-
تا به کی باید رفت ؟
از دیاری، به دیاری دیگر ،
نتوانم ، نتوانم جستن !
هر زمان عشقی و یاری دیگر '
کاش ما آن دو پرستو بودیم !
که همه عمر سفر میکردیم . .
از بهاری به بهاری دیگر ( :
«••\
گفتی منتظرم میمانی باور نکردم ولی حالا ..... ولی حالا که دیدم آن نگاه نافذت را باورم آمد که به عشقت اَسیرماِی مسلمان••\»
یادت باشد ☫ .
-
وقتی که روح ِانسان به عالم ِ دیگر رفت ،
میفهمید این همه تشریفات در دُنیا لازم نبود .