیه السلام هنگام‌ خروج از مدینه مدینه من ولی عالمینم عزیز قلب زهرا حسینم رسیده وقت رفتن سوی جانان رسیده ای مدینه فصل هجران ببین ای شهر غم ای مدفن یاس به همراهم علی و عون و عباس میان قافله چون ماه کوکب رباب و اصغر و کلثوم و زینب روم من با رقیه با سکینه خداحافظ خداحافظ مدینه غریب وعده گاه نینوایم قتیل طف،شهید کربلایم منم مهر سپهر آفرینش ز امرم چرخ گردون راست گردش منم در شام ظلمت نور عرفان حریمم خوبتر از طور عرفان صفایم مروه ام حجّم زکاتم چراغ راه و کشتی نجاتم منم دوم گلِ باغ ولایت منم معنای ایثار و شهادت منم ارکان آیین پیمبر منم احیاگر دین پیمبر منم خون خدا محبوب سرمد محمد از من و من از محمد به دوش او اگر چه زینت هستم اگر چه عشق آل عصمت هستم اگر چه رفتنم تقدیر و بخت است به آل هاشمی هر چند سخت است ولی من خود نِیَم ، یکسر خدایم به فکر وعده ی قالو بلایم روم تا که شهید عشق گردم برای حفظ دین مرد نبردم روم تا که کنم اهدا سرم را ببینم غرقِ در خون اکبر را روم تا در کنار نهر علقم شود پشتم ز داغ ساقی ام خم روم تا اصغرم در خواب گردد ز تیر حرمله سیراب گردد روم هیهات من الذله گویم مسیر عشق در مقتل بپویم روم تا بهر اثبات ولایت کند زینب به تن رخت اسارت روم بهر جهاد و سرفرازی کنم با حضرت حق عشق بازی دهم جان صد چو عزرائیل ها را کنم رد بر مدد جبریل ها را به عالم تا ابد در دشت غربت پیامم هست ایثار و شهادت امیر مُلکِ انسان سازی ام من سراسر شورم و جانبازی ام من ببین چشمان گریانم مدینه رسیده روز هجرانم مدینه مدینه الوداع ای شهر ماتم خداحافظ الا ای وادی غم چه آذرها که در تو شعله ور شد چه غم هایی که در تو جلوه گر شد چه غم آن که نبی از این جهان رفت به سوی آن سرای جاودان رفت چه غم آن که علی خانه نشین شد به کوچه مادرم نقش زمین شد چه غم آن که میان کوچه هایت اهانت شد به قرآن و ولایت چه غم آن غم که دستی گشت بسته چه گویم‌ من زِ پهلوی شکسته چه غم آن غم که شد قدّی خمیده سُرور قلب احمد شد شهیده همو که علت خلق جهان است میان خاک تو قبرش نهان است اگر چه سوز تا افلاک دارم در آخرش خواهش از تو خاک دارم الا ای خاک پاک عالم آرا مدارا کن تو با پهلوی زهرا 🔴 این شعر در حدود سال ۸۳ سروده شده @sherosabk
ابیاتی درباره جنایات رژیم حرامزاده صهیونیستی در لبنان دنیا پر از جنایت و ظلم جفا شد لبنان ببین که معرکه ی کربلا شده تحت لوای خامنه ای ، مقتدای ما سید حسن به حزب خدا مقتدا شده هر کس که داشت حاجت جانبازی و وصال در نینوای وادی لبنان فدا شده اعراب بر جفای عدو بی تفاوتند زین رو یهود پر خطر و بی حیا شده امّا به ذکر قدسی لبیک یا حسین سید حسن حریف همه اشقیا شده از یُمن نور مکتب ناب خمینی است کین سرّ سرخِ فتح و ظفر بر ملا شده نه در جنوب خطه ی لبنان که هر کجا تیر دفاع جانب دشمن رها شده سرمایه ی الهی اشک غم حسین موشک شده است و جان عدو را بلا شده از بهر چیرگی به یهود ستم شعار شیعه هماره گرم نوای دعا شده از داغ طفل ها و زنان به خاک و خون شادی ز خیل شیعه بدل بر عزا شده زین دردها به خاطر غمدیده ام عیان درد غریبیِ پسر مرتضی شده آن کس که کام خشک به گودال قتلگاه سر از تن مقدس و پاکش جدا شده ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ابیاتی در بیان حماسه سازی حزب الله رسیده است به عالم صدای حزب الله یهود خورده شکست از قُوای حزب الله هزار شکر که با افتضاح لشکر کفر اثر نمود دعا از برای حزب الله کنون بگویمت ای راز دارِ سرّ ظهور درون پرده من از ماجرای حزب الله ز یمن مکتب آن سیّدِ خراسانی شده است نصر خدا ، مقتدای حزب الله 🔴 این ابیات در سال ۸۵ سروده شده @sherosabk
تصویر دستنوشته ی شعر بالا 👇