eitaa logo
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
2.1هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
468 ویدیو
10 فایل
گفتگو درباره نقش مردم‌، اهمیت محله‌‌، کارکرد مسجد و وظیفه امامِ محله در تحول و پیشرفت محله یادداشتهای تبیینی | روایت شبکه امامت مدیر عامل بنیاد هدایت @hedayat_news ارسال پیام ناشناس، انتقاد و پیشنهاد: https://eitaayar.ir/anonymous/PF5i.v14K36
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 روایت سفر به چهارمحال‌وبختیاری | 4/2 در ادامه گفت‌وگو در مسجد امام حسین(ع)، بخش مهمی از گزارش فعالیت‌ها را خانم حسین‌میرزایی ارائه کرد؛ مسئول پایگاه خواهران مسجد. تسلط او بر جزئیات کارها نشان می‌داد بانوان در این مسجد فقط مجری چند برنامه جانبی نیستند؛ در شناسایی ظرفیت‌های محله، سازمان‌دهی نیروها و پیش‌برد فعالیت‌های مسجد نقش جدی دارند. در کنار حاج‌آقای مالکی، امام مسجد، آقای براتی و همسرشان خانم حسین میرزایی مسئولیت پایگاه برادران و خواهران را هماهنگ با یکدیگر پیش می‌بردند. در بخش بانوان، افراد معتمد هر محله شناسایی شده بودند و هرکدام مأمور بودند توانایی‌های اطراف خود را پیدا کنند؛ یکی نان‌پزی بلد بود، دیگری خیاطی، کار فرهنگی، رسانه‌ای یا فعالیت جهادی. این توانایی‌ها فقط در یک فهرست ثبت نشده بود. هر وقت نیازی پیش می‌آمد، همین افراد وارد میدان می‌شدند. از یادواره‌های خانگی شهدا و کلاس‌های آموزشی تا اردوهای کم‌هزینه، کار رسانه‌ای، آموزش امدادی، کمک به نیازمندان و فعالیت‌های اشتغال‌محور، برنامه‌های متنوعی در مسجد جریان داشت. اما نکته مهم‌تر، تعداد برنامه‌ها نبود؛ تعداد آدم‌هایی بود که مسئولیت گرفته بودند. از دوستان پرسیدم: چند نفر فقط در برنامه‌های مسجد شرکت می‌کنند و چند نفر واقعاً کاری را بر عهده گرفته‌اند؟ مسجد وقتی رشد می‌کند که امام، مردم را فقط دور یک برنامه جمع نکند؛ توانایی‌هایشان را بشناسد، برایشان میدان بسازد و اجازه دهد در دل همان مسئولیت رشد کنند. سفر شهرکرد برای من با همین تصویر به پایان رسید؛ مسجدی که امامش، خانواده‌های فعال و نیروهای محله را کنار هم قرار داده و مردم را از تماشاگر برنامه‌ها به کنشگران میدان تبدیل کرده است. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔖 توافق، پایان نبرد نیست 🔸یکی از خطاهای جدی این روزها این است که توقف درگیری را با پایان نزاع اشتباه بگیریم. 🔹گاهی دو کشور بر سر مرز، منافع اقتصادی یا بخشی از خاک با هم درگیر می‌شوند. چنین جنگی ممکن است با یک توافق تمام شود؛ هر طرف بخشی از خواسته‌اش را می‌گیرد و ماجرا به پایان می‌رسد. 🔹اما نزاع ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی از این جنس نیست. این یک اختلاف معمولی میان دو کشور نیست؛ نزاع بر سر دو منطق و دو نظم متفاوت است. آن‌ها ایرانی مستقل، قدرتمند و اثرگذار در منطقه را نمی‌خواهند و بارها هم این را آشکارا گفته‌اند. 🔹برای همین، هر توافقی را باید در اندازه خودش دید؛ شاید فرصتی برای کاهش فشار، بازسازی توان، جبران کاستی‌ها یا اثبات جنگ‌طلب نبودن ما باشد، اما نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که دشمن از اهدافش عقب نشسته است. 🔹اعتماد به دشمنی که بارها عهد شکسته، با عقلانیت سیاسی سازگار نیست. عقلانیت آن است که هم اهل مذاکره و تدبیر باشیم، هم فریب آرامش موقت را نخوریم. 🔸ما جنگ‌طلب نیستیم؛ اما باید جنگ را بشناسیم، برای آن آماده باشیم و بدانیم که صلح پایدار، فقط با امضا روی کاغذ به دست نمی‌آید؛ با قدرت، انسجام و ایستادگی به دست می‌آید. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔹حمایت جمعی از مبلغین و وعاظ کشور از بیانیه اعضای خبرگان در مسائل اخیر کشور بسمه تعالی 🔹بدنبال بیانیه وزین و جامع اکثریت اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری و مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه که دربرگیرنده نکات مهم و تذکرات قاطعی می‌باشد ، اینجانبان امضا کنندگان ذیل ضمن حمایت همه جانبه از محتوای آن و هم راستا با ملت مبعوث ، همگان به ویژه مسؤولان و نخبگان و اصحاب رسانه را به اطاعت پذیری محض از مقام عظمای ولایت و تقویت انسجام و اتحاد مقدس فرا خوانده و همچون دیگر آحاد ملت خواستار خونخواهی رهبر شهید و پیگیر عمل به شروط رهبر معظم انقلاب می‌باشیم . 8 تیر 1405 1. مسعود عالی 2. ناصر رفیعی 3. علیرضا پناهیان 4. محمد مهدی ماندگاری 5. محمد رضا عابدینی 6. محمدحاج ابوالقاسم دولابی 7. حمید رضا مهدوی ارفع 8. رضا محمدی شاهرودی 9. سید ابراهیم حسینی اراکی 10. سید علیرضا تراشیون 11. محمد حسن نبوی 12. سید علیرضا تکیه ای 13. سید حسن علوی 14. احسان بی آزار تهرانی 15. محمد رضا برادران 16. سید مهدی شیرازی 17. حسین جوشقانیان 18. احمد لقمانی 19. علی اصغر ظهیری 20. جعفر واضحی آشتیانی 21. سید ناصر میرمحمدیان 22. سید علی اکبر محسنی 23. سید جلال موسویان 24. عباس فرازی 25. مرتضی دهشت 26. محمود صفاری 27. محسن صفدری 28. امیر جوان آراسته 29. محمد رضا شیخ طادی
چرا برای تشییع امام شهیدمان و خانواده اش باید به تهران برویم؟ ممکن است که بگویند در شهر خودمان، بیتردید مجلس میگیریم، قرآن میخوانیم، روضه برپا میکنیم و برای روح بلند ایشان دعا میفرستیم. اینجا، در مسجد محله مان، تلاش میکنیم آرمانهای آن یگانه مرد تاریخ را بشناسیم و برای تحققشان گام برداریم. این کارها نه تنها خوب، که واجب است. اما سؤال این است: مگر این کارها برای ادای دِین کافی نیست؟ چرا باید رنج سفر را به جان بخریم و خود را به خیابانهای تهران برسانیم؟ پاسخ این است که تشییع، یک «مراسم» نیست؛ یک «حماسهٔ ملی» است. تشییع، فقط یک وداع نیست؛ یک بازتعریف هویت است. تشییع باشکوه در پایتخت، یک پیام چندلایه به جهانیان مخابره میکند که هیچ مجلس محلی نمیتواند آن را به تنهایی منتقل کند: وحدت و انسجام یک ملت را در یک قاب تاریخی نشان میدهد. پایمردی بر آرمانهای انقلاب را با گوشت و پوست مردم به تصویر میکشد. حضور پرشور جوانان و پیران، دشمن را مأیوس و دوست را امیدوار میکند. عزت و ایثار را در چشمان اشکآلودِ مردمی به تصویر میکشد که هرگز از مسیر خود عقبنشینی نمیکنند. و اما فایدهٔ این حماسه چیست؟ در سیاست خارجی، این عظمت، قدرت نرم و سخت ایران را دوچندان کرده و کاخهای ستمگر را به لرزه میاندازد. در سیاست داخلی، این همبستگی، کشور را در برابر توطئه ها استوارتر از کوه میسازد. در اقتصاد، این امنیت روانی و اجتماعی، موتور تولید و سرمایهگذاری را روشنتر میگرداند. در فرهنگ و تربیت، تصویر این حضور، نسلی تازه با عمق ایمان و رشد اخلاقی تحویل جامعه میدهد. آری، بیشک مهمترین جلوهٔ این عظمت، در تهران رقم میخورد. آنجا که چشم جهانیان به تلویزیونها دوخته میشود و تاریخ، تصویر شما را در کنار پرچم ایران ثبت میکند. زیرساختها برای میزبانی از شما فراهم است. بله، شاید کمی رفت و آمد سخت باشد، اما مگر برای دیدار با یارِ دیرین، چند ساعت سختی چه ارزشی دارد؟ این سختیِ ناچیز، در برابر برکات بیشمارش برای میهن و آیندهٔ فرزندانمان، همچون قطره در برابر دریاست. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
وقتی یک نوجوان در تشییع امام شهید شرکت میکند، چه میگذرد ؟ گاهی فکر میکنیم تربیت نسل جوان با کلاس و کتاب و پند و اندرز ممکن میشود. اما حقیقت این است که بسیاری از عمیقترین لحظات تربیتی، در موقعیتهایی شکل میگیرد که نه کلاس درسی هست و نه نصیحتی در کار—فقط حضور در یک رویداد زنده و تأثیرگذار. تشییع پیکر مطهر امام شهید، یک چنین موقعیتی است. نسل امروز، دوران شکلگیری انقلاب را ندیده است. آرمانهای آن را در کتابها خوانده، اما با تمام وجود حس نکرده است. تشییع، فرصتی است که این مفاهیم انتزاعی، تبدیل به یک تجربهٔ عینی و ملموس برای او بشود. در این سفر چه اتفاقی برای یک جوان یا نوجوان میافتد؟ اول: او ولایت و پیوند میان امام و امت را با تمام وجود درک میکند. اینجا در کنار میلیونها نفر، میفهمد که رابطهٔ یک رهبر با مردمش فقط یک رابطهٔ سیاسی نیست؛ یک پیوند قلبی و تاریخی است که با عشق و ایثار گره خورده. این تجربه، مفهوم ولایت را از یک واژهٔ انتزاعی به یک حقیقت محسوس در ذهن او تبدیل میکند. دوم: او ایثار را نه بهعنوان یک مفهوم، که بهعنوان یک رفتار جمعی تجربه میکند. تحمل سختی سفر، ایستادن در صفهای طولانی، شلوغی و ازدحام—همهٔ اینها برایش تمرین عملی ایثار میشود. دیدن مردمی که از گوشهوکنار کشور آمدهاند تا فقط چند لحظه در کنار پیکر مطهر بایستند، به او میآموزد که برای یک ارزش بزرگ، باید از راحتی خود گذشت. سوم: عظمت جامعهٔ انقلابی را با چشم خود میبیند و آن را وجدان میکند. میلیونها نفر با یک دل، یک هدف و یک احساس؛ این صحنه، تصویری از قدرت جمعی یک امت را در ذهن او حک میکند که هیچ کتابی قادر به انتقال آن نیست. میفهمد که «من» فقط یک فرد نیستم؛ بخشی از یک «ما»ی عظیم هستم که با هم راهی را انتخاب کردهایم. چهارم: سختیهای این سفر، او را پخته میکند. تحمل خستگی، مدیریت زمان، هماهنگی با جمعیت و عبور از مشکلات کوچک و بزرگ سفر، همگی تمرینهایی برای ساختن نسلی مقاوم و مسئولیت پذیر است. این تجربه، شخصیت او را محکمتر و ارادهاش را قویتر میکند. پنجم: حضور در چنین جمع عظیمی، خود یک کلاس تربیتی است. قرار گرفتن در میان میلیونها انسان که با انضباط و عشق کنار هم ایستادهاند، حس تعلق، نظمپذیری و مسئولیتپذیری اجتماعی را در او تقویت میکند. این جمعیت، او را بزرگتر از آنچه هست میکند؛ چراکه میبیند بخشی از یک پیکرهٔ عظیم است که برای هدفی والا گرد هم آمده است. ششم و شاید عمیقترین اثر: این ماجرا، خط سرخ و نورانی تاریخ را در ذهن او به هم وصل میکند. از عاشورای حسینی تا تشییع امروز—او میفهمد که این