eitaa logo
ذاکرین آل الله
304 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.5هزار ویدیو
339 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
. و توسل ویژۀ شهادت امیرالمومنین علیه السلام و 19 ماه مبارک رمضان . ∞═┄༻↷↭↶༺┄═∞ غصه آورده ام، غم آوردم باز شرمنده ام، کم آوردم باز شرمنده ام که خام شدم دانه دیدم اسیر دام شدم آمدم تا حساب صاف کنم باز می خواهم اعتراف کنم ای فدای نوازش و خَشمَت کاش هرگز نَیُفتَم از چَشمَت بارم افتاده با هزار دلیل وَ اَنَا عَبْدُکَ‏ الضَّعِیفُ‏ الذَّلِیل : ناصر حامدی *ممنونم یه بار دیگه شبِ قدر شد، دوباره نَفَس دارم و میگم:علی!...، ممنونم یه بار دیگه شبِ قدر شد، دوباره نَفَس دارم و میگم: حُسین!...از الان ما شیعیان دلشوره ی مُحرم رو داریم،از الان دلشوره ی اربعین رو داریم،همه الان دلاشون آشوبِ...چی بگم دلت کربلایی بشه؟* سلام آقا! هوایِ کربلا دارم بَدَم اما، می دونی که دوست دارم سلام آقا! *شب نوزدهم،همچین که فرق مبارک شکافته شد،یادِ خدارو زنده کرد امیرالمؤمنین، هر کی یه ضربه ای میخوره، یه آهی،ناله ای،فریادی میزنه...اما همچین که شمشیر تا اَبرو رو شکافت، آقا انگار هیچ دردی رو احساس نکرد،هیچ ناله ای نزد، فقط یادِ خدا رو زنده کرد، از زخم هیچ گله ای نکرد، قربون این خانواده برم، پسرش هم که تویِ گودال افتاده بود،صدا زد: "الهی! رِضاً بِرِضائِک، لا مَعبودَ سِواک، تَسلِیمًا لِأمْرِک" علماء میگن:یه وقت لحنِ ابی عبدالله عوض شد،یهو صدا زد: "یاغِیاثَ المُستَغیثین"دید زینب داره از بالایِ تَل میاد،صدا زد:..* آتش ست اينجا،نسوزي چون سِپَند يا برو، يا چشم هايت را ببند حسین... .
مراسم قرآن بر سر گذاشتن _ شبهایِ احیاء. •┈┈••✾••✾••┈┈• بهترین لحظاتِ عمرتِ این ساعات ،کیا سال دیگه شب نوزدهم زنده ان؟ کیا این لحظه ها رو درک میکنن؟ اول بگم : خدا ممنونتم،یه شب نوزدهم دیگه بهم اجازه دادی، خیلی ها پارسال بودن، الان یا رو تخت بیمارستانند یا زیر خاک خوابیدن ،بهم عمر دادی،نفس دادی، ممنونتم خدا،الان نفس بالا میاد، رو به قبله...* "اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ" *الان رو به قبله ای،حاجتت رو مَد نظربیار، قرآن رو مقابل صورتت باز کن، شب نوزدهمِ، این قرآن از من گله داره، خجالت میکشم به صفحاتش نگاه کنم، حقش رو اَدا نکردم، وای به حال اونایی که از شب بیست و سوم پارسال دست به این کتاب نزدن...* "اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حق مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حق کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ" * حالا آماده ی ناله زدنی، قرآن ها رو روی سرت گذاشتی و همه با هم ناله بزنیم، ده مرتبه ناله بزن: " بِکَ یَا اللّهُ ..." گفت ملائکه اش رو جمع میکنه تو ساق عرش،میگه این همه جوون اومدن قرآن به سر، من حیا میکنم جوابشون رو ندم.... ده مرتبه ناله بزن، رَحْمَةً لِلْعَالَمِین رو صدا بزن: " الهی بِمُحَمَّد..." "الهی بِعَلِیٍّ ..." این دستت رو که بالا بردی پایین نیار، بحق اون دستی که توی مدینه بالا نیومد، به اون دستی که میخواست موهای زینب رو شونه کنه،تا دست رو آورد بالا گفت: آی... دستی برا مادرِ ما نذاشتن، به دستی که علی موقع غسل دادن، دستش خورد به بازوی فاطمه... "الهی بفاطِمَةَ ..."