مگر رسم به کلامی:
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تاثیر،
که چون به کوه بخوانی، ز هفت پرده سنگ،
گذر کند چون تیر!
وگر به دل بنشانی، نپرسی از پولاد،
نترسی از شمشیر؛
کتاب های جهان را ورق ورق گشتم!
به برگ برگ درختان، به سطر سطر چمن،
نشانه ها گفتم.
ز مهر پرسیدم.
به ماه نالیدم.
ستاره ها را شب ها به همدلی خواندم.
به پای باد به سرچشمه افق رفتم.
به بال نور، در آیینه شفق گشتم.
شبی، شباهنگی
درون تاریکی
نشست و حق زد!
صدای خونینش
ز هفت پرده شب
گذرکنان چون تیر!
رهاتر از آتش،
رساتر از فریاد،
فراتر از تاثیر؛
به من رسید و هم آواز مرغ حق گشتم!
شهریور۱۳۷۵
#مشیری
اتاقکسیگار؛
There's a lot of things I wanna do, but my feet just don't seem to move
اتاقکسیگار؛
یه لبخند گنننننننددددهههه زدم چون تو قطعا قراره پیشرفت زیاااد بکنی و اینو ببینی و یادت بیاد💥
هدایت شده از Medusa 𖦹
لوک هریس (Luke Harris) ⭐️
لوک سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد و سال ۲۰۶۷ بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. از ۱۳ سالگی توی یه تعمیرگاه دوچرخه کار میکرد نه از روی اجبار فقط چون عاشق باز کردن و دوباره بستن وسایل بود. اونم خیلی خیلی زیاد !!
توی مدرسه استاد درس فیزیک بود ولی از انشا نوشتن متنفر بود. اولین کراشش دختری بود که هر روز با دوچرخه قرمز رنگش به مدرسه میاومد. یه عادت عجیب داشت و هر پیچ یا مهرهای پیدا میکرد توی جیبش میذاشت و آخر هفته معلوم میشد جیبش پر از وسایل عجیب شده.
تابستونها با دوستاش مسیرهای طولانی رو دوچرخهسواری میکردن اما هیچوقت خسته نمیشدن.
برای: https://eitaa.com/supportcigarettes ~