☀️۱۵) الف. مردی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و پرسید: «من زن خویش را در یک مجلس، سهبار طلاق دادم».
فرمودند: اهمیّتی ندارد. سپس فرمودند: مگر کتاب خداوند تعالی را نمیخوانی که میفرماید: «ای پیامبر! هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید؛ نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند، مگر اینکه بیشرمی آشکاری انجام دهند»؟ سپس میفرماید: «چه میدانی، بلکه خداوند بعد از آن امری پدید آورد.»
سپس فرمودند: «هر آنچه که با قرآن و سنّت مخالفت داشته باشد، به قرآن و سنّت بازگردانده خواهد شد».
📚قرب الإسناد، ص61
☀️ب) کلبی گوید: ... به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: حکم مردی که به زنش گفت: تو را به عدد ستارههای آسمان طلاق دادم؛ چیست؟
فرمود: «مگر سورهی طلاق را نخواندهای»؟
گفتم: «چرا».
فرمود: «بخوان»!
خواندم: تا به عبارت «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» رسیدم.
فرمود: «در این آیه ستارههای آسمان هم هست»؟
گفتم: «نه». سپس عرض کردم: «آقا مردی که به زنش بگوید تو را سهبار طلاق دادم چگونه است»؟
فرمود: «به کتاب خدا و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگشت داده میشود».
سپس فرمود: «طلاق صحیح نیست مگر در ایّام پاکی زن درصورتیکه با او همبستر نشده باشد با دو شاهد عادل».
با خود گفتم: یک بار. [یعنی و در یک مجلس فقط یک طلاق جاری میشود].
📚الكافي، ج1، ص350
☀️ج) سعید اعرج میگوید:
شنیدم که امام صادق ع فرمود: ابن عمر زنش را در حالی که در حیض بود سهبار طلاق داد؛ عمر این را از رسول الله ص سوال کرد؛ ایشان دستور داد که رجوع کند.
گفتم: مردم میگویند او زنش را در حالی که در حیض بود یک بار طلاق داد.
فرمود: پس برای چه رسول الله [رجوع کردن وی را] درخواست کرد اگر که خودش همچنان اختیار رجوعش را داشت؟ دروغ میگویند؛ بلکه او را سه طلاقه کرد و رسول الله ص دستور داد که رجوع کند و سپس فرمود [وقتی مراحل مقدمات عده را طی کرده] اگر خواستی طلاق بده و اگر خواستی وی را نگهدار.
📚الكافي، ج6، ص59
✅تبصره
در حدیث دیگری امام صادق ع مطلب را این طور توضیح میدهند که: اگر او یک طلاق داده بود، خواه در حیض بود یا نبود، به هر حال خودش اختیار رجوع داشت (الكافي، ج6، ص61)؛ یعنی چون وی فکر میکرد اختیار رجوع ندارد پیامبر ص به او دستور رجوع داد؛ و این زمانی معنیدار است که وی سهطلاقه کرده باشد.
و جالب است که در گفتگویی که بین امام باقر ع و نافع، غلام ابن عمر، درگرفته، و نافع ادعا می کرده که وی فقط یک طلاق داده، حضرت صریحا میگوید من خودم از ابن عمر این را شنیدم که چون من وی را سهطلاقه کردم پیامبر آن دستور را داد؛ و تو و امثال تو دارید به ابن عمر دروغ میبندید (الكافي، ج6، ص61).
مرحوم فیض هم در توضیح حدیث میفرماید: چون مخالفان اهل بیت طرفدار این بودند که در یک مجلس میشود سهطلاقه کرد و در این صورت دیگر رجوع امکان ندارد و از آن سو هم معلوم بود که پیامبر در آن واقعه به ابن عمر دستور رجوع داده بود، حکایت را تحریف کرده و میگفتند وی فقط یک طلاق داده بود و لذا پیامبر ص دستور به رجوع داد (الوافي، ج23، ص: 1009).
سند و متن احادیث فوق:
https://eitaa.com/yekaye/12971
@yekaye
سند و متن احادیث شماره ۱۵
☀️الف. حَدَّثَنِي السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام ... قَالَ صَفْوَانُ:
وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَ جَاءَ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ: إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي ثَلَاثاً فِي مَجْلِسٍ.
