If you got inside my head, you'd see
There's no point in going to therapy
'least that's what I tell myself 'cause I don't need
Another purchase added to my monthly fees
هدایت شده از سقوط.
ببخشید. نمیتونم اونجور که باید بنویسم. در حقیقت اصلا نمیدونم میتونم بنویسم یا نه.
مگر رسم به کلامی:
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تاثیر،
که چون به کوه بخوانی، ز هفت پرده سنگ،
گذر کند چون تیر!
وگر به دل بنشانی، نپرسی از پولاد،
نترسی از شمشیر؛
کتاب های جهان را ورق ورق گشتم!
به برگ برگ درختان، به سطر سطر چمن،
نشانه ها گفتم.
ز مهر پرسیدم.
به ماه نالیدم.
ستاره ها را شب ها به همدلی خواندم.
به پای باد به سرچشمه افق رفتم.
به بال نور، در آیینه شفق گشتم.
شبی، شباهنگی
درون تاریکی
نشست و حق زد!
صدای خونینش
ز هفت پرده شب
گذرکنان چون تیر!
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تاثیر؛
به من رسید و هم آواز مرغ حق گشتم!
شهریور۱۳۷۵
#مشیری
اتاقکسیگار؛
There's a lot of things I wanna do, but my feet just don't seem to move