جقهی برلیان الماس سرم را پیشکش آستانهی حضرت امیرالمومنین کردم. در بالای سر حضرت روی دیوار که دست نرسد جایی معین شد که کار بگذارند، رویش آئینه باشد. الحمدالله در بالای گلدسته طلای حضرت، در پنج وقت نماز، موذنها بانگ اشهدان علی ولیالله را به بانگ بلند میگفتند.
سفرنامهی عتبات؛ ۱۲۸۷ هجری
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
عرض کردم: نخستوزیر عرض میکند مسأله ساختمان بیمارستان شیعیان لبنان را اجازه فرمایید منصور قدر سفیر جدید ما که میرود، مطالعه کرده و نظر بدهد. فرمودند: نخستوزیر «...» خورده که میگوید روی امر من باید قدر برود و مطالعه کند. بگویید فوری باید تصمیم بگیرید. این کار باید شروع بشود.
۳۱ خرداد ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
مردم در خیابانها[ی لندن] تا کیلومترها صف بستهاند و ساعتهای طولانی انتظار میکشند تا بخت به آنها رو کند و بتوانند لحظهای شاه [ایران، ناصرالدینشاه] را ببینند. تاکنون هیچ مردی را ندیدهام که این چنین توجه مردم را برانگیزد.
مارک تواین
روزنامهی نیویورک هرالد؛ ۱۸۷۳
#مارک_تواین
#قاجار
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
مردم در خیابانها[ی لندن] تا کیلومترها صف بستهاند و ساعتهای طولانی انتظار میکشند تا بخت به آنها ر
جمعیتِ زیاد از حدی حاضر بودند، نظام [قشون] انگلیس، موزیکان سواره، زرهپوش خاصه، ولیعهد انگلیس معروف به پرنس دوگال حاضر بود، بیرون آمدم، همهی وزرا و اعیان اشراف انگلیس حاضر بودند، تماشاچی از عدد و حساب گذشته بود.
لندن، سفر اول فرنگ
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ| بخش سوم: ژولیوس سزار 🗡️قسمت دوم: طلوع یک دیکتاتور فتح گال (فرانسه امروزی)
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار
📍قسمت آخر: خیانت دوستان؛ سقوط ژولیوس سزار
«اگر ناگزیر شوم میان خیانت به کشورم و خیانت به دوستانم یکی را برگزینم، امیدوارم آنقدر شهامت داشته باشم که به کشورم خیانت ورزم. چنین انتخابی ممکن است خوانندهی مدرن را منزجر کند و ممکن است بیدرنگ دستان وطنپرست خود را برای برداشتن تلفن و تماس با پلیس بلند کند. با این حال، چنین انتخابی دانته را شگفتزده نمیکرد. دانته، بروتوس و کاسیوس را در پایینترین حلقهی دوزخ قرار میدهد، زیرا آنان ترجیح دادند به دوست خود، ژولیوس سزار، خیانت کنند تا به وطن خود، روم!»
(بخشی از مقدمهی کتاب «یک جاسوس در میان دوستان» به نقل از ای. ام. فورستر، ۱۹۳۸)
توضیح: دانته، شاعر و نویسندهی قرن چهاردهم میلادی، در کتاب کمدی الهی، تصویری شاعرانه و در عین حال نمادین از بهشت و دوزخ ارائه میدهد. در نگاه او، خیانت به دوستی، گناهی سنگینتر از خیانت به کشور است.
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار 📍قسمت آخر: خیانت دوستان؛ سقوط ژولیوس سزار «اگر ناگزی
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار
🗡️قسمت آخر: دیکتاتوری، اصلاحات و سقوط
پیروزی در جنگ داخلی
🔸پس از عبور از رود روبیکن در سال ۴۹ پیش از میلاد، ژولیوس سزار وارد جنگ داخلی سرنوشتسازی با پومپه و جناح سناتوری شد. این نبرد، نهتنها رویارویی دو فرمانده، بلکه تقابل دو دیدگاه درباره آینده جمهوری روم بود.
🔹در سال ۴۸ پیش از میلاد، سزار در نبرد تعیینکنندهٔ فارسالوس نیروهای پومپه را شکست داد. پومپه به مصر گریخت، اما پیش از آنکه بتواند نیرویی تازه سامان دهد، به دستور بطلمیوس سیزدهم کشته شد.
🔸سزار پس از تثبیت قدرت در شرق، به آفریقا و سپس به اسپانیا رفت تا آخرین مقاومتها را در هم بشکند. سرانجام، در سال ۴۵ پیش از میلاد با پیروزی در نبرد موندا، جنگهای داخلی پایان یافت و او بهعنوان بیرقیبترین چهره سیاسی و نظامی روم به پایتخت بازگشت.
اعلام دیکتاتوری مادامالعمر
🔸در بازگشت به روم، سزار ابتدا بهعنوان دیکتاتور موقت منصوب شد؛ مقامی که در سنت جمهوری فقط در شرایط اضطراری اعطا میشد. اما در سال ۴۴ پیش از میلاد، سنای روم عنوان بیسابقه «دیکتاتور مادامالعمر» (Dictator Perpetuo) را به او اعطا کرد.
