#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
🍂 🔻پسرهای ننه عبدالله/ ۲۶ خاطرات محمدعلی نورانی نوشته: سعید علامیان ┄┅═✧❁﷽❁
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍂
🔻پسرهای ننه عبدالله/ ۲۷
خاطرات محمدعلی نورانی
نوشته: سعید علامیان
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
🔸 یکی از رفقا به نام عبدالنبی بردبار سوار بر جیپ مجهز به توپ ۱۰۶ از راه رسید. در ارتش دوره دیده بود و مهارت زیادی در شلیک ۱۰۶ داشت. عبدالنبی هر شلیکی میکرد وسط عراقیها میخورد، بلند می شد، می رقصید و بشکن میزد، میگفت زدم زدم زدم. خدمه هایش که از نیروهای مردمی بودند سریع گلوله دیگری میگذاشتند. به یکباره آتش دشمن سنگین شد. عراقی ها فشار آوردند که از در فردوسی اداره بندر وارد شهر شوند و از کنار رودخانه پل خرمشهر را بگیرند. در این صورت پشت نیروهای ما بسته می شد و شهر سقوط می کرد. کنار در ورودی اداره بندر، کیوسک نگهبانی بود. رفتیم بالای آن و از آنجا شلیک میکردیم. نگاه میکردم کجا را بزنم. چشمم به رضا دشتی افتاد. با همان پای مجروح، در حالی که آرپی جی اش را محکم گرفته بود مستقیم وارد اداره بندر شد. داد زدم "رضا ... رضا... برگرد می زنندت."
در هیاهوی انفجارها صدای مرا نشنید، از روی کیوسک پایین پریدم، رفتم پشت سر رضا و فریاد زدم: «الله اکبر... الله اكبر ...» بچه ها که رضا و مرا دیدند در حالی که تیراندازی میکردند پشت سر ما وارد محوطه بندر شدند. عراقیها وقتی هجوم بچه ها را دیدند پا به فرار گذاشتند. ما هم پشت سرشان آنها را به رگبار بستیم. به ساختمان یکی از انبارها رسیدیم. دیدیم خون روی زمین ریخته و یک کوله پشتی و یک رادیو آنجا افتاده. کنار کوله پشتی یک بطری بود، مسعود شیرالی کنارم بود، پرسیدم این چیه؟ گفت: نمی دونی چیه؟
این مشروبه، ویسکیه، نمیدونی تو ؟! گفتم: «زهرمار، بیا برویم!» تا آنجا که میشد عراقیها را تعقیب کردیم. میدان و مرکز اداره گمرک را گرفتیم. بخشی از بندر هنوز دست آنها بود. به محضی که مستقر شدیم، یکباره آنجا را زیر آتش خمپاره گرفتند؛ جهنمی درست کردند. در آن فضای محدود چندین قبضه خمپاره کار میکرد. هر کسی به گوشه ای فرار کرد. در محوطه بندر مقداری تیرآهن به ارتفاع حدود یک متر چیده بودند. تیر آهنها را روی پالتی قرار داده بودند که بین زمین و تیرآهن ها فاصله ایجاد کند. من و نادر طبیجی و مسعود شیرالی به زور خودمان را توی شکاف زیر تیرآهن جا کردیم. گلوله های خمپاره پی در پی روی تیرآهنها میخورد؛ از یک طرف صدای انفجار، از طرفی صدای آهنها، قابل تحمل نبود. انگار ما را توی دیگ بزرگی گذاشته بودند و با پتک روی آن میکوبیدند. ترکش خمپاره ها هم به اطرافمان میخورد. شرایط دیوانه کننده ای بود. نادر طبیجی مرا صدا کرد: «محمد زنده ای؟» گفتم: «آره تو زخمی نشدی؟» گفت: «نه.» کمی که آتش فروکش کرد گفت می خواهم بروم. گفتم: «از
جایت تکان نخوری، بروی بیرون میزنندت. دیگر تحملش را از دست داد فریاد زد: «پدرسگها، دیوانه شدم.» از زیر آهنها بلند شد برود، گفتم «نادر» ،نرو، به تو میگویم نرو. نادر به طرف در خیابان فردوسی دوید، چند متری نرفته بود که یک خمپاره کنارش خورد. قدری تحمل کرد پس از چند دقیقه نتوانست تحمل کند، ناله اش بلند شد. آخ، مردم، محمد، نامرد، چرا کمکم نمیکنی؟ گفتم: «از آنجا تکان نخور، نمی توانم بیاییم بیرون!» چند دقیقه به همین وضعیت ماند تا اینکه آتش آرام شد. با مسعود شیرالی رفتیم سراغش. بدنش پر از ترکش بود. یکی از ترکشها روده هایش را بیرون ریخته بود در حالی که روده ها را به دست گرفته بود گفت: «یا بکش یا بیرم. نگذار اینجا بمانم.»
رضا دشتی هم آمد با مسعود و رضا، سه نفری به نوبت کولش کردیم و تا در فردوسی بردیم.
