eitaa logo
فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
269 دنبال‌کننده
3 عکس
11 ویدیو
0 فایل
کانون شعر و نغمه میرزا محمود فدایی مازندرانی مرکز حفظ و نشر آثار شاعران آئینی مازندران لینک ارسال شعر @fadaeimazandarani
مشاهده در ایتا
دانلود
نداشتیم و داشته بزرگ ایل، تجربه رفیق روزهای سخت و بی‌ بدیل، تجربه خیانت و مذاکره، شهادت و مقاومت که خاطرات او پُر است از این قبیل تجربه به قلب آسمانی‌اش، به روح بیکرانی‌اش و بسته بر نگاه نافذش دخیل، تجربه که گفته اشعری‌ست صیدِ دام عمروعاص ها؟ که گفته در مذاکره شود ذلیل؟ تجربه! به هرکسی که گفت بدگمانی‌ات به گرگ چیست؟ بگو دلیل؟ تجربه! ، بگو دلیل؟ تجربه! ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن جان می‌دهم در پای تو ای با شکوه من چون آرشم، مثل غرور رستم دستان همچون سیاوش، نقشی از اسطوره ی بهمن مثل سلیمانی و فخری زاده و چمران مانند همّت، آتشم بر فرق اهریمن مثل سهندم، چون دماوند و عَلَم کوه ام مانند تفتان، مثل یک زیبای روئین تن هم مثل ذوق رود کارونم پر از امّید هم مثل خورشید خراسان هستم و روشن در من شهیدی می تراود مثل لبخندی چون غنچه های نسترن در باغ و در گلشن در پای تو یاران هم پیمان، همه حاضر آماده ی دفع خطر، از مکر هر دشمن شور جوانمردی و شوق عاشقی هایم آوازه ای باشد میان کوچه و برزن اردیبهشتم من که با آذر به هم سازم با خاطری فرخنده تر، از لاله و سوسن مثل خلیج فارس ات تا ساحل اروند از صلح می‌گوید خزر، ای گُل فِشان دامن آباد و مانا باشی و پاینده و آزاد ای جان من، ای عشق من، ای جاودان میهن ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
خَلقاً و خُلقاً پیمبر آمده بار دیگر بوی حیدر آمده جلوه ی آیات محشر آمده بانی شش گوشه اکبر آمده علت لبخند اربابم رسید اولین فرزند اربابم رسید صورتش روشن تر از الماس شد داستانِ عشق لیلی خاص شد او رسید و در همه احساس شد: باعث دلگرمی عباس شد خون اکبر به عموجان می‌کشید دومین ماهِ بنی هاشم رسید پای تا سر اشبه الناس نبی‌ست با محمد دیدن رویش یکیست وقتِ شادی هست و اینک غصه چیست؟ خنده‌های عمه زینب دیدنی‌ست چشمهایش چون که مست خواب شد عمه زینب در دلش قند آب شد بوسه ی چون قندِ آقا دیدنی‌ست چهره‌ی خرسند آقا دیدنی‌ست میوه‌ی پیوند آقا دیدنی‌ست این پسر مانند آقا دیدنی‌ست بر سر ما قامت‌اش شد سایبان روز میلادش شده روزِ جوان زیر پایش عالمی کرده قیام دوستش دارند آری خاص و عام دشمن اش اقرار کرده والسلام در حقیقت می‌شود باشد امام جلوه های حق در او رؤیت شده دیدِ دشمن هم به او مثبت شده از کرمخانه نباید بُگذریم خانه ی امن است و پشت این دریم از سر این سفره روزی می‌بریم چونکه مثل مجتبی باشد کریم خانه ‌اش باشد مشخص در کَرَم محشرند این خاندان محترم تا موذن سوی معبد آمده عطر پیغمبر مجدد آمده با عبای سبز احمد آمده گوئیا شخص محمد آمده ای جماعت روح پیغبر رسید نسل پاکِ او علی اکبر رسید ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
در فِراقت به ذات رَبّ مهدی جان ما آمده به لب مهدی در غم هجر تو به چشم خِرَد روز بگرفت رنگ شب مهدی گفتم این شعر را به حالی رفت سیزده روز از رجب مهدی سیزده چیست ؟ بین ما و اَجل فاصله نیست یک وَجب مهدی دین جَدّت مخواه لطمه خورد از اَیادّیِ بُولَهب مهدی اِستعانت از او طلب چون او هست اَسباب را سَبب مهدی چکنم روزهاست دیده به در غم فراگیر شد به شب مهدی تو اَبا صالحیّ و بی تردید فارس و حارس عرب مهدی حَسنت حُسن و حُسن دُو حُسنی بُوالحَسن باشدت لقب مهدی رهروانت زنند از هجرت غُوطه در بَحر تاب و تَب مهدی ما به سویت روان چنان آبیم جاری آب است تا مَصب مهدی شرف و قَدﹾرَتﹾ از دو سُو بَرتر حَسب توست چون نَسب مهدی نَسب ازباب ،حَسب ز مام تُراست هر دو داری ز اُمّ و اَب مهدی بر سر و رویت ای مُنادی حقّ حائل تا کی شود قَصب مهدی سالها گر به پرده دَر باشی نیست در زَعم ما عجب مهدی بهر دفع عَدو ز کِسوت ناز بدرآی از سر غضب مهدی دشمنت از سر عِناد و غَرض لعن گوید تو را و سَب مهدی دشمنان را ز تیر کین تَزیین کُن سرو دست و پا و لب مهدی یا که بینم به تَرکه ی شمشیر هر که را میکنی ادب مهدی دوستان را به کام جان بنشان شَهد از نخله ی رُطب مهدی میشود در کف کفایت تو نقره ی خام چون ذَهب مهدی خُرّم آنکو که در طریق طلب دست یازید بر طلب مهدی درطلب«رونقی» نه گامی هِشت شده حَمالةُ الحَطب مهدی انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
یار ما می آید و ‌عالم گلستان می شود دیده ها روشن ز روی جان جانان می شود شب نگاهش میرود تا پای صبح عاشقی تا ببیند قسمتش نور درخشان می شود با سلامُ هی حتی مطلع الفجر خدا سوره ی قدر است و خود تفسیر قرآن می شود چون بیاید از پی اش چندان ببارد آسمان هر زمین شوره همچون باغ رضوان می شود آنچنان گردد جهان از یمن این پور علی چشم اهل آسمان مبهوت و حیران می شود بچه شیر حیدر کرار چون گردد عیان لشکر شیطان ز ترسش خوار و پنهان می شود بسکه رحمت میرسد از حضرت پروردگار گرگ و میش باهم سر یک سفره مهمان می شود سوره ی نون و قلم دیگر تجلی می کند باب و علم و معرفت روشن ز یزدان می شود نام زیبای علی آید ز هر گلدسته ای چون بهار از رفتن سرد زمستان می شود کینه ها می سوزد و رحمت رسد بر سینه ها خُلق خوش مسند نشین قلب انسان می شود خَلق عالم گوئیا بیند ملائک در زمین اتصال خاک و عرش حی سبحان می شود سبح اسم ربک الاعلی شود ورد زبان صوت زیبای کلام حق نمایان می شود پرچم مهدی به امر حق رود در اهتزاز آیت نصر من الله نورافشان می شود از پیمبر تا علی و از علی تا فاطمه هم حسن هم با حسین این نامه عنوان می شود این همه یک سو و مولا هم خودش سویی دگر نام مهدی آتش است و عشق سوزان می شود اکفیانی یا محمد اکفیانی یا علی شعر من با نامتان همچون بهاران می شود برگ سبزت ای شریف آید اگر نزدش قبول این قصیده از کرم دریای غفران می شود انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
جوانه زده نرگس ، به هنگام بهاران خدا کرده عنایت ، شده وا در غفران دمیده مه عترت ، شب نیمه ی شعبان‌ شده عالم امکان ، فروزنده و تابان به دستان ملائک ، گل و نقل و نبات است مه فاطمه آمد ، بهار صلوات است ندا داده منادی ، حسن را پسر آمد بود منجی عالم ، عزیز دل احمد مه و مهر منیر است ، مقامش شده امجد رشادت چو علی و ، شباهت به محمد گل سرسبد عشق ، جمیع الحسنات است مه فاطمه آمد ، بهار صلوات است بیایید ببینید ، چه زیبا و چه ناز است شب جشن و سرور و ، در میکده باز است می از کوثر جنت ، بسی روح نواز است بنوشید بنوشید ، که این باده مجاز است شب ذکر دعا و ، مناجات و صلاة است مه فاطمه آمد ، بهار صلوات است شب تیره سحر شد ، شکفته گل طاها شد از یُمن وجودش ، معطر همه دنیا نگر شادی عیسی ، ز طور آمده موسی محمد کند امشب ، ز دل شکر خدا را امید دل شیعه ، به هنگام ممات است مه فاطمه آمد ، بهار صلوات است شب آمدن یار ، شب وصل و امید است نگر سامره امشب ، پر از شور و نوید است دل عالمیان خوش ، از این عید سعید است چو سالار شهیدان ، بزرگ است و مجید است بیا سید مسکین ، که هنگام برات است مه فاطمه آمد ، بهارصلوات است انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
