eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 1️⃣ «يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ ...» این سوره با خطاب به پیامبر ص آغاز می‌شود ولی واضح است که مخاطب اصلی، نه پیامبر ص، که عموم مسلمانان است، این خطاب از باب این است که به در می‌گویم تا دیوار بشنود (حدیث۱)؛ هرچند برخی هم گفته‌اند که علت اینکه پیامبر را مخاطب قرار داده این است که او سرور قوم خویش است و وقتی حکمی شامل حال او بشود بقیه به طریق اولی باید آن را رعایت کنند (حسن، به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص456 ). ▪️شاهد بر قول اول این است که بلافاصله تمام توضیحات و امر و نهی‌هایی که شده با صیغه جمع برای مخاطب به کار رفته است: «طَلَّقْتُمُ ... فَطَلِّقُوهُنَّ... أَحْصُوا ... وَاتَّقُوا ... رَبَّكُمْ ... لَاتُخْرِجُوهُنَّ». ▪️و شاهد بر قول دوم اینکه، این حکم حکمی است که علاوه بر امت، شامل خود پیامبر ص هم می‌شود؛ یعنی اگر ایشان می‌خواست طلاق دهد همین رویه را باید رعایت می‌کرد. @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 2️⃣ «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا» این آیات، که مدتی بعد از آیات طلاق سوره بقره نازل شده است، در مقام بیان مسأله عِدّه نگه داشتن زن است؛ که اصرار دارد که اگر طلاق می‌دهید خیلی جدی و با رعایت تقوای کامل در پیشگاه الهی باید حساب عده را نگه دارید و در زمان عده نه مرد حق دارد زن را از خانه‌اش بیرون کند و نه زن حق دارد زندگی در این خانه را رها کند و برود، مگر اینکه زن چنان بنای ناسازگاری بگذارد که باقی ماندنش جز صدمه شدید به کیان خانواده ثمره‌ای نداشته باشد (احادیث۲۶-۲۹). سپس آیه تأکیدی شدید دارد بر اینکه این توصیه‌ها نه صرفا یک توصیه اخلاقی فردی، بلکه یک قانون و حد و مرز مهم الهی است؛ و اگر کسی از آن عبور کند، بقدری نفهم و برخطا و گمراه است که در واقع همانند کسی است که به خودش ظلم کند؛ و نهایتا مطلب را با این تعبیر تمام کند که شما از منطقی که موجب این دستورات شده، اطلاع ندارید؛ اما اجمالا بدانید که چه‌بسا خداوند با این توصیه‌ها می‌خواهد کار خاصی رقم بزند و این خانواده رو به زوال را دوباره احیا کند. 💢مسأله عده و لوازم آن، از مسائلی است که بخوبی نشان می‌دهد اصرار اسلام بر حفظ خانواده، مبتنی بر فهمی کاملا خاص از ماهیت خانواده است؛ که قوانین ناظر به زوجین را بر اساس چنان نگرشی تنظیم کرده است که نهاد خانواده بر اساس مولفه‌هایی کاملا متفاوت با نهادهای اجتماعی به بقای خود ادامه دهد. 📝نکته تخصصی ماهیت و ذات خانواده، تفاوتی اساسی با سایر نهادها و تشکیلات و سازمان‌های اجتماعی دارد؛ و از این رو، برخلاف تلقی مدرن - که مسائل مربوط به انسان را به دو حوزه مسائل فردی و اجتماعی تقسیم می‌کند و مباحث مربوط به خانواده را یا ذیل رویکردهای فردی (مثلا: روانشناسی خانواده) و یا رویکردهای کاملا اجتماعی (مثلا جامعه‌شناسی خانواده) قرار می‌دهد و برای خانواده استقلال خاصی قائل نیست- در نگاهی که ریشه در فهم اسلامی از انسان دارد، مسلمانان -که مباحث مربوط به زندگی انسانی را که در حکمت عملی بحث می‌کردند- حکمت عملی را به سه شاخه اخلاق (ناظر به فرد)، تدبیر منزل (ناظر به خانواده) و سیاست مدن (ناظر به جامعه) تقسیم می‌نمودند و عملا خانواده‌شناسی را مستقل از دو حوزه مسائل فردی و اجتماعی قرار می‌دادند. 💢اما چگونه بحث «عِدّه نگه داشتن زن» چنین دلالتی دارد؟ مساله این است که در شرکت‌ها، سازمان‌ها و واحد‌های اجتماعی، آن شرکت یا سازمان دو حالت بیشتر ندارد: یا برقرار است یا افراد از ادامه دادن بقای آن صرف نظر می‌کنند و به محض اینکه توافق می‌کنند که از هم جدا شوند، با جدا شدنشان آن شرکت یا سازمان موجودیت خود را بتمامه از دست می‌دهد. در واقع، سازمان‌ها و شرکت‌ها حد وسطی ندارند: ‌یا هستند یا نیستند؛ همان گونه که حیات فردی هم حد وسطی ندارد: شخص یا زنده است یا مرده. @yekaye 👇ادامه مطلب👉
