eitaa logo
وارثین (کانال مدرسه علمیه ولیعصر کرمانی‌ها «عج» ارائه مطالب علمی ، اخلاقی، آموزشی و پژوهشی)
552 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
770 ویدیو
1.4هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 طرح شبهه یکی از شبهاتی که وهابیت زیاد مطرح می‌کنند این است که: اگر خلافت و امامت یک وظیفه الهی و انتصابی بود؛ پس چرا بعد از عثمان امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) از قبول آن خودداری می‌کرد؟ تا این که نوبت به اصرار رسید و فرمود: «دعونی والتمسوا غیری... وانا لکم وزیراً خیراً لکم منی امیراً وان ترکتمونی فانا کاحدکم واسمعکم واطوعکم؛   مرا رها کنید و به سراغ دیگری بروید، وزیر و مشاور بودن من برای شما بهتر از آن است که امیر و زمامدار باشم. اگر مرا رها کنید، مانند شما از شما می‌شنوم و اطاعت می‌کنم.» پس معلوم میشود خلافت امری غیر الهی و غیر انتصابی است و خود حضرت علی علیه السلام ادعای شیعه را قبول نداشتند. 🔴قسمت اول در پاسخ به این شبهه، باید چند نکته اساسی را مورد توجه قرار داد: تعیین امام، به دست خدا، و تشکیل حکومت به خواست مردم است. باید توجه داشت که موضوع امامت با قضیه حکومت جدا است؛ چون امامت یک منصب خداوندی است؛ ولی حکومت یکی از شئونات امامت است؛ پس هر کسی را که خداوند او را به این مقام والا نصب کند، امام است؛ چه مردم بخواهند و یا نخواهند، اراده مردم در تعین امام هیچگونه نقشی ندارد؛ همانگونه که در تعیین پیامبر نیز نقشی ندارد. اما اینکه آن حضرت خواهان بیعت نبوده‌اند منافاتی با حق امامت آن حضرت ندارد؛ چون بیعت با مردم (حکومت)، نیاز به اقبال و آمادگی مردم دارد؛ اما امامت منصوب از طرف خداوند تبارک و تعالی نیازی به اقبال و آمادگی مردم ندارد و مثل نبوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌باشد. همچنانکه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، در شهر مکه سیزده سال قبل از هجرت، حکومت اسلامی را تشکیل ندادند؛ چون زمینه تشکیل حکومت در مکه فراهم نبود. تعیین خلیفه و امام در قرآن مجید خداوند متعال در قرآن مجید، انتخاب خلیفه و پیشوا را به خود نسبت داده است و در رابطه با تعیین پیامبر و خلیفه خود در زمین؛ می‌فرماید: «اللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه؛   خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد.» همچینین در رابطه با تعین امام می‌گوید: «وَاِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ اِنِّی جاعِلٌ فِی الاَْرْضِ خَلِیفَة؛   به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [نماینده‌ای] قرار خواهم داد.» «وَجَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا؛   و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند.» «وَنُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثین؛   ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.» ادله انتصابی بودن خلافت و امامت ادله انتصابی بودن خلافت و امامت که شامل آیات و روایات می‌شود؛ بیش از آن هستند که بتوان همه آن را در این مقاله کوتاه؛ بررسی کرد، در این حال به صورت خلاصه به این مطلب خواهیم پرداخت. خداوند در این‌باره می‌فرماید: «وَاِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ اِنِّی جاعِلٌ فِی الاَْرْضِ خَلِیفَة؛   به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [نماینده‌ای ] قرار خواهم داد.» و در آیه شریفه دیگر (قضیه حضرت داوود (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «یا داوُدُ اِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الاَْرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوی؛   ‌ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم.» آیه شریفه (اِنِّی جاعِلٌ فِی الاْرْضِ خَلِیفَة)، دلیل در منصوب بودن امام و خلیفه دارد. