eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹ب. وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ بسیاری از احادیث ذیل آیه قبل، به‌ویژه احادیث شماره ۱۵.ب و ۱۷ و ۱۸ و ۲۰ و ۳۰ ذیل آیه قبل نیز به این فراز مرتبط می‌باشد. اما بقیه احادیث:
☀️۲) مرحوم طبرسی از امامان شیعه (بدون اشاره به نام امام ع) ‌روایت کرده که درباره عبارت «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ» (طلاق/۲) فرموده‌اند: مقصود این است که بر طلاق شاهد بگیرید به خاطر صیانت از دین‌تان. 📚مجمع البيان، ج‏10، ص460 فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ» قیلَ: مَعْنَاهُ: وَ أَشْهِدُوا عَلَى الطَّلَاقِ صِيَانَةً لِدِينِكُمْ. وَ هُوَ الْمَرْوِيُّ عَنْ أَئِمَّتِنَا ع. @yekaye
☀️۳) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: کسی که بدون حضور شاهدان طلاق دهد، هیچ اعتباری ندارد [= طلاقش، طلاق محسوب نمی‌شود]. 📚الكافي، ج‏6، ص60؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص48 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ بِغَيْرِ شُهُودٍ فَلَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ. ☀️ب. روایت شده است که مردی در کوفه خدمت امیرالمومنین ع رسید و گفت: من زنم را بعد از اینکه از حیض پاک شد و قبل از اینکه با او نزدیکی کنم [یعنی در زمانی که به لحاظ زمانی طلاق دادن مجاز می‌شود]، طلاق دادم. فرمودند: آیا آن گونه که خداوند عز و جل دستور داده بود، دو مرد عادل را گواه گرفتی؟ گفت: نه. فرمودند: برو که طلاقت هیچی نیست [= طلاق حساب نمی‌شود]. ☀️الكافي، ج‏6، ص60؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص48 سَهْلٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَدِمَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ فَقَالَ: إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي بَعْدَ مَا طَهُرَتْ مِنْ مَحِيضِهَا قَبْلَ أَنْ أُجَامِعَهَا. فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: أَشْهَدْتَ رَجُلَيْنِ ذَوَيْ عَدْلٍ كَمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ؟ فَقَالَ: لَا. فَقَالَ: اذْهَبْ فَإِنَّ طَلَاقَكَ لَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ. ☀️ج. این مطلب از امام باقر ع هم ضمن حدیث مفصلی نقل شده که بدینجا می‌رسد: مردی خدمت امیرالمومنین ع آمد و گفت: من زنم را طلاق دادم. حضرت فرمود: دلیلی [= شاهدی] داری؟ گفت: نه. فرمود: از من دور شو! [کنایه از اینکه کارت هیچ اعتباری ندارد و شرعا طلاق محسوب نمی‌شود]. 📚الكافي، ج‏6، ص58؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص48 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع‏: ... وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي. قَالَ: أَ لَكَ بَيِّنَةٌ؟ قَالَ: لَا. فَقَالَ:‏ اعْزُبْ‏. ☀️د. شیخ صدوق علاوه بر اینکه روایت فوق را به همین صورت آورده است (من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص498) آن را به صورت زیر هم نقل کرده است: مردی خدمت امیرالمومنین ع آمد و گفت: من زنم را طلاق دادم با رعایت ایام عده ولی بدون شاهد. حضرت فرمود: طلاقت طلاق نیست؛ ‌نزد [او که هنوز] خانواده‌ات [است] برگرد. 📚من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص497 رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَامَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي لِلْعِدَّةِ بِغَيْرِ شُهُودٍ فَقَالَ لَيْسَ طَلَاقُكَ بِطَلَاقٍ فَارْجِعْ إِلَى أَهْلِكَ. @yekaye