مسیر، یک جریان مستمر در طول تاریخ بوده است. میبیند که همان راهی که امام حسین(ع) با خون خود آغاز کرد، امروز با اشک و حضور میلیونها نفر ادامه دارد. این اتصال تاریخی، به او هویتی عمیق و ریشهدار میبخشد و میفهمد که ما امروز چقدر در این مسیر جلو هستیم و رسیدن به قله، از هر زمان دیگری نزدیکتر است. و در نهایت: نظم و شکوه این مراسم، توانمندی نظام اسلامی در مدیریت چنین رویداد عظیمی را به او نشان میدهد. میبیند که چگونه یک نظام مردمسالار توانسته است چنین حماسهای را سازماندهی کند و این تصویر، اعتماد او را به آیندهٔ کشورش عمیقتر میسازد. پس بیایید این فرصت را از فرزندانمان نگیریم. نگذاریم آنها فقط شنوندهٔ روایتهای یک حماسه باشند؛ بیایید آنها را به بازیگران زندهٔ آن حماسه تبدیل کنیم. این سفر، هرچند کوتاه، به اندازهٔ سالها حرف و سخنرانی، در ذهن و جان نسل آینده اثر میگذارد. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
وقتی «نرسیدن» هم عین «رسیدن» است این روزها خیلیها میپرسند: «مگر میشود در آن جمعیت به پیکر رسید؟ اگر نرسیم، چه؟» بیایید صادق باشیم. این سؤال، دغدغهٔ خیلی از ماست. اما جوابش را نباید در محاسباتِ «میرسم یا نمیرسم» جست. جوابش را باید در عمقِ حقیقتی جست که آیتالله بهجت رحمتاللهعلیه، سالها پیش دربارهٔ حرم امام حسین علیهالسلام، به ما آموخت. ایشان فرمودند: در روزهای شلوغ کربلا، آنقدر جمعیت فشرده است که از همان ورودی گاراژ، دیگر نمیشود قدمی جلوتر رفت. اما بر همهٔ اینها، «عند قبر الحسین» صادق است. یعنی حرم، یک نقطهٔ فیزیکی نیست. حرم، یک جهت است. وقتی تو به سمت حرم حرکت میکنی، قدم برمیداری، خودت را به مسیر میزنی و دل را به آن مرکز میبندی، در همان لحظه، به حرم رسیدهای. تمام مسیر تا آخرین زائر، حرم است. حرم، تا زیر پایِ آخرین نفر گسترش مییابد. حالا این نکته را به تشییع امام شهید بیاوریم. تشییع، یک مکان نیست؛ یک حرکت است. یک موج است. پیکر مطهر در نقطهای مشخص قرار دارد، اما حقیقت تشییع، منحصر به آن نقطه نیست. از لحظهای که از خانه بیرون میزنی، از وقتی سوار اتوبوس یا قطار میشوی، از وقتی قدم در مسیر تشییع میگذاری، تو در حال تشییع هستی. جمعیتی که جلوتر ایستاده، تو را به پیکر وصل میکند، همانطور که تو جمعیت پشت سر را به پیکر وصل میکنی. همهٔ ما، حلقههایی از یک زنجیرهٔ دلدادهایم که به یک مرکز متصل شدهایم. پس اگر شلوغ شد و نتوانستی به پیکر برسی، بدان که نرسیدهای؟ نه، رسیدهای. چون حرکت کردهای. دلت را متوجه کردهای. خودت را به مسیر زدهای. و این، عین تشییع است. نکتهٔ مهمتر: بسیاری از ما دغدغه داریم که نکند جمعیت آنقدر زیاد شود که نتوانیم خود پیکر را ببینیم. اما این دغدغه، خودش نشانهای از عزم جدی ما برای حضور است. کسی که نگران نرسیدن است، نشان داده که ارادهٔ رسیدن را داشته و به میدان آمده است. و این اراده، در نزد خدا و در حقیقت این حرکت، بیاجر نمیماند. بیایید با این نگاه به تشییع برویم: - برای حرکت بیاییم، نه فقط برای رسیدن. - برای حضور بیاییم، نه فقط برای دیدن. - برای اتصال به این موج عظیم بیاییم، نه فقط برای ایستادن در یک نقطهٔ خاص. تشییع، تمرین یک حقیقت بزرگ است: در مسیر حق، هر قدمی که برداری، تو را به هدف نزدیکتر