جام جام این مِیِ مَستانه بِه سَر دادَم و رَفت
عَقلِ سَرگَشته به اَفسونِ دِگَر دادَم و رَفت
سایه دَر سایهیِ شَب، نَغمهیِ هَستی میخواند
دِل به دَریایِ سُکوت و بِه سَحَر دادَم و رَفت
_ آسو/رز آبی یا هرآنچه که میشناسید
شَب سَهمِ خودنَمایی سِتارگان اَست؛ آرامِشِ این رَقصِ نور، سَهمِ شُما.
تا طُلوعِ آژور،
"شَبتون بخیر"
✦ روایتهای طلوع آژور ✦
خوش بحال کسایی که نویسندن!
اولا که خیلیم قشنگ مینویسییییی
دوما میگم نه بعد فرار میکنم(با سپر ضد دونات و ضد دمپایی)😔