☀️۵) الف. محمد بن ابی نصر می‌گوید: از امام کاظم ع درباره مردی سوال کردم که زنش را در پاکی‌ای که در آن نزدیکی رخ نداده بود [یعنی با رعایت شرایط زمانی طلاق] طلاق داد و همان روز یک مرد را شاهد گرفت و سپس پنج روز گذشت و مرد دیگری را شاهد گرفت. فرمودند: دستور داده شده که از هردو با هم گواه باشند. 📚الكافي، ج‏6، ص71؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص50 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ الْيَوْمَ رَجُلًا ثُمَّ مَكَثَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ أَشْهَدَ آخَرَ. فَقَالَ: إِنَّمَا أُمِرَ أَنْ يُشْهدَا جَمِيعاً. ☀️ب. احمد بن محمد می‌گوید از امام معصوم ع درباره طلاق سوال کردم. فرمودند: باید در حالت پاکی زن باشد؛ و علی ع می‌فرمود: طلاق جز با شاهدان اجرا نمی‌شود. پس شخصی به ایشان عرض کرد اگر مردی زنش را طلاق داد و شاهد نگرفت سپس بعد از چند روز شاهد گرفت ایام عده از کی آغاز می‌شود؟ فرمودند: از روزی که بر طلاق شاهد گرفته شد. 📚تهذيب الأحكام، ج‏8، ص50 مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطَّلَاقِ فَقَالَ: عَلَى طُهْرٍ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ لَا يَكُونُ طَلَاقٌ إِلَّا بِالشُّهُودِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنْ طَلَّقَهَا وَ لَمْ يُشْهِدْ ثُمَّ أَشْهَدَ بَعْدَ ذَلِكَ بِأَيَّامٍ فَمَتَى تَعْتَدُّ فَقَالَ: مِنَ الْيَوْمِ الَّذِي أَشْهَدَ فِيهِ عَلَى الطَّلَاقِ. ☀️ج. از امام رضا ع سوال شد درباره جدایی انداختن بین دو شاهد (جداگانه سراغ شاهدها رفتن) در موضوع طلاق. فرمودند: بله [یعنی اشکالی ندارد] و از اول آن دو شاهد عده را شروع کند؛ و فرمودند: جایز نیست مگر اینکه با هم گواه باشند 📚تهذيب الأحكام، ج‏8، ص50 مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ تَفْرِيقِ الشَّاهِدَيْنِ فِي الطَّلَاقِ فَقَالَ: نَعَمْ وَ تَعْتَدُّ مِنْ أَوَّلِ الشَّاهِدَيْنِ وَ قَالَ: لَا يَجُوزُ حَتَّى يُشْهَدَا جَمِيعاً. ✅شیخ طوسی بعد ذکر این احادیث توضیح داده که منافاتی بین این حدیث و حدیث اول نیست؛ زیرا معلوم نیست که آن جوازی که حضرت درباره جدایی انداختن بین دو شاهد مطرح کرده مربوط به شهادت گرفتن [تقاضا از شاهدان برای مشاهده اجرای طلاق] باشد یا شهادت دادن [تقاضا از شاهدان برای اینکه آ»چه شاهد بوده‌اند را بازگو کنند]؛ و آنگاه می‌توان جواز جداگانه بودن را ناظر به شهادت گرفتن دانست [و عدم جواز را ناظر به شهادت دادن]. @yekaye
☀️۶) الف. از امام ع سوال شد درباره مردی که زنش از حیض پاک شد و گفت: او را طلاق دادم و عده‌ای هم سخن وی را می‌شنیدند ولی به آنها نگفت: شاهد باشید. آیا این طلاق در مورد آن زن جاری می‌شود؟ فرمودند: بله؛ این شاهد گرفتن است؛ آيا آن زن بلاتکلیف بماند؟! 📚الكافي، ج‏6، ص71؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص۴۹ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَهُرَتِ امْرَأَتُهُ مِنْ حَيْضِهَا فَقَالَ: «فُلَانَةُ طَالِقٌ» وَ قَوْمٌ يَسْمَعُونَ كَلَامَهُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ: اشْهَدُوا. أَ يَقَعُ‏ الطَّلَاقُ عَلَيْهَا؟ قَالَ: نَعَمْ هِيَ شَهَادَةٌ؛ أَ فَتُتْرَكُ مُعَلَّقَةً؟ ☀️ب. از امام کاظم ع سوال شد درباره مردی که زنی داشت که از حیض پاک شد. سپس جماعتی آمدند و آن مرد گفت: فلانی را طلاق دادم. آیا این طلاق در مورد آن زن جاری می‌شود در حالی که بدانها نگفت: شاهد باشید؟ فرمودند: بله. 📚الكافي، ج‏6، ص72؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص49 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا فَجَاءَ إِلَى جَمَاعَةٍ فَقَالَ: فُلَانَةُ طَالِقٌ. يَقَعُ عَلَيْهَا الطَّلَاقُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ اشْهَدُوا؟ قَالَ: نَعَمْ. ☀️ج. شبیه همین از امام رضا ع هم روایت شده است. 📚الكافي، ج‏6، ص72؛ تهذيب الأحكام، ج‏8، ص49 عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ طَهُرَتِ امْرَأَتُهُ مِنْ حَيْضِهَا فَقَالَ: فُلَانَةُ طَالِقٌ؛ وَ قَوْمٌ يَسْمَعُونَ كَلَامَهُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ اشْهَدُوا. أَ يَقَعُ الطَّلَاقُ عَلَيْهَا؟ قَالَ: نَعَمْ هَذِهِ شَهَادَةٌ. @yekaye
