💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
مکانهایی به امام مهدی(عج) منسوب شده و گفته شده است که شیعیان در دوران غیبت کبری برای ارتباط با وی د
دعاها و زیارات
چندین دعا و زیارت از امام زمان(ع) صادر شده است؛ مانند دعای فرج (اَللّهُمَّ عَظُمَ البَلاء)، دعای «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ»، دعای «اَللّهمّ رَبَّ النّورِ العَظیم»، دعای «اَللهُمّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَةِ»، دعای سهم اللیل، دعای هر روز ماه رجب، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُکَ بِالمَولودَینِ فی رَجَب»، دعای «اَللهمّ إنّی اَسألُکَ بِمَعانی جَمیعِ ما یدعوکَ بِهِ وُلاةُ أمرِکَ»، زیارت ناحیه مقدسه و زیارت الشهداء.[۱۲۱]
برای ارتباط با امام زمان نیز علاوه بر زیارتهای جامعه که میتوان همه امامان را با آن زیارت کرد، دعاها و زیارتهای مختلفی در روایات شیعه نقل شده که عبارتند از:
دعای ندبه
دعای سلامتی امام زمان(عج)
استغاثه به امام زمان(عج) (سَلامُ اللهِ الکامِلُ التّام...)
زیارت آلیاسین
دعای غریق
دعای عهد
دعای فرج
دعای اللهم عرفنی نفسک (دعا در غیبت امام زمان)[۱۲۲]
دعای اللهم ادفع عن ولیک (دعا برای امام عصر)[۱۲۳]
صلوات مخصوص امام زمان(عج)
زیارت روز جمعه
#امام_شناسی
#امام_زمان
https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
شکست آمریکا در طبس - ویکی فقه
https://fa.wikifeqh.ir/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7_%D8%AF%D8%B1_%D8%B7%D8%A8%D8%B3
پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ش، عملیات نیروهای آمریکای به نام عملیات پنجه عقاب، در صحرای طبس شکست خورد.
این واقعه، پس از آن روی داد که جیمی کارتر، رئیس جمهور ایالات متحده، تصمیم گرفت تا به ایران حمله نظامی کند. بهانه این هجوم، آزادی جاسوسانی بود که در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ش. به اسارت دانشجویان پیرو خط امام درآمده بودند. سران کاخ سفید که از حرکت دانشجویان غافلگیر شده بودند و توطئههایشان آشکار شده بود،
[۱]
تصمیم گرفتند از قوای نظامی استفاده کنند و با حمایت مزدوران داخلی و پشتوانه تبلیغاتی خبرگزاریهای استعماری به افکار خود، جامعه عمل بپوشانند و یکبار دیگر دولت دلخواه خود را در ایران بهقدرت برسانند.
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
پنجم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ش، عملیات نیروهای آمریکای به نام عملیات پنجه عقاب، در صحرای طبس شکست خورد. این
سیاستمداران کاخ سفید، در ظاهر میکوشیدند مساله گروگانها به صورت مسالمتآمیز حل شود، حتی آنها پیش از آغاز برنامه نظامی، برای مذاکرات جدید، زمینهچینی میکردند تا مسئولان ایران را غافلگیر کنند؛
[۳]
اما در واقع، مدت پنج ماه بود که نیروهای ویژهای را برای این کار در محیطی مشابه صحرای طبس در «آریزونا» آموزش میدادند. بنا بود که این طرح، با نام «عملیات پنجه عقاب» چهارم تا ششم اردیبهشت ۱۳۵۹ اجرا شود.
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
سیاستمداران کاخ سفید، در ظاهر میکوشیدند مساله گروگانها به صورت مسالمتآمیز حل شود، حتی آنها پیش از
برنامه نیروهای آمریکا اینگونه بود که در شب اول، هشت بالگرد و هفت هواپیمای غول پیکر C-۱۳۰ در عمق خاک ایران فرود بیایند. سپس بالگردها و شبانه سوختگیری و به نقطهای در نزدیکی تهران پرواز کنند و تا شب بعد منتظر بمانند. بنا بود که شب دوم گروههای ویژهای به سفارت حمله کنند و همراه گروگانها، به ورزشگاهی نزدیکی سفارت بروند. سپس بهطور همزمان، فرودگاه مجاور اشغال شود و همه با هواپیمایی که آنجا مستقر شده است، به پرواز درآیند.
سپس طرح پایانی اجرا میشد که شامل حمله به مراکز اقتصادی و اماکن شخصیتهای مؤثر و کلیدی و در نهایت کودتایی با همکاری عوامل لیبرال، ضد انقلاب و جاسوسان مستقر در ایران بود. سرانجام کارتر در نطقی، سقوط نهضت اسلامی را اعلام میکرد.
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#تمرین174 نور عیدتان مبارک. عید مبعث است دیگر عزیزان من. چشمتان را ببندید. الان نه. زود بستید. باز
#تمرین175
نور
درباره حادثه طبس مطالعه کنید. قبلا مطالعه داشته اید! آفرین دختر خوب. چه دختری. چه پسری. باریک الله.
