فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❇️ استغفار70 بندی امیرالمومنین علیه السلام
بند56:
اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یُوجِبُ سَوَادَ الْوُجُوهِ یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهُ أَوْلِیَائِکَ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ أَعْدَائِکِ إِذْ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ فَقِیلَ لَهُمْ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.
#استغفار_۷۰_بندی_امیرالمومنین
بند ۵۶:
بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که باعث روسیاهی میشود در آن روزی که چهره ی دوستانت سفید و چهره دشمنانت سیاه میگردد، آن زمانی که گروهی یکدیگر را ملامت میکنند، پس گفته میشود که “نزد من با همدیگر مخاصمه نکنید، چه من پیش از این وعیدم را به شما رسانده” بودم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان.
#امام_علی #استغفار
اللهمعجللولیکالفرج
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
@shohaday_gommnam
37.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیمهی ماهه ماه یار دلخواهه
فاصله خیلی تا ظهور کوتاهه
دیگه غصه چرا میخوری
آقامون توی راهه
حسین طاهری🎙
🌷|↫#میلاد_امام_زمان
🌷|↫#نیمه_شعبان
🌷|↫#امام_زمان
سلامتی وتعجیل درفرج مولاصاحبالزمان عجل الله صلوات
اللهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
اللهمعجللولیکالفرج
❁━═━⊰✼❆💚❆✼⊱━═━❁
@shohaday_gommnam
🌹زیارتنامه شهدا
بسماللهالرحمنالرحیم
✨اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم.
《آیت الله شهید سید محمد حسینی بهشتی》
#شهید_بهشتی
#شهید_دکتر_بهشتی
📥عکس از: ضیاءالصالحین
شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفرَجَهُمْ
الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَالْفَـــرَج
@shohaday_gommnam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴ضرب و شتم فرد قرآن سوز در لندن
▪فردی که در مقابل سفارت ترکیه در لندن اقدام به آتش زدن قرآن کرده بود، از سوی یکی از عابران مورد ضرب و شتم با چاقو قرار گرفت.
──┅═ঊ🌹ঈ🇮🇷ঊ🌹ঈ═┅──
@shohaday_gommnam
6.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅اگه زن هستی بعد از این کلیپ خیلی احساس غرور خواهی کرد.
قدر خودتون رو خیلی بدونید خانما🌱
#سعیدعزیزی
──┅═ঊ🌹ঈ🇮🇷ঊ🌹ঈ═┅──
@shohaday_gommnam
تدارک القسام برای ششمین دور مبادله اسرا
🔹نیروهای گردانهای قسام و گروهانهای قدس خود را برای تحویل دادن سه اسیر صهیونیست در شهر خان یونس واقع در جنوب نوار غزه آماده میکنند.
──┅═ঊ🌹ঈ🇮🇷ঊ🌹ঈ═┅──
@shohaday_gommnam
•ڪاڹاݪ شھداےگمناݦ•🇵🇸
#زندگینامه_شهید_سید_اکبر_صادقی ⏪ قسمت_چهاردهم #خاطرات_شهید امیر حسن پور شاید خیلی از فرماندهان ا
#زندگینامه_شهید_سید_اکبر_صادقی
#خاطرات_شهید
روایتی از «علی اکبر بخشی»
کز کرده بودیم پشت خاکریز و ریز ریز می خندیدیم.
مانوری بود برای آمادگی نیروها.
من بودم و تولایی و غضنفری.
تولایی همان طور که خنده اش را قورت می داد گفت:« دیگه دشمنمون نکرده بودند که کردند.»
گفتیم:« دشمن فرضی جناب ، واقعی که نیستیم. بعدم شما کله ات را بدزد لو نریم.
چه می دونند کی اینجا پشت خاکریزه.»
غضنفری گفت :« اصلاً چرا عمو صادقی ما رو فرستاد اینجا؟ هیشکی دیگه نبود؟»
بعد انگار که خودش جواب سوالش را فهمیده باشد ادامه داد:« خب ما نیروهای کادریم بالاخره.» و رو کرد به من :« تو که بی سیم چی عمو صادقی هستی ، تو چند تا رزم شبانه و مانور، دشمن فرضی بودی؟» حواسم به صدای تیر و تفنگ بود که از جلو نمی آمدند.
گفتم:« هیس! بذار ببینم صدا از کدوم ور میاد» و گوش تیز کردم. شستم خبرداد شد.
رگ شیطنت عمو صادقی گل کرده بود.
تا آمدم زبان باز کنم بگویم چه شده لوله اسلحه را پشت سرم فشار داد. دست هایم را بردم بالا.
اسممان را لو داده بودند و حالا که ما مثلاً دشمن فرضی بودیم اسیر شدیم!
خوب از خجالتمان در آمدند.
مسلمان نشنود کافر نبیند!
#شهید_سید_اکبر_صادقی
یادشهداباصلوات
اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam
#زندگینامه_شهید_سید_اکبر_صادقی
#خاطرات_شهید ⏪ قسمت_پانزدهم
راوی« امیر حسن پور»
سلام نماز عشا را داد، تعقیبات را خواند، بلند شد و رفت نگاهم دنبالش بود.
توی محوطه شروع کرد به راه رفتن. یک هفته ای می شد رفته بودم توی کوکش.
برایم سوال شده بود که کجا می رود؟
یعنی همینطور می رفت برای خودش پیاده روی؟! نگاه کردم به بغل دستی ام . می دانستم با عمو جور است.
گفتم:« تو میدانی عمو هرشب کجا میره؟»
همانطور که تسبیح را توی دستش می چرخاند گفت:« خب پیاده روی میره دیگه.»
گفتم:« یعنی چه؟ برای چی؟»
بدون اینکه نگاهم کنه گفت:« مگه نمیدونی تو؟ یه پسر مریض داره اسمش اصغره.فلجه.پدر و پسر خیلی به هم وابسته اند وعمو دلتنگشه.
این جوری خودش را آروم میکنه.»
#شهید_سید_اکبر_صادقی
یادشهداباصلوات
اللهمعجللولیکالفرج
@shohaday_gommnam