☀️۷) الف. روایت شده است که وقتی امام رضا ع شهید شد محمد بن جمهور و حسن بن راشد و علی بن مدرک و علی بن مهزیار و بسیاری از مردم از شهرهای مختلف به مدینه آمدند و درباره جانشین امام رضا ع سوال کردند. گفته شد در «صریا» است؛ که این نام روستایی است که امام کاظم در فاصله سه فرسخی مدینه بنا کرده بود. آنها روایت کرده‌اند که ما بدانجا رفتیم و وارد قلعه شدیم و مردمی را دیدیم که سرها در گریبان کرده بودند. ما هم کنار آنها نشستیم که دیدیم عبدالله برادر امام رضا ع، که پیرمردی بود، وارد شد. آن مردم گفتند: این سرور ماست. این فقها گفتند: ما از امام باقر ع و امام صادق ع روایت داریم که امامت جز در امام حسن و امام حسین ع در دو برادر جمع نشود؛ و این سرور ما نیست. در هر صورت وی آمد و در صدر مجلس نشست. [افراد چند تا سوال شرعی کردند که پاسخهای نادرستی داد از جمله اینکه] سوال کردند: چه می‌گویی درباره کسی که زنش را به تعداد ستارگان آسمان طلاق داده است.* گفت: از او جدا می‌شود به [تعداد]‌ سینه جوزاء و نسر طائر و نسر واقع. ** ما از این نحوه بی‌باکی او در فتوای نادرست دادن تعجب کردیم؛ که بناگاه امام جواد ع در حالی که هشت سال بیشتر نداشت بر ما وارد شد و ما زیر پای وی بلند شدیم. به مردم سلام کرد و عبدالله از جایش برخاست و مقابل وی نشست و او در صدر مجلس نشست. سپس فرمود: هر سوالی دارید بپرسید؛ خداوند شما را رحمت کند. [افرادی که قبلا سوال کرده بودند همان سوالات خود را مطرح کردند و حضرت پاسخ درست داد.] حضرت در جواب سوال فوق فرمود: آیا قرآن می‌خوانی؟ گفت: بله. فرمود: سوره طلاق را بخوان. وی از ابتدا شروع کرد تا به اینجا رسید که «وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ». فرمود: فلانی! طلاق جاری نمی‌شود مگر اینکه پنج شرط رعایت شود: به شهادت گرفتن دو مرد عادل***، در حالت پاکی زن، پاکی‌ای که در آن نزدیکی رخ نداده باشد، و با تصمیم و اراده‌ی قطعی [= از روی شوخی و اشتباه و .. نباشد]. سپس به آن مرد فرمودند: در این آیاتی که خواندی تعداد ستارگان آسمان می‌بینی؟ گفت: نه. **** ✳️پی‌نوشت‌ها * یعنی در یک مجلس، نه صرفا بگوید سه‌طلاقه‌ات کردم، بلکه می‌گوید به تعداد ستارگان آسمان طلاقت دادم. **«جوزاء» [به معنای گوسفندی سياه كه در ميان آن سفيدى باشد] اسم یک صورت فلکی است و «صَدْرِ الْجَوْزَاء» اشاره به ستاره‌ای است که در میانه آن است. همچنین «نسر» [به معنای کرکس] هم نام صورت فلکی دیگری است که «النَّسْرِ الطَّائِر» و «النَّسْرِ الْوَاقِع» دوتا از ستاره‌های آن هستند. در واقع می‌خواهد بگوید: با این تعبیرش آن زن، سه طلاقه شد. *** ظاهرا حضرت «دو مرد عادل» را به عنوان دو تا شرط قرار داده‌اند، که فرمودند پنج شرط. **** وجه استدلال حضرت این است که در این آیات می‌فرماید دو شاهد باشد و عده نگه داشته شود و سپس تا پایان زمان عده یا مرد جدا شوند وگرنه از هم جدا شوند. در حالی که اگر بخواهد در یک مجلس سه‌طلاقه کند، عده نگه داشتن و امکان رجوع برای طلاقهای دوم و سوم حاصل نمی‌شود. حضرت می‌فرماید: آیا در این آیات آیا به هیچ عددی (از جمله عدد ستارگان آسمان) اشاره شده که شخص بتواند در یک مجلس بیش از یک طلاق بدهد. 📚مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص382 متن حدیث: https://eitaa.com/yekaye/13042 ☀️ب. مسعودی این حدیث را با طول و تفصیل بیشتری روایت کرده است؛ با این تفاوت که شروع ماجرا از اینجاست که یکی بزرگان شیعه وقتی امام جواد ع به امامت می‌رسد در جمع بزرگان شیعه می‌گوید: تا زمانی که این کودک بزرگ شود مسائلمان را از چه کسی بپرسیم؟ و بقیه او را ملامت می‌کنند؛ و وقتی از حج برمی‌گردند به منزل امام می‌روند و آنجا قبل از اینکه امام ع وارد شود عبدالله وارد مجلس می‌شود و این وقایع رخ می‌دهد و البته در آنجا امام جواد ع به عبدالله تذکر می‌دهد که تقوای الهی پیشه کن و منزلتی را که خدا برایت قرار نداده ادعا نکن. [لازم به ذکر است که عبدالله از این کارش توبه می‌کند و جزء اصحاب امام ع قرار می‌گیرد]. 📚اثبات الوصية، ص220-222 متن حدیث: https://eitaa.com/yekaye/13043 @yekaye
