#روایت
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
🚨 چه بسا از دست رفتهای
که دیگر قابل جبران نیست.
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#حقایق_دنیا
🚨 پاسخ تاریخی استاد رحیم پور ازغدی به نظامی فارسیزبان اسرائیل، که کمکِ مردم ایران به لبنان را اشتباه جلوه داد
#مرگ_بر_اسرائیل
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
#نکات_تربیتی
🚨 سختیهای زندگی تو رو نمیکُشه
🔹 فکر میکردم اگر «فلان اتفاق» بیفته، میمیرم؛ فلان اتفاق افتاد و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر «فلان دوستم» با من قطع ارتباط کنه، میمیرم؛ فلان دوستم با من قطع ارتباط کرد و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر «فلان رشته» قبول نشم، میمیرم؛ فلان رشته قبول نشدم و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر «فلان شرکت» مصاحبه منو قبول نکنه و استخدام نشم، میمیرم؛ فلان شرکت استخدامم نکرد و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر از مادرم، پدرم، خواهرم و بهترین دوستم، «فلان حرف» رو بشنوم، میمیرم؛ از تکتک این آدما، فلان حرفو شنیدم و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر «بیپول» بشم، میمیرم؛ از همیشه بیپولتر شدم و نَمُردم.
🔹 فکر میکردم اگر «فلان عشق» از یادم بره، میمیرم؛ عشق فراموشم شد و نَمُردم.
🚨 رفیق! سختی زندگی تو رو نمیکُشه، ریشه زندگیات رو وسط خاک اصالت، محکم میکنه. پس طاقت بیار، سبز میشی. مثل ورزشکاری که هرچهقدر بیشتر به خودش فشار بیاورد و تمرینات سختتری کند، آمادگی بیشتری را در میدان نبرد، کسب خواهد کرد.
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
#داستان 👈 بسیار خواندنی
🚨 مریم مقدس و خواستگارش!
در یکی از کلاسهای دانشگاه، بحثی داغ در مورد انتخاب همسر توسط پسران در جریان بود. موضوع بحث این بود که چرا برخی پسران با وجود داشتن روابط متعدد با دختران مختلف، در نهایت به دنبال دختری پاک و بیتجربه در زمینه ارتباط با پسران برای ازدواج میگردند. این موضوع برای بسیاری از دانشجویان، از جمله من، غیرقابل درک بود.
در حین بحث، استادمان خاطرهای جالب تعریف کرد: ایشان که در گذشته مشاور دانشجویان در دانشگاهی دیگر بودند، روزی دختری به نام سارا که قبلاً نیز در یکی از کلاسهایش حضور داشت، به اتاقش مراجعه می کند. سارا که از نظر حجاب و رفتار چندان پایبند به عرف جامعه نبود، در کلاس نیز با پسران شوخی میکرد و به اصطلاح عامیانه، "تیپ دختران امروزی" را داشت.
سارا با سلام و احوالپرسی از استاد، تقاضای صحبت خصوصی کرد و پس از اجازه استاد، شروع به صحبت کرد: حاج آقا، من قصد دارم در مورد موضوعی با شما صحبت کنم. راستش توی کلاس ما پسری هست که خیلی بهش علاقهمند شدم، اما خجالت میکشم که خودم به او بگویم. میخواستم شما به عنوان واسطه این موضوع را به او بگویید. ما توی کلاس خیلی راحت با هم صحبت و شوخی میکنیم. احساس میکنم روحیاتمان به هم میخورد و از بقیه دختران دانشکده راحتتر با من حرف میزند. از نگاهش هم مشخصه که به من علاقهمنده، ولی من خجالت میکشم که بهش بگم. میشه شما این کار رو برای من انجام بدین؟"
سارا پس از گفتن این حرفها، به بهانهای از اتاق خارج شد.
هنوز چند دقیقهای نگذشته بود که همان پسری که سارا به خاطر او به اتاق استاد آمده بود، وارد شد. استاد با خود فکر کرد که حتماً این پسر هم به خاطر سارا آمده و چه خوب که خودش پیشقدم شده و نیازی به واسطهگری او نیست.
پسر با لحنی خجالتزده گفت: "حاج آقا، من توی یکی از کلاسها دختری رو دیدم که خیلی بهش علاقهمند شدم و میخوام ازش خواستگاری کنم، ولی خجالت میکشم و نمیدونم چطور بهش بگم. استاد پرسید: اون دختر کیه؟ و پسر در جواب گفت: خانم مریم ..."