* بیا خطا و گناهِ مرا حساب نکن بیا و به خاطر زهرا مرا عذاب نکن *کریم رو دَرِ خونه ی خدا واسطه کن " الهی بالْحَسَنِ ..." بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه ی آب فراتم ای اَجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبرِ شهیدِ کربلا کربلا،کربلا... از حرم تا قتلِگه زینب صدا می زد حسین... *تو قرآن رو سرت گذاشتی، زیب دو دستی رو سر میزد...* دست و پا می زد حسین زینب صدا می زد حسین *"الهی بالْحُسَیْنِ..." ده مرتبه همه ناله بزنن: الهی بعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ... ده مرتبه: "الهی بمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ..." "الهی بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ..." "الهی بمُوسَى بْنِ جَعْفَر ..." ما از گُل کمتر به دخترت معصومه نگفتیم، ما مواظب ناموست بودیم ، یا باب الحوائج!، ما نذاشتیم سایه اش رو نامحرم ببینه...هوای مارو داشته باش...الان میخوای بری در خونه ی پسرش،یا امام رضا! کیه دلش رفته حرم امام رضا؟* شبِ راز و نیازِ آقام بنده نوازِ نگو غرق گناهم حرم رو همه بازِ * یا امام رضا! به خواهرتون حضرت معصومه سلام الله علیها،همون خواهری که از مدینه میخواست بیاد شمارو ببینه اَجل مهلتش نداد، به اون خواهری که ما تا فهمیدیم خواهر امام رضا داره میاد،اینقدر رو سرش گُل ریختیم،اینقدر دورش صلوات فرستادیم،اینقدر مَحرما دورش حلقه زدن،احساس غربت نکنه،ما مثل مردم کوفه و شام نبودیم،با انگشت زینب رو نشون ندادیم، ما به خواهرت خارجی نگفتیم.. "الهی بعَلِیِّ بْنِ مُوسى ..." "الهی بمحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ..." "الهی بعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد ..." "الهی بالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ...." *آقا جان! یا صاحب الزمان! خیلی ها التماس دعا دارن، اَنتَ أَبَانَا اِسْتَغْفِرْ لَنَا" تو پدر ما اُمتی، تو امام مایی، تو از پدر مهربانتری، خیلی بی حیایی کردم.. میخوام امشب با واسطه تو با خدا آشتی کنم ، کی ازامام زمانم بهتر،نشناختمت،ندیدمت ،اما عاشقتم،راستی راستی میگم: دوست دارم..* تو دلم یه دنیا حرفِه،که میخوام بگم براتون آقا جون این دلِ تنگم،دوباره کرده هواتون با خودم یه نذری کردم،که اگه تو رو ببینم تو همون نگاه اول جونم و بدم براتون *حالا با همین اشکت،همه با هم ده مرتبه " الهی بالْحُجَّةِ......" .
🍁🍂روضه و توسلِ جانسوز _ویژۀ شبهایِ احیا و شهادتِ امیرالمؤمنین علی علیه السلام . •┈┈••✾••✾••┈┈• وقتِ پروازِ آسمان شده بود گوئیا آخرِ جهان شده بود کعبه می رفت در دلِ محراب لحظه ی گریه ی اذان شده بود *همه میگفتن:علی! نرو... فقط فاطمه می گفت:بیا آقا....* کوفه لبریز از مصیبت بود باد در کوچه نوحه خوان شده بود شور افتادِ در دلِ زینب پی بابا دلش روان شده بود در و دیوار التماسش کرد در و دیوار مهربان شده بود شوق دیدارِ حضرت زهرا در نگاهِ علی عیان شده بود سایه ای شوم پشت هر دیوار در کمین علی نهان شده بود ناگهان آسمان تَرَک برداشت فرق خورشید خون فشان شده بود خار در چشم و تیغ بین گلو زخم ،مهمانِ استخوان شده بود ✍سیدحمیدرضا برقعی روضه ام اینه:" فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة " چه معنایی داره که علی گفت؟ معنای ظاهریش اینه:به خدای کعبه رستگار شدم،حالا از این جمله معنا میشه بیرون بیاری، رستگار شدم،راحت شدم،علی از داغ سنگین راحت شد،یه عمری استخوان تو گلو بود، خدا برا هیچ مردی نیاره، علی مرد زخم دیدنِ،علی مگه اولین بارِ زخم خورده،شمشیر خورده؟ علی که سحر شمشیر خورد،اصلاً جایی رو که این ملعون ابن ملجم شمشیر زد،تو جنگ احزاب شمشیر خورده بود،تو جنگ های دیگه، علی یه روز نود زخم خورد،یه روز تو اُحُد فقط نود زخم خورد،سردارِ خط مقدمِ اسلامِ،علی که بدنش با زخم و شمشیر غریبِ نبود... اما همه ی این مقدمه ها واسه اینه: زخم شمشیر خوب میشه،زخم شمشیر مداوا میشه...* خدا کند همه ی زخم ها به تن بخورد خدا کند کسی زخم بر جگر نزند *یه زخم به بدنِ،مدتی بگذره جاش خوب میشه،اما بعضی زخم ها هزارسالم بگذره جاش خوب نمیشه، زخم جگر رو برات باز کنم: زخم جگر همون زخمیِ که قهرمان خیبر هم که باشی،نگاه کنی ببینی دور ناموست حلقه زدن.... "هر کی بَلَدِ برا این روضه بلند گریه کنه،صداش رو خرج کنه،امام صادق علیه السلام فرمود: خدا رحمت کنه اونی که برا مادر ما بلند گریه میکنه..."علی جان زخم جیگرت خوب نمیشه، چه جوری زخم زدن؟* من ایستاده بودم دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد *این زخم مخصوص دل و جیگر امیرالمؤمنینِ،یا علی! ما بدون کربلا نمی تونیم روضه مون رو جمع کنیم،بذار ببرمتون یه جایی... یه زخم جیگرم من سراغ دارم کربلا،میدونی کجا به جیگرش زخم زدن؟ جلو چشمش به باباش ناسزا گفتن،اونجایی به جگرش زخم زدن که گفت: من حلالی رو حرام نکردم، من حرامی رو حلال نکردم،چرا من رو میخواین بکُشید؟ یه نامردی بلند شد گفت: حسین! این گناه تو سنگین ترین گناهِ عالمِ، تو پسر علی هستی...شروع کرد به علی ناسزا گفتن،میگن حسین رو محاسنش اشک جاری شد....این زخم ادامه داشت تا تو گودالِ قتلگاه، نشست رو سینه ی حسین، دید لب ها پاره پاره است،گفت:حسین! شنیدم بابات ساقیِ کوثر بوده، به بابات بگو بیا سیرابت کنه...ای حسین.... بیار دستت رو بالا الان میخوای قرآن به سر بگیری،شب نوزدهمِ، امشب یه جوری ناله بزن،د شب دیگه هم بهت ناله بِدَن،سوز بِدَن، هر چی نفس داری،من میگم:شب نوزدهم شبِ مادرِ،به صدیقه ی طاهره،به اون خانمی که هجده سالگی برا علی پرپر شد، " الهی بفاطِمَةَ...العفو.... "
نمونه مجلس آماده شده شب قدر شب نوزدهم ماه مبارک رمضان 👇👇👇👇👇 شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، شب ضربت خوردن اول مظلوم عالم، امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام، و از طرفی هم مصادف با اولین شب از لیالی باعظمت قدر است... خدای متعال توفیق درک این شبهای با عظمت رو به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد. ایام و لیالی منسوب است به امام العارفین، قطب السالکین، امام المتقين، یعسوب الدین، اخ الرسول، زوج البتول، ابوالحسن، امیرالمومنین علیه السلام... عنایت کنید هدیه به پیشگاه مقدس و ملکوتی آن حضرت و... تسلای دل داغدار آقامون حجت بن الحسن ارواحنا له الفداء اجماعا صلوات بلندی ختم بفرمایید. . مناجات_امام_زمان_علیه_السلام 🔸ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم آقای من امام زمان... امشب کجا قرآن به سر میگیری... پسر فاطمه... 🔸ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم 🔸در آسمانی نگاهت پر بگیرم آقا هر شیعه ای... آرزو داره... شب قدر در کنار شما احیا کنه... مگه ميشه بدون شما برم در خونه ی خدا... کجایی ای امید شیعه... 🔸ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق 🔸دست شما را جای قرآن سر بگیرم آقا...شما واسطه بین منو خدایی... ميشه برا من رو سیاه هم دعا کنید... بار گناهم سنگین شده... اصلا گناه باعث شده من نتونم شما رو ببینم... 