میکند، حتی اگر مقصد را نبینی. جمعیتِ پیش رویت، همان پل وصل تو به مرکز است. پس نترسیم از شلوغی. نترسیم از نرسیدن. بترسیم از نبودن. بترسیم از اینکه در خانه بمانیم، چون نگران شلوغی بودیم. آن که حرکت کرده و در مسیر ایستاده، حتی اگر در دورترین نقطه باشد، در حقیقت تشییع، نزدیکتر از آن است که در خانه نشسته و فقط نگاه کرده است. بیایید. حرکت کنیم. حضور داشته باشیم. این حضور، مهمترین ارزش است. باقیاش، برکت مسیر است. ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آستانه تشییع پیکر مطهر امام شهید، مجموعه یادداشت «از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده» را در سه بخش منتشر می‌کنم: 🔸بخش اول: دعواها را باید با نگاه به آینده فهمید 🔸بخش دوم: نظم جدید خودش را نشان داده است 🔸بخش سوم: تشییع؛ تمرین انسجام برای ورود به عصر جدید ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آ
از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده | بخش اول این روزها که خود را برای تشییع پیکر مطهر امام شهید آماده می‌کنیم، فضای مجازی پر از گفت‌وگوهای داغ است. برخی تفاهم‌نامه را شکست می‌دانند، برخی پیروزی، برخی می‌گویند به رهبری تحمیل شده و برخی می‌گویند خود ایشان اجازه صادر کرده‌اند. میان جبههٔ انقلاب و دلسوزان، اختلافات زیادی شکل گرفته و امید و انگیزه‌ای که در روزهای جنگ در جامعه شکل گرفته بود، کمی کم‌رنگ شده است. اما در میان این دعواها، یک نکتهٔ کلیدی گم شده است: ما در آستانهٔ نظم جدیدی قرار داریم که قواعدش با گذشته تفاوت بنیادین دارد، و تشییع، نه فقط یک مراسم وداع، که تمرین ورود به این نظم جدید و احیای دوبارهٔ انسجام و امید ملی است. امام عزیزمان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام‌های اخیر بارها بر این حقیقت تأکید فرموده‌اند: ما در حال عبور از یک دوران و ورود به عصر جدیدی هستیم؛ عصری که قواعدش را باید خودمان طراحی و اجرا کنیم. این نکته، کلید فهم همهٔ دعواهای امروز است. تشییع، فرصتی طلایی است تا دوباره همهٔ ما حول محور ولایت جمع شویم و با حضور پرشور خود، هم به دشمن پیام دهیم و هم به خودمان یادآوری کنیم که در مسیر درستی قرار داریم. دعوا بر سر چیست؟ بر اساس تحلیل‌های این روزها، اختلاف‌نظر اصلی میان رهبری و اعضای شورای عالی امنیت ملی، نه بر سر ولایت‌ناپذیری یا خیانت، که بر سر سطح تحلیل از جایگاه ایران است. رهبری معتقد است ایران در جایگاهی بالاتر از محاسبات پیش از جنگ قرار گرفته و نظم جدیدی در منطقه و جهان در حال شکل‌گیری است که ایران در آن نقشی محوری دارد. اما بسیاری از مسئولان همچنان با دستگاه محاسباتی دوران پیشین امور را تحلیل می‌کنند و پیروزی را صرفاً «نرسیدن دشمن به اهدافش» می‌دانند، نه «فروپاشی ساختار قدرت دشمن». واقعیت این است که جنگ رمضان، ساختار قدرت را در غرب آسیا متحول کرد. ایران نه فقط دشمن را متوقف کرد، که به‌عنوان یک ابرقدرت جدید در معادلات جهانی ظهور پیدا کرد. این دقیقاً همان چیزی است که در پیام‌های رهبری، به‌عنوان «طلوع ابرقدرت جدید» از آن یاد می‌شود. اما بسیاری از مسئولان هنوز این تحول را باور نکرده‌اند و به همین دلیل، تصمیماتشان با نگاه رهبری فاصله دارد. این اختلاف در دستگاه محاسباتی، ریشهٔ اصلی دعواهای امروز است. حالا وقت آن رسیده که با نگاه به آینده، از این اختلافات عبور کنیم و همه پای کار بیاییم. بخش دوم | بخش سوم ✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