•┈••✾○✾••┈•
ادامه دارد
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Part04_خاطرات شهید صیاد شیرازی.mp3
5.59M
┄┅═✧☫✧═┅┄
💯@zandahlm1357
به کوروش به آرش به جمشید قسم
به نـقـش و نـگار تخت جمشید قسـم
ایــــران همی قلب و خون مـن اســــت
گـــرفــتـــه زجــان در وجـــود مــن اســت
بـــخــوانـیــم ایــن جـــمـلـه در گــوش بــــاد
چـــو ایــــــران مـــبــــاشــد تــن مـــن مــبــاد
#صفحه_شاعران_ایران_زمین
.......:
@zandahlm1357
Part09_بوستان سعدی.mp3
22.8M
گفتار اندر بي وفايي دنيا/ در تغير روزگار و انتقال مملكت/ حكايت قزل ارسلان با دانشمند و ...
┄┅═✧☫✧═┅┄
💯@zandahlm1357
3919-fa-divane-ashare-parvine-etesami.pdf
2.13M
دیوان اشعار پروین اعتصامی
┄┅═✧☫✧═┅┄
💯@zandahlm1357
#مجله_مجازی_تازنده ایم_ رزمنده ایم
۵۸- صراط مستقیم کدام است؟ تفسیر نماز » صراط مستقیم کدام است؟ کلمه «صراط» که بیش از ۴۰ مرتبه در قرآ
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«وَ کَذلِک جَعَلْناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاس» [۱]
در روایات آمده است که امامان معصوم علیهم السلام میفرمودند: راه مستقیم ما هستیم. یعنی نمونه عینی و عملی راه مستقیم و اسوه و الگو برای قدم برداشتن در این راه، رهبران آسمانی هستند. آنها در دستورات خود درباره تمام مسائل زندگی از قبیل کار و تفریح و تحصیل، انتقاد و انفاق، اظهار علاقه و محبّت و قهر و صلح، همواره ما را به اعتدال و میانه روی سفارش کرده اند. که این سفارشات در بابی تحت عنوان
«الاقتصاد فی العبادات» در کتاب شریف اصول کافی آمده است.
----------
[۱]: ۲۲۱) سوره بقره، آیه ۱۴۳.
ما در اینجا نمونههایی از آیات و روایات را که در آنها به جنبه اعتدال تأکید و از افراط و تفریط نهی شده است میآوریم:
* «کُلُوا وَاشْرِبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» [۲] بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.
* «لا تَجْعَلْ یَدَک مَغْلُولَةً اِلی عُنُقِک وَلاتَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ» [۳] در انفاق کردن نه دست بسته باش و نه چنان گشاده دست که بعد خود محتاج شوی.
* «اَلَّذینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُروُا وَ کانَ بَیْنَ ذلِک قواماً» [۴] مؤمنان کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بُخل بلکه میانه رو هستند.
* «لا تَجْهَرْ بِصَلوتِک وَ لا تُخافِتُ بِها وابْتَغِ بَیْنَ ذلِک سَبیلاً» [۵] نمازت را
نه بسیار بلند بخوان و نه بسیار آهسته بلکه با صدائی معتدل بخوان.
----------
[۲]: ۲۲۲) سوره اعراف، آیه ۳۱.
[۳]: ۲۲۳) سوره اسراء، آیه ۲۹.
[۴]: ۲۲۴) سوره فرقان، آیه ۶۷.
[۵]: ۲۲۵) سوره اسراء، آیه ۱۱۰.
«وَالَّذینَ مَعَهُ اَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماء بَیْنَهُمْ» [۱] مؤمن هم دافعه دارد هم جاذبه. نسبت به کفّار شدید و نسبت به مؤمنان رحیم.
* «اَقیمُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةً» [۲] هم ارتباط با خالق هم ارتباط با مخلوق. هم نماز بخوانید و هم زکات بدهید.
* «اَلَّذینَ آمَنوُا وَ عَمِلوُا الصَّالِحاتِ» [۳] هم ایمان و باور قلبی لازم است و هم رفتار و عمل صالح.
* گرچه قرآن میفرماید: «وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْساناً» [۴] نسبت به والدین احسان کنید اما در جای دیگر میفرماید: اگر شما را از راه خدا بازدارند، اطاعت آنها جایز نیست: «فَلا تُطِعْهُما» [۵]
* نه دوستیها شما را از بیان حق بازدارد: «شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلی اَنْفُسِکُمْ» [۶] و نه دشمنیها شما را از رفتار عادلانه دور کند. «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَانُ قَوْمٍ عَلی اَنْ لا تَعْدِلُوا» [۷]
----------
[۱]: ۲۲۶) سوره فتح، آیه ۲۹.
[۲]: ۲۲۷) سوره بقره، آیه ۴۳.
[۳]: ۲۲۸) سوره بقره، آیه ۸۲.
[۴]: ۲۲۹) سوره بقره، آیه ۸۳.
[۵]: ۲۳۰) سوره عنکبوت، آیه ۸.
[۶]: ۲۳۱) سوره نساء، آیه ۱۳۵.
[۷]: ۲۳۲) سوره مائده، آیه ۸.
#تفسیر_نماز
✍محسن قرائتی
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
💯@zandahlm1357
aac_Kowsar 2 - Bi Namaz ha-1.mp3
11.28M
🎙 #کتاب_صوتی
📓#بی_نمازها_خوشبخت_ترند ؟!
👈 #قسمت یازدهم
📌این داستان؛ بی نمازها خوشبخت ترند؟!
┄┅═✧☫✧═┅┄
💯@zandahlm1357