Willi
با پایِ خودش آمد و با پایِ خودش رفت، یک روز به قلبِ منو حالا به جهنم!
دیدمت، با دیگری بودی خیالم تخت شد!
لااقل از بین ما دو تا یکی خوشبخت شد ..
یهجایی از زندگی هست که میفهمی هیچکسو نداری و چقدر دیر شده برای دوست داشتن و دوست داشته شدن.
Willi
دیدمت، با دیگری بودی خیالم تخت شد! لااقل از بین ما دو تا یکی خوشبخت شد ..
هرچه کردم خوابِخوش آید بهچشمانم، نشد!
روزها یاد تو هستم؛ نیمهشبها بیشتر ..