فَقَالَ: «لَيْسَ بِشَيْءٍ. ثُمَّ قَالَ: أَمَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» ثُمَّ قَالَ: «لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً.»
ثُمَّ قَالَ: كُلُّ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ السُّنَّةَ فَهُوَ يُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ.
📚قرب الإسناد، ص61
☀️ب. الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ أَخْبَرَنِي سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ أَخْبَرَنِي الْكَلْبِيُّ النَّسَّابَةُ قَالَ: دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ ... ُ فَقَالَ ائْتِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع ...
فَقُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاء؟
فَقَالَ: وَيْحَكَ أَ مَا تَقْرَأُ سُورَةَ الطَّلَاقِ؟
قُلْتُ: بَلَى.
قَالَ: فَاقْرَأْ.
فَقَرَأْتُ «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ».
قَالَ: أَ تَرَى هَاهُنَا نُجُومَ السَّمَاءِ؟
قُلْتُ: لَا. قُلْتُ: فَرَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ ثَلَاثاً؟
قَالَ: تُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ ص. ثُمَّ قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَيْنِ مَقْبُولَيْنِ.
فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: وَاحِدَةٌ.
📚الكافي، ج1، ص350
☀️ج. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
طَلَّقَ ابْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِيَ حَائِضٌ فَسَأَلَ عُمَرُ رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَمَرَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا.
فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّمَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً وَ هِيَ حَائِضٌ.
فَقَالَ: فَلِأَيِّ شَيْءٍ سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص إِذَا كَانَ هُوَ أَمْلَكَ بِرَجْعَتِهَا كَذَبُوا وَ لَكِنَّهُ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُرَاجِعَهَا؛ ثُمَّ قَالَ: إِنْ شِئْتَ فَطَلِّقْ وَ إِنْ شِئْتَ فَأَمْسِكْ.
📚الكافي، ج6، ص59
@yekaye
☀️۱۶) روایات ناظر به این مطلب که سهطلاقه کردن در یک مجلس در زمان رسول الله ص و ابوبکر مردود بود؛ و عمر بود که اول بار بنا را بر این گذاشت که سهطلاقه بودن در یک مجلس را امضا کند، بقدری در منابع اهل سنت فراوان است که مسلم در صحیح خود، وقتی بابی با عنوان «باب طَلَاقِ الثَّلَاثِ» باز میکند تمام روایاتی که میآورد بیان همین است که این مطلب از زمان عمر شروع شد و قبلش نبوده است:
☀️الف. ابن عباس گفته است: طلاق در عهد رسول الله ص و ابوبکر و دو سال اول خلافت عمر، سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب میشد. عمر بن خطاب گفت: مردم در عرصهای که برایش مهلت قرار داده شده است عجله دارند [که آن مهلت را بسوزانند]. پس بهتر است این را برایشان امضا و قطعی کنیم [که تنبیه شوند]. و بدین ترتیب به طلاقه بودن در یک مجلس را امضا کرد.
☀️ب. ابوالصهباء می گوید: به ابن عباس گفتم: آیا خبر داری که در زمان رسول الله ص و ابوبکر و سه سال از خلافت عمر، سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب میشد.
ابن عباس گفت: بله.
☀️ج. طاووس روایت کرده که ابوالصهباء به ابن عباس گفت: آن اطلاعاتی را که داری رو کن! آیا در زمان رسول الله ص و ابوبکر سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب نمیشد؟
ابن عباس گفت: همین طور بود. اما در زمانه عمر بود که مردم این رویه را زیاد کردند و عمر این را بر ایشان مجاز کرد.
📚صحيح مسلم، ج2، ص1099
☀️الف. حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَمُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ. (وَاللَّفْظُ لِابْنِ رَافِعٍ) (قَالَ إِسْحَاق: أَخْبَرَنَا. وَقَالَ ابْنُ رَافِعٍ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرزاق). أخبرنا معمر عن ابن طاوس، عن أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ. قَالَ:
كَانَ الطَّلَاقُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَأَبِي بَكْرٍ وَسَنَتَيْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ، طَلَاقُ الثَّلَاثِ وَاحِدَةً. فقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: إِنَّ النَّاسَ قَدِ اسْتَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ قَدْ كَانَتْ لَهُمْ فِيهِ أَنَاةٌ. فَلَوْ أَمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ! فأمضاه عليهم.»
