میتوان یک عمر زانو زد
با سری افکنده در پای ضریحی سرد
میتوان در گور مجهولی خدا را دید
میتوان با سکه ای نا چیز ایمان یافت
میتوان در حجرههای مسجدی پوسید
چون زیارتنامه خوانی پیر
میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب
حاصلی پیوسته یکسان داشت
میتوان چشم ترا در پیله قهرش
دکمه بیرنگ کفش کهنهای پنداشت
میتوان چون
آب در گودال خود خشکید ...❢
#فروغ_فرخزاد
مثل یک بغض که هنگام سفر می شکند
دیدن دشمنی از دوست کمر می شکند
چون اجل حکم به کشتار درختان بدهد
هرچه را "اَرّه" نیانداخت، "تبر" می شکند
اوجِ شق القمر این ست که هنگام وداع
ماه در مردمکِ دیده ی تر می شکند
از "قضا" قول مراعات گرفتیم ولی
آنچه را دست قضا نیست "قَدَر" می شکند
ای که از کوچه ی معشوقه ما می گذری
عاقبت پای تو هنگام گذر می شکند...!