قوانین اجاره خانه در هلند و آلمان
- در #هلند و همچنین #آلمان، مستاجر تا هر زمان که بخواهد می تواند در آن #خانه با پرداخت اجاره بهای مشخص زندگی کند (ده سال، بیست سال و یا حتی بیشتر)؛ صاحبخانه تا زمانی که #مستاجر نخواهد، نمی تواند مستاجر را از خانه بیرون نماید.
- موجر و صاحبخانه تنها در صورتی می تواند مستاجر را از خانه بیرون نماید و قرارداد را فسخ نماید که بتواند ثابت کند که مستاجر چند ماه اجاره خانه را پرداخت نکرده است. علاوه بر این، حالت دیگر زمانی است که صاحبخانه بتواند ثابت کند که قصد فروش خانه را دارد و یا اینکه خودش می خواهد در آن خانه ساکن شود.
- مبلغ سالانه اجاره هر ساله با توجه به نرخی که دولت اعلام می کند می تواند افزایش پیدا کند و صاحبخانه این امکان را ندارد که مبلغ اجاره را خودسر اضافه نماید. برای مثال اگر شما خانه ای را با مبلغ 300 یورو در ماه اجاره کرده باشید، صاحبخانه نمی تواند آن را برای سال آینده به طور خودسر به 350 و یا 400 یورو افزایش دهد. بلکه تنها می تواند سالیانه با توجه به درصدی که دولت برای افزایش حق اجاره ها اعلام می کند به مبلغ اجاره اضافه نماید.
نکته جالب در این خصوص اینکه در هلند خانه های بسیار بزرگ و شیک و مجللی هستند که مستاجر آن تنها ماهیانه سیصد یورو! بابت اجاره آن پرداخت می کند؛ در حالیکه اگر کسی بخواهد همان را امسال اجاره کند حداقل باید ماهیانه هزار و چهارصد یورو برای آن پرداخت نماید. علت این مساله این ست که آن خانه نزدیک به چهل تا پنجاه سال است که در اجاره یک نفر است و صاحبخانه نیز قصد فروش آن را نداشته و مستاجر نزدیک به پنجاه سال است که در آن زندگی می کند و با توجه به نرخ سالیانه اعلام شده توسط دولت برای افزایش اجاره بها، مبلغ اجاره بها اضافه شده و در نهایت به مبلغ سیصد یورو در ماه رسیده است.
- اگر صاحبخانه بتواند ثابت کند قصد فروش خانه را دارد باید اول از همه آن را به مستاجر اعلام نماید و در صورت انصراف مستاجر، می تواند آن را به فرد دیگری بفروشد؛ در صورت اعلام آمادگی مستاجر برای خرید خانه، قیمت خانه یا بصورت رضایت دو طرف و یا با نظر کارشناس رسمی مشخص و تعیین می گردد.
- اگه مستاجر بخواهد به هر دلیلی زودتر از موعد خانه را تخلیه کند باید ابتدای امر موجر و یا همان صاحبخانه را راضی کند در غیر اینصورت باید کل اجاره خانه را تا پایان قرار داد پرداخت کند. در بعضی موارد صاحبخانه ها به شرطی با این مساله موافقت می کنند که مستاجر بتواند یک نفر را با همان مبلغ اجاره و به شرط تایید صاحبخانه جایگزین خودش کند.
- مستاجر اگر بخواهد در زمان اتمام قراردادش خانه را تخلیه کند باید دو تا سه ماه زودتر به صاحبخانه اطلاع دهد تا به فکر یک مستاجر جدید باشد؛ در غیر اینصورت اگر در زمان اتمام قرارداد اجاره به صاحبخانه اعلام کند که دیگر نمی خواهد در این خانه اقامت داشته باشد باید اجاره یک، یا دو و یا حتی تا سه ماه رو (بسته به نظر صاحبخانه) به عنوان جریمه به صاحبخانه پرداخت کند!
📌واکنش امیرمؤمنان علی(ع) در برخورد با تحریک کنندگان اغتشاش و آشوب
حَنظَلةبن رَبیع، که جزو لشکریان امیرمؤمنان #علی(ع) در جنگ #صفین بود، هنگام حرکت سپاه اسلام به سوی جنگ با #معاویه، روحیه مردم را #متزلزل می کرد و حتی حضرت را از جنگ با معاویه برحذر میداشت.
امام در مرحله اول به او فرمود:
«آیا بر ضد ما هستی یا با ما؟ او اظهار داشت: نه بر ضد شما و نه با شما هستم. امام باتوجه به زمان خاص و موقعیتی که برای حرکت به سوی معاویه تشخیص داده بود، #حنظله را به رُها(شهری بین موصل و شام) #تبعید کرد، ولی وی از اجرای حکم تخلف کرد و شبانه از #کوفه گریخت و به معاویه پیوست. امیرمؤمنان علی(ع) نیز با قاطعیت دستور داد که #خانه او را در کوفه خراب کنند، تا درس عبرتی برای دیگران باشد.