متن حدیث ۷) الف. ☀️ الْجِلَاءِ وَ الشِّفَاءِ [ظاهرا اسم کتاب است] فِي خَبَرٍ: أَنَّهُ لَمَّا مَضَى الرِّضَا جَاءَ مُحَمَّدُ بْنُ جُمْهُورٍ الْعَمِّيُّ وَ الْحَسَنُ بْنُ رَاشِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُدْرِكٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ وَ خَلْقٌ كَثِيرٌ مِنْ سَائِرِ الْبُلْدَانِ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ سَأَلُوا عَنِ الْخَلَفِ بَعْدَ الرِّضَا؟ فَقَالُوا: بِصَرْيَا؛ وَ هِيَ قَرْيَةٌ أَسَّسَهَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع عَلَى ثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ مِنَ الْمَدِينَةِ. فَجِئْنَا وَ دَخَلْنَا الْقَصْرَ فَإِذَا النَّاسُ فِيهِ مُتَكَابِسُونَ. فَجَلَسْنَا مَعَهُمْ إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى وَ هُوَ شَيْخٌ. فَقَالَ النَّاسُ: هَذَا صَاحِبُنَا. فَقَالَ الْفُقَهَاءُ: قَدْ رُوِّينَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ لَا تَجْتَمِعُ الْإِمَامَةُ فِي أَخَوَيْنِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ؛ وَ لَيْسَ هَذَا صَاحِبَنَا. فَجَاءَ حَتَّى جَلَسَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ. فَقَالَ رَجُلٌ ... مَا تَقُولُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ؟ قَالَ: بَانَتْ مِنْهُ بِصَدْرِ الْجَوْزَاءِ وَ النَّسْرِ الطَّائِرِ وَ النَّسْرِ الْوَاقِعِ. فَتَحَيَّرْنَا فِي جُرْأَتِهِ عَلَى الْخَطَإِ؛ إِذْ خَرَجَ عَلَيْنَا أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُوَ ابْنُ ثَمَانِ سِنِينَ. فَقُمْنَا إِلَيْهِ. فَسَلَّمَ عَلَى النَّاسِ وَ قَامَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى مِنْ مَجْلِسِهِ فَجَلَسَ بَيْنَ يَدَيْهِ، وَ جَلَسَ أَبُو جَعْفَرٍ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ ثُمَّ قَالَ: سَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ! ... فَقَالَ الرَّجُلُ الثَّانِي: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ؟ قَالَ: تَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: اقْرَأْ سُورَةَ الطَّلَاقِ، إِلَى قَوْلِهِ «وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ». يَا هَذَا! لَا طَلَاقَ إِلَّا بِخَمْسٍ شَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ فِي طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِإِرَادَةِ عَزْمٍ. ثُمَّ قَالَ بَعْدَ كَلَامٍ: يَا هَذَا هَلْ تَرَى فِي الْقُرْآنِ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ. قَالَ: لَا. الْخَبَرَ. 📚مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص382 @yekaye
متن حدیث ۷) ب. ☀️فلما مضى الرضا عليه السّلام في سنة اثنتين و مائتين كانت سن أبي جعفر نحو سبع سنين. و اختلفت الكلمة من الناس ببغداد و في الأمصار و اجتمع الريان بن الصلت و صفوان بن يحيى و محمد بن حكيم و عبد الرحمن بن الحجاج و يونس بن عبد الرحمن و جماعة من وجوه الشيعة و ثقاتهم في دار عبد الرحمن بن الحجاج في بركة زلول يبكون و يتوجعون من المصيبة فقال لهم يونس بن عبد الرحمن: دعوا البكاء، من لهذا الأمر؟ و إلى من يقصد بالمسائل الى أن يكبر هذا الصبي؟- يعني أبا جعفر عليه السّلام. فقام إليه الريّان بن الصلت فوضع يده في حلقه و لم يزل يلطمه و يقول له: يا ابن الفاعلة أنت تظهر الايمان لنا و تبطن الشك و الشرك. ان كان أمره من اللّه- جل و علا- فلو انّه ابن يوم واحد كان بمنزلة ابن مائة سنة، و ان لم يكن من عند اللّه فلو عمّر ألف سنة فهو كواحد من الناس. هذا ما ينبغي أن يفكر فيه. فأقبلت العصابة على يونس تعذله و توبّخه. و قرب وقت الموسم و اجتمع من فقهاء بغداد و الأمصار و علمائهم ثمانون رجلا و قصدوا الحجّ و المدينة ليشاهدوا أبا جعفر عليه السّلام، فلما وافوا أتوا دار أبي عبد اللّه جعفر بن محمد عليه السّلام فدخلوها و أجلسوا على بساط كبير أحمر و خرج إليهم عبد اللّه بن موسى فجلس في صدر المجلس و قام مناد فنادى: هذا ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، فمن أراد السؤال فليسأله. فقام إليه رجل من القوم فقال له: ما تقول في رجل قال لامرأته أنت طالق عدد نجوم السماء؟ قال: طلقت بثلاث بصدر الجوزاء و النسر الواقع. فورد على الشيعة ما حيّرهم و غمّهم. ثم قام إليه رجل آخر فقال: ... فضجّ القوم بالبكاء. و قد اجتمع فقهاء الأمصار من أقطار الأرض بالمشرق و المغرب و الحجاز و مكة و العراقين و اضطربوا للقيام و الانصراف حتى فتح عليهم باب من صدر المجلس و خرج موفق الخادم بين يدي أبي جعفر عليه السّلام و هو خلفه و عليه قميصان و أزار عدني و عمامة بذؤابتين احداهما من قدام و أخرى من خلفه و في رجليه نعل بقبالين فسلّم و جلس، و أمسك الناس كلّهم، فقام صاحب المسألة الاولى فقال له: يا ابن رسول اللّه ما تقول في رجل قال لامرأته أنت طالق عدد نجوم السماء؟ قال عليه السّلام: اقرأ كتاب اللّه عز و جل «الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ» قال له: فان عمّك قد أفتانا أنّها قد طلقت. فقال له: يا عم اتق اللّه و لا تفت و في الامامة من هو أعلم منك. فقام إليه صاحب المسألة الثانية ... فقال له: ان عمّك أفتى بكيت و كيت. فقال: لا إله إلّا اللّه! يا عمّ انّه لعظيم عند اللّه أن تقف غدا بين يديه، فيقول لك: لم أفتيت عبادي بما لم تعلم و في الامامة من هو أعلم منك. فقال له عبد اللّه بن موسى: رأيت أخي الرضا و قد أجاب في مثل هذه المسألة بهذا الجواب.... 📚اثبات الوصية، ص220-222 @yekaye
☀️۸) الف. از امام صادق ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که فرمودند: شهادت زنان در طلاق و در نکاح و در اجرای حدود جاری نمی‌شود مگر در خصوص دیون (بدهکاریها و مسائل مالی) و آنچه مرد امکان نگاه کردن بدان را ندارد. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281؛ الإستبصار، ج‏3، ص25 ☀️ب. داودبن‌حصین گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره شهادت زنان در مورد ازدواج بدون این که مردی با آنان باشد؛ اگر زن ناشناخته باشد، پرسیدم. فرمودند: «اشکالی ندارد». آنگاه به من فرمود: «در این مورد، فقیهان [شهر] شما چه می‌گویند»؟ گفتم: «می‌گویند جز شهادت دو مرد عادل جایز نیست». فرمودند: «دروغ می‌گویند. خداوند آنان را لعنت کند! واجبات جدی و فریضه‌های الهی را آسان گرفته و سبک می‌شمرند و در آنچه خداوند آسان گرفته است، سخت‌گیری می کنند و این را بزرگ می‌دارند! همانا خداوند درباره طلاق دستور داده که با شهادت دو مرد عادل واقع شود، ولی اینان طلاق را بدون حتّی یک شاهد جایز دانسته‌اند؛ و در حرمت ازدواج [بدون شاهد] از سوی خدا چیزی نیامده و رسول الله (صلی الله علیه و آله) در این باره دو شاهد را صرفا از روی ادب و برای اینکه فرزند و ارث انکار نشود، و پیوند ازدواج ثبت شود به طور استحبابی دو شاهد را قرار داد؛ و ازدواج با زن جایز است ولو اینکه شاهدی در کار نباشد؛ و امیرالمومنین ع هم هنگامی که کار به انکار کشیده می‌شد شهادت دو زن را در مساله ازدواج قبول می‌کرد ولی طلاق را جز با دو شاهد مرد عادل اجازه نمی‌داد. گفتم: پس این سخن خداوند چه می‌شود که فرمود: «یک مرد و دو زن»؟ فرمود: آن در خصوص بدهی [= مسائل مالی] است که وقتی دو مرد نباشد، یک مرد و دو زن را به شهادت می‌گیرند و جایی که دو زن هم نباشد یک مرد و سوگند خوردن مدعی را مبنا قرار می‌دهند؛ که رسول الله ص و امیرالمومنین ع بعد از او این چنین نزد شما حکم کردند. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281-282؛ الإستبصار، ج‏3، ص۲۶ ☀️ج. موسی مبرقع، برادر امام هادی ع خدمت برادرشان رسیدند و عرض کردند که یحیی بن اکثم نامه‌ای به من نوشته و سوالاتی پرسیده است و من بلد نبودم. امام هادی (علیه السلام) یکایک آنها را پاسخ می‌دهند که برخی از آن موارد قبلا گذشت. از جمله آمده است: گفتم: ... و نوشته است که به من خبر بده از جایی که شهادت یک زن بتنهایی کفایت می‌کند با اینکه خداوند فرموده است «و دو مرد عادل را به شهادت بگیرید». فرمودند: ... و امّا شهادت‌دادن زن که به تنهایی جایز است، درباره‌ی قابله است که در صورت رضایت، شهادتش جایز است و اگر رضایت نباشد، دست کم باید دو زن به جای او شهادت دهند که در اینجا به خاطر ضرورت، شهادت زنان به جای مرد، پذیرفته می‌باشد؛ زیرا مرد در اینجا نمی‌تواند کار زن را انجام دهد، و اگر زن تنها باشد، شهادت او را با سوگندش قبول می‌کنند. 📚الإختصاص، ص92 و ۹۵؛ تحف العقول، ص477 و ۴۷۹ @yekaye 👇سند و متن احادیث فوق👉
