هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸بسم الله الرحمن الرحیم
✨الهی به امیدتو
🌸خدایا باتوکل به اسم اعظمت
✨پنجره ماه ربیــ🌸ــع الثانی را بازمیکنیم
🌸1 مــ🌙ـاه خیر وبرکت
✨1 مـ🌙ــاه سلامتی وسعادت
🌸1 مـ🌙ــاه آرامش وپیشرفت
✨1 مــ🌙ـاه زندگی پرازموفقیت
🌸به همه ما عطابفرما😊
✨الهی آمین ❣
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌺آخر هفته تون معطر به عطر خوش صلوات
بر حضرت محمد (ص) و خاندان مطهرش 🌸 🍃
🍃🌺اللّهُمَّصَلِّعَلي
🍃🌸مُحَمَّدوَآلِمُحَمَّد
🍃🌺وَعَجِّلفَرَجَهُــم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سلام ای گل غایب🌼
آبها نام تو را زمزمه می كنند
درختها به احترام تو سبز میشوند
نسیم دعای عهد را
در گوش سروها میخواند
شكفتن گل رویت بهترین هدیه
برای منتظران است
🌻اللهم عجل لولیک الفرج🌻
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مادرم ڪرده سـفارش ڪه بگـــو
اولِ هـــــر ↶↶↶ مـــــ🌙ـــاه
#بأبۍأنت_و_امۍیااباعبدالله💚
اول ماه سپردم گره ها را بہ حسین❤️
بأبـے انـت و أمــے یـا حســیــــن❤️
#السلام_علی_الحسین
#وعلى_على_بن_الحسين
#وعلى_اولاد_الحسين
#وعلى_الاصحاب_الحسين
فرارسیدن یک ماه جدید برای زندگی #ربــیع_الثانی_مبارڪ
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#عکس_نوشته👆
🌹امروز اول ربیع الثانی است.
❤️نمازاول ماه و صدقه دادن برای تمام اعضای خانواده فراموش نشود
طریقه نماز اول هر ماه قمری
👆👆👆
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حدیث_روز👆 #ستم_به_سمت_خود
🌍اوقات شرعی به افق تهران🌍
☀️امروز #پنجشنبه 7 آذر ماه 1398
🌞اذان صبح: 05:24
☀️طلوع آفتاب: 06:52
🌝اذان ظهر: 11:52
🌑غروب آفتاب: 16:52
🌖اذان مغرب: 17:11
🌓نیمه شب شرعی: 23:08
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#خط_شکنان_تولید👆
🌸 #ذکرروزپنجشنبه🌸
🥀لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبين
💥معبودي جز خدا نيست
💥پادشاه برحق آشكار
➖➖➖➖➖➖
#سوره_درمانے
💎روز ۵شنبه ۲ رڪعت نمازبـہ
نیت ڪسب مال وثروت بخواند و سپس《سوره یاسین》بخواندواین
عمل را تا ۳ روز انجام دهد بهتر است
📚گوهر شب چراغ ۱۵۷/ ۲
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#پیام_سلامتی
🍅خرمالو و درمان کبد چرب👌
🔸امروزه بیشتر افراد به دلیل زمان بندی نامناسب در خواب شب، خوردن انواع چربی و فست فودها، ورزش نکردن، ادرار نکردن هنگام بیدار شدن از خواب، زیاده روی در غذا خوردن، صبحانه خوردن با عجله به کبد چرب مبتلا هستند
🔸خرمالو یکی از بهترین مواد برای درمان کبد چرب است، خرمالو جزو آن دسته از میوههایی است که منبع بالایی از فیبر دارد، این میوه به دلیل خاصیت ملین بودن، برای افرادی که مشکل یبوست و کبدی دارند، مفید است
تو این روزهای پاییزی خوردن خرمالو رو فراموش نکنید😋
👇👇🏿👇
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸امـروزتون شاد
🍃آرزومندم
🌸سرای قلبتون پراز عشق
🍃مهربانی روشنی زندگیتون
🌸راهتون سبز و پرگل
🍃لبتون همیشه خندون
🌸و دعای خیر
🍃همراه زندگیتون باشه
🌸آخر هفته تون بینظیر
🍃درکنارخانواده هاتون
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#آی_پارا
#پارت_چهل_هشتم
از حرکت خودم شرمنده شدم و صدام رو آوردم پایین و گفتم : می دونم ترسیدی. اما دیگه تموم شد . من نمی خوام اذیتت کنم . فقط می خوام بدونم تو چطور از تو اون حجره سردرآوردی؟ سرش و انداخت پایین و در حالی که گریه می کرد ، گفت : وضو که گرفتم ، برگشتم سمت حجره . ولی به لحظه با خودم گفتم : تو می خواستی بخوابی پس این حجره ی روشن مال ما نیست پس رفتم اون سمت . در رو باز کردم و رفتم تو . به مرد خوابیده بود . منم فکر کردم تویی . تو حجره تاریک بود . رفتم سمت چمدون دیدم نیست . گوشه ی دیگه ی حجره رو هم دیدم . اونجام نبود . تا خواستم بیام مثلا بیدارت کنم ، یه دست نشست رو صورتم و .... گریه ی آی پارا شدید تر شد . جوری که نمی تونست حرف بزنه . یه چند لحظه که گذشت و اون یه کم آرومتر شد ، ادامه داد: فهمیدم . فهمیدم چه غلطی کردم . بوی گندی که از مرده می اومد بهم فهموند چه خبطی کردم . اما دست کثیفش رو جوری رو دهنم گذاشته بود که نمی تونستم نفس بکشم چه برسه به فریاد. منو برگردوند طرف خودش و با مشت زد پای چشمم. گیج شدم و افتادم رو زمین . افتاد رو من و سنگینیش باعث شد نتونم جم بخورم . سرم گیج می رفت . با دستمال دهنم رو بست و همونطور که رو من بود طناب دور شلوارش رو باز کرد و دست و پاهامو باهاش بست . بهم سیلی می زد و فحشم می داد. فکر می کرد اومدم دزدی . شروع کرد به پاره کردن لباسام . لباسام رو پاره می کرد و کتکم می زد . منم بهش لگد می زدم اما انگار اثر نمی کرد . هق هق آی پارا باز شدیدتر شد. بدون اینکه کنترلی رو حرکاتم داشته باشم ، کشیدمش تو بغلم و گفتم : همه چی تموم شد . حالا آروم باش. عوض هر چی تو رو زده ، هزار تا بهش زدم . شاید تا صبح دووم نیاره . آروم باش. هیس !!! هیس . آروم باش. آی پارای جسور و گستاخ . دختری که جسارتش اون رو تو چشم من از همه اناث عالم متمایز کرده بود ، حالا داشت مثل یه گنجیشک زخمی که به زور از دست به لاشخور فرار کرده ، بین بازو های من بال بال می زد . میون هق هقش گفت : ممنون که نجاتم دادین . همون موقع که دیگه از دست و پا زدن داشتم ناامید می شدم . صدای داد و هوار شما پشت در ، شعله ی خاموش شده ی امیدم رو روشن نگه داشت . اون رو از خودم جدا کردم و آروم رو همون بالش پر شیپش خوابوندمش و گفتم : همه چی درست می شه . الان همه چی آرومه . تو هم آروم باش. دیگه تنهات نمی ذارم . بخواب . من تا صبح بیدارم . آی پارا تو خودش مچاله شد و من بلند شدم و فتیله ی فانوس رو پایین آوردم .صبح با صدای تایماز چشمام رو باز کردم . حس می کردم به وزنه ی سنگین رو سینم گذاشتن که تنفس رو برام غیر ممکن کرده . تایماز چشمام رو که باز دید ، اومد نزدیکتر و گفت : خوبی؟ بلند شدم و گفتم : ممنون از کنارم بلند شد و رفت سمت چمدون و در حالی که وسایلش رو جا به جا می کرد گفت : می تونیم راه بیفتیم ؟ برای غلبه به حس رخوتی که تو وجودم بود ، بلند شدم و گفتم : بله . من خوبم . دلم می خواد زودتر از اینجا بریم بیرون. تایماز سرش رو تکون داد و گفت : من برم کلید رو تحویل بدم .
❤️ همونجا با آبی که تو سطل بود صورتم رو شستم و نشستم تا تایماز برگرده . حس خفگی داشتم . یه جور بغض . دلم میخواست خان بابام الان پیشم بود و سرم رو می ذاشتم رو زانوش وتا می تونستم گریه می کردم. دلم دستهای مهربون دایه جانم رو می خواست که دست بکشه تو خرمن موهام و برام قصه ی دختر شاه پریون رو بگه . قصه ای که بارها و بارها خودم رو جای شخصیت اصلی اون تصور کرده بودم و از هر اتفاق خوبی که بین اون و شاهزاده می افتاد به وجد می اومدم .
-------------------
••••●❥JOiN👇🏾
@tafakornab
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حدیث_روز #مثال_دنیا
💚امام صادق عليه السلام:
🌎 چه بسيار دنياطلبانى كه به آن نرسيدند
و چه بسيار كسانى كه به دنيا رسيدند
و از آن جدا شدند و رفتند! پس مبادا كه طلب دنيا،
تو را از عمل كردن براى آخرت باز بدارد.
و دنيا را از دهنده آن و مالكش(خداوند) بخواه.
اى بسا آزمندِ به دنيا كه دنيا او را به خاك افكنْد
و به جهت آنچه از دنيا به دست آورد،
از طلب آخرتش باز مانْد، تا آن كه عمرش
سپرى شد و مرگش فرا رسيد!🌎
📚الكافی ج 2 ص 455
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#هرروزیک_آیه
✨وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِينَ(۱۹)
✨وخداوند یار و یاور
✨پرهیزکاران است(۱۹)
📚سورهٔ مبارکه الجاثیة
✍بخشی از آیهٔ ۱۹
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh