eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
735 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
212 ویدیو
21 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با ادمین و سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. فرداهای پس از واقعه ✍🏻 زهرا کبیری پور در میان روضه‌های ماه محرم سنگین‌ترین روضه همیشه روضه‌ی وداع است. آن ساعتی که کاروان آل‌الله قرار است حرکت کنند. قرار است جاماندگان از افلاکیان خداحافظی کنند. شنیدن روضه‌ی رسیدن زنان و کودکان به قتلگاه و وداع جانسوز آن‌ها سخت و سنگین است. شام غریبان که می‌شود این روضه‌ها و تصاویری که در ذهن‌ها حک شده است به اوج خودش می‌رسد. و برای همین است که ما نیز برای استجابت دعا، گاهی خدا را به گریه‌های زینب کبری در شام شهادت برادرشان قسم می‌دهیم. اما از فردایِ این روضه‌ی سنگین، بُهت و ناباوری جای خود را به سوز دل می‌دهد. معمولا در فرداهای پس از واقعه‌، بازمانده‌ها مبهوت آن اتفاق می‌شوند. و مُدام این سؤال در ذهن‌شان تاب می‌خورد که واقعا تمام شد؟! و دیدارمان ماند به قیامت؟! حالا اگر بعد از واقعه مسئولیتی نداشته باشند، می‌نشینند در گوشه‌ای و از درون ذره ذره آب می‌شوند بدون اینکه در ظاهرشان تغییری ایجاد شود. اما اگر مسئولیت داشته باشند مانند زینب کبری آن فریادهای وامحمدا و واعلیایِ زمان واقعه، تبدیل می‌شود به ما رأیتُ إلا جمیلا در خطبه‌های شهر کوفه و شام. چرا؟! چون مسئول است و حالا در مسیر این مسئولیت، خون ریخته شده نیز وجود دارد. این پاسخ من بود به فردی که با حالت طعنه گفت کاش خانواده‌های شهداء انقدر بی‌قراری و بی‌تابی نکنند... این پاسخ برای این است که بدانند اتفاقا در هنگام واقعه این نفس‌ها باید از سینه خارج شوند هُرم این داغ‌های ناگهانی فقط با گریه کمی کم می‌شود اما نباید تردید کرد آن مادری که همسر از دست داده در فرداهای بعد از واقعه، باوجود همان بُهتی که از چشمانش خوانده می‌شود، سُکان خانواده و فرزندان را به دست گرفته و جای خالی شهید را زینب‌گونه پُر خواهد کرد. همان کاری که انتظار می‌رود مسئولان ما نیز انجام دهند و عمود این خیمه را بلند کرده و با شرافت و عزت به دست صاحبش برسانند. همان کاری که رهبری در این چند روز انجام دادند و اجازه ندادند غم و بغضشان مسئولیتشان را تحت الشعاع قرار دهد. https://eitaa.com/afkarehowzavi
6.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍زهرا گندمکار لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (تین/۴) که براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم. انسان به حسب خلقت طوری آفریده شده که سعادت دارد به رفیع اعلی عروج کند و به حیات جاودانی در جوار پروردگارش، و به سعادتی خالص از شقاوت نائل شود، و خداوند او را مجهز کرده به جهازی که می تواند با آن ،علم نافع را کسب کند، و نیز قدرت عمل انجام صالح را به او داده..... هر وقت بدانچه دانسته ایمان آورد، و ملازم اعمال صالح گردید، خدای تعالی او را بسوی خود عروج می دهد و بالا می برد. شهیدان بهترین مصداق این آیه شریفه هستن، هر چه تهذیب نفس بیشتر درجات اعلی علیین بیشتر و در نزد پروردگار جایگاه مقرب تری دارند. آیت الله رئیسی در زمره علمای شهید و با تقوا محسوب می شود که دلهای بسیاری را مجذوب خود گردانید . ایشان با ایمان و عمل صالح خالصانه خود فطرت ناخودآگاه انسانها را بیدار کرده و در مسیر حقانیت رهنمون کردند. روحشان شاد و یادشان گرامی https://eitaa.com/afkarehowzavi
