یک آیه در روز
۱۱۶۵) 📖 وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ 📖 ترجمه 💢وای بر هر کس که کارش عیبجویی [در پنهان] و طعنه
.
2️⃣ «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»
درباره اینکه مقصود از «همزه» و «لمزه» چیست، اقوال مختلفی گفته شده است؛ از جمله:
🌴الف. همزه کسی است که با چشم و ابرو اشارههای تمسخرآمیز به مردم دارد و خصوصا فقرا را تحقیر میکند و «لمزه» کسی است که وقتی فقیر یا گدایی را میبیند سر و گردن خود را بالا میکشد (تفسير القمي، ج2، ص441 ).
🌴ب. کسی که با سخنچینی میان برادران دینی بین آنها تفرقه میاندازد (ابنعباس، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص818 ؛ الدر المنثور، ج6، ص392 ).
ج. همزه طعنهزننده است و لمزه غیبتکننده (ابنعباس، به نقل از مجمع 🌴البيان، ج10، ص818؛ الدر المنثور، ج6، ص392 ).
د. همزه غیبتکننده است و لمزه طعنهزننده (سعید بن جبیر، به نقل از 🌴مجمع البيان، ج10، ص818).
🌴ه. همزه کسی است که در روی شخص به وی با بیان عیبهایش طعنه میزند و لمزه کسی است که در غیابش غیبتش را کند (حسن و ابوالعالیه و عطاء، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص818؛ الدر المنثور، ج6، ص392 ).
🌴و. همزه کسی است که با دست و زدن مردم را آزار میدهد و لمزه کسی است که با زبان و چشمش به مردم طعنه میزند (ابن زید، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص818؛ قتاده، الدر المنثور، ج6، ص392 ).
🌴ز. همز با چشم و اشاره و دست است و لمز با زبان (ابن جریح، الدر المنثور، ج6، ص392 ).
🌴ح. ...
🤔در واقع،
اگر دقت کنید وجه جمع همه اقوال این است که همزه لمزه کسی است که به هر نحوی به عیبجویی یا بهتر بگوییم به عیبتراشی برای مردم اشتغال دارد و سعی میکند با برملا کردن عیوب مردم آنان را دست بیندازد و تحقیر کند. شاید این تعبیر، عبارت اخرای همان مطلبی باشد که در سوره حجرات گذشت.
در آنجا ابتدا انسانها را از بدگمانی برحذر داشت و سپس دستور داد که تجسس نکنید و در مرحله آخر از غیبت نهی کرد (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً؛ حجرات/۱۲). آیه محل بحث که مدتها قبل (در مکه) نازل شده است دارد انسانهایی را توصیف میکند که به تجسس در احوال دیگران اقدام میکنند و به بدگویی از آنان زبان میگشایند و شاید به همین مناسبت است که در احادیث متعددی، بلافاصله بعد از توصیف اشخاص هماز و لماز، آنان را مصداق همین غیبتکننده مذکور در سوره حجرات معرفی کرده است (مثلا برخی از احادیث ذیل شماره ۲).
@yekaye
#همزه_۱
یک آیه در روز
۱۱۶۵) 📖 وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ 📖 ترجمه 💢وای بر هر کس که کارش عیبجویی [در پنهان] و طعنه
یک آیه در روز
۱۱۶۵) 📖 وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ 📖 ترجمه 💢وای بر هر کس که کارش عیبجویی [در پنهان] و طعنه
.
4️⃣ «وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ»
در نکات ادبی اشاره شد که حسن جبل اصل ماده «همز» را به معنای «دفع کردن با قوت و شدت در خصوص چیزی که در چیزی نفوذ میکند» و اصل ماده «لمز» را «دفع کردن در بدن با شدت و حدت» دانسته است. البته وی به کاربرد این واژه در خصوص عیبجویی اشاراتی دارد؛ اما نکته بسیار جالب این تحلیل آن است که این تحلیل، بسیار با آیه بعد تناسب دارد و ربط وثیقی بین این آیه و آیه قبل برقرار میکند.
📝نکته تخصصی #انسانشناسی
این آیه درباره انسانی سخن میگوید که با شدت و قوت دارد دیگران را از خود میراند و به آنان آسیب وارد میکند؛ و آيه بعد میفرماید چنین کسی مساله اصلی اش گردآوری مال است. در واقع این آیه دارد از انسانی سخن میگوید که در افق حیوانیت گرفتار آمده و مهمترین قانون حاکم بر زندگیاش اصل «تنازع بقا» است. اگر داروین مهمترین عامل بقای حیوانات را قانون تنازع بقا معرفی میکرد؛ خداوند این قانون را در مورد انسان هبوطیافتهای که مسیر هدایت را در پیش نمیگیرد قبول دارد: «وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ... قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» (بقره/۳۶-۳۸) «قالَ اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى» (طه/۱۲۳) و در اینجا تصریح میکند که چنین انسانی که هم و غمش فقط گردآوری مال است، کسی است که مبنای اصلیاش در روابط اجتماعی عیبجویی و طعنه زدن و حدف وطرد دیگران و زمین زدن دیگران است؛ چرا که طبق قانون تنازع بقا، بقای خود را در زمین خوردن دیگران میبیند.