ادامه نکته تخصصی (تدبر۲) اما خانواده وقتی قرار است پایان یابد و زوجین از هم جدا شوند، تا مدتی (زمان عِدّه نگه داشتن زن) در یک حالت تعلیق قرار می‌گیرد؛ درست است که مرد زنش را طلاق داده است و علی‌القاعده باید بقای خانواده را تمام شده دانست؛ اما با مسأله عده، این زندگی مشترک تا مدتی در حالتی قرار می‌گیرد که نه کاملا از هم جدا می‌شوند، ونه کاملا زن و شوهرند: صیغه طلاق با شرط و شروطش جاری شده و شاهدان هم بر آن شهادت داده‌اند، در عین حال، نه تنها مرد موظف است که زن را همانند گذشته در همان خانه‌ای که با هم زندگی می‌کردند نگهدارد و هزینه‌های مسکن و نفقه وی را متکفل شود، بلکه زن هم همانند گذشته حق ندارد خانه و زندگی خود را رها کند و از این منزل برود. جالبتر نحوه روابط جنسی بین آنهاست: از سویی، از ظاهر کلام بسیاری از فقها چنین برمی‌آید که با اجرای صیغه طلاق، زن همانند سایر زنان بیگانه به شوهرش نامحرم می‌شود و باید حداقلی از پوشش شرعی خود را در برابر وی حفظ کند*، از سوی دیگر به او اجازه داده‌اند - بلکه به طور ضمنی توصیه کرده‌اند – که خود را در برابر وی بیاراید و زینت کند، و در واقع، به نحوی برای جذب جنسی شوهرش اندکی خودنمایی کند، تا بلکه دوباره تمایل شوهرش را به ادامه دادن زندگی مشترک جلب نماید (احادیث۳۵ و ۳۶ ناظر به فراز «لعل الله یحدث بعد ذلک امرا»)؛ و با اینکه توجه به- و بلکه هرگونه ارتباط جنسی با - نامحرم در حالت عادی حرام است، اما مرد در ایام عده، هر لحظه که بخواهد می‌تواند به این زن چنین توجهی کند و این توجه به مثابه رجوع و بازگشت وی از طلاق قلمداد می‌شود و بدون اینکه نیاز به عقد جدیدی باشد، دوباره اینها زن و شوهر شده و بدون هیچ تشریفاتی حتی می‌توانند همبستر شوند! 💢پس کارکرد پدیده عدّه در اسلام، با توجه به احکامی که پیرامون آن هست، صرفا برای این نیست که پدر فرزند معلوم باشد؛ بلکه عملا یک مکانیسمی را رقم می‌زند که از خانواده - که ماهیتی متفاوت با سایر سازمان‌های اجتماعی دارد – حمایت کند؛ و برای آن زندگی‌ای که به طلاق انجامیده، اگر امکان ازسرگیری‌اش وجود دارد، این امکان به فعلیت برساند. ✳️* پی‌نوشت: 🔸درباره اینکه آیا زنی که به طلاق رجعی طلاق داده شده، آيا در دوره عده، نسبت به شوهرش نامحرم می‌شود یا فقط نزدیکی کردن با وی حرام است و یا محرمیتی در حد خواهر و برادر دارد نه بیشتر، در فقها سخن صریحی نیافتیم اما احتمالا سه قول در کار باشد: ▪️۱) برخی با توجه به اینکه اقتضای اولیه عده نگه داشتن، اجتناب از هرگونه تمتع جنسی است (تكملة العروة الوثقى، ج‌1، ص105-106‌) و مقصود از رجعی بودن، صرفا جواز رجوع است، نه بقای زوجیت (مسالك الأفهام، ج‌9، ص185-186‌) و با توجه به اینکه تمامی فقهای شیعه و برخی فقهای سنی، رجوع را، نه فقط با سخن، بلکه با فعل هم جاری دانسته‌اند (الحدائق الناضرة، ج‌25، ص357‌)و رفتارهایی مانند بوسیدن یا لمس کردن (ولو بدون قصد شهوت) را علامت رجوع قلمداد کرده‌اند (جواهر الكلام، ج‌32، ص180‌-181)، خصوصا که در احادیث، گذاشتن روسری توسط فرد لال بر سر زن خویش را نشانه اعلام طلاق وی دانسته، احتمالا زن و مرد را به هم نامحرم بدانند. ▪️۲) با توجه به اینکه فقها رجوع از طریق افعال را انجام هرگونه عملی