eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
☀️۸) الف. از امام صادق ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که فرمودند: شهادت زنان در طلاق و در نکاح و در اجرای حدود جاری نمی‌شود مگر در خصوص دیون (بدهکاریها و مسائل مالی) و آنچه مرد امکان نگاه کردن بدان را ندارد. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281؛ الإستبصار، ج‏3، ص25 ☀️ب. داودبن‌حصین گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره شهادت زنان در مورد ازدواج بدون این که مردی با آنان باشد؛ اگر زن ناشناخته باشد، پرسیدم. فرمودند: «اشکالی ندارد». آنگاه به من فرمود: «در این مورد، فقیهان [شهر] شما چه می‌گویند»؟ گفتم: «می‌گویند جز شهادت دو مرد عادل جایز نیست». فرمودند: «دروغ می‌گویند. خداوند آنان را لعنت کند! واجبات جدی و فریضه‌های الهی را آسان گرفته و سبک می‌شمرند و در آنچه خداوند آسان گرفته است، سخت‌گیری می کنند و این را بزرگ می‌دارند! همانا خداوند درباره طلاق دستور داده که با شهادت دو مرد عادل واقع شود، ولی اینان طلاق را بدون حتّی یک شاهد جایز دانسته‌اند؛ و در حرمت ازدواج [بدون شاهد] از سوی خدا چیزی نیامده و رسول الله (صلی الله علیه و آله) در این باره دو شاهد را صرفا از روی ادب و برای اینکه فرزند و ارث انکار نشود، و پیوند ازدواج ثبت شود به طور استحبابی دو شاهد را قرار داد؛ و ازدواج با زن جایز است ولو اینکه شاهدی در کار نباشد؛ و امیرالمومنین ع هم هنگامی که کار به انکار کشیده می‌شد شهادت دو زن را در مساله ازدواج قبول می‌کرد ولی طلاق را جز با دو شاهد مرد عادل اجازه نمی‌داد. گفتم: پس این سخن خداوند چه می‌شود که فرمود: «یک مرد و دو زن»؟ فرمود: آن در خصوص بدهی [= مسائل مالی] است که وقتی دو مرد نباشد، یک مرد و دو زن را به شهادت می‌گیرند و جایی که دو زن هم نباشد یک مرد و سوگند خوردن مدعی را مبنا قرار می‌دهند؛ که رسول الله ص و امیرالمومنین ع بعد از او این چنین نزد شما حکم کردند. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281-282؛ الإستبصار، ج‏3، ص۲۶ ☀️ج. موسی مبرقع، برادر امام هادی ع خدمت برادرشان رسیدند و عرض کردند که یحیی بن اکثم نامه‌ای به من نوشته و سوالاتی پرسیده است و من بلد نبودم. امام هادی (علیه السلام) یکایک آنها را پاسخ می‌دهند که برخی از آن موارد قبلا گذشت. از جمله آمده است: گفتم: ... و نوشته است که به من خبر بده از جایی که شهادت یک زن بتنهایی کفایت می‌کند با اینکه خداوند فرموده است «و دو مرد عادل را به شهادت بگیرید». فرمودند: ... و امّا شهادت‌دادن زن که به تنهایی جایز است، درباره‌ی قابله است که در صورت رضایت، شهادتش جایز است و اگر رضایت نباشد، دست کم باید دو زن به جای او شهادت دهند که در اینجا به خاطر ضرورت، شهادت زنان به جای مرد، پذیرفته می‌باشد؛ زیرا مرد در اینجا نمی‌تواند کار زن را انجام دهد، و اگر زن تنها باشد، شهادت او را با سوگندش قبول می‌کنند. 📚الإختصاص، ص92 و ۹۵؛ تحف العقول، ص477 و ۴۷۹ @yekaye 👇سند و متن احادیث فوق👉
سند و متن احادیث شماره ۸ ☀️الف. أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى‏ عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ لَا تَجُوزُ فِي طَلَاقٍ وَ لَا نِكَاحٍ وَ لَا فِي حُدُودٍ إِلَّا فِي الدُّيُونِ وَ مَا لَا يَسْتَطِيعُ الرَّجُلُ النَّظَرَ إِلَيْهِ. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281؛ الإستبصار، ج‏3، ص25 ☀️ب. سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَهَادَةِ النِّسَاءِ فِي النِّكَاحِ بِلَا رَجُلٍ مَعَهُنَّ إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مُنْكِرَةً؟ فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ. ثُمَّ قَالَ لِي: مَا يَقُولُ فِي ذَلِكَ فُقَهَاؤُكُمْ؟ قُلْتُ: يَقُولُونَ: لَا يَجُوزُ إِلَّا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ. فَقَالَ: كَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ! هَوَّنُوا وَ اسْتَخَفُّوا بِعَزَائِمِ اللَّهِ وَ فَرَائِضِهِ، وَ شَدَّدُوا وَ عَظَّمُوا مَا هَوَّنَ اللَّهُ. إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ فِي الطَّلَاقِ بِشَهَادَةِ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ فَأَجَازُوا الطَّلَاقَ بِلَا شَاهِدٍ وَاحِدٍ؛ وَ النِّكَاحُ‏ لَمْ يَجِئْ عَنِ اللَّهِ فِي تَحْرِيمِهِ فَسَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي ذَلِكَ الشَّاهِدَيْنِ تَأْدِيباً وَ نَظَراً لِئَلَّا يُنْكَرَ الْوَلَدُ وَ الْمِيرَاثُ وَ قَدْ ثَبَتَ عُقْدَةُ النِّكَاحِ، وَ يُسْتَحَلَّ الْفَرْجُ وَ لَا أَنْ يُشْهَدَ، وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُجِيزُ شَهَادَةَ امْرَأَتَيْنِ فِي النِّكَاحِ عِنْدَ الْإِنْكَارِ وَ لَا يُجِيزُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ. قُلْتُ: فَأَنَّى ذِكْرُ اللَّهِ تَعَالَى وَ قَوْلُهُ «فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ»؟ فَقَالَ: ذَلِكَ فِي الدَّيْنِ إِذَا لَمْ يَكُنْ رَجُلَانِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ، وَ رَجُلٌ وَاحِدٌ وَ يَمِينُ الْمُدَّعِي إِذَا لَمْ تَكُنِ امْرَأَتَانِ؛ قَضَى بِذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بَعْدَهُ عِنْدَكُمْ. 📚تهذيب الأحكام، ج‏6، ص281-282؛ الإستبصار، ج‏3، ص۲۶ ☀️ج. مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ الْبَغْدَادِيُّ عَنْ مُوسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى سَأَلَهُ بِبَغْدَادَ فِي دَارِ الْقُطْنِ قَالَ: قَالَ مُوسَى كَتَبَ إِلَيَّ يَحْيَى بْنُ أَكْثَمَ يَسْأَلُنِي عَنْ عَشْرِ مَسَائِلَ أَوْ تِسْعَةٍ. فَدَخَلْتُ عَلَى أَخِي فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ ابْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ إِلَيَّ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ أُفْتِيهِ فِيهَا. فَضَحِكَ ثُمَّ قَالَ: فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ؟ قُلْتُ: لَا. قَالَ: وَ لِمَ؟ قُلْتُ: لَمْ أَعْرِفْهَا. قَالَ: وَ مَا هِيَ؟ قُلْتُ: كَتَبَ إِلَيَّ أَخْبِرْنِي عَن‏ ... وَ أَخْبِرْنِي عَنْ شَهَادَةِ امْرَأَةٍ جَازَتْ وَحْدَهَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُم‏»؟ قال ع: ... وَ أَمَّا شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ الَّتِي جَازَتْ وَحْدَهَا [وَحْدَهَا الَّتِي جَازَتْ] فَهِيَ الْقَابِلَةُ جَائِزٌ شَهَادَتُهَا مَعَ الرِّضَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ رِضًا فَلَا أَقَلَّ مِنِ امْرَأَتَيْنِ تَقُومُ مَقَامَهَا بَدَلَ الرَّجُلِ لِلضَّرُورَةِ لِأَنَّ الرَّجُلَ لَا يُمْكِنُهُ أَنْ يَقُومَ مَقَامَهَا فَإِنْ كَانَتْ وَحْدَهَا قُبِلَ مَعَ يَمِينِهَا. 📚الإختصاص، ص92 و ۹۵؛ تحف العقول، ص477 و ۴۷۹ @yekaye
☀️۹) روایت شده است که حکم‌بن‌عتیبه و سلمه بن ‌کهیل، نزد امام باقر (علیه السلام) آمدند و از ایشان درباره‌ی یک شاهد و سوگند [به جای دو شاهد] پرسیدند. حضرت فرمود: هم رسول الله (صلی الله علیه و آله) و هم امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نزد شما در کوفه بر اساس آن حکم دادند آن‌ها گفتند: «این برخلاف قرآن است»! حضرت فرمودند: «کجا آن را خلاف قرآن یافتید»؟ گفتند: خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: «وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُم». فرمودند: «آیا اینکه فرمود دو نفر از شما شاهد باشند آیا یعنی شهادت یک نفر را به همراه سوگند نپذیرید»؟! سپس فرمودند: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مسجد کوفه نشسته بود که عبداللّه‌بن‌قفل تمیمی با زره طلحه از آنجا عبور کرد. حضرت به او فرمود: «این زره طلحه است که به سرقت از غنایم جنگ بصره برداشته شده است». عبداللّه بن‌قفل به حضرت گفت: «میان من و خودت همان قاضی‌ای که برای مسلمانان پسندیده‌ای، قرار بده». حضرت، شریح را میان خود و عبداللّه‌بن‌قفل داور قرار داد. امیرمؤمنان (علیه السلام) به شریح گفت: «این زره طلحه است که در روز جنگ بصره از غنایم به سرقت برده شده است». شریح به حضرت گفت: «برای ادّعای خود بیّنه بیاورید». حضرت، امام حسن (علیه السلام) را آورد. او شهادت داد که آن زره طلحه است که به سرقت از غنایم جنگ بصره برداشته شده است. شریح گفت: «این یک شاهد است و من با یک شاهد حکم نمی‌کنم تا آنکه شاهد دیگری هم همراه آن باشد». حضرت، قنبر را خواست. او هم شهادت داد که این زره طلحه است و از غنایم جنگ بصره به سرقت رفته است. شریح گفت: «این برده است و من با شهادت برده حکم نمی‌دهم». امیرمؤمنان (علیه السلام) خشمگین شد و فرمود: «این زره را [برای بیت‌المال] پس بگیرید؛ شریح سه بار به جور (غیر حق) حکم داد». شریح از جایگاه خویش کنار رفت و گفت: «من دیگر میان دو نفر حکم نمی‌کنم تا به من بگویی که از کجا سه بار قضاوت از روی جور داشتم». حضرت به او فرمود: «وای برتو! چون من به تو گفتم که این زره طلحه است که از غنایم جنگ بصره به سرقت رفته است، تو گفتی که بر گفته‌ات بیّنه (شاهد) بیاور؛ با اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکجا که چیزی که از غنایم جنگی به خیانت برده شده، یافت شد، بدون بیّنه پس گرفته می‌شود». من [با خود] گفتم تو روایت را نشنیده‌ای. این یک قضاوت از روی جور (غیر حق). سپس حسن (علیه السلام) را آوردم و او شهادت داد؛ و تو گفتی این یک شاهد است و من با شهادت یک نفر حکم نمی‌کنم تا آنکه همراه وی دیگری هم باشد؛ با اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با شهادت یکنفر و سوگند حکم می‌کرد. این دو قضاوت از روی جور؛ سپس قنبر را آوردم و او شهادت داد که آن زره طلحه است و به خیانت در روز جنگ بصره از غنایم سرقت شده است و تو گفتی که این برده است و من بر پایه شهادت برده حکم نمی‌دهم؛ این درحالی است که شهادت برده اگر عادل باشد مشکلی ندارد». سپس حضرت فرمود: «ای شریح، وای برتو! امام مسلمانان بر بزرگ‌تر از این امور برمسلمانان امین دانسته شده است»! 📚الكافي، ج‏7، ص385-386؛ تهذيب الأحكام، ج‏6، ص274؛ الإستبصار، ج‏3، ص34-35؛ فقه القرآن، ج‏2، ص17 ✅تبصره: ▪️اولا توجه شود که شاهد گرفتن بر یک کار، غیر از جایی است که برای اثبات مدعا شاهد طلب می‌شود. یعنی ممکن است برای استشهاد دو شاهد لازم باشد، اما هنگام شهادت دادن، یکی از آنها به همراه سوگند کفایت کند. ▪️ثانیا فقها ذیل این حدیث توضیح داده‌اند که همین حالت که سوگند به جای یک شاهد قرار بگیرد در خصوص مسائل مالی است؛ و معلوم نیست که همه‌جا پیاده ‌شود. لذا کاملا محتمل است در مسأله طلاق، به خاطر حساسیتی که دارد، اجرا نشود، چنانکه به خاطر همین حساسیت، اصرار هست که وقتی مردی زنش طلاق می‌دهد حتما دو شاهد مرد را باید برای اقدام خود گواه بگیرد؛ و اگرچه در سایر مسائل، دو شاهد زن به جای یک مرد قبول است اما اینجا قبول نیست؛ چنانکه در حدیث ۱۷ ذیل آیه قبل گذشت: جلسه ۱۱۷۶ https://yekaye.ir/at-talaq-65-01/ @yekaye 👇سند و متن حدیث فوق👉
سند و متن حدیث فوق ☀️۹) عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: دَخَلَ الْحَكَمُ بْنُ عُتَيْبَةَ وَ سَلَمَةُ بْنُ كُهَيْلٍ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَاهُ عَنْ شَاهِدٍ وَ يَمِينٍ. فَقَالَ: قَضَى بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَضَى بِهِ عَلِيٌّ ع عِنْدَكُمْ بِالْكُوفَةِ. فَقَالا: هَذَا خِلَافُ الْقُرْآنِ. فَقَالَ: وَ أَيْنَ وَجَدْتُمُوهُ خِلَافَ الْقُرْآنِ؟ فَقَالا: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ». فَقَالَ لَهُمَا أَبُو جَعْفَرٍ ع: فَقَوْلُهُ «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ« هُوَ أَنْ لَا تَقْبَلُوا شَهَادَةَ وَاحِدٍ وَ يَمِيناً؟ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ قَاعِداً فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَمَرَّ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قُفْلٍ التَّمِيمِيُّ وَ مَعَهُ دِرْعُ طَلْحَةَ. فَقَالَ عَلِيٌّ ع: هَذِهِ دِرْعُ طَلْحَةَ، أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قُفْلٍ: فَاجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ قَاضِيَكَ الَّذِي رَضِيتَهُ لِلْمُسْلِمِينَ‏. فَجَعَلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ شُرَيْحاً. فَقَالَ عَلِيٌّ ع: هَذِهِ دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ لَهُ شُرَيْحٌ: هَاتِ عَلَى مَا تَقُولُ بَيِّنَةً. فَأَتَاهُ بِالْحَسَنِ ع فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ شُرَيْحٌ: هَذَا شَاهِدٌ وَاحِدٌ فَلَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ شَاهِدٍ حَتَّى يَكُونَ مَعَهُ آخَرُ. فَدَعَا قَنْبَراً فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ. فَقَالَ شُرَيْحٌ هَذَا مَمْلُوكٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ مَمْلُوكٍ. قَالَ: فَغَضِبَ عَلِيٌّ ع فَقَالَ: خُذُوهَا فَإِنَّ هَذَا قَضَى بِجَوْرٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. قَالَ: فَتَحَوَّلَ شُرَيْحٌ ثُمَّ قَالَ: لَا أَقْضِي بَيْنَ اثْنَيْنِ حَتَّى تُخْبِرَنِي مِنْ أَيْنَ قَضَيْتُ بِجَوْرٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. فَقَالَ لَهُ: وَيْلَكَ - أَوْ وَيْحَكَ = إِنِّي لَمَّا أَخْبَرْتُكَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ، فَقُلْتَ: هَاتِ عَلَى مَا تَقُولُ بَيِّنَةً؛ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَيْثُمَا وُجِدَ غُلُولٌ أُخِذَ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ. فَقُلْتُ: رَجُلٌ لَمْ يَسْمَعِ الْحَدِيثَ. - فَهَذِهِ وَاحِدَةٌ. ثُمَّ أَتَيْتُكَ بِالْحَسَنِ فَشَهِدَ فَقُلْتَ: هَذَا وَاحِدٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ وَاحِدٍ حَتَّى يَكُونَ مَعَهُ آخَرُ؛ وَ قَدْ قَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص بِشَهَادَةِ وَاحِدٍ وَ يَمِينٍ. فَهَذِهِ ثِنْتَانِ. ثُمَّ أَتَيْتُكَ بِقَنْبَرٍ فَشَهِدَ أَنَّهَا دِرْعُ طَلْحَةَ أُخِذَتْ غُلُولًا يَوْمَ الْبَصْرَةِ؛ فَقُلْتَ هَذَا مَمْلُوكٌ وَ لَا أَقْضِي بِشَهَادَةِ مَمْلُوكٍ؛ وَ مَا بَأْسٌ بِشَهَادَةِ الْمَمْلُوكِ إِذَا كَانَ عَدْلًا؟ ثُمَّ قَالَ: وَيْلَكَ - أَوْ وَيْحَكَ - إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ يُؤْمَنُ مِنْ أُمُورِهِمْ عَلَى مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ هَذَا! 📚الكافي، ج‏7، ص385-386؛ تهذيب الأحكام، ج‏6، ص274؛ الإستبصار، ج‏3، ص34-35؛ فقه القرآن، ج‏2، ص17 @yekaye
🔹ج. وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ
☀️۱۰) از امام باقر ع روایت شده که رسول الله ص فرمودند: هرکس که شهادتی را کتمان کند و یا شهادتی دهد، تا با آن شهادت، خون مسلمانی هدر رود یا مسلمانی از مال خویش بازداشته شود، در روز قیامت درحالتی خواهد آمد که چهره‌اش را تا جایی که چشم می‌بیند ظلمتی فرا گرفته است و بر چهره‌اش خراش‌هایی است که خلایق وی را با اسم و نسب می‌شناسند. و هرکس که شهادت حقّی بدهد تا با آن شهادت حقّ مسلمانی، احیا شود در روز قیامت درحالتی خواهد آمد که چهره‌ی وی را تا جایی که چشم می‌بیند نوری فرا گرفته است، و خلایق وی را با اسم و نسب می‌شناسند. سپس امام باقر (علیه السلام) فرمود: «مگر نمی‌بینی که خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: «وَ أَقِیمُوا الشَّهَادَةَ لِلهِ: و گواهی را برای خدا اقامه کنید.» (طلاق/۲) 📚الكافي، ج‌7، ص: 380-381؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص58؛ الأمالي( للصدوق)، ص482؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص225؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص276 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:‌ مَنْ كَتَمَ شَهَادَةً أَوْ شَهِدَ بِهَا لِيُهْدِرَ لَهَا بِهَا دَمَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَوْ لِيَزْوِيَ مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ‌ أَتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لِوَجْهِهِ ظُلْمَةٌ مَدَّ الْبَصَرِ وَ فِي وَجْهِهِ كُدُوحٌ‌ تَعْرِفُهُ الْخَلَائِقُ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ؛ وَ مَنْ شَهِدَ شَهَادَةَ حَقٍّ لِيُحْيِيَ بِهَا حَقَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لِوَجْهِهِ نُورٌ مَدَّ الْبَصَرِ تَعْرِفُهُ الْخَلَائِقُ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ. ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع: أَ لَا تَرَى أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: «وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّه‌». @yekaye