☀️ب. حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ. أَخْبَرَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ. أَخْبَرَنا ابْنُ جُرَيْجٍ. ح وحدثنا ابْنُ رَافِعٍ (وَاللَّفْظُ لَهُ). حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ. أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيْجٍ. أَخْبَرَنِي ابْنُ طَاوُسٍ عَنْ أَبِيهِ؛
أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: أَتَعْلَمُ أَنَّمَا كَانَتِ الثَّلَاثُ تُجْعَلُ وَاحِدَةً عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ ص وَأَبِي بَكْرٍ، وَثَلَاثًا مِنْ إِمَارَةِ عُمَرَ؟
فقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: نعم.
☀️ج. وحدثنا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ. أَخْبَرَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَيُّوبَ السَّخْتِيَانِيِّ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْسَرَةَ، عَنْ طَاوُسٍ؛
أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: هَاتِ مِنْ هَنَاتِكَ. أَلَمْ يَكُنِ الطَّلَاقُ الثَّلَاثُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَأَبِي بَكْرٍ وَاحِدَةً؟
فقَالَ: قَدْ كَانَ ذَلِكَ. فَلَمَّا كَانَ فِي عَهْدِ عُمَرَ تَتَايَعَ النَّاسُ في الطلاق. فأجازه عليهم.»
@yekaye
🔹احادیث دیگری در کتب شیعه که اصرار دارد انحرافات پیش آمده در امر طلاق را به کتاب الله برگرداند:
☀️۱۷) محمد بن ابی نصر میگوید: از امام کاظم ع سوال کردم درباره مردی که زنش را طلاق داد بعد از اینکه همبستر شدند با حضور دو شاهد عادل.
فرمودند: این طلاق جاری نیست.
گفتم: فدایت شوم! طلاق بر اساس سنت چگونه است؟
فرمود: وقتی که وی از حیض پاک شد پیش از اینکه با هم همبستر شوند در حضور دو شاهد عادل طلاقش دهد همان طور که خداوند عز و جل در کتابش فرمود؛ پس اگر با کتاب الله مخالفت کند به کتاب الله برگردانده شود.
گفتم: اگر طلاق دهد در حالت پاکیای که نزدیکیای رخ نداده، با یک شاهد مرد و دو شاهد زن چطور؟
فرمود: شهادت زنان در طلاق جایز نیست؛ و این در حالی است که شهادت آنها همراه با غیرآنها حتی در خصوص خون [= قصاص مربوط به قتل] قبول است اگر که حاضر و شاهد بودهاند.
گفتم: اگر شاهد طلاق دو مرد ناصبی باشند، آیا طلاق جاری میشود؟
فرمود: کسی که بر فطرتش زاده میشود شهادتش بر طلاق قبول است بعد از اینکه وی به خوبی [= عدالت] شناخته شود.
📚الكافي، ج6، ص67-68
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِيَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَيْنِ؟
فَقَالَ: لَيْسَ هَذَا بِطَلَاقٍ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ طَلَاقُ السُّنَّةِ؟
فَقَالَ يُطَلِّقُهَا إِذَا طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا قَبْلَ أَنْ يَغْشَاهَا بِشَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ، فَإِنْ خَالَفَ ذَلِكَ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
فَقُلْتُ لَهُ فَإِنْ طَلَّقَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدٍ وَ امْرَأَتَيْنِ؟
فَقَالَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الطَّلَاقِ وَ قَدْ تَجُوزُ شَهَادَتُهُنَّ مَعَ غَيْرِهِنَّ فِي الدَّمِ إِذَا حَضَرَتْهُ.
فَقُلْتُ: فَإِنْ أَشْهَدَ رَجُلَيْنِ نَاصِبِيَّيْنِ عَلَى الطَّلَاقِ أَ يَكُونُ طَلَاقاً؟
فَقَالَ مَنْ وُلِدَ عَلَى الْفِطْرَةِ أُجِيزَتْ شَهَادَتُهُ عَلَى الطَّلَاقِ بَعْدَ أَنْ تَعْرِفَ مِنْهُ خَيْراً.
