eitaa logo
یادگاه (فصل آگاهی)
94 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
3.4هزار ویدیو
176 فایل
لینک ناشناس
مشاهده در ایتا
دانلود
درمورد انسان با حرفهای درونی که عقل میگوید و یا احساسات و ندای قلبی ماست ، یکسری اختلافات و تفاوت هایی هست اگر درباره ، بگویی مثلا «من شادم ، من غمگینم ، من پرخاشگرم ، من مهربانم، من دوست دارم ، من دوست ندارم و... یا به دیگران بگویی: تو شادی ، تو ناراحتی ، تو بی اعصابی ، تو نامهربون بی وفایی ، دوستت دارم ، دوستت ندارم و...» روی عقل ، که محرک و مسبب رفتار انسان است تاثیر فوری دارد . یعنی من یا دیگری را شاد یا غمگین میکند و بروز پیدا میکند و ظاهر میشود . با انسان شادمان و خداباور همنشین باشیم ماهم شادمان و خداباور بار می آییم و رشد میکنیم. درباره ، اگر بگویی «من دانشمندم ، من حالیمه، من بیشتر میفهمم ، من ...» احساسات دیگران ، حالت تنفر و انزجار پیدا میکند ، خودبزرگ بینی ، دیگران را از انسان دور میکند. اگر عقل ، بگوید «من خیلی زیاد نمی دونم، خیلی چیزهاهست که نمی دونم و نمیفهمم، ...» احساسات خود انسان ، اصطلاحا کیفور میشود و نشاط تولید میکند . دیگران هم احساسشان نسبت به این فرد ، خوبست و او را دوست خواهند داشت. ازنظر عقل و دانش ، هرچه بالاتر از خود را به خودمان یاداوری کنیم و بگوییم دست بالای دست بسیارست ، از من داناتر و فهمیده تر خیلی هست ، و... ، قلب و احساسات خود ادم ، زنده تر میشود ، یعنی در برابر قلب ، اگر عقل ، از خودگذشت و عاشق دل شد ،( دل حرم خدا است ،دل همه کاره است ولی دلی که عاقل باشد ), ان وقت ، دل ، سراسر وجود انسان را ارام میکند . عقل هم ارام میگیرد ذهن ارام میگیرد از تشویش ها . و چون دل انسان ها به همدیگر راه دارند ، روی احساسات دیگران نسبت به انسان تاثیر خوب میگذارد و انها هم انسان را دوست می بینند ، دوستش خواهند داشت. مگر ادم حسود و بخیل و ... ، چون دل ادم حسود و ... دل الوده ایست. بنابراین، بنظرم ، در مسائل عقلی ، خود را نادیده باید گرفت تا حال آدم را به هم نزند. چه خودش را ، چه حال دیگران را. و اینکه ، دست بالاگرفتن خود در مسائل عقلی ، غرور است ، غرور هم آفت احساسات خوب است آزاردهنده ی فرد و اطرافیان اوست . دیدید وقتی ادم کنار یک نفر باشد که خودش را میگیرد و کلاس میگذارد ، چه حس بدی به ادم منتقل میشود و ادم دلش نمیخواهد زیاد با او همکلام شود یا بگوید و بخندد و...؟! و میگوییم «فکرکرده کیه!؟ دیدی چه خودشو گرفته؟! و...» درباره مسائل عقلی و دانش ، انسان هرچه خودش را بیشتر بگیرد، احمق تر جلوه میکند و دیگران از او فاصله میگیرند و دل‌گیر میشوند. خودش هم حالش خوب نمیشود! توی خودسازی ها مراقب باشید (دل) خود را (گم نکنید) هرچه عقل ، خودش را بیشتر بگیرد ، دل تنگ تر میشود و دلگیری ها و دلخوری ها بیشتر ... یعنی در برخورد با مسائل عقلی و مسائل احساسی باید برعکس عمل کنیم تا حال خوبتر داشته باشیم . پس سعی کنیم عقلی افتاده تر داشته باشیم و دلی مهربانتر و پر مهر تر . این به معنای دست برداشتن از طلب علم و رشد و پرورش عقلی نیست . طلب العلم فریضه... این تفسیر من از یک کلمه ی در این بیت شعر بود: افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد اب زمینی که بلند است
