#دستور خط صورتهای شکسته
✍ «صورتهای شکسته را میتوان در دو طبقۀ کلی قرار داد: یکی صورتهای شکستهای که براساس قاعدهای کلی از روی صورت سالمشان مشتق میشوند، شامل «صیغههای شکستۀ فعلی» و «صورتهای کوتاهشدۀ پیبستی» و دیگری صورتهای شکستهای که لزوماً با قاعدهای کلی از روی صورت سالمشان مشتق نمیشوند، شامل «گونههای آزاد سبکی»» (طبیبزاده، ۱۳۹۸: ۳۷).
🔴 گونههای آزاد سبکی: تبدیل پسوند «–ها»ی جمع به «–ا»
1⃣ پس از صامت
صورت سالم (ها): کتابها
صورت شکسته (–ا): کتابا
2⃣ پس از مصوت /i/
صورت سالم (ها): یاقیها
صورت شکسته (–ا): یاقیا
3⃣ پس از مصوت /e/
صورت سالم (ها): برّهها
صورت شکسته (–ا): –
4⃣ پس از مصوت /æ/
صورت سالم (ها): نهها
صورت شکسته (–ها): –
5⃣ پس از مصوت /a/
صورت سالم (ها): باباها
صورت شکسته (–ا): –
6⃣ پس از مصوت /u/
صورت سالم (ها): کوکوها
صورت شکسته (–ا): –
7⃣ پس از مصوت /o/
صورت سالم (ها): پادوها
صورت شکسته (–ا): –
🟢 «پسوند شکستۀ جمع «–ا» (بدل از صورت سالم «ها») تنها مورد گونههای آزاد سبکی است که براساس قاعده کلی و بدون استثنا از روی صورت سالم خود مشتق میشود.»
✅ امید طبیبزاده، فارسی شکسته: دستور خط و فرهنگ املایی، چ۱، تهران: کتاب بهار، ۱۳۹۸، ص۳۸.
فریده آرامیده
#غلط_ننویسیم
🖊
https://eitaa.com/tamdoneslami_hmfzai_kol_kesvar
#دستور
✍ انواع یا «ی»
🔶 یای مجهول
🔶 یای معروف
🔶یای موصولی
🔶 یای نکره
🔶 یای وحدت
🔶 یای وقایه
🔷 یای معروف
«یای معروف» یکی از شش واکهٔ زبان فارسی است که واج به شمار میآید، یعنی نقش ممیز دارد و در آواشناسی تولیدی زبان فارسی واکهٔ پیشین و افراشته توصیف میشود؛ مانند واکهای که در واژههای «بید» و «سیر» وجود دارد.
این اصطلاح در مقابل «یای مجهول» به کار میرود و دلیل نامگذاری آن این است که برای فارسیزبانان شناخته است و امروز نیز آن را به کار میبرند.
✅ علاءالدین طباطبایی، ۱۳۹۵ش، فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، چ ۱، تهران: فرهنگ معاصر، ص ۵۹۸.
#غلط_ننویسیم
🖊
https://eitaa.com/tamdoneslami_hmfzai_kol_kesvar
#دستور
✍ پسوند «سار»
این پسوند در گذشته در واژههای بسیاری به کار رفته اما در فارسی امروز به نظر میرسد زایایی خود را از دست داده است.
برای «سار» چند معنی میتوان قائل شد:
1⃣ در برخی واژهها بر مکان دلالت دارد و شاید بتوان گفت که صورتی از «زار» است: نمکسار، لالهسار.
2⃣ در شماری از واژهها یا نسبت را میرساند و یا معنای محصلی ندارد: رخسار، خاکسار.
3⃣ در «شرمسار» بر مفهوم دارندگی دلالت دارد.
4⃣ گاهی به نظر میرسد صورتی از واژۀ «سر» باشد: سنگسار، تیمسار، نگونسار، شاخسار.
5⃣ در مواردی با پسوند «ان» همراه میشود و بر مکان دلالت میکند: کوهساران، چشمهساران، گچساران.
✅ علاءالدین طباطبایی، فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، چ۱، تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۹۵، ص۸۹ تا ۹۰.
✅#lotus2090
#غلط_ننویسیم
🖊
https://eitaa.com/tamdoneslami_hmfzai_kol_kesvar