گوینده ای ظریف، بشردوست، پیش از این
دریافته ست: کز چه بشر را دو دست هست؛
_«دستی برای آنکه برآرد نیاز خویش
دستی برای آنکه بگیرد ز دست خلق!»
اینگونه مهرورزی و پندار نیک و عشق
جز در میان مردم ما تا به این زمان
هرگز به هیچ شهر و دیاری نبوده ست.
اندیشه محبت و خدمت به دیگران
نقش و نگار بافته با تار و پود ماست
آیین خیرخواهی و یاری و مردمی
با خون ما سرشته روان در وجود ماست.
پروردگان مکتب مهر و محبتیم
ما راهیان عشق و هواخواه خدمتیم
بانگ بلند شعر بنی آدم اعضای یک پیکرند
آوای مهر سعدیست.
وز این دیار بال به عالم گشوده ست
این راه و رسم مردم این ملک بوده ست.
هر روز بامداد که همراه آفتاب
نور و نشاط و شور و سرور و نوید هست
آن دم که دست های تو در کار زندگی
سرشار از تلاش و توان و امید هست
با خویشتن بگوی
دستی برای آنکه برآرم نیاز خویش
دستی برای آنکه بگیرم ز خلق، دست
#مشیری
ایران کهنسال در عرصه تاریخ
در پهنه علم و ادب و دانش و فرهنگ
همواره درخشیده توانمند و توانا
پرورده بزرگانی نامآور و دانا
پیران کهن داشته در عالم یکتا!
امروز ایران به جوانانش نازد که توانند
اسب شرف از گنبد گردان بجهانند
در عرصه میدان جهان نام برآرند
ایران دیروز به پیران خردمندش نازید
امروز به جوانان برومندش نازد
نسلی که تواند ایران را آزادتر و آبادتر از پیش سازد
ز اوهام و خرافات گسستهست
اهریمن نادانی را شاخ شکستهست!
به ظلمت کده جهل نمانده است
خود را به جهانهای پر از نور رساندهست
فردا همه با نسل جوان که امروز
هر روز تواناتر و آگاهتر از پیش
با تکیه به نیروی امید و خرد خویش
در عرصه میدان جهان راه گشاید
هر روز سرافرازتر از پیش برآید!
#مشیری