📚منقری، وقعة صفین، ص97.
💢 من از عنوان «بنده خدا» بیشتر خوشنودم تا عنوان «پیامبر»!
🔸 پیغمبر(ص) به قدری متواضع بود و فروتنی میکرد که اعراب عیب میگرفتند و میگفتند: تو در نحوه خوراک و پوشاک مانند بندگان و بردگان میباشی. پیغمبر(ص) در جواب میگفت: کدام بنده از من بندهتر است؟
🔹میفرمود: من به این که بنده خدا هستم خرسندترم از آن که پیغمبر او هستم.
📗 استاد مطهری، حکمتها و اندرزها، ج۲، ص ۵۱
💢این اخلاق ، جزء دین است
✅یکی از همسایگان حضرت محمد (ص) مردی یهودی بود که هنگام عبور رسولالله، به بهانه ریختن خاکروبهها در #کوچه، خاکستر بر سر و صورت حضرت محمد میریخت.
این برنامه هر روز ادامه داشت تا اینکه روزی رسولالله از آن کوچه گذشتند ولی خبری از مرد یهودی نبود.
وقتی علت را جویا شدند اصحاب پاسخ دادند:
«خدا را شکر آن مرد #یهودی مریض شده و در بستر بیماری است!»
حضرت محمد به طرف منزل یهودی رفتند.
همسر یهودی در را باز کرد.
حضرت محمد فرمودند:
«به عیادت #همسرت آمده ام!»
حضرت محمد وارد #خانه شدند و کنار بستر آن مرد نشستند و با او احوالپرسی کردند و هیچگونه کنایه ای به آن مرد نزدند.
مرد یهودی که از #رفتار پیامبر تعجب کرده بود پرسید:
«این برخورد شما ، جزء دین اسلام است یا از اخلاق شخصی شما است؟»
حضرت #محمد پاسخ دادند:
«جزء دین اسلام است!»
آن مرد همانجا و در #حضور رسول الله، مسلمان شد.
📚امثال القرآن(مکارم) جلد ۱ – صفحه ۲۰۲
🐫 ظلم به شتر!!
✍️در ماجرايى از پيغمبر اکرم (صلى الله عليه وآله) مى خوانيم:
آن حضرت شترى را ديد که آن را خوابانده اند و پاى آن را بسته اند؛ ولى جهازش بر او بود! (در حالى که در اين گونه موارد جهاز را از پشت شتر بر مى دارند تا استراحت کند)
☝پيامبر فرمود:
صاحب این شتر کجاست؟؟ به او بگوييد: خود را فرداى قيامت براى دادخواهى آماده سازد!؛
أَيْنَ صاحِبُهَا؟ مُرُوهُ فَلْيَسْتَعِدَّ غَداً لِلْخُصُومَةِ.
📚پیام امام، شرح نهجالبلاغه به نقل از وسائل الشیعه
امام خمینی :
مبعوث شده بود، براى اینکه همۀ این هیاهوهایى که در دنیا هست و این هیاهوها براى «خود» و براى رسیدن به «قدرت خود» است را، از بین ببرد و «خداخواهى» در مردم ایجاد کند!
برای اینکه مردم تربیت نمىشدند غصه مىخورد! از پدر مهربان برای اولادش، او بر ملتهاى عالم، بیشتر غصه مىخورد.
حتى وقتى ملاحظه مىفرمود که کُفّار مُسلِم نمىشوند، غصه مىخورد، که چرا باید اینها مُسْلم نشوند و بعد به آن شقاوتها و به آن عذابها برسند؟!
درباره شدت شفقت و رأفت آن بزرگوار بر همهٔ عائله بشرى، بس است آیه شریفه اول سوره شعراء که فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» و در اوایل سوره کهف که میفرماید: «فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا» سبحاناللّه! تأسف به حال کفار و جاحدین حق؟
علاقهمندى به سعادت بندگان خدا، کار را چقدر به رسول خدا صلىاللّه علیه و آله، تنگ نموده که خداى تعالى او را تسلیت دهد و دل لطیف او را نگهدارى کند که مبادا از شدت هَمّ و حزن به حال این جاهلان بدبخت، دل آن بزرگوار پاره شود و قالب تهى کند!
📄 پبامبر معادله ها را بهم زد و انسان جدیدی را خلق کرد. انسانی که سرمایه داران را به زانو در آورد، مقابل بولهب ها و اشراف ایستاد. جان داد اما آرمان نداد، از عرب بادیه نشین که درگیر شعر و شتر بود، از برده ها و فقرا پیامر اکرم ص عمار و سمیه، سلمان و اویس، ابوذر و بزرگ مردی چون امام علی ع را تربیت و خلق کرد. انسان های بی قراری که یک تمدن و گونه ای جدید از زیستن را در این جهان برای زیست ابدی در آن جهان خلق کردند.