. مرد دیپلماسی عزت و مقاومت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهید حسین امیرعبداللهیان غیر از خلوص و شخصیت مردمی ایشان که موردِ تمجیدِ همکارانش در وزارت خارجه بود، تلاش برای ارتباط تنگاتنگ دستگاه سیاست خارجی با نهادهای مختلف از جمله نیروهای دفاعی و نظامی بود. به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، آمنه عسکری منفرد، نویسنده و پژوهشگر حوزوی در یادداشت ارسالی به نکاتی اشاره کرده است که در لینک زیر قابل مشاهده است👇 https://hawzahnews.com/xcS9S https://eitaa.com/afkarehowzavi
. «عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش» ✍طیبه فرید شیرین نبود.از همان وقت که مادرش او را زاییده بود .اصلا اسمش را گذاشت هند! نه ببخشید، شیرین. شاید که تلخی اش پیدا نباشد.بزرگ‌هم که شد پای هیچ فرهادی به زندگی اش باز نشد!آخر کدام مردِ پاک باخته ای حاضر می شد محض خاطرِ او تیزی چکشش را حرامِ دل سفت‌ و سخت کوه کند؟مردی که با او شوهر کرد!!!صدایش می زد« مادر فولاد زره» .بچه هایش وقتی بزرگ‌شدند بابایشان را مسخره می کردند که« تو زن نگرفتی،تو به شیرین شوهر کردی!» روزی که ابراهیم توی آتش سوخت مادر فولاد زره »گفت «سزاوار نبود اینقدر آسان‌ بمیرد! ابراهیم را می گفت ها! ابراهیمی که سوخته بود.سوخته !یکجوری که قدش کوتاه شده بود!یکجائی که هیچکس نبود خاموشش کند،یکجوری که اصلا کسی نمی شناختش. اما هند جگر خوار به این هم قانع نبود،کینه عین خون از کلماتش می چکید.اگر دستش می رسید غلامش وحشی را می فرستاد که تن او را مثل حمزه سید الشهدا مُثله کند. واقعا سوختن توی جنگل نموری که همه جاندارهایش از سرما می لرزند ،همه جایش را مه گرفته ،سنگ های خیسش کم مانده از سرما بترکد مرگ آسانست؟ آخوندها می گویند سختی و آسانی مرگ به شکل رفتن‌نیست.ممکن است یکی به رغم ظاهر سختِ مرگش آسان رفته باشد و برعکس.هر چه بود ظاهر مرگ سید ابراهیم سخت بود.حداقل برای آن هایی که شب تا صبح بیدار مانده بودند خبر زنده بودنش رابشنوند یا توی خواب کابوس دیده بودند که پیدا نشده. آن هایی که دوستش داشتند نگران بودند که خودش سوختنش را حس کرده باشد.او که وارث آرزوهای خاک خورده میرزا و صدنفر آدم‌ دیگر بود.اما گرگ آدم نما هر جا باشد گرگی می کند ،طبیعتش را از چشمهای دریده و دندان های تیز و زوزه کشیدن های ترسناکش نشان می دهد.مزاج گرگ آدم نما عین هند جگر خوار است،شاید هم برعکس.حُکماً شیرین اگر صد سال پیش قد و بالای یخ‌زده میرزا را توی کوه های تالش دیده بود وقتی که نعش هوشنگ آلمانی روی کولش خشک شده بود می گفت حقش نبود کوچک جنگلی اینقدر آسان‌بمیرد.