2.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چجوری دوستم رو نماز خون کنم؟؟
#یک دقیقه.
لینک کانال در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/821886993C550554dc20
در تلگرام
https://t.me/joinchat/AAAAAFW1DKO9yh9tSu07Qg
در واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HDqV1SiVL6WHbg1XeBermX
🌷🕊🥀🌺🥀🕊🌷
#مثل_شهدا
#یاد_یاران
#سردار_رشید_اسلام
#شهید_محمود_کاوه
یکی از بچه ها به شوخی پتویش را پرت کرد طرفم .
اسلحه از دوشم افتاد و خورد توی سر #کاوه .
کم مانده بود سکته کنم
سر #محمود شکسته بود و داشت #خون می آمد .
با خودم گفتم : الان است که یک برخورد #ناجوری با من بکند .
چون خودم را بی #تقصیر می دانستم ، آماده شدم که اگر حرفی ، چیزی گفت ، جوابش را بدهم .
او یک #دستمال از تو جیبش در آورد ، گذاشت رو #زخم_سرش و بعد از سالن رفت بیرون .
این برخورد از #صد تا توگوشی برایم سخت تر بود .
در حالی که دلم می سوخت ، با ناراحتی گفتم : آخه یه #حرفی بزن
همانطور که #می_خندید گفت : مگه چی شده؟
گفتم : من زدم #سرت رو شکستم ، تو حتی #نگاه نکردی ببینی کار کی بوده
همان طور که #خونها را پاک می کرد ، گفت :
این جا کردستانه ، از این #خونها باید ریخته بشه ، این که چیزی نیست .
چنان مرا #شیفته خودش کرد که بعدها اگر می گفت #بمیر ، می مردم .
#روحش_شاد
#یادش_گرامی
لینک کانال در ایتا
https://eitaa.com/joinchat/821886993C550554dc20
در تلگرام
https://t.me/joinchat/AAAAAFW1DKO9yh9tSu07Qg
در واتساپ
https://chat.whatsapp.com/HDqV1SiVL6WHbg1XeBermX
قسمت چهارم🌿 #زندگینامه_شهید_مجید_قربانخانی🥀
🔶سفر کربلای شهید
سال 93برای اولین بار به نیت پیاده روی اربعین به کربلا رفت .دقیقا 8روز قبل از اربعین سراسیمه به خانه میرود مادرش که اون حال هولناک داداش مجید رو میبینه نگران میشه میپرسه مجید چیشده کجا؟- به رسم رفاقت به مادرش میگفت مریم خانم -،مریم خانم وسایلمو جمع کن رفیقام تو ماشین منتظرن میریم کربلا .! میگه مجید تو همه کارات اینجور عجوله خوب خبر میدادی😐
خلاصه مجید بربری قصه ما راه میفته به سمت کربلا❤️اما فرق مجید که پا به این سفر گذاشت و مجید بعد از آن ، از زمین تا آسمان بود.😇
در بین را با دوستانش بگو بخند صدای آهنگ بلند😃اما به نجف اولین زیارت که میرسد کمی حال دلش عوض میشود داداش مجید دیگ مدام تو لاک خودش بوده مدام در حال زیارت بوده!! جوری که رفیقاش تعجب میکنن میگن مجید یه زیارت اینقد معطلی نداره!😐 ولی اهمیتی نمیده کار خودش میکنه تا اینکه به کربلا میرسن همونجا تا چشمش به گنبد مطهر ارباب میخوره زانو میزنه حس غریبی داشت مدام یاحسین یاحسین میگوید و اشک میریزد😭
وقتی برگشت زن عمویش پرسید :مجید راستش رو بگو ببینم ، از امام حسین علیه سلام چی خواستی ؟؟؟🤔
همه فکر میکردند مجید شیطون و پر شر و شور یه حاحاجت دنیایی خواسته 🤭
اما وقتی مجید گفت:""از امام حسین علیه سلام خواستم که آدمم کن .و آدم بشوم"" همه دست به دهان ماندن😔😍
#زندگینامه🍃
#قسمت_چهارم🌻
#شهیدمجیدقربانخانی🥀
🌷در این پنج شنبه دفاع مقدس و شهدا را یاد کنیم :
🖍یاد جبهه بخیر که دانشگاه خود سازی بود و کنکورش صداقت و اخلاص و متون آنرا انتشارات شهادت در کربلا با مرکب خون به چاپ میرساند.
🖍یاد موقعیت هایی بخیر که کسی به فکر موقعیت نبود وقرارگاههایی که دل را بی قرار میکرد
🖍یاد معبر بخیر که به پل صراط می ماند و به سنگر کمین که فاصله بین دنیا وآخرت بود
🖍یاد گلوله هایی بخیر که قاصد وصال بودندو ترکش هایی که امر به معروف
می کردند.
🖍یاد گونه هایی بخیر که برآن اشک استغفار می غلتید ومحاسنی که بر آن غبار تبرک می نشست، دعای کمیلی که پایانش پاکی بود وقنوتی که درآن توفیق شهادت طلب می شد
🖍یاد جهان آرا بخیر که به آرایش جهان پرداخت، نامجو که به دنبال نام ونشان نبود ،کلاهدوز که از نمد انقلاب کلاهی برای خود نساخت، چمران که معلم اخلاق بود، زین الدین که زینت دین بود، باکری که مجسمه اخلاق بود ، خرازی که بجز با خدا معامله نمیکرد آبشناسان که کسی او را نشناختو صیاد که دلهارا شکار میکرد.
🖍یاد پیکرهایی که هیچگاه برنگشت، یاد مادرانی بخیر که بی صدا میگریستند وبچه هایی که هیچ گاه پدرانشان را ندیدند.
🖍یاد لبخندهایی بخیر که قهقهه شهادت بود، دستانی که به عباس اقتدا کردند وپاهایی که زوتر به بهشت پیوستند.
🖍ما ماندیم وما،،ما ماندیم ودرد فراق یاران
🖍ما ماندیم و بار مسئولیت،، ما ماندیم وشرمندگی.
🖍خدایا در محضر شهدا ما را شرمنده مکن
3.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥#کلیپ_مهدوی
💢کلید تمام گرفتاری ها در شب جمعه
اونایی که گرفتاری دارند حتمآ ببینند👆
#المُستَغاثُبِکَیاصاحبَالزمان
#اللهمعجللولیکالفرج
🍃حالا که برگشته بود نه تنها مدال افتخار آماده نکرده بودند که احضاریه برایش آمده بود. قاسم فرزند حسن را خواسته بودند دادگاه ، به جرم ورود بدون هماهنگی و عملیات برون مرزی .
جوابی که داده بود، سیستم قضایی نیروهای مسلح را قانع کرده بود: "نمیتوانستم صبر کنم هماهنگی نظامی انجام شود، ممکن بود بچه ها را بکشند یا منتقلشان کنند جایی که دیگر دستمان بهشان نمی رسید."
✨ راوی حجتالاسلام عسکری امام جمعه رفسنجان
📚 #سلیمانیعزیز
❣#سلام_امام_زمانم ❣
🌱جمعه به جمعه چشم من
منتظرنگاه تو ...
کی دل خستهام شود
معتکف پناه تو...
🌱زمـزمهی لبان من
این طلب است از خدا...
کاش شـوم من عاقبت
یک نفر از سپاه تو...
#اللهمعجللولیکالفرج