می‌دانند که مرد در قبال همسرش انجام می‌دهد، ممکن است در میان فقهای فوق، کسانی که تعابیرشان ظهور در این دارد که افعال فوق، فقط در صورتی که با قصد شهوت باشد رجوع است (إرشاد الأذهان، ج‌2، ص26‌؛ اللمعة، ص195) ویا تصریح دارند که اگر بوسیدن و لمس با قصد شهوت، با اصرار بر عدم رجوع انجام شده باشد فعل حرامی رخ داده (الحدائق الناضرة، ج‌25، ص358‌) چه‌بسا محرمیتی در حد محرمیت خواهر و برادر بین آنها قبول کنند. ▪️۳) کسانی که بر اینکه «زن مطلقه رجعی»، «زوجه» شوهرش است اصرار دارند و معتقدند تنها بعد از پایان عده، جدایی واقعی [و لذا احکام قطعی طلاق] حاصل می‌شود (موسوعة الإمام الخوئي؛ ج‌32، ص178) ویا معتقدند هنوز عصمت بین زن و شوهر منقطع نگردیده چرا که در احادیث توصیه به آرایش زن در این ایام در برابر شوهر شده، ویا مرد بدون اجازه گرفتن از زن، اجازه ورود به اتاق وی را دارد (تكملة العروة الوثقى، ج‌1، ص1۱۴)، احتمالا بگویند در ایام عده، همچون زوجین به هم محرمند و تمام احکام زوجیت غیر از مواردی که به طور خاص استثناء ‌شده [= جماع] جایز است. 💢مطلب داخل متن بر اساس مبنای اول و دوم، نوشته شد، و واضح است که درمسائل اختلافی هرکس باید به فتوای مرجع تقلید خود رجوع کند. در حدی که جستجو شد فقط نظر آیت الله مکارم یافت شد که: زوجین در زمان عده، در حکم محرم هستند (هرچند از بیان ایشان معلوم نیست که از قسم دوم یا سوم)؛ و از فرمایشات آیت الله بهجت هم چنین به نظر می‌رسد که ایشان آن دو را نامحرم می‌دانند (جامع المسائل (ج‌4، ص175‌). @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 3️⃣ «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا» عموم مفسران شیعه و سنی توضیح داده‌اند که مقصود از تعبیر «طَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» یعنی آنها را در زمان عده‌شان طلاق دهید. 📝نکته تخصصی: توضیحی درباره شرایط طلاق و اقتضاءات آن در آیه طلاق در زمان عده یعنی باید صیغه طلاق در زمانی جاری شود که زن در حالت پاک بودنی باشد که در آن پاک بودن، نزدیکی‌ای بین وی و شوهرش رخ نداده باشد: 💢پس، این حکم ناظر به زنی است که: ▪️اولا عادت ماهیانه دارد (از این رو، دختربچه‌ای که هنوز به سن عادت ماهیانه نرسیده یا زن یائسه از این بحث بیرون است و در تدبر ۴ توضیح داده خواهد شد)؛ و ▪️ثانیا قبلا توسط این شوهر با وی نزدیکی‌ای رخ داده باشد، چرا که در جای دیگر فرمود اگر کسی بخواهد زنی را که با وی نزدیکی نکرده طلاق دهد، نیاز نیست عده نگه دارد: «إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها» (احزاب/۴۹). 💢برای چنین زنی اجرای طلاق در سه حالت منع شده است: ▪️یکی اینکه او در حالت حیض باشد؛ ▪️دوم اینکه در همان طهارتی باشد که نزدیکی‌ای با او رخ داده است. ▪️سوم (با توجه به اینکه می‌دانیم در جایی که زن سه بار طلاق داده شود دیگر مرد حق رجوع برای مرد و حق باقی ماندن نزد مرد برای زن منتفی است)، از اینکه باید بعد از طلاق عده نگه دارد، و در زمان عده مرد حق رجوع دارد و حق اخراج زن را ندارد، معلوم می‌شود که سه‌طلاقه کردن در یک مجلس جایز نیست. 💢در میان شیعه و سنی تا این مقدار اختلافی نیست؛ اختلافی که هست در این است که: ▪️اولا اگر زن را در حالت حیض یا در همان طهارتی که نزدیکی‌ای با او رخ داده، طلاق داد، آیا فقط کار حرامی مرتکب شده یا اصلا طلاق وی جاری نمی‌شود و همچنان زن و شوهرند یا خیر؟ در این زمینه حنفی‌ها معتقدند که با اینکه کار حرام و بدعتی رخ داده اما طلاق جاری می‌شود ولی شیعه و بقیه اهل سنت بر این باورند که چون بدعت است اصل طلاق جاری نمی‌شود. (جالب اینجاست که چنین فتوایی در میان حنفی‌ها در حالی است که در معتبرترین منابع اهل سنت تصریح شده که پیامبر ص وقتی چنین طلاقی از جانب فرزند عمر رخ داد آن را رد کرد و دستور داد که به زنش رجوع کند، حدیث۱۴) ▪️ثانیا اگر مردی در یک مجلس سه‌طلاقه کرد، اهل سنت با اینکه این را اقدامی حرام می‌دانند، اما معتقدند سه‌طلاقه بودن محقق شده است؛ و چنانکه گذشت خود آنها احادیث معتبر و صریحی دارند که پیامبر ص از این کار منع کرد و عمر بود که آن را امضا کرد (حدیث ۱۶) هرچند احادیث دیگری در کتابهای آنها وارد شده که گویی پیامبر هم زمان خودش اجازه چنین کاری داده است؛ ولی نظر شیعه این است که فقط یک طلاق آن جاری خواهد بود و دوتای بی‌فایده است زیرا در این آیه به صراحت بر وجود عده و شمارش دقیق آن اصرار دارد و اجازه اخراج زن در زمان عده را نمی‌دهد، در حالی که اگر سه‌طلاقه بودن، فقط حرام بود ولی باطل نبود، این تأکید بر عده و نگه داشتن دقیق شماره آن ضرورتی نداشت و می‌دانیم که در حالت سه‌طلاقه، مرد اجازه اخراج زن را دارد؛ به علاوه که تعبیر پایانی آیه، دلالت واضحی دارد که اصلا فلسفه این حکم این بوده که چه‌بسا امر تازه‌ای رخ دهد و شوهر دوباره به زنش رجوع کند (که این نکته اخیر مورد وفاق صحابه و تابعین به عنوان معتبرترین مفسران اهل سنت است؛ ر.ک: الدر المنثور، ج‏6، ص231-232) در حالی که اگر سه‌طلاقه دادن در یک مجلس را بپذیریم دیگر این امر ممکن نخواهد بود (مجمع البيان، ج‏10، ص456-۴۵۹ ). @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 4️⃣ «وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ» ظاهرا دلیل اینکه «عده طلاق را دقیق حساب کنید» این است که در این زمان هم مرد حق رجوع دارد و هم زن حق نفقه و مسکن، و شمارش دقیق آن موجب می‌شود که حق کسی ضایع نشود. زنان از حیث عده داشتن یا نداشتن، و نیز از حیث میزان عده‌شان بر چند قسم هستند که با قرائن دیگر آیه (به‌ویژه تعبیر «لا تخرجوهن ...») واضح می‌شود فقط یک قسم از این زنان در این آیه (که البته رایج‌ترین قسمی است که طلاق در آن رخ می‌دهد) مد نظر بوده و البته برخی از اقسام دیگر در آیات دیگر همین سوره بحث خواهد شد. 📝نکته تخصصی بحث طلاق: اقسام عِدّه در زنان 💢با توجه به اینکه ضابطه اولی بحث عده نگه داشتن، به مساله عادت ماهیانه (حیض دیدن) مربوط می‌شود، زنان در یک تقسیم کلی بر چند قسم‌اند: 🔹(الف) کسانی که عادت ماهیانه دارند (حیض می‌بینند). 🔹کسانی که به نحو طبیعی عادت ماهیانه ندارند (حیض نمی‌بینند) که دو قسم مهم دارد: ▪️(ب) افرادی که قبل از سن حیض هستند و هنوز به بلوغ نرسیده‌اند؛ و ▪️(ج) افرادی که وارد مرحله یائسگی شده‌اند. 🔹افرادی که در سنینی هستند که علی‌القاعده باید عادت ماهیانه داشته باشند (حیض ببینند)، اما ندارند؛ یعنی کسانی که هم‌سن آنها هستند حیض می‌بینند، اما اینها نمی‌بینند؛ که این هم چند حالت دارد: ▪️(د) افرادی که به سن بلوغ رسیده‌اند ولی حیض ندیده‌اند؛ و ▪️(ه) افرادی که به خاطر یک مساله بیرونی (مثلا بیماری یا شیر دادن) حیض نمی‌بینند؛ و ▪️(و) افرادی که مشکوک است که به دوره یائسگی رسیده‌اند یا خیر. 🔹(ز) افراد باردار (که به خاطر اینکه باردارند حیض نمی‌بینند). 