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
وارثین (کانال مدرسه علمیه ولیعصر کرمانی‌ها «عج» ارائه مطالب علمی ، اخلاقی، آموزشی و پژوهشی)
🔴#پاسخ_به_یک_شبهه طرح شبهه یکی از شبهاتی که وهابیت زیاد مطرح می‌کنند این است که: اگر خلافت و امامت
🔴قسمت دوم تحولات نادرست دوران خلفا یکی از علت‌های نپذیرفتن خلافت بوده است این جملات حضرت که در طرح شبهه مطرح شد ، در واقع کنایه به کسانی است که قبل از آنکه به سراغ حضرت بیایند، سراغ سه خلیفه قبل رفته بودند! در حقیقت حضرت می‌فرمایند شما که قبل از من به سراغ دیگران رفتید، حال نیز به سراغ دیگران بروید! چطور، تا به حال که ممکن بود خلافت اسلامی به راحتی صورت گیرد و دین در جای خود مستقر شود به سراغ من نیامدید؛ اما اکنون به سراغ من آمده و طالب خلافت من هستید! اگر شبهه‌کننده تحولات نادرست دوران خلفای سه‌گانه را مطالعه می‌کرد هرگز این شبهه را نمی‌کرد و می‌دانست که نپذیرفتن خلافت در آن روز، دلیل بر این نیست که امامت آن حضرت، منصوص نبوده است؛ بلکه بدین سبب است که شرایط دوران حکومت اسلامی زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به‌کلی دگرگون شده بود و ظرفیت و آمادگی برای پذیرفتن روش علوی و عدالت او از بین رفته بود؛ چنان‌که در ادامه همین خطبه می‌فرماید: فانامستقبلون امراً له وجوه و الوان. این سخن را حضرت در زمانی فرمود که جامعه اسلامی با بحران‌هایی روبرو بود؛ تحولات و دگرگونی‌هایی که در دوران عثمان به وجود آمد امت را با دشواری‌های جدی روبرو کرد؛ لذا حضرت فرمود: ما با ماجراهایی هستیم که چهره‌های گوناگونی دارد... بدانید اگر من درخواست شما را پذیرا باشم با شما آن‌گونه که خود می‌دانم رفتار خواهم کرد و به حرف ملامت‌گرها و این و آن گوش نمی‌دهم. امام (علیه‌السّلام) به خوبی می‌دانست که مردم مسلمان در زمان خلفا مخصوصا در زمان خلیفه سوم از اسلام راستین فاصله گرفته بودند. تقسیم دلخواه پست‌ها و مناصب حکومت اسلامی و بذل و بخشش غیر عادلانه و طبق امیال شخصی بیت‌المال که در زمان خلیفه سوم به اوج خود رسیده بود، مردم را چنین عادت داده بود که اگر کسی می‌خواست سنت پیامبر را دقیقاً اجرا کند با مخالفت‌های شدیدی روبرو می‌شد و حوادث بعدی (مخالفت ناکثین و قاسطین و مارقین) هم درست بودن پیش‌بینی امام (علیه‌السّلام) را کاملا اثبات کرد؛ لذا هنگامی که مردم می‌خواستند با آن حضرت بیعت کنند به عنوان اعلام خطر فرمود: مرا رها کنید زیرا شما طاقت تحمل اجرای حق و عدالت مرا ندارید. این فرمایش امام (علیه‌السّلام) زمانی برای ما کاملا واضح می‌شود که موقعیت تاریخی آن زمان را به خوبی درک کنیم و بدانیم که بعد از قتل عثمان، کسانی از صحابه و تابعین که جهت بیعت با امام اجتماع کرده بودند، می‌کوشیدند نظیر بیعت با خلفای پیشین، با آن حضرت بیعت کنند، خلیفه در چنین جایگاهی، مشروعیّت خلافتش را از بیعت مردم می‌گیرد و این گونه خلافت، غیر از امامت الهی است که به واسطه تصریح پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در موارد متعدد (مثل «یوم الدار» و «غدیر خم» و...) بر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) ثابت شده است؛ زیرا بیعت‌کنندگان در چنان شرایطی که پیش آمده بود فقط به فکر نصب خلیفه بودند، بدون اینکه توجهی به امامت مورد نصّ الهی برای امام علی داشته باشند و حضرت بخواهد خود را از قبول آن کنار بکشد و یا در قبول کردن و یا قبول نکردن آن خود را با اختیار ببیند. جامعه پس از حکومت خلفای سه‌گانه آمادگی چنین روشی را نداشتند. همچنانکه مردم شهر مکه هم سیزده سال قبل از هجرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمادگی حکومت اسلامی را نداشتند، به طوری که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شهر مکه حکومت اسلامی را تشکیل ندادند. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
✳️قصیده عرفانی و زیبای امام خمینی قدس سره الشریف در وصف حضرت معصومه سلام الله علیها 🔆در آستانه میلاد حضرت سلام الله علیها 🔹ای‌‌ ازلیّت، به تربت تو مُخمّر! وی‌‌ ابدیّت، به طلعت تو مُقرّر! 🔸آیت رحمت ز جلوه‌ی‌ تو هویدا رایَتِ قدرت در آستینِ تو مُضْمَر 🔹جودت، همبسترا به فیض مقدّس لطفت همبالشا به صدرِ مُصَدّر 🔸عصمتِ تو تا کشید پرده به اجسام عالَم اجسام گردد عالَم دیگر 🔹جلوه‌ی‌ تو، نور ایزدی‌ را مَجْلی‌ٰ عِصمت تو، سِرّ مُختفی‌ را مَظهر 🔸گویم واجب تو را، نه آنَتْ رُتبت خوانم ممکن تو را، ز مُمکِن برتر 🔹ممکن اندر لباس واجب پیدا واجبی‌ اندر ردای‌ امکان مُظْهر 🔸ممکن، امّا چه ممکن، علّت امکان واجب، امّا شعاعِ خالقِ اکبر 🔹ممکن، امّا یگانه واسطه‌ی‌ فیض فیض به مِهْتر رسد، وزان پس کهتر 🔸ممکن، امّا نمودِ هستی‌‌ از وی‌ ممکن، امّا ز مُمکِناتْ فزونتر 🔹وین نه عجب، زانکه نور اوست ز نور وی‌ از است و او ز پیمبر 🔸نور خُدا در پیدا کرد تجلّی‌ ز وی‌ به حیدر صفدر 🔹و ز وی‌، تابان شده به حضرت زهرا اینک ظاهر ز دُختِ موسی‌ جعفر 🔸این است آن نور، کز مشیّت «کُنْ» کرد عالم، آن‌کو به عال است مُنوّر 🔹این است آن نور، کز تجلّی‌ قدرت داد به دوشیزگان هستی‌ زیور 🔸شیطانْ عالِم شدی‌ اگر که بدین نور ناگفتی‌ آدم است خاک و من آذر 🔹آبِروی‌ مُمْکِناتْ جمله، از این نور گر نَبُدی‌، باطل آمدند سراسر 🔸جلوه‌ی‌ این، خود عَرَض نمود عَرَض را ظِلّش بخشود جوهریّتِ جوهر 🔹عیسی‌ِ مریم به پیشگاهش دربان موسی‌ِ عمران به بارگاهش چاکر 🔸آن یک چون دیده‌بان، فرا شده بر دار وین یک چون قاپقان، معطّی‌ بر در 🔹یا که دو طفل‌اند در حریم جلالش از پی‌ تکمیل نفس آمده مُضطَر 🔸آن یک، «انجیل» را نماید از حفظ وین یک «تورات» را بخواند از بر 🔹گر که نگفتی‌: امام هستم بر خلق موسی‌ِ جعفر ولّیِ‌ حضرتِ داور 🔸فاش بگفتم که این رسول خدای‌ است معجزه‌اش می‌ بُوَد همانا دختر 🔹دختر، جُ‍ز فاطمه نیاید چون این صُلْبِ پِدر را و هم مَشیمه‌ی‌ مادر 🔸دختر، چون این دو، از مَشیمه‌ی‌ قدرت نامد و ناید، دگر هُماره مُقدّر 🔹آن یک، امواج اعلم را شده مبدأ وین یک، افواج حلم را شده مَصْدر 🔸آن یک، موجود از خطابش مَجْلی‌ٰ وین یک، معدوم از عقابش مُسْتَر 🔹آن یک، بر فرق انبیا شده تارک وین یک، اندر سرْ اولیا را مِغفر 🔸آن یک، در عالم جلالت کعبه وین یک، در مُلک کبریایی‌ مَشْعَر 🔹لمْ یَلِد م بسته لب و گر نه بگفتم دختِ خُدایند این دو نور مُطهّر 🔸آن یک، کوْن و مکانْش بسته به مَقْنَع وین یک، مُلکِ جهانْش بسته به مِعْجَر 🔹چادر آن یک، حِجابِ عصمت ایزد مِعْجَرِ این یک، نقابِ عفّتِ داور 🔸آن یک، بر مُلک لایَزالی‌، تارُک وین یک، بر عرش کبریایی‌ افسر 🔹تابشی‌ از لطفِ آن، بهشتِ مُخَلّد سایه‌ای‌ از قهر این، جحیم مُقَعّر 🔸قطره‌ای‌ از جودِ آن، بِحارِ سماوی‌ رَشْحه‌ای‌ از فیض این، ذخایر اغیر 🔹آن یک، خاکِ مدینه کرده مُزّین صفحه‌‌ی‌ قم را نموده، این یک انور 🔸خاک قم، این کرده از شرافتْ جنّت آب مدینه، نموده آن یک، کوثر 🔹عرصه‌ی‌ قم غیرت بهشت برین است بلکه بهشتش، یَساولی‌ است برابر 🔸زیبد اگر خاک قم به «عرش» کند فخر شاید، گر «لوح» را بیابد همسر 🔹خاکی‌، عجب خاک! آبروی‌ خلایق ملجأ بر مُسلم و پناه به کافر 🔸گر که شنیدندی‌ این قصیده‌ی‌ هندی‌ شاعر شیراز و آن ادیب سخنور 🔹آن یک طوطی صفت همی نسرودی ای‌ به جلالت ز آفرینش برتر 🔸وین یک قمری‌ نمط هماره نگفتی‌ ای‌ که جهان از رُخ تو گشته منوّر •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
شریعتی.jpg
10.17M
⭕️نکته ها و ناگفته‌هایی از فکرت و سلوک سیاسی 🚫مسائلی که مریدان چشم بسته شریعتی پنهان نگاه میدارند! •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
⁉️ امام به چه کسانی گفت مثل بمیرید..؟ 🔹امام خمینی قدس سرها الشریف، یک روز پس از شهادت و در همان روزی که را عزل کردند (یعنی 1 تیر 1360)، در یک سخنرانی عمومی درباره‌ی درخواست وقیحانه‌ی جبهه‌ی ملی برای تظاهرات علیه قصاص، ضمن محکومیت شدید جبهه‌ی ملی و منافقین، از نهضت آزادی خواستند که دست از مخالفت با نظام بردارد و از آنان اعلام برائت کند. 🔸امام (ره) در این سخنرانی به کسانی که ادعای رفاقت دیرینه با دکتر چمران را یدک می‌کشند، توصیه می‌کنند تا چمران را الگوی خویش قرار دهند و مثل او بمیرند: «این آقایانى که باز رابطه‏شان را با اسلام قطع نکرده‏اند [ ]، این‌ها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آن‌هایى که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملأعام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه‌هایى که چند روز پیش آن‌قدر جنایت کردند محکوم کنند...من نمى‏خواهم که شماها هم‏ به سرنوشت دیگران مبتلا بشوید. من نمى‏خواستم که آن‌ها (منافقین)هم این سرنوشت را داشته باشند... مگر شماها چقدر مى‏خواهید عمر بکنید؟ عبرت بگیرید از این حوادث تاریخ. تاریخ معلم انسان است... شماها چند سال دیگر نیستید در این عالم، چمران هم نیست؛ چمران با عزت و عظمت و با تعهد به اسلام جان خودش را فدا کرد و در این دنیا شرف را بیمه کرد و در آن دنیا هم رحمت خدا را بیمه کرد؛ ما و شما هم خواهیم رفت. .»(صحیفه امام ، ج14،ص491) 🔹حضرت امام (ره) همچنین در پیامی که به مناسبت شهادت شهید چمران هم صادر فرمودند، تعابیر بسیار بلندی در وصف شهید چمران به‌کار بردند که مقایسه‌ی آن با توصیفات حضرت امام درباره‌ی نهضت آزادی محل تأمل است. امام در این پیام شهید چمران را «سردار پر افتخار اسلام و و متعهد راه تعالى» و «جنگجویى پرهیزکار و معلمى متعهد» خواندند که «» داشته و «سرلوحه‌ی مرام او اسلام عزیز و پیروزى حق بر باطل» بوده است. 🔸حضرت امام در این پیام هم به وابسته نبودن او به دسته‌جات سیاسی اشاره نمودند و در تجلیل از خدمات مخلصانه‌ی او فرمودند: «چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دسته‌جات و گروه‌هاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و با آن ختم کرد... او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنمایی‌هاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‏ و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.» (همان، ص478) •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
