NAR-VA-03-10-007_(2).MP3
1.71M
🎙کاروان وارد شد از کعبه سوی کربلا🎙
🔰 کربلایی نریمان پناهی
🗓 صوت های قدیمی
#صوت
#سینه_زنی
#نریمان_پناهی
@Arshiv_Gholam
دود بود و دود بود و دود بود
گل میان آتش نمرود بود
شعله می پیچید بر گرد بهار
خون دل می خورد تیغ ذوالفقار
یک طرف گلبرگ أمّا بی سپر
یک طرف دیوار بود و میخ در
میخ یاد صحبت جبریل بود
شاهد هر رخصت جبریل بود
قلب آهن را محبّت نرم کرد
میخ از چشمان زینب شرم کرد
شعله تا از داغ غربت سرخ شد
میخ کم کم از خجالت سرخ شد
گفت با در رحم کن سویش مرو
غنچه دارد، سوی پهلویش مرو
حمله طوفان سوی دود شمع کرد
هرچه قوّت داشت دشمن جمع کرد
روز، رنگ تیره ی شب را گرفت
مجتبی چشمان زینب را گرفت
پای لیلی چشم مجنون می گریست
میخ بر سر می زد و خون می گریست
جوی خون نه تا به مسجد رود بود
دود بود ودود بود و دود بود
«حسن لطفی»
#شعر
#روضه
#حضرت_زهرا
@Arshiv_Gholam
ساکن روزهای بی نورم
گم شده آیههای مستورم
زرد بودم سیاه و سرخ شدم
رنگ رنگم شبیه منشورم
صورتم را گرفتهام با دست
چون که روبنده نیست مجبورم
جور شد دیدنِ تو أمّا حیف
شرمسارم ز وضع ناجورم
ردّ شلّاقها کنار هم است
گاهی از دور مثل هاشورم
سنّ و سالی ندارم أمّا من
بین زنها به پیر مشهورم
بس که لاغر شدم مشخّص نیست
شبحم، آدمم و یا حورم
با تمسخر نگاه میکردند
خسته از دختران مغرورم
در بساطم که نیست نقل و نبات
نوش جان کن ز گریهی شورم
میشود روی سینهام باشی؟!
کمکم کن نمیرسد زورم
گفتی از حرف آن سفیر بگو
ولی از من مخواه معذورم
«سید پوریا هاشمی»
#شعر
#روضه
#حضرت_رقیه
@Arshiv_Gholam
np50t1 (2) (1).mp3
6.05M
🎙ای امیر همهی لشگر من🎙
🔰 کربلایی نریمان پناهی
🗓 صوت های قدیمی
#صوت
#سینه_زنی
#نریمان_پناهی
@Arshiv_Gholam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥حوزههای علمیّه قبل و بعد انقلاب🎥
🔰 عطاء اللّه مهاجرانی
#فیلم
#سخنرانی
#حوزه_علمیه
#عطاء_الله_مهاجرانی
@Arshiv_Gholam
دختری که بی پدر طی مسافت میکند
پای تاول خوردهاش را خار اذیت میکند
ردّ این شلّاقها مثل ضریحم کرده است
زائرم من را به کعب نی زیارت میکند
دونفر به یک نفر آن یک نفر هم بی پناه
زجر زجرم میدهد خولی حمایت میکند
کار دنیا را ببین من ساکتم زیر کتک
نیزهدار از این حیای من شکایت میکند
عمّه را خیلی خجالت میدهد این پیرزن
بین ما با خنده نان خشک قسمت میکند
کاش این سرباز رومی را خودت لالش کنی
پیش ما با آبروها زشت صحبت میکند
از سر نیزه بگو بابا که بابای منی
دختر شامی مرا خیلی شماتت میکند
گرچه صدجایم شکسته اشک را دارم هنوز
گریه ام در شام ویرانه قیامت میکند
«سید پوریا هاشمی»
#شعر
#روضه
#حضرت_رقیه
@Arshiv_Gholam
چشم خشک از چشم های تر خجالت میکشد
چشمه وقتی خشک شد، دیگر خجالت میکشد
سوختن در شعلهی دل، کمتر از پرواز نیست
هر که این جا نیست خاکستر، خجالت میکشد
بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست
این گدا وقت کرم بهتر خجالت میکشد
لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم
دستهای سائل از این در خجالت میکشد
طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی
بیشتر با دیدن مادر خجالت میکشد
تا عروج فاطمه، جبریل را هم راه نیست
در مسیر عرش، بال و پر، خجالت میکشد
حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است
با ورود فاطمه، محشر خجالت میکشد
نامهی اعمال نوکرها به دست فاطمه ست
آن قدر میبخشد و نوکر خجالت میکشد
آن چه مادر میکشد، دردش به دختر میرسد
گر بیفتد مادری، دختر خجالت میکشد
دست این از دست آن و دست آن از دست این
آه دارد همسر از همسر خجالت میکشد
هر کجا حرف “در” و “دیوار” و از این چیزهاست
چشم خشک از چشم های تر خجالت میکشد
«علی اکبر لطیفیان»
#شعر
#مناجات_و_روضه
#حضرت_زهرا
@Arshiv_Gholam
اگرچه کاهم از آتش إبا نخواهم کرد
نماز سوختنم را قضا نخواهم کرد
بدون مهر تو خورشید را نمیخواهم
بدون نام تو حتّی دعا نخواهم کرد
به کیمیاگری چشم فضّهات سوگند
که غیر خاک تو را توتیا نخواهم کرد
به جز به دشمن مولا، به جز به دشمن تو
نثار هیچ کسی ناسزا نخواهم کرد
در آن مقام که مادر گریزد از فرزند
بگو که نوکر خود را رها نخواهم کرد
بگو چکار کنم تا صدا کنی پسرم
که من به نوکریام اکتفا نخواهم کرد
تو مادر منی و اختیار دار منی
بگو بیار سرت را صدا نخواهم کرد
منی که کشته عشق حسین تو هستم
به جز رضای تو را خونبها نخواهم کرد
علی که تکیه عالم به اوست، می فرمود
که جز به فاطمهام إتّکا نخواهم کرد
تو رو به قبله ترین کعبه و علی قبلهست
به غیر تو به کسی اقتدا نخواهم کرد
چنین که خاطرت آزرده است از کوچه
به حشر کوچه برای تو وا نخواهم کرد
«محسن عرب خالقی»
#شعر
#مدح
#مناجات
#حضرت_زهرا
@Arshiv_Gholam