@yekaye
#همزه_۱
یک آیه در روز
۱۱۶۵) 📖 وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ 📖 ترجمه 💢وای بر هر کس که کارش عیبجویی [در پنهان] و طعنه
🔹اختلاف قرائت
▪️در قراءات مکه (ابن كثير) و مدینه (نافع) و بصره (ابوعمرو) و برخی قراءات کوفه (عاصم) و برخی از قراء عشر (یعقوب) و اربعه عشر (حسن) و قراءات غیرمشهور (شیبة و نصر بن عاصم و ابوالعالیة) به صورت قعل ثلاثی مجرد (جَمَعَ) قرائت شده است
▪️اما در قراءات شام (ابن عامر) و برخی دیگر از قراء کوفی (حمزه و کسائی) و برخی قراء عشر (ابوجعفر و خلف) و اربعـ عشر (حسن و اعمش) و برخی قراءات غیرمشهور (ابن وثاب و نصر بن عاصم و ابوالعالیة) به صورت فعل ثلاثی مزید باب تفعیل (جَمَّعَ) قرائت کرده اند.
🔹در تفاوت این دو گفتهاند که وقتی به صورت ثلاثی مجرد میآید صرفا بر کثرت گردآوری اموال دلالت دارد؛ اما وقتی به صورت « جَمَّعَ» به کار میرود یا بر اینکه اموالش را از اینجا و آنجا جمع می کند دلالت دارد یا بر اینکه پیاپی به جمع اموال اهتمام میورزد
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص۵۷۵-۵۷۶؛ مجمع البيان، ج10، ص816
@yekaye
🔹مالاً
قبلا بیان شد که
▪️برخی همچون راغب کلمه «مال» را از ماده «میل» (که در اصل بر انحراف از چیزی به سمت و جانبی از همان چیز دلالت دارد) دانسته و در وجه تسمیه «مال» و ثروت گفتهاند که چون دائما میل به این سو و آن سو پیدا میکند و از دست میرود چنین نامیده شده است.
▪️اما عموما کلمه «مال» را از ماده «مول» دانسته، و حداکثر این احتمال را دادهاند که اینها در اشتقاق کبیر به هم مربوط باشند، خواه با توضیح فوق، یا با این توضیح که در «مال» و دارایی دنیوی، یک میل به این هست که در یکجا نماند از دست کسی خارج شود و به دیگری برسد.
▪️در این میان، برخی همچون ابن فارس تاکید کردهاند که فقط همین کلمه از این ماده در عربی به کار رفته است؛ و تنها کلمه دیگری که برای این ماده مطرح شده کلمه «مولة» به معنای عنکبوت میباشد؛ اما بسیاری در اینکه واقعا این کلمه – که در اشعار جاهلی آمده- به معنای عنکبوت باشد تردید کردهاند.
▪️به لحاظ ریشه لغوی هم تحلیل خاصی از این ماده وجود ندارد؛ حداکثر این است که گفتهاند اصل این ماده دلالت دارد بر «هر آنچه که انسان بتواند مالک آن شود اعم از پول و دام و … » ویا «ماده پول و هزینهای که در معامله استفاده میشود و از خرید و فروش یا ارث یا اجرت عمل به دست میآید.».
▪️ابن اثیر بر این باور است که مال در اصل بر آنچه انسان از طلا و نقره مالک میشد اطلاق میگردید و سپس بر هرچیزی که به دست آورد و مالک شود؛ و در عرب عمدتا بر شتر اطلاق میشده زیرا اکثر اموال آنان شتر بوده است؛ و عسکری هم در موافقت با وی بیان میدارد که غالبا وقتی کلمه «مال» را به کار میبرند مقصودشان چهارپایانی است که در ملکیت دارند و برای طلا و نقره (پول) عموما از کلمه «نقد» (جمع آن: نقود) استفاده میکنند. اما در کاربردهای قرآنی می دانیم که این کلمه عموما همین معنای عام مد نظر است، نه خصوص احشام؛ مثلا: «وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَريقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ» (بقره/۱۸۸)، «إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ ناراً» (نساء/۱۰)، «وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ» (روم/۳۹).
