🥀به اندازه همان بشقاب
💔علی آمده بود مرخصی. رفت وضو بگیرد. رفتم سر جیب شلوارش ببینم اینکه اصلاً شهریه نمیگیرد، چرا حرف از بیپولی نمیزند. از داخل حیاط با صدای بلند گفت: مادر! برکت پول را خدا میدهد. نمیدانم از کجا فهمید! ....بعد از شهادت علی مراسم گرفتیم
.
مهمانان زیادی آمده بودند و من مضطرب، که غذا کم نیاید. بهناگاه علی را در گوشه آشپزخانه دیدم. گفت مادر چرا مضطربی؟ گفتم نگران کم آمدن غذا هستم. ظرف برنجی دستش بود.
گفت: این را به غذا اضافه کن و نگران نباش. همه مهمانها سیر خوردند و آخر سر به اندازه همان بشقاب غذا اضافه آمد.
🔴 امام خمینی (ره):
🔰 شهدا امامزادگان عشقند که مزارشان زیارتگاه اهل یقین است.
🥀خاطره ای به یاد شهید معزز حجتالاسلام علی سیفی
🥀راوی: مادر گرامی شهید
#امام_زمان
#غزه
#هفته_وحدت
🥀 @yaade_shohadaa
✨﷽✨
💫فَاشْهَدْ عَلَىٰ مَا أَشْهَدْتُكَ عَلَيْهِ
💫وَأَنَا وَلِيٌّ لَكَ بَرِيءٌ مِنْ عَدُوِّكَ
💠پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم
💠و من دوست تو و بیزار از دشمن توأم،
«روزتون پر از نگاه خاص امام زمان عجل الله و شهدا»
#اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج 🌹
#زیارت_آل_یس
#بند_هفدهم
🥀 @yaade_shohadaa
2.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨اَلسَّلاٰمُ عَلَیکَ یاٰ صاٰحِبَ الزَّماٰن...
💔عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند؛
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_زمان
#هفته_وحدت
🥀 @yaade_shohadaa
#عروج_عاشقانه
🥀«۳۰ شهریور ماه»
🌹زندگی زیباست؛ شهادت زیباتر🌹
💔رسول ناجی جان من شد و خودش به شهادت رسید
مجتی معتمدی دوست شهید ماجرای حمله ی اغتشاشگران به خیمه ی امام حسین علیه السلام را این طور شرح میدهد:
سرکرده اغتشاشگران را زیر نظر داشتم صورتش را پوشانده بود و فحاشی میکرد. با حرف هایش افرادی را که آنجا بودند تحریک میکرد تا به اموال عمومی آسیب برسانند. منتظر ماندم تا اینکه آن فرد اغشاشگر خودش را به پیاده رو رساند. از جلوی من عبور کرد. بلافاصله از پشت سر دستم را دور کمرش حلقه زدم و محکم گرفتمش. تاریک بود و چاقوی دستش را ندیدم و با همان چاقو چند ضربه به بازوی من زد. خون زیادی از من سرازیر شد و بی حال شدم.
دراین هنگام فقط متوجه شدم کسی از پشت برای نجات جان من آمد. او رسول بود. آن شرور بی وجدان همان چاقو را در قلب رسول فرو کرد و رسول را به شهادت رساند.
♦️هدیه به روح شهید بزرگوار محمدرسول دوست محمدی «صلوات»
#شهید_امنیت
🥀 @yaade_shohadaa
🥀امام خمینی«ره»:
اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، درود مرا بـه آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود.
❤️🔥شهید والامقام «محسن(احسان) سلیمانی»
💔 شـهـید محسن (احسان) سلیمانی، فرزند جعفر، متولد ۱۳۴۶ در علی آباد باغخواص میباشد.
او جوانی پاک ومهربان وباتقوا وفداکار بود ،بسیار بخشنده وباگذشت بود بسیار به نماز اول وقت اهمیت می داد.به پدر ومادر بسیار احترام می گذاشت بطوری که مادرش می گفت: من این پسر را نشناختم گلی بود از گلهای بهشت خدا به من هدیه کرد وبه صورت امانت و بعد از ۱۸ سال امانت خود را با بهترین افتخار پس گرفت.
این شهید بزرگوار مدت ۴ سال در جبهه حضور داشتند درتاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ درمنطقه عملیاتی فکه به اسارت دشمنان بعثی درآمد و در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۳۶۵ در زندانهای عراق به فیض شهادت نائل شد.
پیکر پاکشان پس از ۱۶ سال درتاریخ ۴ تیر ۱۳۸۱ به میهن اسلامی انتقال یافت.
♦️قرائت «سوره حمد» هدیه به روح مطهرش.
#شهدای_آزاده
#شانزدهمینچلهتوسلبهشهدا
#روز هفدهم
🥀 @yaade_shohadaa
#معرفی_کتاب
📚کهنه سرباز
امین کیانی در کتاب «کهنه سرباز»، زندگی و خاطرات اسکندر بیرانوند، فرماندهی دلیر دفاع مقدس را روایت میکند. کتاب حاضر با دوران کودکی فرمانده آغاز میشود و تا پیروزیها و دلاوریهای او ادامه مییابد. با این حال، تمرکز نویسنده بر رویدادهای سال ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ بوده است. لازم به ذکر است که عملیات محرم، عملیات فتحالمبین و حوادثی که در مهران و دزفول رخ دادهاند، محوریت کتاب پیشرو هستند. در نهایت، این داستان با شرحی مصور از زندگی این دلاور به اتمام میرسد.