☀️۱۱) داود بن حصین روایت کرده است: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: شهادت را اقامه کن گرچه به ضرر پدر و مادر یا فرزند باشد؛ ولی علیه برادر دینی خود در جایی که «ضیر» باشد، شهادت نده. گفتم: ضیر چیست؟ فرمود: هنگامی که صاحب حقی که ادعایی را در مورد وی دارد بر خلاف آنچه خدا و رسولش دستور داده، اقدام، و از حد خود تجاوز می‌کند... 📚تهذيب الأحكام، ج‌6، ص257؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص49 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ ذُبْيَانَ بْنِ حَكِيمٍ الْأَوْدِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ النُّمَيْرِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: أَقِيمُوا الشَّهَادَةَ عَلَى الْوَالِدَيْنِ وَ الْوَلَدِ وَ لَا تُقِيمُوهَا عَلَى الْأَخِ فِي الدِّينِ الضَّيْرَ. قُلْتُ: وَ مَا الضَّيْرُ؟ قَالَ: إِذَا تَعَدَّى فِيهِ صَاحِبُ الْحَقِّ الَّذِي يَدَّعِيهِ قِبَلَهُ خِلَافَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ وَ رَسُولُهُ ... @yekaye
☀️۱۲) محمدبن‌عبداللّه حمیری در غیبت صغری در سال ۳۰۸ هجری از طریق نواب اربعه نامه‌ای خدمت امام زمان ع می‌نویسد و سوالاتی از ایشان می‌پرسد و ایشان پاسخ می‌دهند. در فرازی از آن نامه آمده است: و سوال کرد درباره مرد نابینایی که هنگامی که سالم بود در عرصه‌ای برای شهادت دادن حاضر شد، سپس بینایی‌اش را از دست داد و دیگر نمی‌تواند خط خودش را هم بخواند. آیا شهادت دادن چنین کسی جایز است یا نه؟ و اگر این نابینا آن شهادت را به یاد داشت آیا جایز است که بر این شهادتش شهادت دهد یا خیر؟ حضرت پاسخ داد: اگر شهادت را به یاد دارد و وقتش را هم دقیقا می‌داند شهادتش جایز است. و سوال کرد درباره‌ی مردی می‌پرسد که زمین یا حیوانی را وقف می‌کند و علیه خویش به نام بعضی از وکیلان وقف، شاهد می‌گیرد. سپس این وکیل می‌میرد یا کارش تغییر می‌کند و دیگری متولّی می‌شود. آیا برای شاهد جایز است که به نفع این متولّی جدید شهادت دهد، اگر اصل وقف برای یک نفر باشد، یا جایز نیست؟ حضرت پاسخ داد: «غیر از این جایز نیست؛ چرا که شهادت برای وکیل نبوده و تنها برای مالک بوده و خداوند فرموده است: «وَ أَقِیمُوا الشَّهادَةَ لِلهِ». 📚الإحتجاج (للطبرسي)، ج‌2، ص490 وَ كَتَبَ [مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحِمْيَرِيِّ] إِلَيْهِ [= صَاحِبِ الزَّمَانِ ع]‌ ص أَيْضاً فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ كِتَاباً سَأَلَهُ فِيهِ عَنْ مَسَائِلَ أُخْرَى: ... وَ سَأَلَ عَنِ الضَّرِيرِ إِذَا شَهِدَ فِي حَالِ صِحَّتِهِ عَلَى شَهَادَةٍ ثُمَّ كُفَّ بَصَرُهُ وَ لَا يَرَى خَطَّهُ فَيَعْرِفَهُ هَلْ يَجُوزُ شَهَادَتُهُ أَمْ لَا؟ وَ إِنْ ذَكَرَ هَذَا الضَّرِيرُ الشَّهَادَةَ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يَشْهَدَ عَلَى شَهَادَتِهِ أَمْ لَا يَجُوزُ؟ فَأَجَابَ: إِذَا حَفِظَ الشَّهَادَةَ وَ حَفِظَ الْوَقْتَ جَازَتْ شَهَادَتُهُ. وَ سَأَلَ عَنِ الرَّجُلِ يُوقِفُ ضَيْعَةً أَوْ دَابَّةً وَ يُشْهِدُ عَلَى نَفْسِهِ بِاسْمِ بَعْضِ وُكَلَاءِ الْوَقْفِ ثُمَّ يَمُوتُ هَذَا الْوَكِيلُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَمْرُهُ وَ يَتَوَلَّى غَيْرُهُ. هَلْ يَجُوزُ يَشْهَدُ الشَّاهِدُ لِهَذَا الَّذِي أُقِيمَ مَقَامَهُ إِذَا كَانَ أَصْلُ الْوَقْفِ لِرَجُلٍ وَاحِدٍ أَمْ لَا يَجُوزُ ذَلِكَ؟ فَأَجَابَ: لَا يَجُوزُ ُ غَيْر ذَلِكَ لِأَنَّ الشَّهَادَةَ لَمْ تَقُمْ لِلْوَكِيلِ وَ إِنَّمَا قَامَتْ لِلْمَالِكِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ «وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّه‌». @yekaye