🔸ای کاش در تقدیر من امشب نویسند 🔸پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم آقا میدونم داری منو میبینی... آقا میدونم صدام رو میشنوی... اما.. میخوام بگم... کی ميشه من شما رو ببینم... مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاكَ 🔸طالب خون خدا مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاك 🔸یابن مصباح الهدی مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاك شب قدر ببین حرف دلت هست یا نه... 🔸چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه 🔸سر راهی به گدا، مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاك حالا صداش بزن... مَتَى تَرَانَا وَ نَرَاك... 🔸پیشانى عدل و عدالت را شکستند 🔸آن دسته اى که با على پیمان ببستند شب نوزدهم ماه مبارک رمضانه، شب ضربت خوردن آقامون امیرالمومنینه... 🔸یا رب چه صبحى در پى شب هاى او بود 🔸«فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» بر لب هاى او بود مثل امشبی امیرالمومنین... مهمان دخترش ام کلثومه... خیلی خوشحال بود خانم ام کلثوم... آخه باباش امیرالمومنین مهمانشه... سفره افطار رو پهن کرد... یکطرف ظرف شیر رو گذاشت... یکطرف نان و نمک... صدا زد: دخترم... تا حالا کی دیدی... بابات سر سفره ای بشینه... دو تا خورشت داشته باشه... تا بی بی اومد ظرف نمک رو برداره... صدا زد: دخترم ظرف شیر رو بردار... امشب میخوام با نان و نمک افطار کنم... 🔸وقتی که با نان و نمک افطار میکرد 🔸انگار که، با فاطمه دیدار میکرد امشب حال و هوای دیگه ای داره مولا... هی نگاه به سمت آسمان میکنه... صدا میزنه... انا لله و انا الیه راجعون نزدیکای اذان صبح حرکت کرد به طرف مسجد... 🔸سمت مسجد میرود امشب بدون فاطمه 🔸سمت مسجد میرود آرام بی کوثر علی 🔸جای زهرا خالی است آری اگر که زنده بود 🔸 مطمئنم راه را می بست زهرا بر علی امشب... مردم کوفه... برا آخرین بار... صدای اذان امیرالمومنین رو شنیدند... همچین که از بالای ماذنه اومد پایین... درمحراب عبادت ایستاد... نماز عجیبی خواند امیرالمومنین... تا سر از سجده برداشت... نانجیب حیا نکرد... ابن ملجم ملعون... با شمشیر زهر آلود... چنان بر فرق امیرالمومنین زد... صدای ناله مولا بلند شد... «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» به خدای کعبه رستگار شدم... دیگه علی راحت شد خدا... صدای ناله مولا بلند شد... «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» به خدای کعبه رستگار شدم... دیگه علی راحت شد خدا... صدای منادی بین زمین آسمان بلند شد... «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى» تا صدای منادی رو بچه ها شنیدند... دوان دوان اومدند به طرف مسجد... تا رسیدند نگاه کردند دیدند... ای وای... محراب مسجد لاله گونه... فرق بابا رو شکافته اند... تمام صورت خونیه... روی خاکهای محراب هی صدا میزنه... «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» همین جا بود صدای حسنین به ناله بلند شد... 🔸حسن از یک طرف می کرد زاری 🔸حسین از سوی دیگر بی قراری حسنین اومدند کنار بابا... بابا ديگه رمق در بدن نداره... زیر بغل های بابا رو گرفتند... با فرق شکافته آوردند به سمت خونه... اول👇 عرضه بداریم یا امیرالمومنین... طاقت نداشتی دخترت زینب کبری... شما رو با صورت خونی ببینه... اما یاعلی... کجا بودید آقا خرابه شام... وقتی سر بریده حسنیت رو... برا دختر سه ساله اش آوردند... ای وای.. ای وای... بمیرم.. تا نگاهش به سر بابا افتاد... صدا زد: وای بابای خوبم... (مَنْ ذَاالَّذي قَطع وَرِيدَيْكَ...) بابا بگو ببینم کی سر از تنت جدا کرده...بابا... کی با چوب خیزران به لب و دندانت زده بابا...
