به کمک پروردگار تعالا، موفق شدم که(متاسفانه)نه شش روز بلکه پنج روز در هفته برم والیبال. این برنامه از سه شنبه بعدی شروع میشه. و این یعنی اینکه فقط قراره جمعه و چهارشنبه والیبال نرم، خدا حفظم کنه.
و اینکه سال دیگه نه طالبی درکار خواهد بود، نه ارسطویی نه کلباسی. این شاهکاره. شاد و پیروز باشیم.
حالا شاد و پیروز که هستیم، ولی نمیدونم چرا سرما خورده هم هستیم. کی آخه توی این سگ گرما، سرما میخوره که من دومیشم. اه.
به شما و امثالتون که فکر میکنم واقعا دلم میخواد جهنم وجود داشته باشه. دلم میخواد عدالتی وجود داشته باشه، با اینکه میدونم نیست.