  تکثیر کن ز عطر تن خود بهار را مستانه کن تغزل طبع خمار را آرایه های یخ زده ی بیقرار را این استعاره های پر از انکسار را لبریز عاشقانه کن این "واژه زار" را "موعود" وعده داده شده در کتاب ها زانو زدند پیش تو عالیجناب ها در ربنای توست همه استجاب ها لب وا کنی ز لعل تو ریزد شراب ها از ما مگیر آن لب همچون انار را ای قبله ی قبیله ی چشم انتظارها چشم تو کعبه ی همه ی مهزیارها صید تواند قوم به عشقت دچارها تمار پرورند به زلف تو دارها بر دار زلف خویش برقصان شکار را ماه شب چهارده آسمان عشق خورشید زاده،حضرت صاحب زمان عشق یابن العسل! عسل نسب خاندان عشق سوگند می دهیم شما را به جان عشق پایان بده به وصل خود این انتظار را عالم فدای هیبت پیغمبرانه ات پرهای جبرئیل امین فرش خانه ات "یا رب فاطمه" است دعای شبانه ات جانم به غیرت و غضب حیدرانه ات "یا منتقم" بگیر به کف ذوالفقار را یا ایها الحبیب تمام حبیب ها آیینه ی غریبی آل غریب ها دارد ضریح پیروهنت عطر سیب ها شان نزول آیه ی "امن یجیب"ها یعقوب هم ندیده چو ما اضطرار را کنعانیان از غم یوسف خمیده ایم بار فراق را سر شانه کشیده ایم عمری اگر ز باده ی هجران چشیده ایم "ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم" عشق است این مکاشفه ی آشکار را ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی وقتش شده که گوشه ی چشمی به ما کنی ما را به باده ی نگهت مبتلا کنی بعدش مقیم میکده ی سامرا کنی سلمانیان عاشق مجنون تبار را... انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
لیلاییان بیایید امشب شب جنون است رحمت ز عرش اعلا از حدّ خود فزون است شادی و عیش و عشرت در ماسوا فزون است روشن تر از ستاره هر دیده و عیون است آلاله از نگاهش افتاده و نگون است زیرا که نرگسی شد ازخواب عشق بیدار ساقی بیار جامی از باده ی طهورا مستم کن و خرابم تا هست ملک دنیا امشب کجا شناسد عاشق دگر‌ سر از پا ماه جهان ندارد آن جلوه های زیبا زیرا عیان سحر شد خورشید عالم آرا نور وجود مهدی از عشق شد پدیدار نرگس خمار و مفتون از نرگس خمارش یکبار دیگر عالم دیده رخ نگارش رفته خزان به یک سو پیدا شده بهارش در سامرا عیان شد آلاله‌وش عذارش الیاس و نوح و آدم بنشسته در کنارش صدها هزار یوسف شد امشبش خریدار میخانه را گشایید من مست مستم امشب از خواهش هوس ها یکباره رستم امشب مجنون‌صفت اسیر بالا و پستم امشب از غمزه ی نگاهش ببریده دستم امشب مفتون روی او از روز الستم امشب یحیی‌صفت به عشقش مانم همی سردار دلدادگان کویش آواره در بیابان بهر وصال رویش تا سامرا شتابان هرلحظه روبرویش بینند ماه تابان بر درگه نکویش همچون غلام و دربان صد‌‌‌جان شود به سویش با یک حضور قربان چون کافران بمیرد هرکس نماید انکار مطرب نوای سازت امشب ز سوز سرده بر عاشقان عالم این عشق را خبر ده شام سیاه هجران با مقدمش سحر ده بر شیعیان راهش مژده ای از ظفر ده خاک کویر دل را یک قطره از مطر ده پاک و مطهر آید دل از وجود اغیار امشب شب وصال مجنونیان عشق است اوج کمال جمله مفتونیان عشق است آغاز عشرتی از محزونیان عشق است آزادی تمام مسجونیان عشق است امشب ظهور نفع مغبونیان عشق است ای خوش دلی که امشب سازد ز عشق اقرار شادی نما هم امشب مهدی به عالم آمد تاج سر خلایق ابنای آدم آمد نور دو چشم زهرا مولا و خاتم آمد بر درگهش غلامی عیسی بن مریم آمد یاسین و نور و طاها آیات محکم آمد موسی به سایدش سر بر آستان و دربار مهدی بیا یک امشب با این دلم سحر کن امشب تو‌ عاشقان را یک یک دست به سر کن از شوق وصلت این دل پرشعله و شرر کن عشق تمام عالم زین وصل بی اثر کن بر گل عمویی خود بار دگر نظر کن تا بر خودش ببالد اندر تمام ادوار انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