💢با این دسته‌بندی، اکنون در خصوص زمان عده افراد مختلف (که در هر مورد دقیق باید شمارش شود) باید گفت: ۱. افرادی که عادت ماهیانه دارند (گروه الف)، باید تا سه بار پاک شدن، عده نگه‌دارند، یعنی به محض اینکه پاکی سوم آنها به اتمام رسید عده آنها تمام می‌شود [مگر اینکه وضعیت‌شان چنان باشد که نتوانند در خصوص سه بار پاک شدن اطمینان حاصل کنند، که به دسته ۲ ملحق می‌شوند]. ۲. افرادی که در سن حیض هستند ولی به خاطر یک مساله بیرونی حیض نمی‌بینند (گروه ه)، عده اینها سه ماه است. ۳. افرادی که به طور قطعی از وضعیت حائضگی عبور کرده‌اند (گروه ج)، «عده» ندارند. ۴. افراد باردار (گروه ز)، زمان عده‌شان تا وضع حمل است. ۵. در مورد افرادی که ممکن است وارد سن حیض بشوند (گروه‌های ب و د) یا ممکن است از وضعیت حائضگی عبور کرده باشند (و)، اختلافی است، که فقها با استدلالهای مختلف آنها را به دسته‌های ۲ یا ۳ ملحق می‌کنند و البته در خصوص افرادی که مشکوک است که به دوره یائسگی رسیده‌اند (گروه و)، برخی مقیاس یائسگی را سن قرار می‌دهند، که اقتضای بحث این است که به دسته ۲ ملحق شوند. ۴. زنی که شوهرش بمیرد در هریک از اقسام فوق [حتی کسی که شوهرش با وی نزدیکی نکرده] باشد باز باید عده وفات نگه دارد، که زمانش چهار ماه است 📚مجمع البيان، ج‏10، ص457-45۸ ؛ الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج‌6، ص۵۷-۶۲ ✅لازم به ذکر است که اقوال فوق معروفترین اقوال در این زمینه می‌باشد؛ وگرنه فقهایی که در هر مورد نظر متفاوتی داشته باشند گاه مشاهده می‌شود. @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 5️⃣«فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا ...» بین دو فراز از آیه که در یکی به شمارش دقیق عده اختصاص دارد و در دیگری به وظیفه طرفین در زمان عده، که هر دو باید در کنار هم بمانند، تعبیر «وَاتَّقُوا اللهَ» را آورد و به همین هم بسنده نکرد بلکه کلمه «رَبَّكُمْ» را هم بدان اضافه کرد. چرا؟ 🌴الف. شاید می‌خواهد تذکر دهد که قوانین الهی همانند قوانین بشری نیست که با مهمترین شرط کاربردی و انضمامی بودن آنها، وجود ضمانت اجرای بیرونی است؛ بلکه کسی که مسلمان است و به این قوانین می‌خواهد ملتزم شود مساله اصلی‌اش خود را در پیشگاه او دیدن و مراعات حضور او را کردن است که بالاترین ضمانت اجرایی است که از درون شخص را کنترل می‌کند. شاید با افزودن تعبیر «ربکم» می‌خواهد این درونی بودن ضمانت اجرا را بیشتر تقویت کند و بگوید این خدایی که قرار است پروای او را داشته باشید همان است که رب و پروردگار شماست و شما در تمام آنات زندگی‌تان تحت احاطه و ربوبیت او هستید و هر کاری که انجام می‌دهید ذیل ربوبیت اوست. یعنی اگر پروای او دارید این نیست که منتی بر سر او دارید؛ او رب شماست و هر کاری که می‌کنید ذیل ربوبیت اوست و اینکه به شما اختیار داده که می‌توانید خلاف دستورات او عمل کنید واقعا شما را از ربوبیت او بیرون نبرده است. 🌴ب. شاید می‌خواهد نشان دهد که رعایت دقیق دستورات الهی در مسأله خانواده، به‌ویژه این وضعیت عده، که طرفین را در یک وضعیت بینابین، نه اتحاد طرفین و نه جدایی، نگه می‌دارد (توضیح در تدبر۱)، جز با تقوا حاصل نمی‌شود؛ یعنی همان مضمونی که وقتی دارد زن و شوهری که در آستانه طلاق قرار گرفته‌اند دعوت به صلح می‌کند تذکر می‌دهد که مواظب «شح نفس» خود [= فقط خود را دیدن و حرص زدن برای خود و بى‏گذشت بودن‏] باشید و تقوا پیشه کنید: «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرا: و اگر زنى از سركشى يا اعراض شوهرش بترسد، اشکالی ندارد كه به نوعى در ميان خودشان [با یک نحوه گذشت] صلح و آشتى نمايند، و صلح قطعا بهتر است هرچند که شُح در نفوس، حضور [و غلبه‏] دارد. و اگر نيكويى كنيد و تقوا ورزيد حتما خداوند به آنچه مى‏كنيد آگاه است» (نساء/۱۲۸) و در جای دیگر فرمود که کسی که در خصوص «شح نفس» خود تقوا داشته باشد به رستگاری می‌رسد: «وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: و هر كس شح نفس خود نگه دارد و مهار زند، ايشانند كه رستگارانند» (حشر/9؛ تغابن/۱۶). 