🔹این تصمیم بهمعنای تمرکز کامل قدرت اجرایی، نظامی و قضایی در دستان یک فرد بود. سزار با لباس ارغوانی، تاج گل پیروزی و تشریفات ویژه در انظار عمومی ظاهر میشد؛ در حالی که نهادهای جمهوری عملاً به پوستهای تشریفاتی تبدیل شده بودند.
اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و اداری
🔸سزار مجموعهای گسترده از اصلاحات را اجرا کرد: کاهش بدهیها، ساماندهی توزیع زمین میان سربازان و شهروندان فقیر، اصلاح نظام مالیاتی و تأسیس شهرهای جدید برای اسکان مهاجران و کهنهسربازان.
🔹او در حوزه حقوقی، قوانین مدنی را بازنگری کرد، روند دادرسی را سادهتر ساخت و امتیازات انحصاری اشراف را محدود نمود. همچنین با افزایش شمار سناتورها، تلاش کرد نمایندگان استانهای مختلف را در اداره روم سهیم کند؛ اقدامی که هم اصلاحطلبانه بود و هم واکنشبرانگیز.
توطئه و ترور: ایدهای مارس
🔸تمرکز قدرت در دستان سزار، نگرانی عمیقی در میان سناتورهای محافظهکار ایجاد کرد. گروهی از آنان، با ادعای دفاع از جمهوری، تصمیم به حذف فیزیکی او گرفتند.
🔹رهبران توطئه مارکوس یونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لونگینوس بودند. حضور بروتوس که سزار به او اعتماد داشت، به این توطئه بُعدی تراژیک بخشید.
🔸در روز ۱۵ مارس ۴۴ پیش از میلاد (ایدهای مارس)، سزار برای شرکت در جلسهٔ سنا به تئاتر پومپه رفت. با وجود هشدارهای متعدد، وارد جلسه شد.
🔹سناتورها او را محاصره کردند و با ۲۳ ضربه خنجر به قتل رساندند. جمله منسوب به او، «?Et tu, Brute» («تو هم، بروتوس؟») هرچند از نظر تاریخی محل بحث است، اما به نمادی جاودان از خیانت بدل شد.
پیامدها و پایان جمهوری
🔸سناتورها گمان میکردند با مرگ سزار، جمهوری احیا خواهد شد؛ اما نتیجه دقیقاً برعکس بود. مردم روم خشمگین شدند و در مراسم خاکسپاری، حمایت خود را از سزار نشان دادند.
🔹مارک آنتونی با سخنرانی مشهورش، افکار عمومی را علیه قاتلان برانگیخت. جنگهای داخلی تازهای آغاز شد که در نهایت با پیروزی اکتاویان، فرزندخواندهٔ سزار، پایان یافت.
🔸در سال ۲۷ پیش از میلاد، اکتاویان با لقب آگوستوس قدرت را در دست گرفت و آغاز رسمی امپراتوری روم را اعلام کرد. با این رویداد، جمهوری روم برای همیشه به پایان رسید.
میراث نام «سزار»
🔸نام «سزار» پس از مرگ او به یک عنوان سیاسی تبدیل شد؛ نمادی از قدرت مطلق.
🔹این نام در زبانها و فرهنگهای مختلف ادامه یافت:
در آلمانی: Kaiser
روسی: Tsar
فارسی: قیصر
لاتین و اروپا: Caesar
🔸امپراتوریهای بزرگی چون روم، بیزانس، آلمان، روسیه و حتی عثمانی، خود را وارث سنت سزار میدانستند. ژولیوس سزار، نهفقط یک فرمانده یا سیاستمدار، بلکه نقطه عطفی در تاریخ قدرت، دولت و تمدن غرب بود؛ تأثیری که تا امروز نیز ادامه دارد.
📚 منابع:
ژولیوس سزار: دان ناردو (ترجمه: شهربانو صارمی)
تاریخ روم: تئودور مومسن
#ژولیوس_سزار
#روم
@Barlabeietarikh
[در جنگ جهانی اول] مبلغین آلمانی علیه مسیحیت [در ایران] مشغول تبلیغ شده و به دیانت اسلام اظهار عقیده میکردند و این مأمورین انتشار میدادند که ملت آلمان، دین اسلام را قبول کرده و حتی قیصر امپراتور آلمان، داخل در دین اسلام شده تا این حد که اسم او را «حاجی ویلهلم» گذارده بودند.
از خاطرات سر پرسی سایکس
#سرپرسی_سایکس
#قاجار
@Barlabeietarikh
ما یک چیزی داریم بهنام «ایران مال»؛ نه سند مالکیت دارد، نه مالک آن معلوم است، بدهی مالیاتی و شهرداری دارد و خلافی آن هم پرداخت نشده و هزار مسئلهی دیگر. برای این مِلک نمیشود سند زد که حالا به فروش برسد.