☀️۱۳) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: هرگز در هیچ موردی شهادت نده مگر اینکه مطلب مثل کف دستت برایت معلوم باشد. 📚الكافي، ج‌7، ص383؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص71-72 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ غِيَاثٍ [غُرَابٍ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَشْهَدَنَّ بِشَهَادَةٍ حَتَّى تَعْرِفَهَا كَمَا تَعْرِفُ كَفَّكَ. ☀️ب. جعفر بن عیسی به امام رضا ع نوشت که: فدایت شوم! برخی همسایگانم نزدم آمدند با نوشته‌ای که مدعی بودند که مرا بر آنچه در آن است شاهد گرفته‌اند و در آن نوشته، اسم من به خطم که خودم می‌شناسم بود ولی آن شهادت را به یاد ندارم و آنان برای شهادت دادن از من درخواست داشتند؛ آیا با توجه به اینکه می‌دانم که آن اسم من در آن نوشته است هرچند که شهادت را به یاد ندارم، برای آنها شهادت دهم یا اینکه واجب نیست که شهادت دهم مگر اینکه آن را به یاد آورم، خواه اسم من با خط من در آن نوشته باشد یا خیر؟ پاسخ آمد: شهادت نده! 📚الكافی، ج‌7، ص382؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص259 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: كَتَبَ إِلَيْهِ جَعْفَرُ بْنُ عِيسَى: جُعِلْتُ فِدَاكَ جَاءَنِي جِيرَانٌ لَنَا بِكِتَابٍ زَعَمُوا أَنَّهُمْ أَشْهَدُونِي عَلَى مَا فِيهِ وَ فِي الْكِتَابِ اسْمِي بِخَطِّي قَدْ عَرَفْتُهُ وَ لَسْتُ أَذْكُرُ الشَّهَادَةَ وَ قَدْ دَعَوْنِي إِلَيْهَا فَأَشْهَدُ لَهُمْ عَلَى مَعْرِفَتِي أَنَّ اسْمِي فِي الْكِتَابِ وَ لَسْتُ أَذْكُرُ الشَّهَادَةَ أَوْ لَا تَجِبُ لَهُمُ الشَّهَادَةُ عَلَيَّ حَتَّى أَذْكُرَهَا كَانَ اسْمِي فِي الْكِتَابِ بِخَطِّي أَوْ لَمْ يَكُنْ فَكَتَبَ لَا تَشْهَدْ. ☀️ج. امام صادق ع از رسول الله ص روایت کرده که فرمودند: در موردی که خودت شخصا به یاد نیاورده‌ای شهادت نده، زیرا کسی که بخواهد [فریب دهد] نوشته‌ای می‌نویسد و بر آن مهر می‌زند. 📚الكافی، ج‌7، ص383؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص259 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لَا تَشْهَدْ بِشَهَادَةٍ لَا تَذْكُرُهَا فَإِنَّهُ مَنْ شَاءَ كَتَبَ كِتَاباً وَ نَقَشَ خَاتَماً. 🔸همچنین در منابع اهل سنت روایت شده است که: ☀️د. شخصی از رسول الله ص در مورد شهادت دادن پرسید. فرمودند: شهادت نده مگر اینکه مانند خورشید واضح باشد وگرنه رها کن! 📚الدر المنثور، ج‌6، ص232 د. أخرج ابن مردويه عن ابن عباس رضى الله عنهما: ان رجلا سأل النبي ص عن الشهادة؟ فقال: لا تشهد الا على مثل الشمس أو دع! ☀️ه. و باز از ایشان روایت شده که فرمودند: شهادت نده مگر اینکه مطلب برایت از خورشید روشنتر باشد. 📚الدر المنثور، ج‌6، ص232 ه. أخرج ابن مردويه عن ابن عباس رضى الله عنهما قال: قال رسول الله ص: لا تشهد على شهادة حتى تكون عندك أضوء من الشمس. @yekaye
☀️۱۴) الف. ابوحمزه ثمالی از امام سجاد ع روایت کرده که فرمودند: مومن علمش را با حلم و بردباری آمیخته کرده است؛ می نشیند که بیاموزد و ساکت می‌شود تا سالم بماند و سخن می‌گوید تا بفهمد؛ مطلبی که نزد وی امانت گذاشته شده را نزد دوستانش هم بازگو نمی‌کند و شهادتش را حتی در حق دشمنانش کتمان نمی‌کند و هیچ حقی را از روی ریا انجام نمی‌دهد و به خاطر خجالت کشیدن ترک نمی کند؛ اگر ستوده شود از آنچه درباره‌اش می‌گویند می‌ترسد و از آنچه نمی‌دانند به پیشگاه خداوند استغفار می‌کند؛ سخن [و مدح] کسی که او را نمی‌شناسد مغرورش نکند و شمارش کارهایی که انجام داده ترسانش کند. 📚الكافي، ج‌2، ص111؛ الأمالي (للصدوق)، ص493؛ أعلام الدين في صفات المؤمنين، ص93 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ [عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ [الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ‌] أَبِي طَالِبٍ‌] قَالَ: الْمُؤْمِنُ خَلَطَ عَمَلَهُ بِالْحِلْمِ يَجْلِسُ لِيَعْلَمَ وَ [يُنْصِتُ لِيَسْلَمَ وَ] يَنْطِقُ لِيَفْهَمَ لَا يُحَدِّثُ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا يَكْتُمُ شَهَادَتَهُ الْأَعْدَاءَ وَ لَا يَفْعَلُ شَيْئاً مِنَ الْحَقِّ رِيَاءً وَ لَا يَتْرُكُهُ حَيَاءً إِنْ زُكِّيَ خَافَ مِمَّا يَقُولُونَ وَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ لَا يَغُرُّهُ قَوْلُ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَخْشَى إِحْصَاءَ مَا قَدْ عَمِلَهُ. ☀️ب. حدیث فوق با سند دیگری هم از امام ع روایت شده با این تفاوت که به جای تعبیر «و شهادتش را حتی در حق دشمنانش کتمان نمی‌کند» آمده است: «و شهادتش را در حق افراد دور و غریبه کتمان نمی‌کند». 