eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
72.6هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
96 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
‌در جهان آشفته امروز، هر مکتبی که بتواند امکان بدیل بودن را از دیگری سلب کند، پیروز میدان است؛ حتی اگر شکست‌خورده تاریخ باشد. و این همان کاری است که لیبرال‌ها در ایران پیش گرفته‌اند. آنان می‌کوشند میدان را چنان تصویر کنند که گویی جهان تنها دو قطب دارد: سرمایه‌داری و کمونیسم. و هر نیروی عدالت‌خواهی که بخواهد از حصار سرمایه‌سالاری عبور کند، باید حتماً در جرگه کمونیسم تعریف شود. این همان دوگانه‌سازی ساختگی است که به مدد آن، اسلام ــ اسلام عدالت، اسلام انسان، اسلام علی ــ در سکوت عامدانه لیبرال‌ها از فهرست «آلترناتیوهای ممکن سرمایه‌داری» حذف می‌شود. نئولیبرال‌های سر به سجود آیه‌خوان ایرانی، غافل‌اند که در این بازی، بیش از آنکه کمونیسم را نفی کنند، اسلام را نفی می‌کنند؛ اسلامی را که در دستگاه ذهنی‌شان هرگز آلترناتیو نبوده و نیست. چرا؟ زیرا آنان در ژرفای اندیشه خویش، اسلام را نه مکتبی مستقل، بلکه سنتی تزئینی بر پیکر نظم بازار می‌دانند، نه نیرویی بنیان‌کن بر ضد آن: خدا همان دست نامرئی بازار است! میان زبان و باطن‌شان شکافی عظیم است: زبان‌شان الکن است که بگویند «اسلام می‌تواند بدیل باشد»؛ اما باطن‌شان با قاطعیتی بی‌صدا می‌گوید: «نه؛ اسلام نمی‌تواند.» به همین دلیل است که هر جا اسلام عدالت‌خواه قد برمی‌افرازد، بی‌درنگ سایه کمونیسم را بر آن می‌افکنند تا مبادا سخن از بدیلی فراتر از نظام سرمایه‌داری به میان آید. اما حقیقت این است: اسلام، درست در نقطه‌ای می‌ایستد که لیبرالیسم و کمونیسم، هر دو، از دیدنش عاجزند. کمونیسم انسان را در چنگ دولت می‌خواهد، و لیبرالیسم در پنجه سرمایه؛ اما اسلام، انسان را از هر دو اسارت می‌رهاند. در اندیشه علی، عدالت نه محصول دولت است و نه نتیجه بازار؛ عدالت، جایگاه وجودی انسان است؛ رهایی او از هر سلطه‌ای که کرامتش را تهدید کند، چه سلطه سرمایه و چه سلطه قدرت. لیبرال‌ها وقتی این افق را می‌بینند، ناگهان وحشت سراسر وجودشان را فرا می‌گیرد. زیرا اگر اسلام بتواند بدیل باشد، اگر مکتب علوی بتواند نظامی نو بنا کند، پس دیگر نمی‌توان انسان ایرانی را زندانی دوگانه قلابی «یا بازار یا دولت» نگه داشت. دیگر سرمایه‌داری «تقدیر طبیعی» نمی‌شود، و کمونیسم «ترس مقدس» نمی‌ماند. و دقیقا همین را نمی‌خواهند. پس چاره چیست؟ اسلام را از ساحت امکان حذف می‌کنند! نه با استدلال‌های فلسفی، نه با نقدهای نظری؛ بلکه با یک ترفند ساده: هر صدای عدالت‌خواهی را به کمونیسم تقلیل می‌دهند، تا اسلام عدالت، اسلامِ آزادگی، اسلام علی، اصلا مجال ظهور در مقام یک نظام بدیل پیدا نکند. اما حقیقت همچنان پابرجاست: اسلامی که عدالت را از علی می‌آموزد، با شمشیر برّان خود بیش از هر مکتب دیگری با سرمایه‌سالاری تعارض دارد؛ و برای این مبارزه، نیازی به دست بردن در متون غریبه ندارد. آنان که عدالت‌خواهان مسلمان را «کمونیست» می‌خوانند، نمی‌دانند که ما پیش از آنکه نامی از کمونیسم به گوش دنیا برسد، نهج‌البلاغه داشتیم؛ کلماتی که در آنها، امام عدالت، با سوزی آسمانی، به کارگزار خویش می‌نویسد: «هرگز نمى‌پنداشتم كه تو دعوت مردمى را اجابت كنى كه بينوايان را از در مى‌رانند و توانگران را بر سفره مى‌نشانند». اسلام، نه وامدار شرق است و نه بنده غرب. این مکتب، خود افقی است مستقل؛ افقی که اگر جدی گرفته شود، نه فقط سرمایه‌داری که همه بت‌های زمانه را به لرزه می‌اندازد. اینان از همین استقلال می‌ترسند. از همین «بدیل بودن» اسلام. از اینکه انسان ایرانی بفهمد میان بازار بی‌رحم و دولت آهنین، راه سومی هست: راه انسان، راه عدالت، راه علی. @syjebraily
مشکل قاچاق، «ارزان بودن غیرمنطقی سوخت» نیست؛ «گران شدن غیرمنطقی ارز» است. تا وقتی که ارزش پول ملی سقوط می‌کند و نرخ ارز مهار نمی‌شود، قیمت سوخت را هرچقدر هم بالا ببرید، باز هم فاصله قیمتی با آن سوی مرزها آن‌قدر زیاد خواهد بود که قاچاق صرفه داشته باشد. آن‌ها که از یک‌سو تثبیت و مدیریت نرخ ارز را تخطئه می‌کنند و از سوی دیگر نسخه افزایش قیمت سوخت را برای مقابله با قاچاق می‌پیچند، در حقیقت کشور را روی نردبانی می‌گذارند که تنها مقصدش قله گرانی و سپس سقوط است. ‌ @syjebraily
هدایت شده از حکمران
💢 دکتر جبرائیلی در زابل: شعار «نه شرقی، نه غربی» یک استراتژی کلان برای حفظ استقلال فکری و عملی کشور در برابر قدرت‌های بزرگ جهانی بود دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی روز گذشته در جمع طلاب و اساتید مدرسه علمیه امام صادق(ع) گفت: شعار «نه شرقی، نه غربی» به معنای ردّ دو گفتمان مسلط قرن بیستم یعنی لیبرال-دموکراسی غربی و کمونیسم مارکسیستی بود. انقلاب اسلامی با ارائه «اسلام ناب محمدی» به عنوان پیشنهادی مستقل در عرصه جهانی، ادعا کرد که می‌تواند مدل عملی برای حکومت‌داری و تحقق عدالت اجتماعی ارائه دهد. جبرائیلی گفت: فروپاشی نظام‌های کمونیستی و بقای نظام‌های لیبرال به معنی مشروعیت و کارآمدی لیبرالیسم نبوده و نیست. هر دو نظام، گرفتار بحران بوده‌اند. بحران دهه ۱۹۳۰ آمریکا به مراتب وخیم‌تر از بحران ۱۹۸۰ شوروی بود. اما آنچه باعث فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ بود، گرایش رهبران شوروی به مکتب فکری رقیب خود یعنی لیبرالیسم بود. وقتی رهبران یک نظام سیاسی مبتنی بر یک مکتب، از اصول مکتب خود رویگردان می‌شوند، یعنی پایه‌های مشروعیت آن نظام سیاسی فروریخته است. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی جان! به دستان پینه‌بسته‌ات سوگند که اجازه نخواهیم داد عدالت، در هیاهوی زر و زور، به شعاری بی‌جان تقلیل یابد. اجازه نخواهیم داد حق ضعیفان، بازیچه قدرتمندان شود. به همان ترک‌های مقدس سوگند که نمی‌گذاریم نان مردم، طعمه سوداگری شود. نمی‌گذاریم انفال، غنیمت حلقه‌های بسته و محافل تاریک شود. نمی‌گذاریم رنج کارگران، کشاورزان، پرستاران، معلمان و همه مستضعفان، بی‌صدا بماند. به همان زخم‌ها سوگند که تا آخرین رمق، مقابل بی‌عدالتی می‌ایستیم؛ در برابر تحقیر و تبعیض، سکوت نخواهیم کرد؛ و نخواهیم گذاشت عدالت، میان سطور کتاب‌های قطور دفن شود. به زخم‌های دستانت سوگند، علی جان… که ما وارثان رنج توئیم، نه تماشاگران تاریخ. ما به زخم‌های دستان تو ایمان داریم؛ زخم‌هایی که مثل شکاف‌های کوه، جای عبور نور بودند. این زخم‌ها سندند که عدالت، کار آسانی نبود؛ و امروز هم نیست. اگر دنیا به سمت تاریکی رود، ما مشعل کوچک اما صادقی خواهیم بود که از شراره دستان تو روشن شده است. @syjebraily
امام خمینی(ره) :«مالکیت بدان صورت که در امریکا مطرح است اصولاً در اسلام وجود ندارد. اسلام مالکیت را قبول دارد، ولی قوانینی در اسلام هست که مالکیت را تعدیل کند. اگر به قوانین اسلام عمل شود هیچ کس دارای زمینهای بزرگ نمی‌شود. مالکیت در اسلام به صورتی است که تقریباً همه در یک سطح قرار می‌گیرند و وقتی این چنین باشد چرا پای دولت را به میان کشیم و ‌ و ‌ را به دست ‌ نسپاریم». ‌ لیبرال‌هایی که خمینی کبیر، این فرزند حضرت زهرا(س) را کمونیست می‌نامند، نه کمونیسم را می‌شناسند، نه لیبرالیسم را، نه اسلام را. @syjebraily
سید یاسر جبرائیلی
امام خمینی(ره) :«مالکیت بدان صورت که در امریکا مطرح است اصولاً در اسلام وجود ندارد. اسلام مالکیت را
‌در این بیان کوتاه اما سرنوشت‌ساز، حضرت امام تصویری از ماهیت مالکیت در اسلام ترسیم می‌کند که جایگاه آن را در برابر دو منظومه‌ بزرگ اندیشه مدرن به‌روشنی آشکار می‌سازد. سخن ایشان نه یک بحث اقتصادی صرف، بلکه یک بیانیه فلسفی درباره انسان، اختیار، عدالت و نسبت دولت و جامعه است. امام قاطعانه می‌فرمایند: «مالکیت بدان صورت که در آمریکا مطرح است اصولاً در اسلام وجود ندارد.» این جمله یک نفی ریشه‌ای است؛ نفی مطلق‌سازی مالکیت خصوصی، نفی شیوه‌ای که در آن مالکیت به حقی بی‌مرز، بی‌تعهد و بی‌قید اخلاقی تبدیل می‌شود. در منطق سرمایه‌داری لیبرال، مالکیت نه فقط یک حق اقتصادی، بلکه نقطه ثقل آزادی فردی است و هیچ سقفی جز قدرت بازار برای آن تعریف نمی‌شود. فرد آزاد است که بیندوزد، انباشته کند و زمین و سرمایه را تا هرجا که توانش برسد به تملک خود درآورد. اما همین آزادی، در فلسفه امام خمینی، به نوعی اسارت تبدیل می‌شود: انباشتِ نامحدود، دیگران را از حق زیست و عدالت محروم می‌سازد و آزادی بعضی را به قیمت محرومیت بسیاری تأمین می‌کند. اسلام چنین مالکیت افسارگسیخته‌ای را نمی‌پذیرد، زیرا نگاه اسلام به مالکیت، نگاه به یک «نظام توزیع قدرت» است. در اسلام، مالکیت هیچ‌گاه یک حق مطلق نیست؛ حق مشروط است، مشروط به عدالت، مشروط به حرمت ربا و احتکار، مشروط