سند و متن احادیث شماره ۸ ☀️الف. أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى‏ عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ لَا تَجُوزُ فِي طَلَاقٍ وَ لَا نِكَاحٍ وَ لَا فِي حُدُودٍ إِلَّا فِي الدُّيُونِ وَ مَا لَا يَسْتَطِيعُ الرَّجُلُ النَّظَرَ إِلَيْهِ. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281؛ الإستبصار، ج‏3، ص25 ☀️ب. سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَهَادَةِ النِّسَاءِ فِي النِّكَاحِ بِلَا رَجُلٍ مَعَهُنَّ إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مُنْكِرَةً؟ فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ. ثُمَّ قَالَ لِي: مَا يَقُولُ فِي ذَلِكَ فُقَهَاؤُكُمْ؟ قُلْتُ: يَقُولُونَ: لَا يَجُوزُ إِلَّا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ. فَقَالَ: كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ! هَوَّنُوا وَ اسْتَخَفُّوا بِعَزَائِمِ اللَّهِ وَ فَرَائِضِهِ، وَ شَدَّدُوا وَ عَظَّمُوا مَا هَوَّنَ اللَّهُ. إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ فِي الطَّلَاقِ بِشَهَادَةِ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ فَأَجَازُوا الطَّلَاقَ بِلَا شَاهِدٍ وَاحِدٍ؛ وَ النِّكَاحُ‏ لَمْ يَجِئْ عَنِ اللَّهِ فِي تَحْرِيمِهِ فَسَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي ذَلِكَ الشَّاهِدَيْنِ تَأْدِيباً وَ نَظَراً لِئَلَّا يُنْكَرَ الْوَلَدُ وَ الْمِيرَاثُ وَ قَدْ ثَبَتَ عُقْدَةُ النِّكَاحِ، وَ يُسْتَحَلَّ الْفَرْجُ وَ لَا أَنْ يُشْهَدَ، وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُجِيزُ شَهَادَةَ امْرَأَتَيْنِ فِي النِّكَاحِ عِنْدَ الْإِنْكَارِ وَ لَا يُجِيزُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ. قُلْتُ: فَأَنَّى ذِكْرُ اللَّهِ تَعَالَى وَ قَوْلُهُ «فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ»؟ فَقَالَ: ذَلِكَ فِي الدَّيْنِ إِذَا لَمْ يَكُنْ رَجُلَانِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ، وَ رَجُلٌ وَاحِدٌ وَ يَمِينُ الْمُدَّعِي إِذَا لَمْ تَكُنِ امْرَأَتَانِ؛ قَضَى بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بَعْدَهُ عِنْدَكُمْ. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281-282؛ الإستبصار، ج‏3، ص۲۶ ☀️ج. مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْبَغْدَادِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى سَأَلَهُ بِبَغْدَادَ فِي دَارِ الْقُطْنِ قَالَ: قَالَ مُوسَى كَتَبَ إِلَيَّ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ يَسْأَلُنِي عَنْ عَشْرِ مَسَائِلَ أَوْ تِسْعَةٍ. فَدَخَلْتُ عَلَى أَخِي فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ ابْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ إِلَيَّ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ أُفْتِيهِ فِيهَا. فَضَحِكَ ثُمَّ قَالَ: فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ: وَ لِمَ؟ قُلْتُ: لَمْ أَعْرِفْهَا. قَالَ: وَ مَا هِيَ؟ قُلْتُ: كَتَبَ إِلَيَّ أَخْبِرْنِي عَن‏ ... وَ أَخْبِرْنِي عَنْ شَهَادَةِ امْرَأَةٍ جَازَتْ وَحْدَهَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُم‏»؟ قال ع: ... وَ أَمَّا شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ الَّتِي جَازَتْ وَحْدَهَا [وَحْدَهَا الَّتِي جَازَتْ] فَهِيَ الْقَابِلَةُ جَائِزٌ شَهَادَتُهَا مَعَ الرِّضَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ رِضًا فَلَا أَقَلَّ مِنِ امْرَأَتَيْنِ تَقُومُ مَقَامَهَا بَدَلَ الرَّجُلِ لِلضَّرُورَةِ لِأَنَّ الرَّجُلَ لَا يُمْكِنُهُ أَنْ يَقُومَ مَقَامَهَا فَإِنْ كَانَتْ وَحْدَهَا قُبِلَ مَعَ يَمِينِهَا. 📚الإختصاص، ص92 و ۹۵؛ تحف العقول، ص477 و ۴۷۹ @yekaye