این روزها، دعوا بر سر دیروز زیاد است؛ اما مسئله اصلی، آینده‌ای است که باید برای آن آماده شویم. در آ
از تشییع تا نظم جدید؛ پاسخ به دعواها با نگاه به آینده | بخش دوم نظم جدید چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه خود را نشان داده است؟ در حوزهٔ امنیتی و منطقه‌ای: حضور بیگانگان عامل اصلی ناامنی است و آیندهٔ منطقه، آینده‌ای بدون حضور آمریکا خواهد بود. جنگ اخیر به‌خوبی نشان داد که ایران و محور مقاومت یک پیکرهٔ واحد هستند و تصمیمات در اتاق فرماندهی مشترک گرفته می‌شود. لبنان از «پروندهٔ فشار علیه ایران» به «شرط ایران برای پایان جنگ» تبدیل شد. این یعنی معادله به نفع مقاومت تغییر کرده و دشمن دیگر نمی‌تواند میدان را به‌تنهایی مدیریت کند. یکی از شروط اساسی تفاهم، خروج کامل و بدون قید و شرط اسرائیل از تمام خاک لبنان است. این شرط، نه یک امتیاز، که حق حتمی ملت لبنان و جبههٔ مقاومت است و هرگونه کوتاهی در آن، نقض آشکار تعهدات دشمن محسوب می‌شود. در حوزهٔ سیاسی و دیپلماسی: مذاکره با آمریکا دیگر یک فرایند عادی نیست، بلکه ابزاری برای جنگ و اعمال فشار بر دشمن مستأصل‌شده است. آمریکا به دلیل استیصال، ناچار به پذیرش مذاکره شده و ایران از این ابزار برای نقد کردن دستاوردهای میدان استفاده می‌کند. ضمانت اجرای توافق، قدرت ایران است، نه امضای کری یا قول و قرارهای آمریکایی. تفاهم‌نامهٔ فعلی، هرچند کامل نیست، اما نشان‌دهندهٔ شکست راهبردی دشمن است؛ چراکه او را پای میز مذاکره کشانده تا خواسته‌های ایران را بپذیرد. در حوزهٔ اقتصادی: حاکمیت بر تنگهٔ هرمز، اقتصاد ایران را در برابر تحریم‌ها مقاوم‌تر کرده و معادلهٔ دلار را به چالش کشیده است. دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری، نه فقط یک منبع درآمد، که نماد تغییر نظم اقتصادی منطقه است. این حاکمیت، دست دشمن را برای فشار اقتصادی کوتاه کرده و معادله را به نفع ایران تغییر داده است. آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده نیز گام مثبتی است، اما در برابر عظمت فروپاشی نظام اقتصادی آمریکا در منطقه، ناچیز است. در حوزهٔ فرهنگی و هویتی: نظم جدید بر پایهٔ هم‌سرنوشتی با همسایگان و نفی هژمونی غرب استوار است. تشییع پیکر مطهر امام شهید در عراق، یک جلوهٔ عینی و باشکوه از نظم جدید است. حضور میلیونی مردم عراق در استقبال از پیکر مطهر، با شعارهای «لبیک یا خامنه‌ای» و «لبیک یا سیدمجتبی»، نشان می‌دهد که جبههٔ مقاومت، فراتر از مرزهای جغرافیایی شکل گرفته و مردم منطقه، تشییع امام شهید را تجدید میثاق با آرمان‌های مقاومت می‌دانند. این همان هم‌سرنوشتی است که رهبری از آن سخن می‌گویند؛ جایی که امت اسلام، با قلبی واحد، در سوگ رهبر شهید خود اشک می‌ریزد و بر ادامهٔ راه او تأکید می‌کند. تشییع در عراق، همچنین پیامی روشن به دشمنان دارد که خون سیدعلی، مرزها را درنوردیده و جبههٔ مقاومت را مستحکم‌تر از همیشه کرده است. بخش اول | بخش سوم ✍️ سید ناصر میرمحمدیان