@yekaye
☀️۱۸) مفضل گفتگویی طولانی با امام صادق ع دارد که در فرازی از آن، بحث به موضوع متعه (ازدواج موقت) کشیده میشود؛ و حضرت در مقام توضیح آن، به تفاوتهای آن با ازدواج دائم میپردازند. در فرازی از آن گفتگو آمده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
خداوند طلاق را برای زنان شوهردار مجاز ندانسته مگر با دو شاهد عادل مسلمان؛ و دربارهی سایر شهادتها در خصوص اموال و املاک و خون [قتل] و نوامیس فرموده: «و دو نفر از مردان [عادل] خود را [بر این حقّ] شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند» (بقره/۲۸۲). ولی مساله طلاق [به گونهای متفاوت] تبیین کرد و فرمود: «ای پیامبر! هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید» (طلاق/۱) و اگر قرار بود زن با سه طلاق که یکجا با یک کلمه یا بیشتر طلاق داده شود [سهطلاقه شود] دیگر نمیفرمود «و عِدّه را بشمارید و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید» تا آنجا که فرمود: «آن حد و مرزهای خداوند است و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است. چه میدانی، چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد. پس هنگامی که زمانشان بسر رسید پس آنان را بشایستگی نگه دارید یا بشایستگی رها کنید و دو شاهد از خودتان بر آنها بگیرید و شهادت را برای خدا اقامه کنید؛ اين است اندرزى كه به آن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارد، داده مىشود» (طلاق/۱-۲). و اینکه فرمود «چه میدانی، چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد» اشاره به [برطرف شدن] آن امر ناخوشایندی دارد که بین زوجین حاصل میشود؛ پس طلاق اول جاری میشود با شهادت دو شخص عادل و نگه داشتن زمان طلاق دادن، که همان پایان عادت ماهیانه است و عادت ماهیانه همان حیض است. و طلاق مستقر میشود هنگامیکه خون حیض از سرخی و زردی گذشته و [دستمال] سفید شود. و برای وقوع طلاق دوم و سوم باید دوباره این فرایند طی شود و «آنچه خداوند شاید پدید آورد» مربوط به این فاصله است و آن [برطرف کردن] چیزی است که آن دو ناخوشایند میداشتند.
📚الهداية الكبرى، ص422؛ بحار الأنوار، ج53، ص26؛ رياض الأبرار، ج3، ص233؛ مستدرك الوسائل، ج14، ص475
@yekaye
سند و متن حدیث فوق:
https://eitaa.com/yekaye/12977
☀️سند و متن حدیث شماره ۱۸
قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ حَمْدَانَ الْخُصَيْبِيٌّ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيَّانِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ عَنِ ابْنِ الْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ سَيِّدِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، ...
قال: ... وَ جُعِلَ الطَّلَاقُ فِي النِّسَاءِ الْمُزَوَّجَاتِ غَيْرَ جَائِزٍ إِلَّا بِشَاهِدَيْنِ ذَوَيْ عَدْلٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ قَالَ فِي سَائِرِ الشَّهَادَاتِ عَلَى الدِّمَاءِ وَ الْفُرُوجِ وَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَمْلَاكِ: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداء؛ وَ بَيَّنَ الطَّلَاقَ عَزَّ ذِكْرُهُ فَقَالَ تَعَالَى: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ» وَ لَوْ كَانَتِ الْمُطَلَّقَةُ تَبِينُ بِثَلَاثِ تَطْلِيقَاتٍ يَجْمَعُهَا كَلِمَةٌ وَاحِدَةٌ وَ أَكْثَرُ مِنْهَا وَ أَقَلُّ لمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ» إِلَى قَوْلِهِ «وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً؛ فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» هُوَ نُكْرٌ يَقَعُ بَيْنَ الزَّوْجِ وَ الزَّوْجَةِ فَتُطَلَّقُ التَّطْلِيقَةَ الْأُولَى بِشَهَادَةِ ذَوَيْ عَدْلٍ وَ حَرَّرَ وَقْتَ التَّطْلِيقِ وَ هُوَ آخِرُ الْقُرُوءِ وَ الْقُرُوءُ هُوَ الْحَيْضُ وَ الطَّلَاقُ يَجِبُ عِنْدَ آخِرِ النُّطْفَةِ تَنْزِلُ بَيْضَاءَ بَعْدَ الْحُمْرَةِ وَ الصُّفْرَةُ أَوَّلُ التَّطْلِيقَةِ الثَّانِيَةِ وَ الثَّالِثَةِ وَ مَا يُحْدِثُ اللَّهُ بَيْنَهُمَا عَطْفاً وَ ذَلِكَ مَا كَرِهَاه.