سجاد افشار
معاون حقوقی بانک مرکزی
#سجاد_افشار
#متفرقه
@Barlabeietarikh
رفتیم حمام؛ حاجی حیدر هم لخت شد، سرتن شوری کاملی کردیم. حاجی حیدر ده تومان انعام دارد، چون شبها اینجا نمانده بود نداده بودند. حاجی حیدر گفت: به آقادایی گفتیم؛ گفته است تا شاه حکم نکند نمیدهم. گفتم حاجی تو که اینجا شبها نبودی، ده تومان میخواهی چه کنی؟ گفت: من صدتومان مواجب دارم؛ با این صدتومان چطور گذران کنم؟ مال دارم، نوکر دارم، آدم دارم چه کنم؟ از همه بدتر، یک زن جوان هم گرفتهام هی کرهخر پس میاندازد، اینها دایه میخواهند. خودش هم عارش میآید شیر نمیدهد؛ اینها همه مخارج دارند. گفتیم آقاحاجی، تو چطور صدتومان مواجب داری؟ میخواهی حالا حساب کنم در سال چقدر به تو میرسد؟ حساب کردم سالی هزار و دویست تومان به حاجی حیدر میرسد. گفتیم این چطور صد تومان است؟ که حاجی گفت: من دو هزار تومان مخارج دارم! دیدم حاجی حالا عوض ده تومان دوازده تومان از ما میخواهد. گفتیم برو جهنّم شو، همان ده تومان را برو بگیر؛ آن قدر حرف نزن و از دست حاجی خلاص شدیم.
ذیقعده ۱۳۱۰
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
از ۴۹ سال سلطنت ناصرالدین شاه، ما چیزی حدود ۱۵ سال از خاطرات ناصرالدین شاه را نداریم. علت این امر را خود ناصرالدین شاه در خاطرات خود در سال ۱۳۰۹ در سفر به شهرهای مرکزی ایران اشاره کرده است: «در چهل و دو سال قبل از این، به همین دو دهک آمده بودیم با میرزا تقی خان امیرنظام (امیرکبیر) به شکار و روزنامه آن سفر را همه نوشته بودیم. بعد از میرزاتقیخان، در اوایل صدارت میرزا آقاخان همه آن روزنامهها را در توی نهر باغ نگارستان شُستیم و حقیقتاً خیلی بد کاری کردیم! اگر نَشُسته بودیم و حالا میخواندیم و میدانستیم در چهل و دو سال قبل از این، در آن سفر در اینجا چه کرده بودیم، خیلی خوب بود.»
به احتمال زیاد، علت این امر، آشفتگیهای روحی شاه در دورهی صدارت امیرکبیر و اوایل صدارت میرزا آقاخان بوده است.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
در آن زمان که مرا برای شاه صیغه کردند به قول شما شیربهایم هفتصد تومان، یک غلامسیاه، یک آینهی تمامقدی، یک انگشتر الماس گرانبها و دو طاقه شال بود. اگر تنها هفتصد تومان را به پول امروز حساب کنید میبینید که سر به آسمان میزند. شما خیال میکنید شاه زن میگرفت که کیف و لذت بکند؟! شاه میگفت من برای رفاه حال رعایا زن میگیرم. از هر قصبه و دهکدهای دختری را عقد میکنم تا بتوانم به آنجا بیشتر برسم، کمک کنم و از درد دلشان باخبر شوم. خیلی از زنهای شاه بودند که در مدت یک سال حتی یک شب به حضور او نمیرسیدند. او تمام وسایل استراحت را نیز برای زنهایش فراهم کرده بود و دمی از وضع حال اندرون غافل نبود و خودش شخصا سرکشی میکرد. مثلا هر چهار نفر زن یک حمام خصوصی داشتند و هرکدام از خانمها دارای یک آشپزخانهی جداگانه بودند. من خودم یک نفر ناظر، چند نفر کلفت و غلام و آشپز داشتم. ناظر وقتی ناهار حاضر میشد روی سرپوش ناهار مهر میزد که مبادا زهر قاطی آن کنند. شاه میترسید زنها با یکدیگر حسادت کرده به غذای هم سم بریزند روی این اصل دستور موکد داده بود که ناظرین بهدقت نظارت کنند تا مبادا جنایتی در حرمسرا واقع شود. بدانجهت هرکدام از زنها ناظر مخصوصی داشت که مسئول غذا بود و به این ترتیب بالغ بر ۳۵۰ آشپزخانه در حرمسرا وجود داشت.
خاطرهی شفاهی زیور حاجصالح یا خانم بالا، از همسران صیغهای ناصرالدین شاه
(روزنامه اطلاعات مرداد ۱۳۳۶)
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
کمی بعد از آنکه در چادرهای خودمان نشستیم، شاه برای تماشای تعزیه به اطاق مخصوص خود آمد. ما در مکانی بودیم که نمیتوانستیم شاه را در آن اطاق ببینیم ولی از بلند شدن کلیهٔ حضار و تعظیم کردن تمام کارکنان دولت و دربار این موضوع را فهمیدیم. بعد از ورود شاه مراسم تعزیه شروع شد.
از خاطرات دکتر هینریش بروگش، سفیر پروس در ایران
#هینریش_بروگش
#ناصرالدین_شاه
@Barlabeietarikh