✅خلاصه تفسیر سوره 📆 ♦️مفسر: علامه جوادی آملی ♦️موضوع: الذین یؤمنون بالغیب 1⃣ ، عقیده ایست که در آن شک و تردید نباشد و صاحب این عقیده استوار که به عقیده خود از شر تردید، امان داده است، نامیده میشود. لذا اگر عقیده در شک و تردید باشد یا کافر است یا منافق. 2⃣موجود از نظر قرآن دو قسم است: یا مشهود و محسوس یا غایب از حواس. 📌طبق انتهای سوره بقره، شامل ۵ چیز است: خداوند، رسالت او که به پیامبران داده شده، فرشتگان او، کتابهای او و قیامت او. 3⃣مادّیّون گویند چیزی که قابل حس کردن نیست اصلا موجود نیست پس خدا و فرشته و قیامت و رسالت و کتب الهی همه وهم و اند. 💎در آیاتی دیدگاه مادیون در زمان پیامبران بیان شده است: ۱. در آیه ۵۵ بقره بنی اسراییل به موسی گفتند: «ما به تو ایمان نخواهیم آورد مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم!» یعنی ما به عالم محسوس ایمان داریم نه به غیب. ۲. در آیه ۱۵۳ نساء خداوند گوید: «اهل کتاب(یهودیان و مسیحیان) از تو میخواهند که برایشان از آسمان، کتابی محسوس و مادی (دارای ورق) نازل کنی (نه کتابی که بر قلبت نازل شده باشد). همانا اینها از موسی چیزی بزرگتر از این خواستند. پس گفتند میخواهیم خدا را آشکارا ببینیم!» یعنی اینها جز به عالم محسوس و موجودات حس شدنی ایمان نمی آورند. اگر از تو کتاب و رسالتت را که غیبی است نپذیرفتند از موسی خداوند را که غیب بود نپذیرفتند و گفتند تا خدا را به چشم نبینیم ایمان نمی آوریم. ۳. در آیه ۷ انعام خداوند گوید حتی اگر تقاضای گروهی که در بالا گفتند برای ما کتاب مادی نازل کن را بپذیریم و کتابی با صفحات مادی و قابل لمس نازل کنیم باز هم این کافران نمیپذیرند! ۴. و در آخر در آیه ۲۱ و ۲۲ فرقان گوید روزی این کافران هنگام مرگ، ملائکه را خواهند دید اما آن روز دیگر دیر بوده و به ایشان بسیار سخت خواهد گذشت. 4⃣ریشه ایمان یا کفر به غیب در است. کافران به غیب گویند معیار شناخت همه چیز، تنها و تنها است. اگر چیزی با حواس ۵ گانه درک شد وجود دارد وگرنه موجود نیست. اما مومنان علاوه بر حس،آنچه را که نیز موجود بداند به آن ایمان دارند که همان غیب است مانند وجود خدا یا قیامت. لذا موجدات را یا محسوس میدانند یا معقول. 5⃣قرآن ابتدا ذهن عوام مردم را از حس به سمت عقل میکشاند و آنگاه مرحله سوم شناخت را با عقلا و موحدان در میان میگذارد که معیار است که گاهی عقل نیز آنرا نمیفهمد. اگر وحی پذیرفته شد خودبخود حس و عقل هم پذیرفته شده است. 6⃣غیب یا مطلق است یا نسبی. ۱. غیب مطلق: منظور غیبیست که برای همه و در همه جا و همه زمانها نامحسوس است مانند خداوند. ۲. غیب نسبی: غیبی که برای برخی ها یا در برخی زمانها محسوس میشود مانند فرشتگان و قیامت که برخی همین حالا هم این دو را میبینند و بقیه مردم در هنگام مرگ و پس از آن، این دو را خواهند دید. 7⃣ منظور از ایمان به رسولان، پیامبران است وگرنه جسمشان که محسوس است و نیاز به ایمان ندارد. لذا قرآن گوید مومنان به رسالت تمام پیامبران ایمان دارند نه به رسالت خاتم انبیا، زیرا رسالت از سوی خداست.
1.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی آلوده شد درست استدلال نمیکند هر استدلال عقلی غلط چه عملی چه نظری بر قلب آثار ظلمانی میگذارد قلب (نفس) کاسب است و کسب ظلمت میکند _ الکل روی من اثری ندارد.. _ مزاحم و مانع من است.. _ من آزاد آفریده شدم روابط حق منه.. _ عقل من ایجاب میکنه هرجور میخوام کسب منفعت کنم و لذت ببرم.. _ دلم پاک باشه.. خم و راست شم عربی بلغور کنم که چی؟ _ نوشته ی سلمان فارسی و پر از دستور قتل و غارته.. برتراند راسل میگوید:هر چیز علت دارد پس خدا هم علت دارد.. توماس هابس میگوید: واقعیت دارد ماده نیست پس وجود ندارد.. بَلْ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُون این زنگار نیست غل و زنجیر ی ست نتیجه ی نجاستِ بدن,نیت,عمل,خیال... از عالم غیب محرومیم را نمی‌بینیم موجودات را نمیشنویم را نمیگیریم را استشمام نمیکنیم سرت را بلند کن و را نفس بکش که وصف آن به گفت و گو محال است که صاحب حال داند کان چه حال است