امین کیانی با نگارش این رمان، در ترسیم دقیق تاریخ معاصر ایران نقش داشته و موفق شده با روایت رویدادهای حقیقی، پستیها و بلندیهای شکلگیری ایران اسلامی را به تصویر بکشد. او در این کتاب از کوشش دلیرانهی مردم ایران برای دفاع از خاک و فرهنگشان صحبت میکند و بر ازخودگذشتگیهای آنها تأکید میورزد.
امین کیانی توضیح میدهد که فارغ از استانهای مرزی، لرستان یکی از مهمترین شهرها در دوران دفاع مقدس بوده و با حضور مستقیم و تدارک نیرو، نقش پررنگی در دفاع از خاک کشور ایفا کرده. همچنین بارها بمباران شده و تلفات زیادی به جا گذاشته است. به همین خاطر، خاطرات رزمندگان این منطقه در روایات دفاع مقدس، نقش پررنگی ایفا میکند.
در این میان، امیر سرتیپ دوم اسکندر بیرانوند، یکی از مبارزان عالیقدر این نبرد بوده که خاطرات و رویدادهای لرستان را به گوش مردم رسانده. شرح خاطرات وی در کتاب کهنه سرباز و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
#امام_زمان
#هفته_وحدت
🥀 @yaade_shohadaa
#برشی_از_یک_کتاب
#کهنه_سرباز
🥀 خاطرهٔ دور و کمرنگی که در ذهنم مانده مربوط میشود به زمانی که خیلی کوچک بودم. شاید شش یا هفت سالم بود؛ خوب به یاد دارم. صبحِ زود پاییزیِ خنکی از خواب بیدار شدم. هوهوی باد شاخههای نازک درختان را به رقص درآورده بود؛ شاخههای تنومندتر مثل کوه ایستاده بودند و خود را تسلیم باد نمیکردند و با ساز باد نمیرقصیدند. آنجا بود که فهمیدم اگر انسان قوی و محکمی باشم کسی نمیتواند به زور و مخالف مِیلَم من را مجبور به انجام دادن کاری کند.
طبق روالِ هر روز سراغ حاجی را گرفتم. برادر بزرگترم گفت: (حاجی رفته تهران.)
ـ تهران کجاست؟ کِی رفته؟ چرا رفته؟
و هزار و یک سؤال دیگر توی ذهنم بود. یکریز و پشتبند هم سؤال میکردم.
برادرم هم با حوصله به همهٔ سؤالاتم جواب داد.
ـ تهران یکی از شهرهای خیلی خیلی دور است.
ـ نمیشود ما هم برویم پیش حاجی؟
ـ نه داداش! نمیشود. چند روز صبر کنی انشاءالله حاجی خودش میآید.
ـ اصلا چرا رفته؟!
ـ کار خیلی مهمی داشت. عجول نباش. به امید خدا زود برمیگردد.
حالم گرفته شد. آن روز صبحانه نخوردم و با حالِ زار و دلِ تنگ رفتم پیش بزغالهها. حال و حوصلهٔ بزغالهٔ کوچک و ناز خودم را هم نداشتم. دَم ظهر بدجور گرسنهام شده بود. به خانه رفتم و بهانهگیریهایم شروع شد. برادرم کمی دلداریام داد که چه خبرت است؟ حاجی چند روز دیگر میآید.
چند روز شد چند هفته، و چند هفته شد حدود دو ماه. مرتب بهانهٔ حاجی را میگرفتم. هر بار هم که میپرسیدم: (حاجی کِی میآید؟)، این جواب تکراری و اعصابخُردکن را میشنیدم که رفته تهران و این روزهاست که برگردد!
تهران رفتن حاجی حدود دو ماه طول کشید؛ شاید کمی کمتر یا بیشتر. بالاخره بعدازظهرِ سرد و کسلکنندهای انتظار به سر آمد و حاجی و رفقایش به خانه آمدند. بعد از اینکه حاجی از تهران آمد از کنارش جُم نخوردم. ده روز در خانه ماند و دوباره با حاج عزیز سپهوند رفت تهران. در این ده روزی که حاجی در خانه بود پشتبند هم دربارهٔ تهران ازش میپرسیدیم. حاجی هم با حوصله و اشتیاق سفرش را برایمان تعریف میکرد. بیشتر از بیست بار سفرنامهٔ تهرانش را برایمان تعریف کرد، اما باز هم سؤالهایمان تمام نمیشد! حاجی چند بارِ دیگر هم به تهران سفر کرد. به نبودِ پدر عادت کرده بودم. آن روزها سِنَم پایین بود و درکِ درستی از سفرهای حاجی نداشتم؛ فقط میشنیدم پیگیرند سدی در محل احداث کنند؛ میروند تهران تا مسئولان را راضی کنند با احداث سد موافقت کنند. آن زمان فقط این صحبتها را میشنیدم و درکِ درستی از آنها نداشتم.
#جمعه
🥀 @yaade_shohadaa
7.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💚ای محمد (ص) ای رسول بهترین کردارها
حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها
💚در بیانت بند می آید زبان ناطقان
قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها
💚تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک
دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها
💫ولادت پیامبر (صلیالله علیهو آله وسلم) و امام صادق (علیهالسلام) تبریک و تهنیت باد.
🥀 @yaade_shohadaa