حالا میدانید که هدف نهایی آمریکا از بین بردن ایران بود. ولی نتوانست. فکر کرده ما قاق هستیم. خب داشتم میگفتم. شما اگر در سال ۱۳۵۹ به دنیا نیامده بودید اشکالی ندارد، گریه نکنید، الان یَک تمرینی میدهم که خوشحال شوید به خاطر خدا. خب، شما پنجم اردیبهشت سال۵۹ در قامتِ یک دانه شن در صحرای طبس حضور به هم رساندید. من هم بودم. همه جوانان برومندی که آن زمان نبودند در قامت دانه شن به اسلام خدمت کردند. خب حالا از خاطرات آن شب خودتان از زاویه اول شخص بنویسید. البته دانه های شن پسر و دختر دارند. الحمدلله و المنة دانه های شنی که پسر هستند بسیار قدرتمند ظاهر شدند و نقشه هایی که دانه های شنِ دختر کشیده بودند را به خوبی پیاده کردند. خداوند به همه جوانان همسر خوب و زیبا و شاد عطا کند. انشاءالله شیعه ایرانی تعدادش از دانه های شنِ صحرای طبس بیشتر شود. راستی یک دانشگاه شنی خلق کنید که شن ها آنجا درس میخوانند. یک دانه شنِ دختر جزوه هایش از دستش میافتد و همانگونه که افتد و دانی...آن شب حمله، نقشه شِناز و شِنسا اجرا شد، شنبیز و شناوش هم نامزد های خود را یاری کردند. کافی است یا بیشتر توضیح بدم. خب حالا لبخندت را جمع کن و بنویس. همش دنبال ماجراهای عاشقانه هستی. مرسی اَه.
#حادثه_طبس
#شنها
#پنجم_اردیبهشت
#تمرین_کلاسی ۳۴
#تمرین175
حالا که بحث حجاب داغ است یک صحبتی هم با دخترای عزیز ضعیف الحجاب داشته باشم.
خب شما که اینقدر زیبا هستید، دلربا هستید، باید ملکه یک قصر رویایی باشید. حیف نیست اندمتان را در معرض چشم غلام گولاخ و کریم سیبیل میگذاری زیبای خفته! بیدار شو. دست و صورتت را بشوی. عه...شُستی! همش کرم پودر و آرایش بود که. وا اسفا. خب حالا دستان خوشگلت را بیاور بالا و آن روسری خوشگلت را بگذار روی کلهٔ خوشگلت. خب. من دیگر بروم. مواظب خوشگلی هایت باش که باد در کمین گلهای زیبا و باز شده است.
#ضعیف_الحجاب_های_خوشگل
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت فردا که ششم اردیبهشت و تولدم است، این کلیپ را تقدیم نگاهتان میکنم. حق مادری دارم بر گردن درختهای انار. 😐 ❤️
#واقفی
@sedkhareji
@anarstory
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
اثر برگزیدهی خانم سودابه احمدی در مسابقهی #خورشید_اُمید
#مسابقه_خورشید_امید
دست رحمت
بوی آتش و دود همه جا را گرفته است. هر طرف را که نگاه میکنیم، خرابی و ویرانی است. به دنبال زخمیها هستیم که صدای پای پر سرعتی توجهمان را جلب میکند. صدا در حال نزدیک شدن است. با دو نفر از نیروها پشت یک ماشین نیمهسوخته پنهان میشویم. یکی از نیروهای خودمان است که در حال عبور است. وقتی مطمئن شدم که خودی است فریاد میزنم:
+ آهای! وایستا.
سرباز برمیگردد و مرا میبیند. به سویم میآید. از مسیرش میپرسم، پاسخ میدهد که پیغامی دارد برای حسین رضایی؛ برای خودم! گفتم چه پیغامی؟! چرا پشت خط ارتباطی چیزی نگفتند؟
گفت: ارتباط اینترنتی امن نبود، دستور آمده که فلاکاییها* را بفرستید به مقر مرکزی.
سپس نامه دستور را نشان داد. نشان و اسم رمزش درست است. اما خطرناک بود؛ فلاکاها عقلی نداشتند و بلافاصله حمله میکردند. تصمیم گرفتم خودم هم با او بروم. ماشین حامل فلاکاهایی را بیرون آوردم و همراه آن سرباز به سمت مقر مرکزی به راه افتادیم.
ساعتی بعد رسیدیم. در آنجا ابتدا هر سلول را از ماشین پیاده کردیم و در وسط محوطه مرکزی پایگاه گذاشتیم. صدای خش خش و سرو صدایشان همه را کلافه کرده بود. ناگهان از دور چشمم به شکافته شدن جمعیت افتاد. حسم میگفت خودش است. با قامتی رشید و هیبتی استوار به سمت سلولها میآمد و همه راه را برایش باز میکردند.
دستور داده شد سلول باز شود. با کنترلی که در اختیارم بود در آن را باز کردم. ناگهان فلاکایی داخل آن جست بلندی زد و بیرون پرید و به سمت او حمله کرد. اما به محض نزدیک شدن ایستاد! انگار که نمیتوانست حرکت کند. او، به دو قدمی فلاکایی نزدیک شد و دستش را بر سرش گذاشت و این در حالی بود که داد و فریاد میکرد. بعد از چند لحظه صدایش آرام شد. چهرهاش از آن حالت زمختی و زشتی خارج شد و به حالت انسانی خودش برگشت. آن فلاکایی دوباره آدم شد. این برای اولین بار بود که بعد از حضور فلاکاها و حمله به انسانها، این موجودات دوباره آدم میشدند. هر چند در عصر ظهور چنین چیزی عجیب نبود اما برای ما تازگی داشت. از همان سربازی که باهم آمده بودیم پرسیدم این مرد کیست که اینطور قدرتی دارد؟ با تعجب نگاهی به من انداخت و گفت: بنظرت چه کسی جز حضرت و یارانش توانایی عاقل کردن بشر مبتلا به فلاکا را دارد؟!
مجید نجفی
* نوعی ماده مخدر که انسان را شبیه به زامبی میکند.
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
#مسابقه_خورشید_امید دست رحمت بوی آتش و دود همه جا را گرفته است. هر طرف را که نگاه میکنیم، خرابی و و
اثر برگزیدهی آقای مجید نجفی در مسابقهی #خورشید_اُمید