شاید اصلا دیگر نوبت به محمد خان سالار نمی رسید که بخواهد سر میرزا را از تنش جدا کند. توی آن برف و بوران، بزرگِ جنگل را پیدا کردند . میرزا سالمِ سالم بود.فقط دیگر قلبش نمی تپید.صورتش همان شکلی بود.مثل قرص ماه. یخ‌زده.... سید ابراهیم را هم توی جنگل خیس ارسباران پیدا کردند.اولش نمی دانستند خودش است.از روی انگشتر سوخته عقیقش شناخته بودند.هیچ چیزش عین قبل نبود.می گفتند از صورتش چیزی برای شناختن نمانده . انگار خدا یکجوری برده بودش که همه قدر نشناسی هایی که در حقش شده بود جبران بشود.بقول حافظ: عِتابِ یارِ پری‌چهره عاشقانه بکَش که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند گرگها داشتند زوزه می کشیدند اماشهادت خستگی از جان میرزا به در کرده بود.... https://eitaa.com/afkarehowzavi
. معرفی کانال‌های بانوان نویسنده‌ی مجله‌ی افکار بانوان حوزوی 1️⃣ اشرف پهلوانی قمی، یادداشت‌های یک مدافع سلامت @pahlevaniqomi 2️⃣ آمنه عسکری منفرد، قلمْ‌نگارِ منفرد eitaa.com/ghalamnegaremonfared 3️⃣ زهرا سرمیلی، داستان کوتاه ۱۴۰۰ eitaa.com/joinchat/1339621484Cdf2f7cf6f5 4️⃣ زهرا سعادت، رسانه خورشید eitaa.com/joinchat/1948516539C245a5d9754 5️⃣ زهرا کبیری پور، دل نوشت @Delneveshteeee 6️⃣ زهرانجاتی، محنا eitaa.com/joinchat/1763180548Cdca1fa9741 7️⃣ زهره قاسمی، خلوت وصال @khalvatevesal 8️⃣ سمیه رستمی، نمکدون شعبه ایتا @namakdooon 9️⃣ سیده ناهید موسوی، سیده بانو @banoomousavi 🔟 صدیقه عالیپور، قلم نوشت https://eitaa.com/joinchat/103940365Cd3fc260315 1️⃣1️⃣ طیبه فرید، دست‌نوشته‌های طیبه فرید @tayebefarid 2️⃣1️⃣ فاطمه رجبی بهشت آباد، یادداشت‌ های روزانه... @fatemehrajabi_beheshtabad 3️⃣1️⃣ فاطمه شکیب رخ، قلم زنی @Ghalamzaniii 4️⃣1️⃣ فاطمه میری طایفه فرد، دل‌گویه @del_gooye 5️⃣1️⃣ مرضیه رمضان قاسم eitaa.com/joinchat/2786918448C6bafa932ef 6️⃣1️⃣ ریحانه حاجی زاده، یک دهه هشتادی @shabihe_aviny 7️⃣1️⃣ مریم زارعی، از جان نوشت @az_jan_nevesht 8️⃣1️⃣ مریم منصوری، از ما نگاشت @azmanegasht 9️⃣1️⃣ نجمه صالحی، یادداشت https://eitaa.com/joinchat/2319319119C2ce51d5673 0️⃣2️⃣ الهه دهقانی، روزنگار @Rooz_Negar 1⃣2⃣ زینب نجیب، قلم نجیب @ghalamenajib 2⃣2⃣خانم خلیلی، قلم وزین https://eitaa.com/joinchat/776864033C13d130e7dd 3⃣2⃣سیده الهام موسوی، شوق پرواز https://eitaa.com/joinchat/164626523C149e9bd43a 4⃣2⃣خانم دکتر حسینی پناه، خطور خاطره @khotorekhatere 5⃣2⃣مریم قربانزاده، خوان هشتم را من روایت می‌کنم https://eitaa.com/khane_8 6⃣2⃣فاطمه وجگانی، یادداشت های یک طلبه مشاور https://eitaa.com/talabemoshaver99 7⃣2⃣مخدره چمن‌خواه، نون و القلم @noonvalghalam1 8⃣2⃣سعیده رحیمی، عهدنگار https://eitaa.com/srahimi50313 9⃣2⃣فاطمه پورسعید،حسرت https://eitaa.com/roohamdaembetosafarmikonad 0⃣3⃣سمیه غلامرضاپور، خودمانی https://eitaa.com/khodemanim https://eitaa.com/afkarehowzavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. «جیبِ بزرگِ کاربَری در ایتا» ✍زهرا سادات شمس «مامان...» با بلندترین صدایی که میتواند فریاد میزند و شاکی