📚الكافی، ج‌2، ص231 أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ يَصْمُتُ لِيَسْلَمَ وَ يَنْطِقُ لِيَغْنَمَ لَا يُحَدِّثُ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا يَكْتُمُ شَهَادَتَهُ مِنَ الْبُعَدَاءِ وَ لَا يَعْمَلُ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ رِيَاءً وَ لَا يَتْرُكُهُ حَيَاءً إِنْ زُكِّيَ خَافَ مِمَّا يَقُولُونَ وَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ لَا يَغُرُّهُ قَوْلُ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَخَافُ إِحْصَاءَ مَا عَمِلَهُ. @yekaye
☀️۱۵) الف. روایت شده که از امام صادق ع سوال شد درباره شخصی که حقی بر عهده شخص دیگری دارد ولی او حق این را انکار می‌کند و سوگند می خورد که چیزی از او برعهده‌اش نیست؛ و صاحب حق بر حق خویش بینه‌ای ندارد؛ آیا برای ما جایز است که حق او را با شهادت دروغ احیا کنیم اگر بیم آن باشد که حقش از دست برود؟ فرمودند: جایز نیست زیرا این تدلیس [= فریبکاری] است. 📚الكافي، ج‌7، ص388؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص74 ☀️ب. روایت شده که از امام کاظم ع سوال شد که شخصی از شیعیان شما بدهی‌ای دارد به شخصی از مخالفانتان، که آن شخص می‌خواهد وی را در تنگنا قرار دهد و زندانی کند در حالی که می‌داند وی چیزی ندارد و توان ادای دینش را ندارد و آن طلبکار بینه‌ای ندارد. آیا برای این شیعه شما جایز است که سوگند بخورد تا این شر را از خویش دفع کند تا اینکه خداوند گشایشی در کار وی پدید آورد؛ و اگر از شیعیان شما شاهدانی بودند که می‌دانستند که وی توانایی بازپرداخت را ندارد آیا جایز است که علیه وی شهادت بدهند؟ فرمود: نه جایز است که علیه وی شهادت بدهند و نه قصد ظلم به او را کنند. 📚الكافي، ج‌7، ص388؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص261 ✳️مرحوم مجلسی توضیح داده: یعنی این شهادت ندادنشان از باب ظلم به آن طلبکار نباشد، بلکه صرفا از باب عمل به آیه «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‌ مَيْسَرَةٍ: اگر بدهکار در تنگناست تا یک گشایشی برایش بشود به او مهلت دهد» (بقره/۲۸۰) است؛ که چون خود آن شخص به این عمل نمی کند اینها قصدشان این باشد که وقتی وی توان بازپرداخت را پیدا کرد بدهی‌اش را پس دهد و آنگاه اگر لازم شد شهادت دهند. (ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج‌10، ص127) ☀️ج. حکم بن ابی عقیل گفته است: به امام صادق ع عرض کردم: دشمنی دارم که فراوان علیه من شاهدان دروغین جمع می‌کند و خوش ندارم که با او معامله به مثل کنم و نمی‌دانم که آیا اصلا می توانم چنین کنم یا خیر؟ فرمودند: آیا این حدیث امیرالمومنین ع به تو نرسیده است که فرمود: خودتان و اموالتان را اسیر شهادت دادن‌های دروغ نکنید، که بر انسان حرجی در دینش و گناهی نزد پروردگارش نیست که آن را از خود دفع کند؛ همان گونه که با شهادت دادنش بتواند یک رابطه نامشروع جنسی یا کشتن بناحق را دفع کند برایش بهتر است؛ و همین طور است مال مسلمان. 📚الكافی، ج‌7، ص401-402؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص263 ☀️د. علی بن سوید می‌گوید: به امام کاظم ع عرض کردم اینها گاهی مرا علیه برادران دینی‌ام به شهادت می‌گیرند. فرمود: بله، برایشان شهادت بده ولو که نگران این باشی که به برادرت ضرری برسد. 📚من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص72 ✳️تبصره: شیخ صدوق بعد از نقل این روایت می‌گوید: در نسخه من به همین صورت فوق ثبت شده، اما در نسخه دیگری دیدم که به این صورت ثبت شده که: «ولی که نگران این باشی که به برادرت ضرری برسد، خیر.» و هر دو می‌تواند درست باشد؛ زیرا اگر کافری حقی بر مومنی داشته باشد و آن مومن در تنگنا نباشد وظیفه داریم که به نفع آن کافر شهادت بدهیم؛ اما اگر آن مومن در تنگنا باشد و آن کافر حاضر به مهلت دادن به وی نباشد، جایز نیست که شهادت بدهیم و آن مومن را به عسر و حرج بیندازیم؛ ولی در جایی که چنین مشکلی یا مشکل جانی و ناموسی‌ای متوجه مومن نیست باید شهادت دهیم چنانکه در احادیث داشتیم که مومن شهادت دادنش را حتی در حق دشمنانش دریغ نمی‌کند. @yekaye 👇سند و متن احادیث فوق👉