استاد با شنیدن اسم مریم، تعجب کرد. مریم دختری بود که در دانشکده به "مریم مقدس" معروف بود. او دختری بسیار باحجاب، متین و باوقار بود که به ندرت با پسران صحبت میکرد و بیشتر حواسش به درس و کتابش بود.
استاد به پسر گفت: تو که به این دختر نمیخوری! من چندتا کلاس باهاش داشتم. مریم خیلی سرسنگین و باوقاره. من تا به حال توی هیچکدوم از دخترانِ این دانشکده به اندازه او حجب و حیا ندیدم. در ضمن، تو که روابط عمومیت خیلی خوبه! فکر میکنم خانم سارا (همان دختری که قبل از تو به اتاقم اومد و از من خواست واسطه بشم) بیشتر به دردت میخوره!
پسر قبل از اینکه استاد حرفش را تمام کند، با لحنی قاطع گفت: من از دخترانی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار میکنند و پوشش و حجاب درست و درمانی ندارند، بدم میاد. من میخوام همسر آیندهام فقط مال خودم باشه. میخوام خندهها، شوخی ها و زیباییهایش فقط برای من باشه و همه درددلهایش را با من در میان بگذارد.
حالا شما به من بگید چطور میتونم با دختری که قبل از ازدواج هیچ چیز برای همسر آیندهاش نگه نداشته زندگی کنم؟! من همون دختر سرسنگین و باوقار رو میخوام که لبخندش رو تا به حال هیچ مردی ندیده. همون دختری که توی ته کلاس میشینه و حواسش به جای اینکه به حرفهای پسران باشد، فقط به درسش فکر میکنه و نمرات عالی داره.
همون دختری که حجب و حیا و وقارش باعث شده که هیچ مردی جرات نکنه باهاش شوخی کنه. و من هم به همین خاطر مزاحم شما شدم، چون اونقدر باوقاره که من خودم خجالت میکشم که بهش بگم!
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
#نکات_تربیتی
🚨 ویژگیهای کسی که سلامت
فکر و روان دارد را بدانیم:
🔘 میتواند در هنگام بروز مشکلات و بحرانها، هیجان خودش را کنترل کند.
🔘 اگر نمیتواند هیجانش را کنترل کند، در آن لحظه لااقل دست به هیچ اقدامی نمیزند.
🔘 به تفاوتها احترام میگذارد و دیگران را به خاطر اختلاف نظر یا سلیقه، تخریب نمیکند.
🔘 او میداند علم بیکرانه است، پس در هر سطحی از علم باشد، نسبت به سطح بالاتر جاهل است، پس دست از عجول بودن و قضاوت میکشد.
🔘 او میداند قرار نیست دیگران همیشه با او خوب باشند.
🔘 او میداند اگر کسی با او بدرفتاری کرده است، به این دلیل است که آن شخص از درون آشفته است و آن رفتار، ناشی از حال بده آن شخص بوده و لذا چیزی را به خودش نمیگیرد. (این نکته مربوط به وقتی میشود که او با دیگری بدرفتاری نکرده باشد).
🔘 او جایگاه و ارزش انسانی خودش را به خوبی میشناسد.
🔘 او میداند که همواره باید در مسیر یادگیری باشد و همواره در حال رشد و ارتقای خودش است.
🔘 او هرگز برای فرار از تنهایی یا تجربهٔ لذّت، کسی را وارد بازی عاطفی نمیکند.
🔘 او به اهمیت روح و روان، پیبرده است؛ پس به روح و روان هیچکس حمله نمیکند.
#چله_تفکر
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
هدایت شده از اندکی تفکر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#حقایق_دنیا
🚨 پاسخ تاریخی استاد رحیم پور ازغدی به نظامی فارسیزبان اسرائیل، که کمکِ مردم ایران به لبنان را اشتباه جلوه داد
#مرگ_بر_اسرائیل
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
اندکی تفکر
#حقایق_دنیا 🚨 پاسخ تاریخی استاد رحیم پور ازغدی به نظامی فارسیزبان اسرائیل، که کمکِ مردم ایران به ل
محتوای این کلیپ👆 بسیار مهمه
لذا دوباره فرستادم تا اگر کسی ندیده
حتما ببینه و لطفا حتما نشر بدید.