فرخنده باشد آندم گل از چمن در آید در قابِ چشمِ یاران سیمای دلبر آید روشن بوَد جهانی زان نورِ جاودانی از جلوه ی جمالش عالم به محشر آید آن بختِ با سعادت آن فیضِ نور و رحمت آن میوه ی نبوّت از باغِ کوثر آید در صبحِ روشنایی زیبا پسر چو ماهی دامانِ پاکِ نرگس آغوشِ عسکر آید از قبلگاهِ عالم خورشیدِ مَطلع الفجر آن هادیِ خلایق منجی و رهبر آید با نورِ عشق و ایمان روشن کند جهانی از کعبه نیز بوی یاسِ معطّر آید او پرچمِ عدالت بر دوشِ خود گرفته تا پُر شود جهان از الله و اکبر آید بر عاشقان مبارک آن عیدِ با سعادت مهدیِ آلِ احمد نورِ پیمبر آید! انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
ای همسفر نسیم و مهتاب بیا ای ساده ترین رباعی ناب بیا قندیل زده نگاهمان بی خورشید ای فصل بهار و چشمه‌ی آب بیا ____ بی تاب نکن قرار را جاری کن آرامش بر مدار را جاری کن بر تشنگی زمین و بر خشکی عشق باران بزن و بهار را جاری کن ____ ای آینه دار هل اتی ادرکنی افتاده گره به کارها ادرکنی در حنجره ها صدای آزادی نیست ای دست عدالت خدا ادرکنی ____ ای حُسن تو را جلوه ی حق داده برات و از نام قشنگ تو به ما داد حیات باشد که خدا عنایتی خاص کند بر صاحب ما امام مهدی(عج) صلوات انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
  السّلام ای مهد خوبی پروری السّلام ای حجّت ابن العسکری السّلام ای حق ز نامت منجلی السّلام ای معنیِ اسم علی السّلام  ای  جلوه‌ی  ایمان و عشق مظهر زیبایی عرفان و عشق السّلام ای معدن پاک  نبی السّلام  ای سقف افلاک نبی هر که استاد سخن یا شاعر است پیش توصیف تو حتما قاصر است وصف تو  یا  حجّت ابن  العسکری اینکه: یک مو  از خدایی کمتری نام زیبای تو بر لب زمزمه در نماز مرتضی و فاطمه بوی جنّت از تو احمد برده است ای که نازت را محمّد(ص) برده است ای که از نامت طراوت میچکد و از لسان الغیب، حکمت میچکد آسمان، فرش هزاران شانه ات کهکشان، بی ادعا پروانه ات سرمه‌ی چشمت شب دیجور ما هر نگاهت، استوای نور ما از زلالت، قطره ها سامان گرفت سینه های تب زده باران گرفت آمدی با ابتدای حرف نور می‌نشینم زیر ابرت تا ظهور می‌سپارم اختیارم را به اشک هر چه دارم یا ندارم را به اشک بر کویرم ابر ایمان را بگو آیه های فصل‌ باران را بگو منتظرهای بهارت میروند سروهای بی قرارت میروند کم نکن از شور شیرین ریشه را سینه های تشنه ی اندیشه را آمدی تا مژده ی باران دهی سیزده معصوم را عنوان دهی ای وجودت آخرین خورشید حق می‌دمد از مطلعت  توحید  حق مهدیا! ما را  دچار نور کن با ظهورت  تیرگی را دور کن با حضورت ای امیرالمومنین ای شُکوه مستدام  متّقین برق‌ شادی نزد سبط الهادی است سامرا امروز غرق شادی است از دل و جانم، دل و جان می‌بری جان به قربان  تو یابن العسکری انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani
  بلبل ز سرِ شوق غزلخوان شده است در قلب کویر تشنه باران شده است پیچیده شمیم نرگسی بر دل دشت ای منتظران نیمه ی شعبان شده است _ مستیم که هشیار نگشتیم هنوز ما عاشق دلدار نگشتیم هنوز چون تشنه لبی که آب را میخواهد ما تشنه ی دیدار نگشتیم هنوز _ می بافم و نقش رج به رج یعنی تو زمزم تو طواف و کعبه ،حج یعنی تو در هر سحری بر در تو می کوبم عجل الولیک الفرج یعنی تو ___ دور از غم و های و هو شود دنیامان لبریزِ ز گفتگو شود دنیامان روزی پسر فاطمه بر می گردد آن روز چه زیر و رو شود دنیامان انتشار اشعار بدون نام شاعر و آدرس کانال "کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی" مورد رضایت نمی‌باشد. ‏🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی @Fadaei_Mazandarani