eitaa logo
وطن
302 دنبال‌کننده
5 عکس
9 ویدیو
0 فایل
در جانِ وطن، دوباره می‌دمم امید؛ به قامتِ استوارِ جوانانت .
مشاهده در ایتا
دانلود
ببخش .. من فکر نمی‌کردم که قصه مان دچار چنین سرانجامی شود که اگر می‌دانستم ، بی ریب طور دیگری می بودم . ببخش که نتوانستم برایت همیشگی باشم ببخش که دیگر رمقی برای مبارزه ی ماندن ندارم . ببخش که نمیتوانم مختصات وجودم را ، دوباره روی آن نقطه ی صفر بی بازگشت تنظیم کنم . ببخش مرا که در آدمستان ، مکانی برای آسایش تو نساختم . ببخش که مهر تو در دل من ، آن گونه که شایسته بود ، نماند . کاش مرا ببخشی،زیرا من از امید دیدن تو گفته ام به آرزوی رفته بر باد ..
هرچه پول درآورد کتاب خرید پدر پرسید دنبال چه میگردی؟ گفت : دنبال خودم !
در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام، گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم اما حقیقت این است که خسته هستم، می‌خواهم فرار کنم، می‌خواهم بروم و ناپدید شوم.
وطن
Ah, yârlerim… Sizden yirmi yıl çalındı; yirmi yıl huzurl yaşamanıza ,kendinize ve kızınıza sevgiyle sarılmanıza izin verilmedi. Tam da evladınızı kucağınıza alıp koklamanız, doya doya içinize çekmeniz gereken o anda, onu da acımasızca sizden kopardılar… Şimdi geriye,‌ içinizi kavuran, suskun ama hiç dinmeyen bir yangın kaldı.
وطن
گاهی انسان به کلمات بیهوده‌ای که در دهان آدم‌ها، بی‌فکر می‌چرخند، نیازی ندارد؛ بلکه به دستی نیاز دارد که بر شانه‌اش بنشیند. همین دست، همین نشستن، امیدی تازه در دلِ ناامید به‌وجود می‌آورد؛ انگار که بی‌آنکه لب به سخن باز کند، می‌گوید: «نگران نباش، من اینجام.»