یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
.
1️⃣ «وَ أَكِيدُ كَيْداً»
درباره اینکه مقصود از اینکه من هم کید میکنم چیست، مفسران دیدگاههای گوناگونی مطرح کردهاند؛ مثلا:
🌴الف. مقصود جزای کید آنان است؛ یعنی آنان مکر و حیله میکنند برای انکار حجتها و آیات الهی و کشتن پیامبر ص؛ ولی من کید آنان را برهم میزنم و پیامبرم را یاری میکنم؛ و این را کید نامید از این جهت که نحوه این یاری پیامبر بر آنان مخفی است
📚 (التبيان في تفسير القرآن، ج10، ص327 ).
🌴ب. من چیزی خلاف آنچه آنان میخواهند و تدبیر میکنند اراده میکنم که تدبیر و مقصود آنها به نتیجه نخواهد رسید
📚(مجمع البيان، ج10، ص716 ).
🌴ج. کفار با کید و مکر خود درصدد خاموش کردن نور الهی هستند ولی من با قرار دادن خود عمل آنها در سنت استدراج و مهلت دادن، کاری میکنم که حیله و تدبیرشان آنان را به عذاب روز قیامت مبتلا سازد (الميزان، ج20، ص261 ). در واقع همین جزای آنان و گرفتار کردنشان به سنت استدراج، کید خدا علیه آنان است
📚(الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج21، ص11 ).
🌴د. ...
@yekaye
#طارق_۱۶
یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
.
2️⃣ «وَ أَكِيدُ كَيْداً»
بعد از اینکه فرمود آنان کید میکنند اضافه کرد که من هم کیدی میکنم.
این کید الهی را در یک تقسیم کلی از زوایای مختلفی بتوان مطرح کرد ؛ که همه اینها میتواند مد نظر باشد:
🌴الف. از سنخ جزا و باطن عمل خود آنهاست؛ یعنی همین کار آنان جزایش و باطن عملش که در قیامت آشکار میشود واقعا به ضرر خود آنهاست. (که کسانی که گفتهاند سنت استدراج است به همین ناظر است)؛
و شاید از این جهت شبیه آیاتی است همچون:
«وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ؛ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُون» (بقره/۱۴-۱۵)؛
«وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن» (انعام/۱۰؛ انبیاء/۴۱)؛
«لِيَمْكُرُوا فيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ» (انعام/123)؛
«وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ؛ فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعينَ» (نمل/51)؛
«وَ لا يَحيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِه» (فاطر/۴۳)؛
«أَمْ يُريدُونَ كَيْداً فَالَّذينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكيدُونَ» (طور/42).
🌴ب. از سنخ ناکام گذاشتن آنها در هدف دنیویای است که تعقیب میکنند؛ یعنی تدبیرشان به هدف نمیرسد؛
که شاید از این جهت شبیه آیاتی است همچون:
«وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئا» (آل عمران/۱۲۰)؛
«وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين» (آل عمران/ ۵۴)؛
«ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرينَ» (انفال/18)؛
«وَ ما كَيْدُ الْكافِرينَ إِلاَّ في ضَلالٍ» (غافر/25)؛
«فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ» (غافر/45)؛
«أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في تَضْليلٍ» (فیل/2).
🌴ج. آنان با کید و مکر خود تدبیری میکنند تا به هدفی برسند ولی من کاری میکنم تدبیر آنان دقیقا خلاف هدف آنان شود و با تدبیر آنان هدف من حاصل شود؛ چرا که همه مکر و حیله آنها، اقدامی درون پازل الهی است؛
که شاید از این جهت شبیه آیاتی است همچون:
«وَ قَدْ مَكَرَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَميعاً يَعْلَمُ ما تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ» (رعد/42)؛
«وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ» (ابراهیم/46)؛
«إِذا لَهُمْ مَكْرٌ في آياتِنا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ» (یونس/21)
🌴د. ...
@yekaye
#طارق_۱۶
یک آیه در روز
۱۱۶۱) 📖 وَ أَكيدُ كَيْداً 📖 ترجمه 💢و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی! سوره طارق (۸۶) آیه ۱۶ ۱۴۰
🔹فَمَهِّلِ / أَمْهِلْهُمْ
▪️در تحلیل ماده «مهل» اختلافی بین اهل لغت مشاهده میشود.
▪️برخی همچون ابن فارس صریحا بر این باورند که این ماده در اصل خود در دو معنای مختلف به کار میرود:
▫️یکی در معنای وقار و سکون، چنانکه تعبیر «مَهلاً» (درنگ کن، بایست) از این معنا معروف است؛ و مهلت هم از همین ماده گرفته شده است: «فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» (طارق/۱۷)، «وَ ذَرْني وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً» (مزمل/11)؛
▫️و دیگری در مورد برخی اشیای مذاب؛ خصوصا روغن جوشان ویا مس گداخته: «وَ إِنْ يَسْتَغيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً» (کهف/29)، «كَالْمُهْلِ يَغْلي فِي الْبُطُونِ» (دخان/45)، «يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ» (معارج/8) (معجم المقاييس اللغة، ج۵، ص۲۸۲ ).
▪️برخی همچون مرحوم مصطفوی معنای اول را مبنا قرار داده و البته آن را به این صورت تعبیر کردهاند:
ایجاد تفرج و توسعی بین جریان عمل و پایان آن، که آن عمل تا زمانی ادامه پیدا کند، که این نقطه مقابل عجله کردن و تمام شدن وقت است. آنگاه رفق و تقدم و آرامش و تاخر و تأنی را از لوازم این ماده گرفتهاند؛
و بر این باورند معنای دومی که مطرح شده، برگرفته از زبان عبری است؛ چرا که این ماده در عبری به معنای چرک و خونابه و هر امر مخلوط و غیرخالص بوده است؛ و البته گفتهاند یک نسبتی هم بین این دو ماده عبری و عربی وجود دارد زیرا مهلت دادن و کار را به عقب انداختن موجب یک نحو خلط شدن و از حالت خالص درآمدن میشود (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج۱۱، ص۱۹۱-192 ).
