هدایت شده از تبلیغات موقت طب الزهرا (س) ⚘
جرم من فقط #عشق به امیر بود ک گم شده بود و مجبور شدم بعداون ازدواج کنم...😪
اما شوهرم سهیل اینو قبول نمیکرد و میگف #نجابتت رو اثبات کن 😭
تا اینکه یه روز در خونه رو زدن و وقتی در رو باز کردم #سهیل رو با کسی دیدم ک همونجا از حال رفتم😭
#اون_کسی_نبود_جز....😱
ادامه داستان واقعی نغمه بیچاره😓👇
https://eitaa.com/joinchat/2792555401C0ca8eebfd1
هدایت شده از تبلیغات موقت طب الزهرا (س) ⚘
#راضیه زن تنهایی که یک شب بر اثر اتفاق با مرد زخمیِ برخورد میکنه که برای #نجات جونش فرار کرده...
سهیل رو به خونه ی خودش میبره و به عنوان #مهمان بهش سر پناه میده بدون اینکه بدونه فردی که نجاتش داده یک #مجرم خشن، با کلی سابقه ی سنگینه...
درست چند روز بعد از اون اتفاق، تهدید های مختلفی برای #سهیل فرستاده میشه...این بار خط قرمزش هدف گرفته میشه، #جون راضیه❌
برای اینکه بتونه جون اون رو نجات بده باهاش #ازدواج میکنه ولی اون #حس لعنتی که شکل می گیره...و بدتر از اون، #باردار شدن راضیه، همه چیز رو خراب می کنه و حالا سهیل، چطوری قراره ازشون #بگذره؟🤤😱♨️
https://eitaa.com/joinchat/2929721937Ca2f80a89b2