به طرفم می‌آید. در آشپزخانه ام. سعی میکنم چیزی بنویسم و ناهاری بپزم!! پسرکم که انگار با سخت ترین اتفاق جهان مواجه شده باشد میگوید:«باز کتابام رو به هم ریخته! هیچی نمی‌فهمه اصلا» و شاکی به اتاقش میرود. بلند میگویم:« خواهرته ها...» صدایم پشت در بسته اتاقش گم میشود. دخترکم هم بدون هیچ گونه پشیمانی میگوید: «میخواستم کتاباش قشنگ بشه. همین! » به او هم همان یک کلمه را میگویم: «داداشته ها...» مثل برادرش گوش نمیکند و میرود. خدا خدا میکنم حرفم اثری بگذارد. گوشی به دست میشوم تا ازین حال و هوا بیرون بیایم شاید هم ایده ای برای نوشتن پیدا کنم. از ایتا شروع میکنم. این روزها تمام کانالهایی که عضوم از فروش لباس و آموزش قلاب بافی تا کانال های سیاسی و تحلیلی و خبری و البته گروه های کوچک و بزرگی که در آنها حضور دارم، همه عزادار رییس جمهور شهید و یارانش هستند. همه تقریبا مثل هم. مذهبی و انقلابی! ایتا محیط جالبی دارد با کاربرانی تقریبا یکدست. یک اَمای بزرگ هم این وسط وجود دارد. وسط این همه عکس های پروفایل تقریبا مشابه. اما بعضی از کاربران، مورد عجیبیَند، با یک دست از مظلومیت شهید و شقاوت توهین کنندگان مینویسند و دست دیگرشان در جیبشان است. جیب بسیار بزرگی هم دارند بی انصاف ها، پر از برچسب تهمت و توهین! در حالیکه برای مظلومیت شهید اشک می‌ریزند، برچسب هایشان را یکی یکی با ذکر نام و رسم شکل، به هم‌مذهب و هموطن انقلابیشان میزنند و بعد با دل خنک، خیالشان راحت میشود که روشنگری کرده اند. یکی به امری یا شیوه ای در نظام انتقاد دارد، اینها همگی نفهمند. یکی نظرش با نظراتشان متفاوت است، اینها اما راهزن و کاسبند. یکی در گذشته کاری کرده که نباید، اینها همان والضالین هستند. راستی بعضی هم هستند که خدای اطلاعات و عملیاتَند و بقیه را بی بصیرت و گیج میخوانند. خلاصه که هرکس صد در صد منطبق با کاربر نباشد یک چیزش می‌شود و کج است و دست کاربر در جیبش دنبال برچسبی درخور میگردد. این همه کشمکش و توهین، آن هم این روزها که صدر خبر، اخلاص و سعه صدر رییس جمهور شهید است، شما را نمی‌ترساند؟ این حق الناس ها، خیلی ترسناکند. چه کسی فردا توان جواب دادن به امیرالمومنین را خواهد داشت اگر بپرسد چرا با شیعه من اینگونه سخن گفتی؟ رییس مذهب ما گفت جوری رفتار کنید که زینت ما باشید! نمیدانم جناب کاربر چه جوابی دارد. خیلی دردناک است. دلم میخواهد فریاد بزنم: «داداشته ها.. یا خواهرته ها..» اما صدایم پشت در بسته ای گم میشود! احتمالا فایده ای هم نداشته باشد... پسرکم از اتاقش بیرون می‌آید و میگوید:«بستنی داریم؟» میخندم: «چندتا؟» «دو تا دیگه!» برایشان بستنی می آورم. کنار هم جلوی تلویزیون مینشینند و با هم بستنی میخورند. دلم برایشان غنج میرود. ایتا را می‌بندم تا حال و هوایم بهتر شود. باید برای خانواده ام ناهار درست کنم. https://eitaa.com/afkarehowzavi