▪️موضع راغب هم به نظر میرسد به این موضع نزدیک است؛ یعنی وی توضیح این ماده را با سکون و مدارا و کار را کمکم پیش بردن شروع کرده و در آخر فقط یک اشارهای میکند که مُهْل به معنای تهمانده روغن (دُردی زیت) به کار میرود ( مفردات ألفاظ القرآن، ص780-۷۸۱ )؛ که همین یک نحوه ماندن و معطل شدن در روغن را میرساند.
▪️اما حسن جبل معنای دوم را محور قرار داده و بر این باور است که اصل این ماده یک نحوه جریان یافتن و میعان چیزی است که در اصل یک ماده متین و غیرآمیخته بوده است؛ و بر این باور است که معنای تراخی و به عقب انداختن کار و مهلت دادن هم از همین حالت میعان استفاده میشود (المعجم الإشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم، ص2133 ).
🔸این ماده و کلمه «إمهال» به کلماتی همانند «حلم» و «انظار» و «انتظار» نزدیک است؛ در تفاوت اینها گفتهاند:
▪️هر «حلم» [= بردباری] ای مهلت دادن هست؛ اما هر مهلت دادنی حلم نیست؛ مثلا اگر خداوند به کسی که باید او را مجازات کند مهلت دهد لزوما حلم نیست؛ زیرا این مهلت به ضرر اوست؛ و نقطه مقابل حلم، در جایی که حلم لازم است، سفاهت است؛ در حالی که نقطه مقابل مهلت دادن لزوما سفاهت نیست؛ تفاوت دیگر اینکه حلم همیشه در جایی به کار میرود که طرف مقابل در اصل شایسته انتقام و مجازات است اما در مهلت این طور نیست مثلا میگوییم فلانی به بدهکارش مهلت داد؛ و برخی هم گفتهاند یک تفاوت دیگر این است که هرکس مهلت میدهد بالاخره طرف مقابل را در زمان خاصی مورد مواخذه قرار میدهد و حقی که بوده را استیفا میکند در حالی که در حلم لزوما این طورست و میتواند دیگر کاری با طرف مقابل نداشته باشد (الفروق في اللغة، ص195-196 ).
▪️در تفاوت «مهلت دادن» و «انتظار» گفتهاند که ار مقرون به چیزی است که در آن جای تأمل هست اما مهلت دادن مبهم است (الفروق في اللغة، ص68 ).
▪️در تفاوت مهلت دادن و «انظار» هم علاوه بر نکته فوق گفتهاند که در انظار به شخص مهلتی داده میشود تا در کارش بازنگریای کند اما در مهلت دادن برای این است که انجام کاری که برعهده وی گذاشته شده برایش آسانتر شود (الفروق في اللغة، ص: 196 ).
📿این ماده جمعاً همین ۶ بار در قرآن کریم به کار رفته است که چنانکه مشاهده میشود سه بار آن در معنای اول و سه بار آن در معنای دوم میباشد.
📖اختلاف قرائت
▪️فَمَهِّلِ / فأَمْهِلْ
در قراءات مشهور، مهلت اول، در باب تفعیل (فمَهِّلْ) قرائت شده است؛
اما در قرائتی شاذ در باب افعال (فأَمْهِلْ) قرائت شده است.
📚معجم القراءات، ج۱۰ ، ص382
▪️أَمْهِلْهُمْ / مَهِّلَهُمْ
در قراءات مشهور مهلت دوم، در باب افعال (أَمْهِلْهُمْ) قرائت شده است؛
اما در قرائتی از ابن عباس در باب تفعیل (مَهِّلَهُمْ) قرائت شده است؛ که متناسب با فعل اول در آیه است.
📚مجمع البيان، ج10، ص713 ؛ المغني في القراءات، ص۱۹۱۰ ؛ معجم القراءات، ج۱۰ ، ص382 ؛ المحتسب في تبيين وجوه شواذ القراءات والإيضاح عنها، ج2، ص419
@yekaye
☀️۱) ذیل آیه ۱۵ (جلسه ۱۱۶۰ https://yekaye.ir/at-taariq-68-14/) روایتی از ابوبصیر گذشت که این احتمال مطرح بود که گفتگوی وی با امام صادق ع باشد؛
در فراز پایانی آن آمده است:
فرمود: ... پس خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا بهیقین آنان چارهها اندیشند، چه چارهاندیشیدنی؛ و من هم چارهای کنم، چه چارهکردنی؛ پس به کافران مهلت ده» ای محمد «کمی مهلتشان دِه [دِهَم]» تا وقت برانگیختن قائم ع که انتقام مرا از جبّاران و طاغوتهای قریش و بنیامیّه و سایر مردم میگیرد.
📚تفسير القمي، ج2، ص416
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ الله بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ: «مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ الله يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً.
قُلْتُ: «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً»؟
قَالَ: كَادُوا رَسُولَ الله (ص) وَ كَادُوا عَلِيّاً ع وَ كَادُوا فَاطِمَةَ ع. فَقَالَ الله: يَا مُحَمَّدُ «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ» يَا مُحَمَّدُ «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» لِوَقْتِ بَعْثِ [لو قد بُعِثَ] الْقَائِمِ ع فَيَنْتَقِمُ لِي مِنَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ بَنِي أُمَيَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ.
@yekaye