☀️۹) روایت شده است که حکم‌بن‌عتیبه و سلمه بن ‌کهیل، نزد امام باقر (علیه السلام) آمدند و از ایشان درباره‌ی یک شاهد و سوگند [به جای دو شاهد] پرسیدند. حضرت فرمود: هم رسول الله (صلی الله علیه و آله) و هم امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نزد شما در کوفه بر اساس آن حکم دادند آن‌ها گفتند: «این برخلاف قرآن است»! حضرت فرمودند: «کجا آن را خلاف قرآن یافتید»؟ گفتند: خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: «وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُم». فرمودند: «آیا اینکه فرمود دو نفر از شما شاهد باشند آیا یعنی شهادت یک نفر را به همراه سوگند نپذیرید»؟! سپس فرمودند: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مسجد کوفه نشسته بود که عبداللّه‌بن‌قفل تمیمی با زره طلحه از آنجا عبور کرد. حضرت به او فرمود: «این زره طلحه است که به سرقت از غنایم جنگ بصره برداشته شده است». عبداللّه بن‌قفل به حضرت گفت: «میان من و خودت همان قاضی‌ای که برای مسلمانان پسندیده‌ای، قرار بده». حضرت، شریح را میان خود و عبداللّه‌بن‌قفل داور قرار داد. امیرمؤمنان (علیه السلام) به شریح گفت: «این زره طلحه است که در روز جنگ بصره از غنایم به سرقت برده شده است». شریح به حضرت گفت: «برای ادّعای خود بیّنه بیاورید». حضرت، امام حسن (علیه السلام) را آورد. او شهادت داد که آن زره طلحه است که به سرقت از غنایم جنگ بصره برداشته شده است. شریح گفت: «این یک شاهد است و من با یک شاهد حکم نمی‌کنم تا آنکه شاهد دیگری هم همراه آن باشد». حضرت، قنبر را خواست. او هم شهادت داد که این زره طلحه است و از غنایم جنگ بصره به سرقت رفته است. شریح گفت: «این برده است و من با شهادت برده حکم نمی‌دهم». امیرمؤمنان (علیه السلام) خشمگین شد و فرمود: «این زره را [برای بیت‌المال] پس بگیرید؛ شریح سه بار به جور (غیر حق) حکم داد». شریح از جایگاه خویش کنار رفت و گفت: «من دیگر میان دو نفر حکم نمی‌کنم تا به من بگویی که از کجا سه بار قضاوت از روی جور داشتم». حضرت به او فرمود: «وای برتو! چون من به تو گفتم که این زره طلحه است که از غنایم جنگ بصره به سرقت رفته است، تو گفتی که بر گفته‌ات بیّنه (شاهد) بیاور؛ با اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکجا که چیزی که از غنایم جنگی به خیانت برده شده، یافت شد، بدون بیّنه پس گرفته می‌شود». من [با خود] گفتم تو روایت را نشنیده‌ای. این یک قضاوت از روی جور (غیر حق). سپس حسن (علیه السلام) را آوردم و او شهادت داد؛ و تو گفتی این یک شاهد است و من با شهادت یک نفر حکم نمی‌کنم تا آنکه همراه وی دیگری هم باشد؛ با اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با شهادت یکنفر و سوگند حکم می‌کرد. این دو قضاوت از روی جور؛ سپس قنبر را آوردم و او شهادت داد که آن زره طلحه است و به خیانت در روز جنگ بصره از غنایم سرقت شده است و تو گفتی که این برده است و من بر پایه شهادت برده حکم نمی‌دهم؛ این درحالی است که شهادت برده اگر عادل باشد مشکلی ندارد». سپس حضرت فرمود: «ای شریح، وای برتو! امام مسلمانان بر بزرگ‌تر از این امور برمسلمانان امین دانسته شده است»! 📚الكافي، ج‏7، ص385-386؛ تهذيب الأحكام، ج‏6، ص274؛ الإستبصار، ج‏3، ص34-35؛ فقه القرآن، ج‏2، ص17 ✅تبصره: ▪️اولا توجه شود که شاهد گرفتن بر یک کار، غیر از جایی است که برای اثبات مدعا شاهد طلب می‌شود. یعنی ممکن است برای استشهاد دو شاهد لازم باشد، اما هنگام شهادت دادن، یکی از آنها به همراه سوگند کفایت کند. ▪️ثانیا فقها ذیل این حدیث توضیح داده‌اند که همین حالت که سوگند به جای یک شاهد قرار بگیرد در خصوص مسائل مالی است؛ و معلوم نیست که همه‌جا پیاده ‌شود. لذا کاملا محتمل است در مسأله طلاق، به خاطر حساسیتی که دارد، اجرا نشود، چنانکه به خاطر همین حساسیت، اصرار هست که وقتی مردی زنش طلاق می‌دهد حتما دو شاهد مرد را باید برای اقدام خود گواه بگیرد؛ و اگرچه در سایر مسائل، دو شاهد زن به جای یک مرد قبول است اما اینجا قبول نیست؛ چنانکه در حدیث ۱۷ ذیل آیه قبل گذشت: جلسه ۱۱۷۶ https://yekaye.ir/at-talaq-65-01/ @yekaye 👇سند و متن حدیث فوق👉
