آن که به دنبال تسلیم ماست نمیداند که زمزمه درد های کرب و البلا سال هاست که در قلب و جان مردان و زنان این سرزمین است.
💡 منظور ما از اُلیگارشی...
▪️اُلیگارشی درونِ ساختار، مجموعهای به هم پیوسته از جریاناتِ سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی درونِ نظام است که پروژهی هضم شدنِ در #نظام_سلطه را دهههاست مؤثر و هوشمندانه پیش میبرند و از اثرگذاری بسیار بالایی هم در درون سیستم برخورداند.
1⃣ در #سیاست؛ طیف وسیعی از اصلاحطلبان و بعضا اصولگرایان [انقلابیهای توبه کرده از انقلاب ۵۷] با یکدیگر همراه و هم قطارند
2⃣ در #اقتصاد؛ متشکل از شرکتها و هلدینگهای بزرگ اقتصادی و بعضا تراستیها و مجموعهای از بانکداران است که یک شبکهی عظیم و پیچیدهی داخلی و خارجی برای خود شکل دادهاند و اساسا افسارِ اقتصاد ایران دست آنهاست و اصلاحطلب و اصولگرا از سفرهای که آنها پهن نمودهاند، متنعم میشوند
3⃣ در #فرهنگ: اهل تحقیق باید بیشتر بگویند، لکن چه کسی است که نداند از دههی ۷۰ و با روی کار آمدن دولت اصلاحات چه دستگاه گسترده و عمیقِ فرهنگی با محوریتِ دامن زدنِ به اندیشهی تساهل و تسامح در کشور شکل گرفت و تدریجا گروههای مردمنهاد یا همان NGOها پا گرفتند و ایضا اُلیگارشهای اقتصادی و سیاسی به آنها پر و بال دادند تا بتوانند در تمامیِ حوزههای حکمرانی، یکدست و یکصدا پروژهی رفورمیستهای درونِ سیستم را تدریجا پیش ببرند تا استحاله از درون شکل بگیرد
4⃣ در #امنیت؛ آگاهان میدانند که سیستمِ امنیتی و اطلاعاتیِ ما، یک سیستمِ یکدست و منسجم و همفکر نیست. رخنه و نفوذ در آن بسیار جدی است و اساسا کسانیکه ساختار اطلاعاتی-امنیتی ما را شکل داده اند امروز بخشی از آنها علیه جمهوری اسلامی ایران هوشمندانه در حالِ فعالیت هستند و خود بخش قابل توجهی از اُلیگارشیِ درون سیستم میباشند
▪️بنابراین؛ فضای حکمرانی و قدرت در جمهوری اسلامی ایران، یک فضای بسیار پیچیده با روابطِ مبهم است و رهبران انقلاب اسلامی، آگاهانه در چنین فضایی در حالِ ایفای نقش و کُنشگری هستند. حال به هر میزان که نیروهای انقلاب اسلامی نسبتِ به این عرصهها مطلع و آگاه شوند و بتوانند هوشمندانه کُنشگری کنند، امکانِ بقاء و تداومِ نظام اسلامی آن هم مبتنی بر آرمانهای سال ۵۷ بیشتر است، و هرچقدر بیاطلاع باشند و کم اطلاع، بستر برای تحقق ارادهی اُلیگارشی مهیاتر خواهد شد و آخرالأمر آن خواهد شد که نباید.
هدایت شده از نَستوه
یک رود و صد مسیر ، همین است زندگی
با مرگ خو بگیر! همین است زندگی
با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه
ای رود سر به زیر! همین است زندگی
تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر! همین است زندگی
بر گِرد خویش پیله تنیدن به صد امید
این « رنج » دلپذیر همین است زندگی
پرواز در حصار فرو بستهْ حیات
آزاد یا اسیر ، همین است زندگی
چون زخم ، لب گشودن و چون شمع سوختن
« لبخند » ناگزیر ، همین است زندگی
دلخوش به جمع کردن یک مشت « آرزو »
این « شادی » حقیر همین است زندگی
با « اشک » سر به خانهْ دلگیر « غم » زدن
گاهی اگر چه دیر ، همین است زندگی
لبخند و اشک ، شادی و غم ، رنج و آرزو
از ما به دل مگیر ، همین است زندگی
_ فاضل نظری