دورانِآبی دودمیه_اسمیت
سیِ آذر، تو آسمونا منو میبینی، شبِ هزارو چهارصد و هشت.
میرم ولی یادت بمونه، توهم توی شب چلّه میری.
دورانِآبی دودمیه_اسمیت
امروز هیچوقت یادم نمیره، وصال، وصال.
یادم رفت، پیپی پسرم کیومرث توی هرچی وصاله.
دورانِآبی دودمیه_اسمیت
مغز سورنا میتونه تا ابد من رو اسیر خودش کنه.
آهنگ "ناخدا جلال" اش به طرز عجیبی برام جالب و مبهمه،
یه روز آلبوم گوزن سورنا رو میفرستم اینجا و کلی راجع بهش گریه میکنم