به حدود زمین‌داری، مشروط به مسئولیت اجتماعی و اخلاقی. در منطق اسلام، فرد مالک است، اما مالکیت او تا آنجا معتبر است که جامعه را از مدار عدالت خارج نکند. درست در همین نقطه است که اسلام از لیبرالیسم جدا می‌شود. لیبرالیسم آزادی مالکیت را اصالت می‌دهد، اما اسلام عدالت را محور قرار می‌دهد؛ لیبرالیسم هدف را فرد می‌بیند، اسلام انسان را؛ انسانی که هم فرد است و هم عضوی از یک کل. اما امام خمینی در همان لحظه که مالکیت بی‌حد و مرز را نفی می‌کند، مالکیت‌زدایی کمونیستی را نیز رد می‌کند. کمونیسم با حذف مالکیت خصوصی می‌خواهد عدالت را برپا دارد، اما این حذف، از نگاه اسلام، با فطرت انسان ناسازگار است. مالکیت در اندیشه اسلامی تنها یک پدیده اقتصادی نیست؛ عرصه اختیار و مسئولیت انسانی است. اگر مالکیت نباشد، اختیار فردی فرومی‌ریزد، تلاش و خلاقیت بی‌معنا می‌شود و دولت به یک قدرت مطلقه تبدیل می‌شود. در کمونیسم، انسان از صحنه اقتصاد حذف می‌شود و دولت جایگزین انسان می‌گردد، در حالی که در اسلام، دولت نمی‌تواند جایگزین مردم شود. جامعه بدون مالکیت خصوصی، جامعه‌ای است که در آن مالکیت را دولت قبضه می‌کند و فرد به کارمندی تبدیل می‌شود که نه اختیار دارد و نه انگیزه. اسلام نه مالکیت مطلق لیبرالی را می‌پذیرد و نه مالکیت‌زدایی کمونیستی را؛ اسلام مالکیت را می‌پذیرد اما در شبکه‌ای از قوانین آن را تعدیل می‌کند. وقتی امام می‌گوید: «اگر به قوانین اسلام عمل شود هیچ کس دارای زمین‌های بزرگ نمی‌شود»، این تنها یک گزاره فقهی نیست؛ نقدی بنیادین بر منطق انباشت سرمایه است. در اسلام، قوانین زکات، خمس، انفال، ارث، حدود زمین‌داری، حرمت ربا و احتکار و ده‌ها حکم دیگر، به‌گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که تمرکز ثروت را ناممکن و پیدایش طبقات مسلط را نابسنده می‌کند. اسلام با این نظام، نه مالکیت را می‌سوزاند و نه رها می‌کند؛ آن را در مدار عدالت قرار می‌دهد تا جامعه به دو قطب «غنی غالب» و «فقیر مغلوب» تقسیم نشود. در ادامه همین منطق است که امام خمینی به نکته‌ای کلیدی می‌رسد: «وقتی مالکیت این چنین تعدیل شد چرا پای دولت را به میان کشیم و زمین‌ها و صنایع را به دست مردم نسپاریم؟» این جمله، جوهره نگرش اقتصادی اسلام را آشکار می‌کند: اسلام نه بازارسالاری لیبرال را می‌پذیرد، نه دولت‌سالاری کمونیستی را. اسلام، اقتصاد را بر قدرت مردم بنا می‌کند؛ اما مردمی که در مدار عدالت زندگی می‌کنند، نه مردمی که زیر چکمه‌های رانت و سرمایه و انحصار خُرد شوند. دولت در اسلام ناظر است، نه مالک؛ هادی است، نه تاجر؛ حافظ عدالت است، نه رقیب مردم. آن‌گاه که مالکیت تعدیل شود و انباشت ثروت نامشروع ناممکن گردد، اقتصاد از آن مردم می‌شود و جامعه از سلطه دولت بزرگ و سرمایه‌دار بزرگ رها می‌گردد. آنچه امام بیان می‌کند صرفاً یک نسخه‌ اقتصادی نیست؛ یک نظریه‌ی انسان‌شناسی است. لیبرالیسم آزادی بدون عدالت را تقدیس می‌کند؛ کمونیسم عدالت بدون آزادی را. اما اسلام آزادی را در خدمت عدالت قرار می‌دهد. اسلام نه فرد را فدای جامعه می‌کند و نه جامعه را فدای فرد؛ برای اسلام، انسان مهم است؛ انسان مختار، انسان مسئول، انسان رها از سلطه دولت و سرمایه. از همین رو اسلام نه راه سوم میان کمونیسم و لیبرالیسم است، بلکه افقی برتر است؛ افقی که در آن مالکیت هست اما مالکیت‌پرستی نیست، دولت هست اما دولت‌سالاری نیست، آزادی هست اما بی‌عدالتی نیست. @syjebraily
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اظهارات آقای طباطبایی خلاف واقع است و اگر آقای هاشمی نیز این سخن را گفته باشند، خلاف گفته‌اند. فیلم اجلاسیه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ خبرگان موجود است. آقای هاشمی در آن جلسه صریحا می‌گویند امام هم با رهبری شورایی مخالف بودند. ضمنا آقای هاشمی با علم به نظر حضرت امام حضرت امام درباره رهبری حضرت آقا، و با علم به نظر مخالف امام با رهبری شورایی، اولا تا لحظه آخر از رهبری شورایی دفاع کردند و ثانیا تنها پس از اینکه اعضای خبرگان از وی مطالبه کردند، نظر امام درباره حضرت آقا را بیان کردند. در کتاب «روایت رهبری» مبسوط به این بحث پرداخته‌ام: https://khameneibook.ir/book/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C
هدایت شده از  سالار سنجری
34.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنان منطقی و علمی امام جمعه چهاردانگه در مورد نظر عده ای از کارشناسان مبنی بر افزایش قیمت بنزین 🔺 محاسبه قیمت بنزین با نرخ جهانی به دلایل مختلف صحیح نمی باشد . 🔺اگر مبنای قیمت بنزین جهانی است ( لیتری یک دلار ) چرا حقوق کارگری جهانی نباشد ( هزار دلار ) ▫️خطبه های نمازجمه چهاردانگه 🔸@SalarSanjari
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌مادرم... تو یک تنه در برابر تاریخ ایستادی؛ تاریخ لجوج، تاریخ قدرت‌پرست، تاریخ رجالی که تا پیامبر در میانشان بود، برای «حقیقت» شمشیر می‌زدند و بلافاصله پس از او، زیر سایه «مصلحت» پنهان شدند. و در آن ساعتی که همه خاموش شدند، تو شعله شدی. در لحظه‌ای که حق را در اتاق‌های بسته دفن می‌کردند، تو فریاد شدی. پهلوی تو را شکستند، اما منطق تو نشکست. درب خانه‌ات را سوزاندند، اما قامت پرچم حقانیت تو چنان بلند بود که شعله‌های آتش بدان نرسید. گمان کردند حقیقت را با فشار درب و ضرب تازیانه می‌توان شکست؛ غافل از اینکه حقیقت، آنگاه که در جان یک زن جا بگیرد، کوه می‌شود، آتش می‌شود؛ معیاری می‌شود که تاریخ ناگزیر است با آن سنجیده شود و هیچ قدرتی، هیچ زمان و هیچ ظلمی، توان خاموش کردنش را ندارد. ناله‌های تو، اعلامیه قیامی بود که تا امروز ادامه دارد. اشک‌های تو، نه سند مظلومیت که سند مشروعیت بود. تو جاودانه‌ای! چرا که حقیقت اگر به خون آغشته شد، دیگر در زمان نمی‌میرد... @syjebraily