🌀هدیه امام رضا
🔹در اوايل طلبگي كه در مدرسه #نواب مشهد بودم يك هفته بود كه من ديدم يك تومان بيشتر پول ندارم. تقريباً میشود گفت كه اوايل هفته بود. فكر میكردم كه تا آخر هفته چكار كنم كه بتوانم با همين يك #تومان زندگی كنم. خيلی سخت بود گذراندن با يكتومان و خيلی به خودم سختي آوردم كه اگر بتوانم يك وعده غذا بخورم. باز میديدم كه امكان آن برايم نيست. با وضعيت بسيار سختی سر كردم و با يك ريال و حتی دو ريال ميرفتم يك چيزهايي را میخريدم كه بشود با آنها گذران كرد.
🔸خلاصه تا يك صبح پنجشنبه بود كه رفتم حرم خدمت حضرت #رضا(ع) به ايشان عرض كردم كه آقا خيلي وضع من ناجور است يك #عنايتي بفرماييد. يك آقايي را آنجا من ديدم و نميدانم از كجا متوجه شده بود و هنوز هم برای من روشن نيست كه چطور بود. حالا يا به خاطر تشويق من كه يك طلبه جوان بودم و یا به خاطر حالت من كه داشتم با حضرت صحبت ميكردم... نه اينكه ايشان #بداند كه من چه میگويم. با من احوالپرسی كرد و دو تومان به من داد. خيلي خوشحال شدم. این را از جانب حضرت #رضا(ع) میدانستم و الا آن آقا از كجا میدانست كه من نيازهای مادی دارم.
📍منبع: (گفتگوی آیت الله #رئیسی در مصاحبه با مرکز اسناد انقلاب اسلامی)
🔗به کانال #تاریخ_شفاهی_قم بپیوندید:
@tarikhqom
🔖 تاریخ شفاهی قم🔖
🎙روایت آیتالله #محمد_خامنهای از دستگیری معاون ساواک قم بخش اول 🔸️يكى از اتاقهای منزل ما كه حضرت
🎙روایت آیتالله #محمد_خامنهای از دستگیری معاون ساواک قم
بخش دوم
🔹️از سوى ديگر شاهدان عينى و شاكيان حرفهاى خودشان را زدند و دادگاه به مرحله مشاوره رسيد. يكى از دوستان ما كه در حال حاضر در #دادگسترى قم مشغول انجام وظيفه است و در دادگاه سروان محمدى مشاور عالى بود، در طى جلسه مشاوره #مؤكداً به بنده سفارش كرد كه از صدور حكم اعدام براى سروان محمدى #خوددارى كنم.
🔸️چرا كه چند #بچه دارد و زندگىاش با مشكلاتى توأم است و در مقاطع مختلف هم به مستمندان كمک كرده است. بعد از من خواست كه يک درجه به او #تخفيف بدهم. بنده هم پس از بررسى دقيق پرونده، مجوزى براى اعدام او نيافتم.
🔹️يک هفته بعد از پيروزى انقلاب كه يكى از ساختمانهاى متعلق به #حرم حضرت معصومه را به عنوان ستاد انقلاب در نظر گرفته بوديم، #سروان_محمدى نزد من آمد و درخواست كرد كه برايش نامهاى كه در ارتباط با جاى بخصوصى بود، بنويسم.
🔸️اين ماجرا مربوط به وقتى بود كه جريان #دادگاه او تمام شده و از اعدام تبرئه شده بود. من گفتم: «آقا #رضا! سريعاً اينجا را ترک كن و به دنبال كار و زندگيت برو! اينجا براى چه آمدى؟ اگر بچهها تو را بگيرند، #بعيد نيست كه اعدام انقلابيت كنند!»
🔹️با عجز و التماس گفت: «شما همه كاره هستى. بدون شما هيچ كس كارى نمىكند.» از جهاتى راست مىگفت؛ چون در آن مقطع ما در شهر #قم همزمان وظيفه شهربانى و #فرماندارى و حاكم شرع و ... را انجام مىداديم.
🔸️خلاصه سريع او را از آن محوطه دور كرديم. چند وقت پيش به من اطلاع دادند كه او مشغول #رانندگى يا شاگردى است و ظاهراً در همان حال گفته بود اگر به چنگ آقاى #خلخالى افتاده بودم، تا الآن هفت كفن پوسانده بودم.
🔗به کانال #تاریخ_شفاهی_قم بپیوندید:
@tarikhqom
🌀 ناراحتی #شاعر امام رضا از مردم قم
🔸️در #نکوهش مردم قم اشعار و نوشتههای زیادی وجود دارد که اغلب به گرایش و #مذهب آنان اشاره دارد و میتوان از شعر عربی #دعبل خُزاعی یاد کرد که به تعصب و ارادت مردم قم به خاندان پیامبر برمی گردد.
🔹️این هجویه به دلیل #پیراهنی است که حضرت #رضا به او داده و مردم قم از وی ربوده بودند و دعبل اشعاری در نکوهش آنان سرود.
🔸️از جمله:
تلاشی اَهْلُ قُم وَ أصْمَحَلوا
تَحِلُّ الْمُخْزِياتُ بِحَيثُ حَلّوا
و كانوا شيدوا فِي الْفَقْرِ مَجْداً
فَلَمّا جائرت الْأَمْوالُ مَلوا
🔹️ترجمه: اهل #قم پراکنده و نابود شوند. آنها به هر کجا که بیایند، #ذلّت و خواری هم میآید. در فقر و تهیدستی، مجد و #بزرگی را استوار ساختند و وقتی که سرمایهها به آنها روی آورد ملول و درمانده شدند.
🔗به کانال #تاریخ_شفاهی_قم بپیوندید:
@tarikhqom