📚الهداية الكبرى، ص422؛ بحار الأنوار، ج53، ص26؛ رياض الأبرار، ج3، ص233؛ مستدرك الوسائل، ج14، ص475
@yekaye
☀️۱۹) الف. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:
مردم در مساله طلاق جز با شمشیر به راه نمیآیند؛ و اگر حکومت به من میرسید آنان را به کتاب الله برمیگرداندم.
☀️ب. شبیه همین مطلب با سند دیگر از امام صادق ع روایت شده است.
☀️ج. همچنین از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
اگر حکومت بر مردم را در دست داشتم آنها را آگاه میکردم که چگونه سزاوار است که طلاق دهند؛ سپس هیچ کسی که مخالفت کرده باشد نزدم نمیآوردند مگر اینکه پشتش را [با تازیانه] می نواختم؛ و کسی که بر غیر سنت طلاق دهد، باید علی رغم خودش به کتاب الله برگردانده شود.
☀️د. از امام صادق ع و از امام کاظم ع روایت شده که فرمودهاند:
اگر حکومت بر مردم را به دست می گرفتم آنها را به [شیوه صحیح] طلاق آگاه میکردم؛ سپس هیچ کسی را که مخالفت کرده باشد نزدم نمیآوردند مگر اینکه او را تنبیه میکردم.
📚الكافي، ج6، ص56-۵۷
☀️الف.حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُذَيْفَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عَطَاءِ بْنِ وَشِيكَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
لَا يَصْلُحُ النَّاسُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّيْفِ وَ لَوْ وَلِيتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ فِيهِ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
☀️ب. قَالَ وَ حَدَّثَنِي بِهَذَا الْحَدِيثِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ أَوْهَمَهُ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع.
☀️ج. وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
لَوْ وَلِيتُ النَّاسَ لَأَعْلَمْتُهُمْ كَيْفَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُطَلِّقُوا ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِرَجُلٍ قَدْ خَالَفَ إِلَّا وَ أَوْجَعْتُ ظَهْرَهُ وَ مَنْ طَلَّقَ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.
☀️د. قَالَ أَحْمَدُ وَ ذَكَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع، وَ مُحَمَّدُ بْنُ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع أَنَّهُ قَالَ:
لَوْ وَلِيتُ أَمْرَ النَّاسِ لَعَلَّمْتُهُمُ الطَّلَاقَ ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِأَحَدٍ خَالَفَ إِلَّا أَوْجَعْتُهُ ضَرْباً.
@yekaye
☀️۲۰) از امام باقر (علیه السلام) دربارهی زنی سوال شد که از شخصی شنید که شوهرش او را طلاق داده است ولی شوهرش [طلاق] را انکار کرد، که آیا آن زن همچنان نزد آن مرد زندگی کند؟
فرمودند: «بله؛ چون طلاقی که بدون حضور شاهدان باشد، طلاق نیست، و طلاقِ غیرِ عدّی [یعنی طلاقی که قوانین محاسبه عده در آن رعایت نشود] طلاق نیست؛ و آن مرد هم حق نداشته که چنین کند و آن زن را طلاق دهد بدون حضور شاهدان و به غیر از عدّهای که خداوند عزّوجلّ به آن (عدّه) دستور داده است».
📚الكافي، ج6، ص59
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:
أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةٍ سَمِعَتْ أَنَّ رَجُلًا طَلَّقَهَا وَ جَحَدَ ذَلِكَ، أَ تُقِيمُ مَعَهُ؟
قَالَ: نَعَمْ؛ فَإِنَّ طَلَاقَهُ بِغَيْرِ شُهُودٍ لَيْسَ بِطَلَاقٍ، وَ الطَّلَاقُ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ لَيْسَ بِطَلَاقٍ. وَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَفْعَلَ فَيُطَلِّقَهَا بِغَيْرِ شُهُودٍ وَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا.
@yekaye