اگر از اتفاقات تلخ تاریخ عبرت نگیریم
دوباره محکوم به تکرار تاریخ هستیم
#مصطفی
#روایت
آقا امیرالمومنان امام علی علیهالسلام
کسی که به خانوادهاش بدی میکند،
👈 هیچ امیدی به او نیست.
مَن أساءَ إلی أهلِهِ لَم یَتَّصِل بِه تَأمیلٌ
📚به نقل از عیونالحکموالمواعظ، ص۴۴۳
#چله_همسرداری
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
#داستان واقعی 👈 جالب و قشنگ
مرد عرب، نگران نزد پیامبر آمد گفت: حدود دو سال است که خدا فرزند پسری به من داده است، من و همسرم هر دو سفید پوستیم، ولی بچهٔ ما سیاه به دنیا آمده است.
تا اینکه کسی در دلم نگرانیای ایجاد کرد و گفت: همسرت به تو خیانت کرده است و این پسر، پسر تو نیست، چرا که همرنگ تو به دنیا نیامده است.
اکنون این فکر تمام وجودم را فرا گرفته است که نکند همسرم به من خیانت کرده باشد و این پسر، فرزند من نباشد.
پیامبر فرمودند: به بیرون از مدینه برو، جوانی مشغول به کار است و در حال ساختن خانهای می باشد، او را پیدا کن و فرزندت را کنار او رها کرده و نظارهگر باش. اگر فرزندت به نزد او رفت، بدان حلال زاده است، اما اگر پسرت از آن جوان دوری کرد، نطفهاش از تو نیست.
مرد چنین کرد. بیرون از مدینه رفت و جوان را دید، فرزندش را کنار او رها کرد و خود عقب رفت. کودک کمی به مرد که در حال کار کردن بود، نگاه کرد، کمی اطراف او راه رفت و اطرافش را نگاه کرد.
مرد عرب ایستاده بود و از دور تماشا میکرد که کودک چه میکند. در دلش غوغایی بود، دید پسرکش گوشهٔ پیراهن جوان را گرفت و تکان داد و دستهایش را باز کرد تا جوان او را بغل کند. دید که جوان دست از کار کشید و کودک را بغل کرد، از دور لبخند کودک و آن مرد جوان را دید، دلش آرام گرفت.
به نزد جوان آمد و سلام کرد و کودک را خواست که از آغوش جوان بگیرد، کودک خودش را به آغوش مرد جوان چسبانیده بود. بالاخره پدر، پسرش را گرفته و از مرد جوان عذر خواست و خداحافظی کرد.
به مدینه و مسجد پیامبر آمد و ماجرا را تعریف کرد. رسول گرامی اسلام به او فرمودند: شک نکن که این پسر، فرزند توست و ممکن است در اجداد تو فردی سیاه بوده باشد که این فرزند به او تمایل پیدا کرده و نطفه به شکل او منعقد شده است.
مرد عرب از رسول گرامی اسلام پرسید: میشود آن جوان را به من معرفی کنید (که پسرم سمت او رفت) حضرت فرمودند: او برادر و عموزادهٔ من، علی بن ابیطالب است.
سپس رو به عرب فرمودند:
دروغ میگوید آنکس که میگوید
حلال زاده است، اما با علی دشمنی دارد.
📗 به نقل از امالی صدوق، ص۲۰۹
📗بهنقل از بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۴۷
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624
#نعمت
🚨 ناگهان چقدر زود، دیر میشود
🪴 وقتی چیزی در حال تمامشدن باشد، عزیز میشود!
🪴 يک لحظه آفتاب در هوای سرد، غنيمت میشود!
🪴 خدا در مواقع سختیها، تنها پناه میشود!
🪴 يک قطره نور در دريای تاريکی، همه دنيا میشود.
🪴 يک عزيز وقتی که از دست رفت، همهکس میشود.
🪴 تابستان حالا که تمام میشود، به نظر قشنگ و قشنگتر میرسد!
🍀 و ما همیشه دیر متوجه میشویم.
🌱 قدر داشتههایمان را بدانیم
چرا که خیلی زود، دیر میشود.
🚨 کسانی که فکر ضعیف دارند،
قدر داشتههاشون را نمیدانند.
#کانال_اندکی_تفکر | عضو شید👇
https://eitaa.com/joinchat/3341746296Ce975069624