🔸در تفاوت «مال» و «ملک» هم گفتهاند در ملک خود تسلط و استقرار چیزی در دست انسان لحاظ میشود؛ اما در مال ارزش و قیمت آن مورد توجه است؛ از این رو میگویند این اشیاء اموالند و مالیت دارند بدون اینکه مالک خاصی داشته باشند؛و از آن سو میگویند سلطان مالک امور مردم و مملکت است و یا فلانی مالک خویشتن است در حالی که درباره امور و خویشتن تعبیر «مال» به کار نمیرود.
از این ماده، فعل «مالَ» و «تموّلَ» درست شده که به معنای صاحب مال شدن است و اگر کسی دیگری را صاحب مال کند از تعبیر «موّل» استفاده میشود که «تمویل» (بخشیدن مال به کسی و کسی را دارای اموال کردن) به «تخویل» نزدیک است؛ تفاوت این دو در آن است که ماده «خول» در اصل به معنای متعهد شدن نسبت به چیزی بوده است؛ که این ماده بیشتر برای چوپانی کردن استفاده میشده و بدین مناسبت کلمه «خَوَل» به معنای حیوانات یا کسانی (همانند برده و کنیز) است که تحت سرپرستی و مراقبت شخص هستند؛ و بدین مناسبت فعل «خوّل» (انعام/۹۴) به معنای «اعطاء خَوَل» و اعطای چیزی که نگهداری آن نیاز به مراقبت از آن دارد به کار رفته است و کمکم در مورد هرگونه «اعطاء» و «تملیک»ی استفاده شده است؛ گویی هرچیزی که به ملک شخص درمیآید نیازمند مراقبت است؛ اما «تمویل» صرفا دادن مال به کسی و وی را صاحب مال کردن استفاده میشود.
▪️البته در قرآن کریم ماده «مول» فقط به صورت اسم (مفرد: مال؛ یا جمع: اموال) به کار رفته است و برای اشاره به یا دادن مال به کسی ویا صاحب مال شدن از کلماتی همچون ایتاء (آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ، نساء/۲؛ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذي آتاكُم، نور/۳۳) و انفاق (الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُم؛ بقره/۲۶۵) و تخویل (تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُم؛ انعام/۹۴) و جمع (الَّذي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ؛ همزه/۲) و اقتراف (أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها؛ توبه/۲۴) و … استفاده شده است.
🔖جلسه ۱۰۸۱ https://yekaye.ir/al-hujurat-49-15-1/
@yekaye
🔹اختلاف قرائت
▪️در قراءات مشهور به همین صورت مشدد «عَدَّدَهُ» قرائت شده است؛ که به معنای شمارش کردن است
▪️اما در برخی از قراءات اربعةعشر (حسن) و برخی قراءات غیرمشهور (روایتی از کسائی و قراءات کلبی و نصر بن عاصم و ابوالعالیة و ابوعبدالرحمن سلمی و ابن یعمر) به صورت غیرمشدد (عَدَدَهُ) قرائت شده است؛ که به معنای عددش را ضبط و ثبت کردن است
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص۵۷۶
@yekaye
🔹اختلاف قرائت
▪️در قراءات مکه (ابن كثير) و مدینه (نافع) و بصره (ابوعمرو) و برخی قراءات کوفه (عاصم) و برخی از قراء عشر (یعقوب) و اربعه عشر (حسن) و قراءات غیرمشهور (شیبة و نصر بن عاصم و ابوالعالیة) به صورت قعل ثلاثی مجرد (جَمَعَ) قرائت شده است
▪️اما در قراءات شام (ابن عامر) و برخی دیگر از قراء کوفی (حمزه و کسائی) و برخی قراء عشر (ابوجعفر و خلف) و اربعـ عشر (حسن و اعمش) و برخی قراءات غیرمشهور (ابن وثاب و نصر بن عاصم و ابوالعالیة) به صورت فعل ثلاثی مزید باب تفعیل (جَمَّعَ) قرائت کرده اند.
🔹در تفاوت این دو گفتهاند که وقتی به صورت ثلاثی مجرد میآید صرفا بر کثرت گردآوری اموال دلالت دارد؛ اما وقتی به صورت « جَمَّعَ» به کار میرود یا بر اینکه اموالش را از اینجا و آنجا جمع می کند دلالت دارد یا بر اینکه پیاپی به جمع اموال اهتمام میورزد
📚معجم القراءات، ج۱۰، ص۵۷۵-۵۷۶؛ مجمع البيان، ج10، ص816
@yekaye