نهج البلاغه_5.0.apk
13.83M
📱در این نرم افزار متن کل نهج البلاغه به همراه ترجمه و تفسیر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی) قرار گرفته است •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
5eeed45d89eaf_33320757.mp3
1.65M
چرا اجازه میدی زمانت بیخود بگذره؟ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
🔹« این بانوی بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت‌شده‌ی دامان اهل‌بیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم‌السّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در آن دوره‌ی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل‌بیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند.امروز هم مرکز معرفتی دنیای اسلام، شهر قم است.»(مقام معظم رهبری 1389/7/29) ✳️ ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها؛ و آغاز مبارک باد. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
🔹تعادل و تراجیح🔹 💠 و یکی از مباحث مهم اصولی است و در باب تعارض بین ادله شرعیه کاربرد دارد. ‌ 🔰 همسان بودن دو دلیل متعارض را تعادل و مرجّح داشتن یكى نسبت به دیگرى را ترجیح می گویند. 🔰 مراد از تعادل، تساوى دو دلیل متعارض در همه عوامل ترجیح است. 🔰 واژه ترجیح، مصدر و جمع آن (برخلاف قواعد ادبى عرب كه باید ترجیحات باشد) تراجیح است به معناى اسم فاعل یعنى مرجّح؛ و مرجّح عبارت است از ویژگیها و خصوصیاتى كه سبب تقدم یكى از دو دلیل متعارض بر دیگرى مى‌شود. از آن در اصول فقه مبحث تعادل و تراجیح به تفصیل سخن رفته است. 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
تادیب در لغت به معنی تعلیم، ریاضت نفس و کسب محاسن اخلاق است. هم‌چنین به معنی مجازات نمودن به‌جهت ارتکاب فعل ناپسند نیز به‌کار می‌رود  و در اصطلاح فقها مقصود از تادیب همان تعزیر است، یعنی مجازات کم‌تر از حدّ، لیکن همان‌گونه که توضیح داده شد، کودکان همانند بزرگسالان مشمول مجازات تعزیر قرار نمی‌گیرند، به همین‌جهت در روایات و عبارات فقها در ارتباط با تعزیر کودکان از لفظ تادیب استفاده شده که مقصود از آن مجازاتی خفیف و سبک‌تر از تعزیر بزرگسالان می‌باشد، به‌گونه‌ای که کودک را از انجام مجدّد فعل ناپسند باز دارد. شهید ثانی در این‌باره می‌نویسد: «اگر کودک مرتکب عمل شنیع لواط شود، فاعل باشد یا مفعول، تادیب می‌گردد و تادیب در این‌گونه موارد به معنی تعزیر است». امّا تنبیه در لغت به‌معنی هشیار کردن، تذکرّ، بیدار کردن و توجّه دادن است.  و نیز به‌معنی توبیخ، گوشمالی دادن، توبیخ همراه با کتک به‌کار می‌رود. به‌عبارت دیگر، به‌معنی کیفر می‌باشد. در زبان فارسی گاهی تنبیه به‌معنی تادیب و نوعی مجازات به‌کار می‌رود و مترادف یکدیگر می‌باشند. در اصطلاح حقوق جزا، تادیب عبارت است از واکنش مخصوص کیفری، در مقابل اعمال مجرمانه طفل و مجنون. به‌عبارت دیگر مقصود از آن نوعی مجازات خفیف می‌باشد.  همچنین تنبیه به معنی کیفر انضباطی کودک و مجنون است. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk
🔸اعاده معدوم🔸 🔰اعاده معدوم، یعنی اینکه یک شیئ پس از آنکه یکبار وجود پیدا کرد و سپس از بین رفت، دوباره به وجود آید، یعنی دقیقا همان شیئ با همان تشخص و تعیُّنی که داشت دوباره موجود گردد به گونه ای که بتوان گفت این همان شیئ است که معدوم شده بود. 🔰اِعاده معدوم‌، مفهومی‌ فلسفی‌ و کلامی‌ که‌ خاستگاه‌ آن‌ اعتقاد به‌ معاد و حشر جسمانی‌ است‌. مطابق‌ این‌ عقیده‌ بدن‌های‌ از میان‌رفته انسان‌ها باید در عالم‌ آخرت‌ بازگردانده‌ شوند تا سزای‌ نیک‌ و بد اعمال‌ خویش‌ را در قالب‌ جسمانی‌شان‌ ببینند. ✍اختلاف فلاسفه و متکلمان 🔰آنچه‌ در این‌ باره‌ مورد بحث‌ بوده‌ است‌، ایجاد دوباره چیزی‌ است‌ که‌ زمانی‌ معدوم‌ شده‌ است‌، فلاسفه‌ برخلاف‌ اغلب‌ متکلمان‌ امکان‌ عقلی‌ اعاده معدوم‌ را نفی‌ کرده‌اند و رستاخیز را به‌ صورتی‌ تبیین‌ کرده‌اند که‌ مستلزم‌ اعاده معدوم‌ نیست. 📌متکلمان‌ با استناد به‌ آیاتی‌ از قرآن‌ کریم‌ اعاده معدوم‌ را از مظاهر قدرت‌ خداوند شمرده‌اند، خداوندی‌ که‌ بر آفرینش‌ نخستین‌ِ چیزی‌ قادر بوده‌ است‌، به‌ طریق‌ اولی‌ می‌تواند پس‌ از نابود ساختن‌ آن‌، دوباره‌ عین‌ آن‌ را به‌ عرصه هستی‌ درآورد. 🔰در میان‌ متکلمان‌ از کرامیه‌ و نیز از ابوالحسین ‌بصری متکلم معتزلی‌ و برخی‌ دیگر به‌ عنوان‌ کسانی‌ یاد شده‌ است‌ که‌ قائل‌ به‌ اعاده معدوم‌ نبودند و از میان‌ رفتن‌ اجسام‌ را عدم‌ نمی‌دانستند، بلکه‌ معاد را گرد آمدن‌ اجزاء متفرق‌ می‌شمردند. 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• @valiasrk
🔶️قسمت اول اعاده معدوم بنا بر مبانی فلسفی غیر ممکن است، تا آنجا که برخی امتناع آن را بدیهی شمرده‌اند. به نظر آنان اعتقاد به اعادۀ معدوم ناشی از سوء فهم و نداشتن تصوری درست از این مفهوم است، در حالی که ذهن به صِرف داشتن چنین تصوری، محال بودنش را تصدیق می‌کند. ابن سینا در شفا می‌گوید: «‌عقل بدون آن که نیاز به دلیل و برهان داشته باشد اعادۀ معدوم را ردّ می‌کند و آن چه دراین باره ذکر می‌شود نه از باب تعلیم و آموزش بلکه از قبیل تنبیه و یادآوری است.‌» از دیدگاه فلاسفه، حکم به امتناع اعادۀ معدوم یک حکم فطری است. فطریات، قضایایی هستند که دلیلشان همراه با حضور آنها در ذهن، به ذهن می‌آید و انسان برای تصدیق آنها نیاز به تلاش فکری ندارد. بااین‌همه، فلاسفه در این موضوع به بحث و استدلال پرداخته‌اند: دلیل اول یکی از این استدلال‌ها مبتنی بر مفهوم زمان است. اگر فرض کنیم که چیزی در زمان خاصی موجود باشد و سپس معدوم شود، اعادۀ آن بدین معناست که بار دیگر با عین همان ویژگیها و از جمله با همان قید زمانی وجود پیدا کند، در حالی که زمان امری است ذاتاً گذرا و برگشت ناپذیر. اگر زمان پیشین نیز اعاده پذیر فرض شود، باز هم اعادۀ معدوم امکان ندارد، زیرا لازمۀ مفهوم اعاده این است که هر چیزی با اعاده شدۀ خود از حیث زمان متمایز باشد. بنابراین، اگر پس از معدوم شدن چیزی، در زمانی دیگر موجودی با همان خصوصیات پدید آید، نمی‌توان این موجود را اعاده شدۀ موجود نخست دانست، و باید آن را نه عین اولی، بلکه مثل آن به شمار آورد. متکلمان از آنجا که ظرف زمانی موجودات را در‌شان وجودی آنها بی‌تأثیر می‌پنداشتند، این استدلال را نمی‌پذیرفتند. گرچه آنان معتقد بودند که اعادۀ چیزی مستلزم اعادۀ اعراض آن نیز هست، اما در تصور آنان زمان از دایره این اعراض بیرون بود. ادامه دارد... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•                                              ( ارائه مطالب علمی وپژوهشی و مشاوره پژوهشی) 🆔️@valiasrk