سند و متن حدیث فوق ☀️۹) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: دَخَلَ الْحَكَمُ بْنُ عُتَيْبَةَ وَ سَلَمَةُ بْنُ كُهَيْلٍ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَاهُ عَنْ شَاهِدٍ وَ يَمِينٍ. فَقَالَ: قَضَى بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَضَى بِهِ عَلِيٌّ ع عِنْدَكُمْ بِالْكُوفَةِ. فَقَالا: هَذَا خِلَافُ الْقُرْآنِ. فَقَالَ: وَ أَيْنَ وَجَدْتُمُوهُ خِلَافَ الْقُرْآنِ؟ فَقَالا: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ». فَقَالَ لَهُمَا أَبُو جَعْفَرٍ ع: فَقَوْلُهُ «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ« هُوَ أَنْ لَا تَقْبَلُوا شَهَادَةَ وَاحِدٍ وَ يَمِيناً؟ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ قَاعِداً فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَمَرَّ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قُفْلٍ التَّمِيمِيُّ وَ مَعَهُ دِرْعُ طَلْحَةَ. فَقَالَ عَلِيٌّ ع: هَذِهِ دِرْعُ طَلْحَةَ، أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قُفْلٍ: فَاجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ قَاضِيَكَ الَّذِي رَضِيتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ‏. فَجَعَلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ شُرَيْحاً. فَقَالَ عَلِيٌّ ع: هَذِهِ دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ لَهُ شُرَيْحٌ: هَاتِ عَلَى مَا تَقُولُ بَيِّنَةً. فَأَتَاهُ بِالْحَسَنِ ع فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ شُرَيْحٌ: هَذَا شَاهِدٌ وَاحِدٌ فَلَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ شَاهِدٍ حَتَّى يَكُونَ مَعَهُ آخَرُ. فَدَعَا قَنْبَراً فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ شُرَيْحٌ هَذَا مَمْلُوكٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ مَمْلُوكٍ. قَالَ: فَغَضِبَ عَلِيٌّ ع فَقَالَ: خُذُوهَا فَإِنَّ هَذَا قَضَى بِجَوْرٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. قَالَ: فَتَحَوَّلَ شُرَيْحٌ ثُمَّ قَالَ: لَا أَقْضِي بَيْنَ اثْنَيْنِ حَتَّى تُخْبِرَنِي مِنْ أَيْنَ قَضَيْتُ بِجَوْرٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. فَقَالَ لَهُ: وَيْلَكَ - أَوْ وَيْحَكَ = إِنِّي لَمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ، فَقُلْتَ: هَاتِ عَلَى مَا تَقُولُ بَيِّنَةً؛ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَيْثُمَا وُجِدَ غُلُولٌ أُخِذَ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ. فَقُلْتُ: رَجُلٌ لَمْ يَسْمَعِ الْحَدِيثَ. - فَهَذِهِ وَاحِدَةٌ. ثُمَّ أَتَيْتُكَ بِالْحَسَنِ فَشَهِدَ فَقُلْتَ: هَذَا وَاحِدٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ وَاحِدٍ حَتَّى يَكُونَ مَعَهُ آخَرُ؛ وَ قَدْ قَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص بِشَهَادَةِ وَاحِدٍ وَ يَمِينٍ. فَهَذِهِ ثِنْتَانِ. ثُمَّ أَتَيْتُكَ بِقَنْبَرٍ فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ؛ فَقُلْتَ هَذَا مَمْلُوكٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ مَمْلُوكٍ؛ وَ مَا بَأْسٌ بِشَهَادَةِ الْمَمْلُوكِ إِذَا كَانَ عَدْلًا؟ ثُمَّ قَالَ: وَيْلَكَ - أَوْ وَيْحَكَ - إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ يُؤْمَنُ مِنْ أُمُورِهِمْ عَلَى مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ هَذَا! 📚الكافي، ج‏7، ص385-386؛ تهذيب الأحكام، ج‏6، ص274؛ الإستبصار، ج‏3، ص34-35؛ فقه القرآن، ج‏2، ص17 @yekaye