وقتی داشتیم وسایلمون رو جمع میکردیم من هرچقدر گشتم پاککنم رو پیدا نکردم و خیلی ناراحت شدم و دیگه بیخیالش شدم و گفتم یه دونه جدید میخرم و بعداً برای ایشون یه مراسمی برگزار میکنم. الآن که داشتم جزوههامو میذاشتم سرجاشون روی میزم، دیدم پاککنم بین جزوههام بوده و توی چمدون هم که بین اون همه وسیله بوده همونجا مونده و در نهایت مسیرش رو به سمت خونه پیدا کرده. تا داستانهای بیمحتوای بعدی خدانگهدار.
https://eitaa.com/103341820/5179
سارومان جواب سلام شما رو میده و از شما درخواست میکنه که به ایشون در پیدا کردن حلقه برای سائورون کمک کنید. میپذیرید؟
جدی فکر نمیکردم انقدر خوب شده باشه و الآن با هر تعریفی تا نیم ساعت لبخند میزنم =))
یکم همهچیز داره زیادی حس تابستون میده و این ترسناکه چون من نهایی و کنکور دارم.
https://eitaa.com/103341820/5199
سارومان لگویی عصبانی میشه اما لگولاس قبل از اینکه سارومان به شما آسیبی بزنه یک تیر الفی در قلب سارومان شلیک میکنه و به گندالف هشدار میده که سری بعدی انقدر مهربون نباشه و نذاره سارومان فرار کنه.