سند و متن احادیث شماره ۱۵ ☀️الف. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ عَلَى الرَّجُلِ الْحَقُّ فَيَجْحَدُهُ حَقَّهُ وَ يَحْلِفُ أَنَّهُ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‌ءٌ وَ لَيْسَ لِصَاحِبِ الْحَقِّ عَلَى حَقِّهِ بَيِّنَةٌ يَجُوزُ لَنَا إِحْيَاءُ حَقِّهِ بِشَهَادَةِ الزُّورِ إِذَا خُشِيَ ذَهَابُهُ؟ فَقَالَ: لَا يَجُوزُ ذَلِكَ لِعِلَّةِ التَّدْلِيسِ. 📚الكافي، ج‌7، ص388؛ من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص74 ☀️ب. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِيكَ عَلَيْهِ دَيْنٌ لِرَجُلٍ مُخَالِفٍ يُرِيدُ أَنْ يَعْسُرَهُ وَ يَحْبِسَهُ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ لَيْسَ عِنْدَهُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ لَيْسَ لِغَرِيمِهِ بَيِّنَةٌ هَلْ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَحْلِفَ لَهُ لِيَدْفَعَهُ عَنْ نَفْسِهِ حَتَّى يُيَسِّرَ اللَّهُ لَهُ وَ إِنْ كَانَ عَلَيْهِ الشُّهُودُ مِنْ مَوَالِيكَ قَدْ عَرَفُوا أَنَّهُ لَا يَقْدِرُ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يَشْهَدُوا عَلَيْهِ قَالَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَشْهَدُوا عَلَيْهِ وَ لَا يَنْوِيَ ظُلْمَهُ. 📚الكافي، ج‌7، ص388؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص261 ☀️ج. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِي عَقِيلٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِي خَصْماً يَتَكَثَّرُ عَلَيَّ بِالشُّهُودِ الزُّورِ وَ قَدْ كَرِهْتُ مُكَافَأَتَهُ مَعَ أَنِّي لَا أَدْرِي أَ يَصْلُحُ لِي ذَلِكَ أَمْ لَا؟ قَالَ فَقَالَ لِي: أَ مَا بَلَغَكَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: لَا تُؤْسِرُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ بِشَهَادَاتِ الزُّورِ فَمَا عَلَى امْرِئٍ مِنْ وَكَفٍ فِي دِينِهِ وَ لَا مَأْثَمٍ مِنْ رَبِّهِ أَنْ يَدْفَعَ ذَلِكَ عَنْهُ كَمَا أَنَّهُ لَوْ دَفَعَ بِشَهَادَتِهِ عَنْ فَرْجٍ حَرَامٍ وَ سَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَهُ، وَ كَذَلِكَ مَالُ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ. 📚الكافی، ج‌7، ص401-402؛ تهذيب الأحكام، ج‌6، ص263 ☀️د. رُوِيَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي ع: يُشْهِدُنِي هَؤُلَاءِ عَلَى إِخْوَانِي؟ قَالَ: نَعَمْ أَقِمِ الشَّهَادَةَ لَهُمْ وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِيكَ ضَرَراً. 📚من لا يحضره الفقيه، ج‌3، ص72 ✳️تبصره: قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَكَذَا وَجَدْتُهُ فِي نُسْخَتِي وَ وَجَدْتُ فِي غَيْرِ نُسْخَتِي وَ إِنْ خِفْتَ عَلَى أَخِيكَ ضَرَراً فَلَا. وَ مَعْنَاهُمَا قَرِيبٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ إِذَا كَانَ لِكَافِرٍ عَلَى مُؤْمِنٍ حَقٌّ وَ هُوَ مُوسِرٌ مَلِيٌّ بِهِ وَجَبَ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَيْهِ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ عَلَيْهِ ضَرَرٌ بِنَقْصٍ مِنْ مَالِهِ وَ مَتَى كَانَ الْمُؤْمِنُ مُعْسِراً وَ عَلِمَ الشَّاهِدُ بِذَلِكَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ إِقَامَةُ الشَّهَادَةِ عَلَيْهِ وَ إِدْخَالُ الضَّرَرِ عَلَيْهِ بِأَنْ يُحْبَسَ أَوْ يُخْرَجَ عَنْ مَسْقَطِ رَأْسِهِ أَوْ يُخْرَجَ خَادِمُهُ عَنْ مِلْكِهِ وَ هَكَذَا لَا يَجُوزُ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يُقِيمَ شَهَادَةً يُقْتَلُ بِهَا مُؤْمِنٌ بِكَافِرٍ وَ مَتَى كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ فَيَجِبُ إِقَامَتُهَا عَلَيْهِ فَإِنَّ فِي صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَلَّا يُحَدِّثَ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا يَكْتُمَ شَهَادَةَ الْأَعْدَاء. @yekaye