#خواندن
تالار خزندگان
در جلد اول که شروع بد بود، کتاب با توصیفی از خانوادهی بودلر شروع میشد و مدام نویسنده توصیه میکرد که اگر دنبال خبر خوبی هستید بیخودی معطلید و ادامه ندهید، همان ابتدا پدر ومادر این خانواده در یک آتش سوزی در خانهی ایدهآلشان فوت میشوند و یتیمهای بودلر همان ابتدا بدبخت میشوند و باید به خانهی یکی از اقوام دور بروند، که بعداً معلوم میشود چه قدر آدم مزخرف و بیشخصیتی است. انتهای کتاب از شر این آدم خلاص میشوند و میروند پیش فرد دیگری که یک مار شناس است و همان ابتدا نویسنده میگوید که فکر نکنید اینها شرایطشان بهتر میشودهااا
تا آخر همین بساط پهن است و اصلا این سرپرست خواهد مرد ولی من خواننده راغب میشوم که به دنبال نقطهی روشنی کتاب را تا انتها بخوانم،
اگر نقطهی روشنی پیدا شد به شما هم اطلاع میدهم.
#نوشتن
روزنگاشت
#000502
#سجادی