🌴ج. ... @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 6️⃣ «لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ» با اینکه واضح است که مقصود از تعبیر فوق، آن است که شما مردان حق ندارید آن زنان طلاق‌داده شده را از خانه‌تان اخراج کند، چرا به جای تعبیر «بیوتکم» تعبیر «بیوتهن» را به کار برد؟ 🌴الف.به عنایت سکونت آن زن در آن خانه، خانه به زنان نسبت داده شده است؛ یعنی آن خانه‌ای که تا پیش از طلاق در آن سکونت داشت (الميزان، ج‏19، ص313 ). 🌴ب. ... @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 7️⃣ «لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» در دوره‌ای که زن باید عده نگه دارد، نه شوهرش حق بیرون کردن وی را از خانه دارد و نه خودش اجازه دارد خانه و زندگی‌اش را رها کند و برود؛ مگر اینکه مرتکب چنان کار ناشایستی شود، که دیگر باقی ماندنش در خانه شوهر توجیهی نداشته باشد؛ و دیدیم که در احادیث این کار ناشایست را هم برخی گناهان جنسی (مانند زنا یا مساحقه) معرفی کرده بودند و هم نحوه تعامل خارج از نزاکتی که زندگی را بر اهل خانه تلخ می‌کند. یعنی اگر چنین مشکلی در کار نباشد نه شوهرش حق بیرون کردن وی را دارد و نه خودش حق رها کردن این خانه و زندگی را. 📝نکته تخصصی : معنای اجازه زن از شوهر برای خروج از منزل به نظر می‌رسد اینکه در احادیث متعددی از جانب پیامبر ص و اهل بیت ع (مثلا، ر.ک: الكافي، ج‏5، ص507-508، ح۱ و۷) تأکید شده که از حقوق شوهر این است که زن بدون اذن وی حق خروج از منزل ندارد، و اگر این گونه خارج شود مادامی که برنگردد مرد وظیفه‌ای در قبال نفقه دادن به او ندارد (مثلا، ر.ک: الكافي، ج‏5، ص514، ح۵ ) از همین آیه قابل استنباط باشد: وقتی زن در حالی که طلاق داده شده ولی هنوز در عده است حق خروج از منزل ندارد، به طریق اولی وقتی که هنوز طلاق داده نشده است، چنین حقی ندارد. 💢البته اگر احادیث مذکور مبتنی بر این آیه باشد آنگاه شاید بتوان نتیجه گرفت که مقصود از آن احادیث این نیست که زن هر بار بخواهد از خانه بیرون برود باید از شوهرش اجازه بگیرد و شوهرش هم صرفا بر اساس دلخواه شخصی‌اش بتواند به وی اجازه ندهد! ‌بلکه مقصود بیرون رفتنی است که تأثیری در تضعیف وضعیت خانواده و سست کردن پیوند زناشویی داشته باشد؛ ‌یعنی همان دو نکته‌ای که هرکس با خواندن آیه فوق به ذهنش خطور می‌کند: خارج شدنی که، یا نشانه بی‌اعتنایی به زندگی مشترک و یک نحوه علامتی بر جدایی و رها کردن شوهر و خانواده است [که تعبیر «َلَايَخْرُجْنَ» در سیاق فوق و به‌ویژه وقتی در کنار «لَاتُخْرِجُوهُنَّ» قرار می‌گیرد، ظهور قوی‌ای بر چنین خروجی از خانه دارد، نه هر گونه بیرون رفتن از خانه]، یا یک نحوه فحشاء در پی داشته باشد [که تعبیر «إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» بر آن دلالت دارد]. @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 8️⃣ «لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» درباره اینکه مقصود از «فاحشه مبینه» که در صورت وقوع آن، دیگر لازم نیست وی در دوران عده در همان خانه‌ای که نزد شوهرش بود زندگی کند چیست، هم در احادیث و هم در قول مفسران اقوال متعددی وجود دارد: 🌴الف. زناکاری است، و چه‌بسا اصلا از این جهت استثنا خورده که برای اقامه حد باید وی را از خانه بیرون آورند (حدیث۲۷؛ ونیز: حسن و مجاهد و شعبي و ابن زيد، به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص45۸ ؛ و نیز: ابن عباس و سعید بن مسیب، به نقل از الدر المنثور، ج‏6، ص231 ) و برخی گفته‌اند که این مربوط به قبل از نزول حکم حد برای زناکار است (عطاء، الدر المنثور، ج‏6، ص231) 🌴ب. آزار و اذیت کردن اهل خانه (همچون بداخلاقی و فحاشی و ...) است، به ویژه اگر ناظر به شوهر یا خانواده شوهر باشد (احادیث ۲۶ و ۲۷؛ و نیز: ابن عباس، به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص45۸ ؛ و نیز: عکرمه، به نقل از الدر المنثور، ج‏6، ص231 ). 