#پروفایل 📸
[شاید شهادت
آرزوی همه باشد
اما یقینا جز
"مخلصین"
کسی بدان نخواهد رسید...!]
#اللهم_ارزقنا_شهادت💔
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
#شایدتلنگر 🖇
برای #شهادت
باید چڪار ڪرد؟!
- نفس خود را سر بِبُر...!
دنیا را براے دنیا
جدے نگیریمـ...
دنیا را براے #آخرٺ جدے
بگیریمـ..🍃💫
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
به همان خاک غریبانه قبرش سوگند
بی حرم هست ولی هرچه حرم زنده از اوست
#دوشنبه_های_امام_حسنی💚
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
#انگیزشی✨🌈
داشتن روحیه و #باور قوی گاهی از صدتا دارو هم شفا بخش تره...👌
برای داشتن #سلامتی هم از بیرون باید حواسمون باشه...(رعایت بهداشت)
هم از دورن باید باور قوی داشته باشیم...(نترس بودن)
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
•|قـرارگاه حـضرت حـجـٺ³¹³|•🇵🇸
وظايف منتظران١۵ 💌"اجتناب از تعيين وقت ظهور و تکذيب نمودنِ آن" 🔸براي ظهور امام زمان وقت و زمان مشخ
وظایف منتظران ١۶
💌صدقه دادن به قصد سلامتي امام زمان"
🔶اين کار يکي از نشانه هاي دوستي نسبت به بستگان پيامبر اکرم است. همانطور که هرگاه نگران سلامتي فرزندانمان يا کسي از عزيزانمان هستيم، به قصد سلامتيشان صدقه مي دهيم، بايد براي سلامتي امام زمان که بيشتر از هر کسي به اين کار سزاوار است نيز صدقه بدهيم.
🔷دليل آنچه گفتيم، روايتي است که شيخ صدوق در کتاب مجالس خود از پيامبر اکرم آورده است که: هيچ بنده اي ايمان نياورد تا اينکه من نزد او از خودش محبوبتر باشم و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوبتر باشند...
🔶و از اين حديث، خوشايند بودنِ اظهار محبت نسبت به امام زمان فهميده مي شود به طوري که مومن براي خود و خانواده و نزديکان خودش انجام مي دهد.
📸عکس باز شود 📸
#وظایف_منتظران
#وظیفه_منتظر_چیست 🤷♂
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
#طنزانه🌸
معلم پرسید چندتا بمب برای نابودی👊🏻
داعش واسرائیل لازم داریم؟ 🤔
دانش آموز گفت: ۲تا😊
همه خندیدن! 😂
معلم: دوتا؟ چطوری؟🤨
دانش آموز گفت
اول: فرمان سید علی 😎
دوم: سربند یازهرا «س» ♥️
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
#کرامات_امام_زمان ☘
#امید_آخر 🌱
#قسمت_چهلم✏️
جمعه ای که سرو صدا ی بچه ها بیشتر از روز های دیگر بود، اقایی کنار بساطمان آمد وگفت :
« اگر همین حالا بساطنان را جمع نکنید، از راه دیگری وارد میشوم،
قایم از جایش بلند شد و دستش را به کمرش چسباند وبا صدای بلند تری گفت: « مثلا چیکار میکنی؟!»
ما که همه منتظر یک درگیری و کتک کاری بودیم، استفاده کردیم.
یک دفعه با صدای آرام آن مرد به خودمان امدیم : « شما فکر میکنطد خدا مارا افریده و بدن سالم به ما داده تا مشغول این کار های لهو و لعب شویم، واقعا قصد و غرض خدا از آفریدن ماها این بود؟!
آقا جلیل سرگرمه هایش را در هم چرد وگفت:
« قربونت آقا چون از منبر بیا پایین، دستت درد نکنه، استفاده کردیم.
به محض تمام شدن حرف اقا جلیل، صدای بلند خنده ی بچه ها جای حرفی برای بنده خدا نگذاشت، به همین حاطر با عصبانیت از ما جدا شد،
بچه ها با هم مشغول سرگرمی های خودشان شدند. اما من حالم خیلی خوش نبود.
از بچه ها فاصله گرفتم و کنار جوی آ روی سبزه ها نشستم و به فکر فرو رفتم « واقعا خدا ما را برای چی افریده؟! بازی کردن، خوردن وخوابیدن؟، مسخره کردن دیگران؟! نه فکر نمی کنم برای این کارها به دنیا امده باشیم. اگر هدف خدا از خلقت ما این کار ها باشد، پس حیوان ها از ما خیلی جلو هستند. مطمئنا ما برای چیز دیگری آفریده شده ایم.»
✍🏻#ادامه_دارد...✨
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1
#کرامات_امام_زمان ☘
#امید_آخر 🌱
#قسمت_چهل_یک
هرچقدر سعی کردم خودم را به خوشی بزنم و از این فکر ذهنم را خالی کنم نمیشد.
مدت ها به این مساله فکر کردم تا اینکه صدای داد وفریاد آقا جلیل و محمد که به هم آب میپاشیدند رشته افکارم را پاره کرد.
احساس کردم دیگر از کارهایشام خوشم نمی آید. بدون هیچ مقدمه ای به سمت بساط رفتم و بی انکه با کسی حرف بزنم مشغول جمع کردن وسایلم شدم.
رفیقا به هم نگاهی به هم میکردند و با چشمانشان از کار من سوال میکردند.
آقا جلیل گفت « داداش حسن! انگار میخواهی رفیق نیمه راه باشی؟!»
خیلی جدی گفتم « شرمنده آقا جلیل! من دیگه نمی تونم با شما باشم.»
مثل اینکه حرفم را جدی نگرفته باشند خیلی شل گفت « از این شوخی ها نکن که به گروه خونی ما نمیخوره.»
بی توجه به حرف هایش ساکم را برداشتم و به راه افتادم.
قاسم جلویم را گرفت و گفت « حسن اگر رفتی دیگر نه ما نه تو»
هرکس چیزی گفت وکاری میکرد که من نروم ولی من تصمیم خود را گرفته بودم، بی توجه به حرف هایشان از انها جدا شدم ولی انها باورشان نشده بود.
محمود با شتاب به سمتم آمد و با گرفتن ساک از دستم گفت « بچه بازی در نیار حسن، ببین داری چطور عیشمان را خراب میکنی.»
✍🏻#ادامه_دارد...✨
Ⓙⓞⓘⓝ→↓
√°•@Hazrat_Hojjat_Camp1