(مَنْ ذَاالَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي..) کی منو تو بچگی یتیم کرد... 🔸یتیمی درد بی درمان یتیمی 🔸یتیمی خاری دوران یتیمی بابا نبودی ببینی... از کربلا تا شام... چقدر تازیانه به من زدند...بابا... دیگه طاقت ندارم...بابا ببین تمام بدنم کبود شده... موهای سرم سفید شده... بابا دیگه منم با خودت ببر... یاعلی.. سه ساله حسینت... انقدر کنار بدن بابا ضجه زد... یکدفعه دیدند دختر یک طرف افتاد... سر بابا یک طرف افتاد... عمه جانش زینب دوان دوان اومد نگاه کرد دید... دختر جان به جانان تسلیم کرده... شعر پایان👇 🔸ناز مرا به ضربت سیلی کشید خصم 🔸بابا گمان مبر که نوازشگرم نبود 🔸تا زنده ام به جان تو مدیون زینبم 🔸جز او کسی به فکر من و خواهرم نبود () عرضه بداریم آقا جان... یاامیرالمومنین... طاقت نداشتید دخترتون زینب... شما رو در اون حالت ببینه... کجا بودی آقا... وقتی زینبت... توی شهر کوفه... سوار بر محمل... یکدفعه پرده رو کنار زد... دید سر بریده برادر بالا نیزه... ( یَا هِلَالًا لَمَّا اسْتَتَمَّ کَمَالًا) ای ماه زینب... (مَا تَوَهَّمْتُ يَا شَقِيقَ فُؤَادِي كَانَ هَذَا مُقَدَّراً مَكْتُوبَا) برادر میدونستم شهیدت میکنند... میدونستم اسیر میشم...ولی باور نمیکردم... یک روزی...سرت رو بالای نیزه ببینم... 🔸سری به نیزه بلند است در برابر زینب 🔸خدا کند که نباشد سر برادر زینب
🔸تو که آرامش و نور دل زهرایی ای گل 🔸چرا سرگشته ی در دشت و درصحرایی ای گل امام زمان...آقا... 🔸دل من منتظر تا خنجر مولا بگیری آقا... منتظر اون روزیم که... بیایی و... ذوالفقار امیرالمومنین رو بگیری... 🔸دل من منتظر تا خنجر مولا بگیری 🔸بیایی انتقام مادرت زهرا بگیری چطوری انتقام مادر رو بگیره... 🔸عدو را زنده سازی بدن اون نامرد رو از قبر بیرون بیاری... 🔸عدو را زنده سازی، نشینی روبرویش 🔸به دست قدرت خود، زنی سیلی به رویش که ای نامرد... تو کشتی مادرم را... ای زنازاده.. مگه نمیدونستی دختر پیغمبره... مگه نمیدونستی احترام داره.... با چه جراتی به مادر ما سیلی زدی... 🔸به دست قدرت خود، زنی سیلی به رویش آقا یک عمره شیعه با این مصیبت داره میسوزه... آقا به ما هم اجازه بدی... بگویی شیعیانت، زنند سیلی به رویش ماهم به اون نانجیب سیلی بزنیم... بگیم ای نامرد تو کشتی مادرم را... هر کجا نشستی... تسلای دل امام زمان... ناله بزن یا زهرا... ‍ ایام ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت و میهمانی الهی است خدای متعال در این ماه با عظمت توفیق اطاعت، و بندگی خالصانه رزق و روزی همه ما بگرداند به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد. 🔸بسم الله الرحمن الرحيم یا رحمن و یا رحیم... 🔸اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن... 🔸(یا صاحب الزمان)... 🔸کاش در این رمضان لایق دیدار شوم در این ماه ضیافت الهی... ماه مهمانی خدا... ببین حرف دلت هست یا نه... 🔸کاش در این رمضان لایق دیدار شوم 🔸سحری با نظر لطف تو بیدار شوم یعنی میشه... مثل یه همچین شبها و روزهایی... وعده خدا محقق بشه و... نزدیکای اذان صبح... صدای زیبات رو بشنوم... آقای خوبم... یا بن الحسن... 🔸کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان امشب اومدم اینو بگم آقا... 🔸کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان 🔸تا که همسفره ی تو لحظه افطار شوم یا بن الحسن... . ایام شهادت آقامون امیرالمومنین... از همینجا دلها رو روانه کنیم کنار حرم با صفاش... 🔸پیشانى عدل و عدالت را شکستند 🔸آن دسته اى که با على پیمان ببستند 🔸یا رب چه صبحى در پى شب هاى او بود 🔸«فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ» بر لب هاى او بود تا صدای ناله امیرالمومنین بلند شد... حسنین دوان دوان اومدند... دیدند ای وای... فرق امیرالمومنین شکافته شده... محراب مسجد غرق خون... صدای منادی بلنده «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى» ▪️حسن از یک طرف میکرد زاری ▪️حسین از سوی دیگر بی قراری الا لعنه الله علی القوم الظالمین -
|⇦•مادرم یادم داده ... زنی وتوسل به امیر المؤمنین علیه السلام ویژهٔ اجراشده ماه مبارک رمضان مادرم یادم داده اگه یه روز زیرِ بار غصه ها خوردم زمین بیارم به روی لب هام همیشه نامِ زیبای امیرُالمومنین نداره غصه دلم با حیدر صدای قلبم شده یا حیدر یا حیدر یا حیدر... کاش میشد تا که بیام تو حرمت آقاجون با ناله و آه بخونم بشینم میون ایوون طلات برا تو هم أمینُ الله بخونم تا آخرِ عمر برات می خونم همیشه عبدِ خونه ت می مونم بسته شه این دهنم اگه یه روز نامِ یا علی رو لب هام نباشه نباشه الهی هر کس که میخواد آقایی مثل تو مولا نباشه ولایِ حیدر تو این زمونه میون این دل،گرفته خونه یا حیدر یا حیدر... .