🌴ج. نشوز و سرکشی است (قتاده، به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص45۸ ؛ و نیز: سعید و ابن عباس، به نقل از الدر المنثور، ج‏6، ص231 ). ▪️این قول را می‌توان ذیل قول قبل قرار داد اما چون برخی از کسانی که چنین گفته‌اند توضیح داده‌اند که «اگر طلاق بخاطر نشوز باشد، می‌تواند از نگهداشتن وی در منزلش خودداری کند»، ظاهرا مقصودشان نشوز قل از طلاق است، نه آزار و اذیت بعد از طلاق و در دوره عده؛ یعن ظاهر سخن اینان این است که اگر زن به خاطر نشوزش طلاق داده شده بود، باقی ماندن وی در خانه‌اش در زمان عده ضرورتی ندارد. 🌴د. هرگونه معصیت علنی‌ای است؛ زیرا هر معصیت آشکاری مصداق فاحشه است (ابن عباس، به نقل از مجمع البيان، ج‏10، ص45۸ ؛ الدر المنثور، ج‏6، ص231). ✅تبصره چنانکه مشاهده می‌شود بیش از یک قول به برخی از مفسران مانند ابن‌عباس نسبت داده شده است. می‌توان گفت که اقوال فوق مانعة‌الجمع نیستند؛ یعنی نیاز نیست که آيه فقط در یکی از این معانی استفاده شده باشد؛‌بلکه همه اینها وجوه مختلفی که می‌تواند مصداقی از «فاحشه مبینه» باشد که بر اساس آن، باقی ماندن زن در ایام عده در خانه منتفی شود. @yekaye
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
. 9️⃣ «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا» شیخ مفید حکایتی از مناظره‌ای که بین مومن الطاق (از اصحاب امام صادق ع) و ابوحنیفه درباره طلاق رخ داده بود نقل کرده که با توجه به اینکه استدلال مومن الطاق ناظر به این آیه است تقدیم می‌شود: 📜حکایت ۱ یکبار ابوحنیفه به مومن الطاق گفت: نظرت درباره سه طلاقه کردن چیست؟ مومن الطاق: به نحوی که برخلاف کتاب و سنت باشد؟ [چون اگر در سه مرحله و با رعایت عده باشد، اختلافی در قبول آن نیست.] ابوحنیفه: بله. مومن الطاق: جایز نیست. ابوحنیفه: چرا جایز نباشد؟ مومن الطاق: چون ازدواج کردن، عقدی است بر اساس اطاعت از دستور خداوند؛ و نمی‌شود این عقد را با معصیت نسبت به دستور خداوند گشود؛ و اگر ازدواج کردن به نحو معصیت و تخلف از دستور خدا جایز نیست، طلاق دادن هم به آن نحو جایز نیست [یعنی وقتی اصل ازدواج با دستور خدا انجام شد، به هم زدنش هم باید صرفا بر اساس دستور خدا باشد]؛‌به علاوه که مجاز شمردن آن، طعنه زدن است به خداوند در آنچه دستور داده و به پیامبرش در سنتی که برقرار کرده است؛ زیرا وقتی کاری بر خلاف دستور خدا و رسولش باشد به آنها بی‌اعتنایی کرده است؛ و در همین راستاست که فرموده‌اند: کسی که از آن دو عدول کند باید بدان برگردانده شود در حالی که خوار و سرافکنده شده است.. ابوحنیفه: آخر، علما آن را جایز دانسته‌اند! مومن الطاق: بد علمایی‌اند علمایی که برای بنده خدا جایز می‌شمرند معصیت کردن را و به کار بردن سنت شیطان در دین خداوند؛ و عالِمی بزرگتر از [نص صریح] کتاب و سنت نیست؛ اگر این طور است چرا جمع بین سه طلاق در وقت واحد را، که خداوند آن را صرفا در حالتی که [آن سه طلاق دادن] از هم جدا باشند جایز می‌کنید، ولی جمع بین نمازهای پنجگانه که خداوند دستور به جدا خواندن آنها داده را جایز نمی‌کنید؟ جایز کردن اینها تعطیل شدن قرآن و نابود کردن سنت را در پی دارد و خداوند عز و جل می‌فرماید: «و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بی‌شک به خویش ستم کرده است» (طلاق/۱) این کسی که بین حدود خداوند فرق می‌گذارد. ای ابوحنیفه! چه می‌گویی درباره کسی که زنش را بر اساس سنت شیطان طلاق دهد؟ آیا چنین طلاقی جایز است؟ ابوحنیفه: با سنت مخالفت کرده است ولی زنش از او جدا می‌شود هرچند معصیت خداوند را کرده است. مومن الطاق: پس مطلب همان طور است که ما گفتیم؛ هنگامی که با سنت خداوند مخالفت کند به سنت شیطان رفتار کرده است و کسی که سنت شیطان را قبول کند به دین و آیین اوست و از دین خدا بهره‌ای ندارد. ابوحنیفه: این عمر بن خطاب است که از بررتین امامان مسلمانان بوده است و گفت: همانا خداوند برای شما در خصوص طلاق مهلتی داد [یعنی سه‌طلاقه دادن در یک مجلس را نپذیرفت؛‌و مهلت داد که بتواند رجوع کنید]، اما خودتان درباره آن عجله کردید [بر سه‌طلاقه دادن در یک مجلس اصرار دارید] و من هم برایتان آنچه در آن عجله می‌کنید را جایز کردم. مومن الطاق: عمر احکام دین را بلد نبود! ابوحنیفه: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ @yekaye 👇ادامه مطلب👉
ادامه حکایت مومن الطاق و ابوحنیفه (ذیل تدبر ۹) مومن الطاق: چیزهایی خواهم گفت که نتوانی انکار کنی: اول از همه، اینکه گفت شخص جنب نماز نخواند تا زمانی که آب پیدا کند ولو یک سال طول بکشد [المسند للشاشي، ج2، ص429 ؛ فتح الباري (لابن رجب)، ج2، ص283 ]؛ و امت بر خلاف این‌اند. وابوکیف عائذی نزدش آمد و گفت: ای خلیفه مسلمانان! من غایب بودم [سفر رفته بودم] و الان برگشتم و می‌بینم که همسرم ازدواج کرده است. عمر گفت: اگر شوهرش با وی نزدیکی کرده او دیگر به وی سزاوارتر است؛ اما اگر نزدیکی نکرده تو به آن زن سزواراتری [الأوسط (لابن المنذر)، ج8، ص540]؛ و این حکمی است که هیچکس قبول ندارد؛ و امت بر خلاف این‌اند. و در مورد مردی که چهار سال بود سفر رفته بود حکم کرد که زنش اگر بخواهد می‌تواند ازدواج کند [مصنف عبد الرزاق، ج7، ص48 ]؛ و امت بر خلاف این‌اند و می‌گویند وی حق ازدواج ندارد مگر اینکه دلیلی اقامه شود که وی مرده یا کافر شده یا وی را طلاق داده است. و همانا هفت نفر از اهل یمن را به تقاص یک نفر کشت و می‌گفت: اگر همه اهل صنعا در این کار مشارکت داشتند همه‌شان را به خاطر او می‌کشتم [موطأ مالك، ج2، ص248 ]؛ و امت بر خلاف این‌اند. و زن بارداری را آوردند که علیه او شهادت به رابطه نامشروع دادند، پس حکم به سنگسار وی کرد؛ حضرت علی ع به او گفت: اگر تو نسبت به این زن اجازه‌ای داری نسبت به آنکه در شکم اوست چه اجازه‌ای داری؟ و عمر گفت: اگر علی ع نبود عمر هلاک شده بود. [تاريخ دمشق لابن عساكر، ج58، ص422 ] و زن دیوانه‌ای را آوردند که زنا کرده بود و دستور سنگسارش را داد؛ حضرت علی ع به او گفت: آیا نمی دانی که تکلیف از دیوانه برداشته شده تا زمانی که سالم شود؟ عمر گفت: اگر علی نبود عمر هلاک شده بود. [المستدرك على الصحيحين، ج4، ص429-430]. و مساله کلاله را نمی‌دانست و از پیامبر ص پرسید. حضرت برایش توضیح داد اما نفهمید. از دخترش حفصه خواست که آن را از پیامبر ص بپرسد. وی پرسید. پیامبر فرمود: آیا پدرت به تو چنین دستوری دادی؟ گفت: بله. فرمود: پدرت تا زمانی که بمیرد این را نخواهد فهمید [تفسير ابن كثير، ج3، ص291 ]. کسی که کلاله را نمی‌فهمد چگونه احکام دین را بلد باشد؟! 📚الإختصاص، ص109-۱۱۱ 📚توضیح: مطالبی که مومن الطاق در این مناظره به خلیفه دوم نسبت می‌دهد همگی در منابع اهل سنت موجود است و برای هرکدام دست کم یک منبع آدرس داده شد. @yekaye