🔰معاونت پژوهش با همکاری گروه علمی تربیتی مطالعات اسلامی زنان جامعه الزهرا سلام الله علیها برگزار می کند. 🔆پنل تخصصی «مسئله تحمیلی حجاب از باورها تا هنجارها!» 🎙رئیس: سرکار خانم دکتر ریحانه کارپرور (مدرس حوزه و دانشگاه، پژوهشگر و عضو گروه علمی تربیتی مطالعات اسلامی زنان جامعه الزهرا سلام الله علیها) 🎤دبیر علمی: سرکار خانم نجمه صالحی (مدرس حوزه و دانشگاه، پژوهشگر و دبیر انجمن علمی پژوهشی تاریخ معاونت پژوهش جامعه الزهرا سلام الله علیها) 🔸اساتید ارائه کننده: 🎙سرکار خانم فاطمه میری طایفه فرد (عضو شورای انجمن علمی پژوهشی تاریخ معاونت پژوهش جامعة‌الزهرا سلام الله علیها) موضوع: حجاب زنان ایران از منظر سفرنامه نویس فرانسوی (شاردن) 🎙سرکار خانم دکتر زهرا دلاوری پاریزی (مدرس حوزه و دانشگاه، عضو شورای انجمن علمی پژوهشی کلام معاونت پژوهش جامعة‌الزهرا سلام الله علیها) موضوع: مقایسه تاثیر مبانی توحیدی و اومانیستی بر کیفیت و کمیت حجاب 🎙سرکار خانم عفت عرب زاده (پژوهشگر موسسه شناخت و عضو انجمن علمی پژوهشی مطالعات زن و خانواده معاونت پژوهش جامعة‌الزهرا سلام الله علیها) موضوع: بررسی لایحه حجاب و عفاف بر پایه فکری رهبری 📌لینک مجازی: https://online.jz.ac.ir/rbhyyb897yoy 🗓زمان: سه شنبه 1403/03/08، ساعت 9 الی 11 🏢مکان: جامعه الزهرا سلام الله علیها، معاونت پژوهش، طبقه سوم 🌐کانال معاونت پژوهش 🆔https://eitaa.com/jz2602
. به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، کتاب "نغمه مادری" نوشته‌ی سرکار خانم زهرا نجاتی(مادر شش فرزند)، از بانوان نویسنده تحریریه مجتهده امین و طلبه جامعه الزهرا سلام‌الله‌علیها منتشر شد. لینک خبر👇 B2n.ir/m95020 https://eitaa.com/afkarehowzavi
💠 در آستانه چهل سالگی جامعه الزهرا سلام‌الله‌علیها؛ 📸 پویش عکاسی از خانه مادری راه اندازی شد 🔹 با موضوعات: 🔸 مادری و جامعه 🔸 حس خوب طلبگی 🔸 بهار زیبای جامعه 🔸 شیرینی‌های طلبگی 🔸 استادی 🔸 خدمات شیرین 🔸 آموزش‌های من در جامعه 🗓 مهلت ارسال آثار: تا 31 خرداد 1403 📲 ارسال آثار به شناسه کاربری به نشانی: @relations_jz https://jz.ac.ir/post/14372- ┄┅═══••✾••═══┅┄ @jz_news | کانال رسمی جامعه الزهرا
. خاک سرد است اما خاک شهید سردی ندارد.. ✍س_غلامرضاپور این روزها دارم با خودم فکر می‌کنم من چقدر معمولی ام ؟ آدم‌ها دو گروهند خوبها و بدها .. گروه سومی هم هستند که دارند انتخاب می‌کنند که خوب باشند یا بد. اینها همان معمولی‌ها هستند فرقی هم نمی‌کند از پولدارها باشند یا بی‌پولها از درس خوانده‌ها باشند یا درس نخوانده‌ها این وسط آدم‌های خوب خیلی تلاش می‌کنند تا معمولی‌ها،خوبی را انتخاب کنند. حتی گاهی تا پای مردن پیش می‌روند. تاریخ پر است از آدم‌های خوبی که بخاطر آدم‌های معمولی قربانی شده اند.. تا کی باید آدم‌های خوب قربانی بشوند تا ما آدم‌های معمولی آگاه بشویم؟ اصلا شاید برای همین معمولی بودن ما آدم‌های معمولی‌ست که آخرین ذخیره الهی نمی‌آید. ما معمولی‌ها خیلی مسئولیم. دقیقا به همان اندازه که حق داریم، مسئولیم. تا بحال انقدر از معمولی بودن بدم نیامده بود. معمولی بودن گاهی اصلا خوب نیست. اگر قرار باشد هی خوب‌های عالم بروند تا معمولی‌ها حالی‌شان بشود دنیا دست کیست ، که دیگر آدم خوبی باقی نمی‌ماند. باید دیگر معمولی نباشم. به گمانم این اثر گرمای خاک شهید است. https://eitaa.com/afkarehowzavi